تعليم و تربيت نزد ارمنيان

مقدّمه

مرکز عمده ارمنیان در شمال غربی ایران است و برخی نیز در شهرهاي مختلف ايران سکونت دارند . به دلیل آنکه از دیدگاه نژادی ایرانی هستند پیوند عمیقی با مردم ایران در طول تاریخ برقرار کرده اند . مهمترين مراكزي كه به علّت دارابودن نفرات بيشتر داراي مراكز تحصيلي زيادتري بود، در اين مقاله به ترتيب آمده است. اجتماعات ارمني ايران در جلفاي نو و اصفهان، تبريز و حومه، تهران و حومه، همدان، شيراز، جنوب ايران (آبادان، مسجد سليمان، اهواز، آقاجاري)، رشت، انزلي، قزوين و مشهد متشكّل شده است. شایان ذکر است، ارائة كامل‌تر اين پژوهش به علّت كمبود منابع و مآخذ مقدور نبوده و تا حدّ امكان حتّي در يك سطر، مراكز تعليم و تربيت ارمنيان ايران ذكر شده است. تاريخ افتتاح مراكز، به تاريخ مسيحي داده شده، زيرا منابع اين تاريخ را آورده‌اند و تبديل آن‌ها به تاريخ هجري شمسي به عللي مقدور نبوده است. در جاهايي كه منابع، تاريخ هجري شمسي را داده‌اند، به همان صورت قيد شده است.

 

مختصري از گذشتة تاريخي ارمنها

روابط ارمنیان و دیگر اقوام ایرانی از دیرباز وجود داشته است و همیشه ارمنیان در کنار ملت ایران بودند و در فراز و نشیب های گوناگون تاریخی پشت و یاور یکدیگر . ارمنستان یکی از ولایات ایران محسوب می شده است ارمني  ها نيز از همان زمان‌هاي دور در ايران سكونت داشته‌اند. اما آن‌چه بسيار به آن تأكيد شده، به عنوان مبداءِ تاريخي به‌حساب مي‌آيد. مهاجرت و سكونت ارمنيان در ايران، در دوران حكومت شاه عباس اول به سمت مرکز ایران آغاز می شود . البتّه گفتني است كه اين مهاجرت‌ها بعد از شاه عباس نيز چندين بار تكرار شده است. ارمنیان نژادی ایرانی هستند . یعنی خود را آریایی می دانند . زبانشان نیز از دیدگاه ریشه یابی زبانی خواهر زبانهای ایرانی محسوب می شود . متاسفانه ارمنستان در پی قرار داد ننگین گلستان به اشغال روسها در آمد و پس از فروپاشی شوروی مستقل شد ولی از روابط مستحکمی با ایران برخوردار است .

در اواخر سدة شانزدهم، زماني كه جلالي‌ها در مقابل حكومت عثماني قيام كرده و حكومتي نابسامان و پُر هرج و مرج تشكيل داده و شروع به تجاوز و غارت بخش آسيايي تركيه و ارمنستان كردند، مهاجرت ساكنان آن نواحي به ديگر كشورها كه امنيّت در آن‌جا حاكم بود، شروع شد.

مهاجران ارمني از قراباغ، گنجه و شاماخ به سركردگي ساروخان بيك، نازار (نظر) بيك، جلال بيك، مليك سوجوم، مليك هايكاز و ديگران به ايران آمدند. همچنين تمام ساكنان چهار روستاي دو ولايت دشت و ديزاك به آنان پيوستند. شاه عباس آنان را پذيرفت و در اصفهان و اطراف آن سكونت داد. در آن زمان ارمنيان ديگري نيز از اين گروه‌ها پيروي كردند. با ديدن اين وضعيّت، دو جاثليق ارمني، يعني داويد و مليك سِت پس از مشورت تصميم گرفتند براي نجات ارمنيان با شاه عباس وارد گفت‌وگو شوند و از وي كمك بطلبند.

براي عملي‌ساختن اين منظور، جاثليق مليك سِت همراه دو اسقف به نام‌هاي مانويل و آستواتسادور به اصفهان رفتند كه از طرف ارمنيان اصفهان مورد استقبال شايان قرار گرفتند. چند روز بعد، جاثليق پيشنهاد خود را با شاه عباس در ميان گذاشت و با موافقت شاه روبه‌رو شد. شاه وعده‌هاي زيادي در اين زمينه به آنان داد. تقاضاي كمك و مساعدت ارمنيان از شاه براي نجات از ظلم جلاليان، وي را به فكر انداخت كه موضوع كوچاندن ارمنيان را به ايران در سر بپروراند و فوائد حاصل از آن را سبك و سنگين كند و آن را به نفع ايران ارزيابي كند. نتيجة عملي‌شدن اين فكر، دو چيز را در پي مي‌توانست داشته باشد:

اول اين‌كه، ارمنستان پس از مهاجرت ارمنيان به ايران تبديل به سرزميني باير و ويرانه مي‌شد. در نتيجه نگهداري سپاه و ارتش در آن‌جا و حمله‌هاي سالانه به ايران غيرممكن مي‌نمود و ايران از دست اشرار ترك در امان مي‌ماند.

دوم اين‌كه، ارمنيان بازرگانان موفّق، هنرمندان و صنعتگران ماهري بودند و قادر به رونق بخشيدن به تجارت و هنر ايران بودند.

هر دو نظر شاه عباس با كوچاندن ارمنيان به ايران تا حدّ زيادي به حقيقت پيوست.

پس از انتخاب اصفهان به پايتختي، شاه عباس وضع نابسامان كشور را بهبود بخشيد. سپس با سپاه فراوان از طريق آذربايجان به عثمانيان حمله برد و بر علي پاشا فاتح شد. در سال 1603 تبريز را اشغال نمود و در وهلة اول دستور داد تا مهاجران آن نواحي از جمله ارمنيان را به اصفهان بكوچانند. پيرو آن، بخشي از ارمنيان را به اصفهان و بخشي را به فرح آباد كوچاندند. اين اولين كوچ ارمنيان به ايران بود. دومين كوچ، زماني اتّفاق اتفاد كه شاه از جلفا راهي نخجوان شد و آن‌جا را تصرّف كرد. سپس ايروان را محاصره كرد و سرداراني چند به اطراف فرستاد تا آن نواحي را نيز تصرّف كنند. يكي از آن سرداران، اللهورديخان بود كه ولايت چندي را متصرّف شد و تنها ارمنيان آن نواحي كه تعدادشان بالغ بر بيست و سه هزار نفر بود را همراه اسباب، دارايي و گلّه‌هايشان به شاهين كوچاند. شاه عباس دستور داد كه تعدادي از آنان را در همان‌جا و بقيّه را در كاشان و اصفهان سكنی دهند. قصد وي اين بود كه شهرها و روستاهاي آن نواحي را غيرمسكوني سازد تا عثماني‌ها قادر به نگهداري و استقرار ارتش خود در آن‌جا نباشند.

زماني كه شاه عباس متوجّه شد كه اشغال ايروان به طول خواهد انجاميد، به قارص رفت و ولاياتي از ارمنستان را كه تحت سلطة عثماني‌ها بود، اشغال كرد و ساكنان آن‌جا را جابه‌جا نمود. ناگهان خبر رسيد كه سينان پاشا با سپاه عثماني براي مقابله با وي مي‌آيند (1604 م). شاه به يروانداگرد (آقجاقالا) بازگشت و نقشه‌اي را كه مدّت‌ها در فكر خود پرورانده بود، به اجرا گذاشت و آن كوچاندن ارمنيان به ايران بود.

به اين منظور، ابتدا بزرگان ارمني را نزد خود خواند و گفت كه سپاه عثماني در حال حركت به سوي سرزمين شما است و شما مي‌دانيد كه جنگ درخواهد گرفت و اين به ضرر شما تمام خواهد شد؛ لذا به‌نظر من صحيح‌تر آن است كه شماها زحمت چند روز راه پيمودن را به خود بدهيد و به ايران برويد و پس از جنگ، دوباره به سرزمين خود برخواهيد گشت.

وي چون متوجّه شد كه اين پيشنهاد بزرگان را خوش نيامد، دستور داد تا تمامي ساكنان را از مكان‌هاي خود حركت داده و به‌سرعت هرچه تمام‌تر به ايران ببرند. اما وسايل موجود براي انتقال آن همه نفر در عرض سه يا چهار روز كافي نبود و اين امر غيرممكن مي‌نمود.

گذشتن از رود عظيم ارس، كاري بس دهشتناك بود. ولي مأموران بدون درنظر گرفتن دشواري‌ها و دهشت مردم، آنان را از ارس به طرف ايران حركت دادند. بدين ترتيب صدها هزار نفر از رود ارس به طرف ايران كوچانده شدند و در اين راه تعداد زيادي نيز به هلاكت رسيدند كه اين تعداد افزون بر صدها هزار نفر بود.

آناني كه از ارس گذشتند، به سه بخش تقسيم شدند. بخش اول از كنارة رودخانه و سپس از راه‌هاي صعب‌العبور كوهستان گذشتند و به اهر، مشكين، خلخال و طارم آورده شدند كه چهار ماه زمستان را در آن‌جا گذراندند.

بخش دوم كه ساكنان جلفاي قديم (ارمنستان) و شهرنشينان بودند، به تبريز منتقل شدند و زمستان را در آن‌جا سپري كردند و زماني كه بهار فرا رسيد، همه را به اصفهان و همدان كوچاندند (1605 م).

مورّخان اطلاعات جامعي در اين‌باره به ما نداده‌اند، ولي از ظواهر امر چنين برمي‌آيد كه كساني را كه در تبريز سكونت داده بودند، از راه زنجان و قزوين به اصفهان و اطراف آن‌جا بردند و آناني كه در اهر، مشكين، خلخال و طارم ساكن بودند، از راه زنجان به همدان و اطراف آن‌جا كوچانده شدند.

به درخواست اللهورديخان، تعداد پانصد خانوار از آنان را به شيراز بردند. پس از اين جابه‌جايي‌ها، تعدادي از مهاجران پا به فرار گذاشتند تا به كشور خود، ارمنستان بازگردند كه تهماسب قلي‌بيك از اين حركت اطلاع يافت و براي دستگيري و جمع‌آوري فراريان سپاه فرستاد و آنان را همراه تعدادي از ساكنان آن حوالي جمع‌آوري كردند كه جاثليق داويد هم جزء آنان بود. سپس آنان را به قزوين انتقال دادند و تعداد بسياري از ارمنيان ساكن آن‌جا را نيز به آن‌ها ملحق كردند.

پس از سه سال، يعني در سال 1608، بازهم سپاهي به ارمنستان گسيل كردند و حدود هزار خانوار جمع‌آوري و به اصفهان آوردند.

پس از حملة خليل پاشا به ايران و اشغال تبريز كه به فرمان سلطان احمد انجام گرفته بود، تعداد بسياري از ارمنيان به اسارت درآمدند. پيرو اين اتّفاقات در سال 1617، شاه عباس بازهم به ارمنستان لشكر كشيد و فرارياني را كه از اصفهان گريخته بودند، جمع كرد و دستور داد تا تمامي آنان را به اصفهان بازگردانند. وي تنها به اين كار قانع نشد و ديگر ارمنيان را از اطراف و اكناف كشور جمع كرد و به ايران كوچاند و تعدادي را در گورآباد يا گبرآباد در كنارة زاينده‌رود اسكان داد و بقيّه را به مازندران و فرح‌آباد و اطراف آن فرستاد.

آراكل داوريژتسي (تبريزي) (Arakel Davriznetsi)، مورّخ ارمني سدة هفدهم، تعداد اين گروه را ده‌هزار خانوار ذكر كرده است و به‌قول وي، سه يا چهار بار ديگر نيز ارمنيان به اصفهان و اطراف آن كوچانده شدند.

پس از اين‌كه شاه عباس به منظور خود رسيد، شروع به ابراز محبّت و لطف نسبت به مهاجران كرد و به‌خصوص اصفهانيان را بيش از حدّ مورد نوازش و توجّه قرار داد و حتّي با بزرگان ارمنيان به نشست و برخاست پرداخت و در سفرهايش آنان را همراه مي‌برد و براي مشاوره با آنان هم‌صحبت مي‌شد. ارمنيان در اثر اين توجّهات، منتهاي سعي خود را بر آن داشتند كه به تجارت رونق بخشند. پيرو آن همه ثروتمند شدند و اصفهان و دشت‌هاي اطراف را آباد كرده، ساختمان‌هاي باشكوه ساختند و به آن شهر و اطراف آن جلوة چشمگيري بخشيدند. در اثر اين رونق، اصفهان يكي از مراكز مهمّ تجاري مابين هند، تركيه، روسيه و اروپا شد.

در اين راستا، روايتي است كه بازگوكردن آن خالي از لطف نيست. گفته مي‌شود وقتي شاه عباس متوجّه شد كه ارمنيان جلفا دل به محلّ سكونت جديد خود نمي‌بندند، دستور داد تا كليساي اجمياتسين كه اولين و مهم‌ترين كليساي ارمنستان و جايگاه جاثليق بود، تخريب كرده، سنگ‌هاي ساختمان آن را به ايران بياورند و با آن سنگ‌ها، كليساي جديدي براي ارمنيان بسازند تا آنان وابستگي‌هاي گذشته را فراموش كرده، به جلفا و كليساي جديد وابسته شوند.

زماني كه اين خبر به ارمنستان رسيد، شبانه عدّه‌اي از حكّاكان، عكس شاه عباس را روي يكي از سنگ‌هاي كليساي اجمياتسين در طرف چپ ورودي كليسا، حكّاكي كردند و زماني كه مأموران براي بردن سنگ‌ها به آن مكان رسيدند، به آنان گفته شد كه "ما اجازه نمي‌دهيم كه نسبت به شاه بي‌احترامي شود و كليسايي كه عكس شاه بر آن حكّ شده، تخريب گردد". در نتيجه تعدادي سنگ از حياط كليسا به ايران آورده شد تا با آن كليسايي جديد در جلفا ساخته شود. اكنون اين سنگ‌ها در حياط كليساي "سورب گورگ" (گورگ مقدّس) قرار دارد.

چنان‌كه گذشت، پس از استقرار ارمنيان در شهرهاي گوناگون ايران، جوامع ارمني در آن شهرها به‌وجود آمد كه هركدام كليسا يا كليساها و آموزشگاه‌هاي كليسايي، كودكستان، دبستان، دبيرستان دائر كردند.

بزرگترين اجتماع‌هاي ارمنيان ايران در جلفاي نو، تبريز و تهران متشكّل شده بود و تعليم و تربيت و مراكز آموزشي اين مناطق از اهميّت شاياني برخوردار بوده است.

 

جلفاي نو

مدارس اوليّة جلفاي نو در كليساي وانك و ديگر كليساها دائر شد كه به مدارس كليسایي معروف بود.

از مراكز آموزشي معروف سدة هفدهم مي‌توان از "سورب آمنا پركيچ" (آمنا پركيچ مقدّس) نام برد كه در سال 1620 توسط خاچادوركساراتسي جاثليق آن زمان، به اعتبار فراواني دست يافت كه حتّي "دانشگاه" ناميده مي‌شد. اين مركز كار خود را تا پايان سدة هفدهم ادامه داد.

مدرسة "گورگ كانانيان" در سال 1903 توسط خانم وارواره كانانيان به ياد همسرش گورگ كانانيان، تأسيس شد. افتتاح رسمي مدرسه در سال 1905 بوده است.

شایان ذکر است كه تا نيمة دوم سدة نوزدهم، تحصيلات تنها براي پسران ميسّر بود و دختران در صورت تمايل در منزل توسط معلّمان خصوصي و يا در ديرها توسط راهبه‌ها تعليم مي‌ديدند.

براي اولين بار در تاريخ اول اوت 1858 در محوطة دير كليساي سورب كاتارينه (كاترين مقدّس)، مدرسة دخترانه افتتاح و با استقبال فراوان روبه‌رو شد. در سال بعد، چندين كلاس به آن افزودند. دبستان و دبيرستان اين كليسا در سال 41-1940 به نام‌هاي "روشنك" و "شهربانو" ناميده شد.

پس از سال 1940 در اين مراكز و مدارس پسرانه، ‌شاگردان فارسي‌زبان نيز پذيرفته شدند.

ديگر مدارس سدة نوزدهم عبارتند از:

مدرسه‌اي در محوطة كليساي "سورب آستواتساتسين" (مريم مقدّس) در سال 1840 توسط هاروتيون آبكاريان ساخته شد كه تا سال 1880 به كار خود ادامه مي‌داد.

مدرسة كليسایي "سورب استپانوس" (استپانوس مقدّس) كه در سال 1831 تأسيس و تا 1853 به كار خود ادامه داد.

مدرسة كليسایي "سورب ميناس" (ميناس مقدّس) كه از سال 1853 تا 1880 داير بوده است.

لازم به ذكر است كه از سال 1935، برنامة دولتي وزارت فرهنگ آن زمان، در مدارس ارمني نيز به اجرا گذاشته شد و در سال 1979 به علّت تغييرات در روال حكومتي، دروس ديني در اين مدارس به زبان فارسي تدريس مي‌شد كه پس از چندين سال تغيير كرد و باز هم به زبان ارمني برگردانده شد.

در سال‌هاي 20-1907، مدارس شبانه‌روزي كه مربوط به كليساها بود، دائر شد.

مدارس ارمنيان تا سال 1955، به شكل مدارسي دولتي باقي ماند و در آن تاريخ به عنوان مدارس ملّي به ارمنيان برگردانده شد. در سال 1979 باز هم مدارس ارمنيان تبديل به مدارس دولتي شد و آنان از تمام حقوق خود نسبت به اين مدارس محروم شدند.

از سال تحصيلي 81-1980، مدارس جلفاي نو به دخترانه و پسرانه تقسيم شد و به ترتيب آمادگي و كودكستان ارامنه به نام "گريگور كانانيان"، ابتدايي دختران و پسران به نام "آرمن"، راهنمايي و متوسطة پسران به نام "كاراپتيان" و راهنمايي و متوسطة دختران "كانانيان" ناميده شدند.

در سال 1900-1899 در مدارس جلفاي نو، چهارصد و دو نفر محصّل مشغول به آموزش بوده است. سپس در اثر ازدياد ساكنان، اين تعداد به 1500 نفر رسيد.

در سال 1893 سه مدرسة كليسايي را در جلفا يكي كردند و به نام "آموزشگاه مركزي ملّي" ناميدند و به ساختمان تازه‌اي منتقل كردند.

نخستين كودكستان ايران در جلفاي نو به وسيلة خانم وارواره كانانيان تأسيس شد و از سال 1971 تا چندين سال به نام "كوروش كبير" ناميده شد. پس از چندي، چنان‌چه گذشت در  81-1980 باز هم به نام اول خود بازگشت.

"مدرسة آراميان"، يعني "هايكازيان" سابق در سال 1875 شروع به كار كرد و تعداد دانش‌آموزان آن هشتاد نفر بودند.

 

تبريز و حومه

مدرسة "آراميان" در تبريز طيّ يكصد سال موجوديّت خود، يعني 1935-1835، هزار نفر فارغ‌التحصيل و چهار هزار دانش‌آموز در مراحل ابتدايي، تحويل جامعه داده است.

مدرسة دخترانة "آنايان" در سال 1887 توسط خيّري به نام تومانيان به ياد مادر خود اين مدرسه را تأسيس كرد. تعداد شاگردان آن بين دويست و پنجاه تا سيصد نفر بوده است. اين مدرسه با كمك مالي ارمنيان جاهاي مختلف اداره مي‌شده است.

مدرسة "هايكازيان ـ تاماريان" كه توسط برادران تومانيان در سال 1895 در محلّة ليلاواي تبريز در حياط كليساي سورب ساركيس (سركيس مقدّس) آ ن را تأسيس كردند. تاريخچة آن از اين قرار است كه در سال 1870 مدرسة "هايكازيان" تأسيس شد كه خصوصي اداره مي‌شد. سپس در سال 75-1874 به‌طور رسمي شروع به كار كرد. چهار سال بعد از آن در سال 80-1879 جنب ساختمان آن، مدرسة دخترانة "تاماريان" تأسيس شد. سپس در سال 1895 به ساختمان جديد نقل مكان كردند. اين مدارس نزد آموزش و پرورش زمان، به نام "اسدي" معروف بوده است.

تا اواخر سدة نوزدهم، مدارس تبريز و سلماس چهار كلاسه و شش كلاسه و نهايتاً هفت كلاسه بود و در آن زمان براي دانش‌آموزان كافي نبود، لذا روشنفكران و رهبران اين نواحي، به فكر تأسيس دبيرستان افتادند كه نه‌تنها اختصاص به دانش‌آموزان تبريز، بلكه متعلّق به دانش‌آموزان كلّ آذربايجان باشد و از ديگر نقاط شاگرد بپذيرد. اكنون ساختمان آن يكي از بناهايي است كه ارزش تاريخي دارد.

براي تأسيس چنين مركزي، جلسات مشورتي فراوان تشكيل شد و اين امر چندين سال به طول انجاميد تا بالاخره در سال 1909 چنين مركزي به نام "مدرسة مركزي اجتماع ارمنيان آذربايجان" افتتاح شد كه از شهرهاي گوناگون ايران و حتّي از قفقاز شاگرداني براي آموزش به اين مركز مراجعه كردند و به تحصيل پرداختند. در آينده اين مركز يكي از بزرگترين و مهمترين مراكز تحصيلي ارمنيان شد و چهره‌هاي نامي ارمني از آن‌جا فارغ‌التحصيل شده‌اند. اين مركز پس از مدّتي به علّت مهاجرت ارمنيان از تبريز، عملاً تعطيل شد و مجدّداً در سال 17-1916به علّت بازگشت مهاجران بازگشايي شد.

در سال 37-1936 به دستور رضا شاه، اين مركز تعطيل شد و متأسّفانه مركزي چنين مهمّ به كار خود پايان بخشيد. پس از بازگشايي كه پيرو تبعيد رضا شاه اتّفاق افتاد، نام آن به "سروش" تغيير پيدا كرد. در اين‌جا گفتني است كه تمام آموزشگاه‌ها و مدارس ارمنيان سراسر ايران به همين سرنوشت دچار و سپس بازگشايي شدند.

در تبريز مدارس گوناگون آمريكايي وجود داشته است كه بسياري از دانش‌آموزان ارمني در آن‌جا تحصيل كرده و فارغ‌التحصيل شده‌اند كه عبارت بودند از: "دبيرستان مموريال"، "مدرسة دخترانة آمريكايي" و "مدرسة كاتوليك‌ها".

از ديگر مدارس غيرارمني كه دانش‌آموزان ارمني نيز در آن‌جا مشغول تحصيل بودند:

دبستان پسرانة "انوشيروان" كه به كاتوليك‌ها تعلّق داشت و داراي ششصد دانش‌آموز بود كه تعداد بيست نفر از آنان ارمني بودند.

دبستان دخترانة "ابن سينا" كه متعلّق به كاتوليك‌ها بود و تعداد ششصد و پنجاه دانش‌آموز داشت كه سي نفر از آنان ارمني بودند.

دبستان "نور" كه متعلّق به انجيلي‌ها بود و تعداد كمي از دانش‌آموزان ارمني بودند.

در اين‌جا بايد اضافه نمود كه در تبريز تعدادي دانش‌آموز ارمني در مدارس دولتي و يا خصوصي مشغول به تحصيل بوده‌اند.

ديگر كودكستان‌ها و مدارس تبريز، عبارت بودند از: "كودكستان، آمادگي و دبستان خانم شوشانيك خانازادي"، "کودكستان "گاسپار" كه در سال 1717 توسط خانم آستقيك هاكوپيان تأسيس و تا سال 1948 به كار خود ادامه داد"، "كودكستان محلّة "قالا" در تبريز كه تا سال 1936 برقرار بود."

 

تهران و حومه

در سال‌هاي 1850، تا تأسيس اولين مدرسه، ارمنيان تهران حدود 100 خانواده بودند كه كودكان خود را براي تحصيل به مدارسي كه در اتاق‌هاي راهبان كليسا تشكيل مي‌شد، مي‌فرستادند.

شاگردان خواندن و نوشتن را از روي كتاب‌هاي مقدّس مي‌آموختند كه توسط كمك كشيش‌هايي كه در كليساي وانك جلفاي نو آموزش ديده بودند و يا توسط معلّمان زن كه مي‌توان گفت سواد كافي نداشتند، تدريس مي‌شد.

اولين مدرسه‌اي كه ارمنيان در سال 1870 در تهران دائر كردند، "هايكازيان" نام داشت و آن زماني بود كه هيچ اقليّتي در تهران مدرسه نداشت.

مدرسة اجتماع ارمنيان تهران توسط سه نفر به نام‌هاي ميكائيل ماركاريان (تاجر) كه از استانبول (قسطنطنيه) به تهران نقل مكان كرده بود، هوسپ گاسپاريان كه در دمشق متولّد شده و تحصيلات خود را در تركيه سپس اتريش به پايان برده و از طريق بغداد به تهران آمده بود و سومين نفر كاراپت (شارل) بازرگانيان بود كه رياست تلگرافخانه را به عهده داشت. اين سه، مؤسسه‌اي به نام "مؤسسة سوادآموزي" تأسيس كردند كه پيرو آن، اولين مدرسه به نام "هايكازيان" در يكي از اتاق‌هاي كليساي محلّة دروازه قزوين ـ تهران، دائر شد. در آن زمان اجتماع ارمنيان تهران اكثراً در نزديكي محلّة يادشده، يعني محلّة ارامنه در نزديكي كليساي سورب گورگ (گورگ مقدّس) در جنوب شهر تهران مي‌زيستند.

در سال 1870 خانمي اهل قراباغ منزل مسكوني خود را براي تأسيس مدرسه، اهدا نمود كه اين كار ماجراهاي بسياري را پشت سر گذراند، تا پس از چهارده سال با فروش آن خانه، زميني در دروازه قزوين به منظور ساختن مدرسه‌اي بر پاية اصول صحيح، خريداري شد.

دبستان "هايكازيان" كه ماجراي گشايش آن گذشت، در سال 1883 به مدرسة دخترانه و پسرانه تبديل شد. در سال 1881 اولين دبستان دخترانه در تهران تأسيس شده بود كه پس از 2 سال به علّت نداشتن معلّم زن، تعطيل شد. در آن دوران مرد اجازة تدريس در مدرسة دخترانه را نداشت، به اين دليل وضعيّت دبستان "هايكازيان" تغيير كرد و تبديل به دبستان دخترانه و پسرانه شد.

دبستان "هايكازيان" در سال 1878، اولين دورة فارغ‌التحصيلان خود را ارائه داد و چون از نظر تحصيلي در سطح بالايي قرار داشت، چهره‌هاي مشهوري از اين مدرسه فارغ‌التحصيل شدند كه در بهبود زندگي اجتماعي و تحصيلي ارمنيان، تأثيرات فراواني داشته‌اند.

پس از تغيير محلّ سكونت، تعداد كثيري از ارمنيان تهران از محلّة دروازه قزوين به محلّة حسن‌آباد، وجود يك مدرسه لازم به‌نظر مي‌رسيد. در نتيجه در خيابان علاء الدوله (خيابان فردوسي كنوني) مدرسه‌اي متشكّل از چند كلاس تأسيس شد.

در سال 1880 در خيابان نادري (جمهوري اسلامي کنونی)، زميني به قصد ساختن كليسا خريداري شده بود كه در آن مكان، مدرسه‌اي به نام "داويديان" تأسيس شد. اين مدرسه سه كلاسه بود و بخشي از مدرسة "هايكازيان" محسوب مي‌شد.

دبستان ملّي "داويديان" كه در زمان رضاشاه تعطيل شده بود، پس از تبعيد وي در سال تحصيلي 43-1942 بازگشايي شد. از جانب وزارت فرهنگ زمان خواسته شد تا نامي فارسي براي آن مدرسه انتخاب شود، در نتيجه نام دبستان به "كوشش ـ داويديان" تغيير يافت. در سال 1951 دو دبيرستان دخترانه و پسرانه به آن افزوده شد. بدين ترتيب، اتاق‌هاي جنب كليساي مريم مقدّس در خيابان سي تير (قوام‌السلطنة سابق) به پسران و براي دختران چند كلاس از دبستان "سپهر" كه در همان خيابان، پايين‌تر از خيابان جمهوري اسلامي (نادري سابق) بود، اختصاص داده شد.

دبيرستان ملّي پسرانة "كوشش ـ داويديان" در سال 58-1957 در همان محلّ سابق در ساختماني جديد شروع به كار كرد.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "سپهر" كه تا سال 43-1937 دبستان فارسي‌زبانان بود، در سال 1943 در دبستان "كوشش ـ داويديان" ادغام و محلّ تشكيل كلاس‌هاي ابتدايي دختران شد.

دبيرستان ملّي دخترانة "مريم يان" كه ساختمان آن در سال 1953 در خيابان جمهوري اسلامي (شاه سابق) خيابان آقا شيخ هادي توسط آقاي سركيسيان كه به ياد دخترش مريم آن را بنا كرده بود، شروع به كار كرد.

دبستان ملّي پسرانة "آرارات" در سال 57-1956 در مجيديه تأسيس شد. در سال 2002، دورة دبستان و راهنمايي دخترانه نيز به آن افزوده شد.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "حق نظريان" در سال 58-1957 در خيابان سيّدجمال‌الدين اسدآبادي (يوسف‌آباد بالا) تأسيس شد و تا سال 75-1974 به كار خود ادامه داد.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "دانايي" در سال 1942 تأسيس و تا سال 1968 به مدّت 26 سال دائر بود و در سال 1968 به دبستان "آراكس" ملحق شد.

دبستان ملّي "آراكس" در سال 69-1968 در خيابان سيّدجمال‌الدين اسدآبادي (يوسف‌‌آباد بالا) در ساختمان جديدي افتتاح شد. البتّه كار اين دبستان از سال 1954 شروع شده بود و به ترتيب در خيابان آبان شمالي (سال‌هاي 57-1953)، سپس خيابان ميرزاي شيرازي (سال‌هاي 68-1957) مستقر بوده است.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "شاه عزيز" در سال 1948 در منطقة حشمتيه افتتاح شد و تا ده سال به كار خود ادامه داد. در سال 1958 شاگردان و معلّمان به ساختمان جديدي به نام "اسرائيل ساهاكيان" منتقل شدند. در سال 1958 دبيرستان دخترانه نيز به آن افزوده شد.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "آرام آبويان" در انتهاي خيابان دكتر نجات‌اللهي (ويلاي سابق) در سال 1950 تأسيس شد و نه سال به كار خود ادامه داد و در سال 1955 در ساختمان مجزّايي، كودكستان و آمادگي نيز دائر شد. در سال 60-1959 به فعاليّت خود پايان داد.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "شاه عباس كبير" يا "آرام مانوكيان" در سال 54-1953 در سيّدخندان تأسيس شد كه داراي كودكستان و آمادگي نيز بود.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "رستم" در سال 54-1953 در خيابان بهار تأسيس شد كه داراي دورة آمادگي و سه كلاس بود كه ساختمان جديد آن در سال 56-1955 افتتاح شد و به دورة ابتدايي و راهنمايي دختران اختصاص داده شد و ساختمان قديم براي دوره‌هاي ابتدايي و راهنمايي پسران اختصاص يافت.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "هور" در سال 56-1955 تأسيس شد. در سال 1960 كودكستان و آمادگي نيز افتتاح شد. اين دبستان كار خود را تا ده سال ادامه داد. سپس شاگردان اين مدرسه به دبستان "واچه هوسپيان" در خيابان جمهوري اسلامي، كوچة مسعود منتقل شدند.

دبستان ملّي پسرانة "واچه هوسپيان" در سال 1973 در خيابان جمهوري اسلامي (نادري سابق)، كوچة مسعود سعد افتتاح شد و تا سال 2001 به كار خود ادامه داد.

دبستان ملّي دخترانة "نائيري" در سال 1955 تأسيس شد. در سال 1969 دورة راهنمايي و سال اول دبيرستان و سال 2002 آمادگي دختران نيز به آن افزوده شد و در سال 1996 به محلّة ساسون منتقل شد.

دبيرستان دخترانه و پسرانة "هوهانس توماسيان" كه سپس فقط دخترانه شد، در وحيديه، محلّة زيتون در سال 1970 تأسيس شد و اكنون در محلّة زركش، خيابان شهيد سموئل اينونا قرار دارد.

دبيرستان ملّي دخترانة "آبراهام سوقومونيان" در سال 75-1974 تأسيس شد.

دبستان غيرملّي دخترانه و پسرانة "مازيار" در سال 65-1964 افتتاح شد.

دبستان ملّي پسرانة "شانت" در سال 80-1979 افتتاح شد و سپس شاگردان آن به دبستان "نائيري" منتقل شدند.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "آليشان" در سال 1962 در خيابان حافظ، خيابان غزالي، جنب كليساي كاتوليك‌هاي ارمني تأسيس شد. از سال 2001 فقط دورة ابتدايي و راهنمايي پسرانه شد و در آن سال، شاگردان دبستان "واچه هوسپيان" به آن‌جا منتقل شدند و بخش دختران به دبستان "آراكس" انتقال يافت.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "تونيان" در سال 57-1956 در محلّة نارمك تأسيس شد.

دورة كامل كودكستان، آمادگي، ابتدايي، راهنمايي و متوسطة "مريم" كه تحت رياست راهبه‌هاي كليساي كاتوليك اداره مي‌شود، در محلّة داووديه قرار دارد و تاكنون نيز دائر است.

دبستان غيرملّي پسرانه و دخترانة "آراميان" در سال 68-1967 شروع به كار كرد و اين فعاليّت تنها يك سال به طول انجاميد.

دبستان غيرملّي پسرانه و دخترانة "رافي" كه دورة كودكستان نيز داشت، در سال 47-1946 تأسيس شد.

دبستان غيرملّي پسرانه و دخترانة "ساندوخت" در سال 47-1946 تأسيس و در پايان سال تحصيلي 77-1976 تعطيل شد. اين دبستان در چهارراه عزيزخان، خيابان سوم اسفند سابق قرار داشت.

دبستان ملّي دخترانه و پسرانة "نوبار" كه دورة كودكستان را نيز دارا بود، در سال 52-1951 تأسيس شد. بخش دختران ديرتر شروع به كار كرد. اين دبستان در خيابان حافظ، چهارراه عزيزخان، خيابان استخر بنا شده بود.

دبستان ملّي "نورات گولبنگيان" در سال 67-1966 تأسيس شد كه در بدو افتتاح دخترانه و پسرانه بوده است. سپس در سال 81-1980 فقط پسرانه شد. اين دبستان در خيابان استاد نجات‌اللهي شمالي دائر است.

راهنمايي و دبيرستان دخترانة "ماري مانوكيان" در سال 1973 تأسيس شد. از سال 1998 كلاس‌هاي پيش‌دانشگاهي نيز در آن دائر شد. اين دبيرستان در خيابان استاد نجات‌اللهي شمالي واقع است.

دبستان دخترانه‌اي در سال 1871 در ده ونك، در شمال تهران توسط سازمان زنان ارمني تأسيس شد كه عمر آن فقط يك سال بود. سپس در سال 1916 بازگشايي شد و تا سال 1949 داراي 4 كلاس و دو معلّم بوده است.

دبستان "گاسپاريان" در سال 95-1894 در محلّة دولت تأسيس شد.

 

مدارس خصوصي ارمنيان تهران

دبستان دخترانه و پسرانة "تابان" در سال 49-1948 تأسيس شد. ابتدا در بهجت‌آباد و سپس به حشمتيه منتقل شد. پايان كار اين دبستان در سال 1970 بوده است.

دبستان دخترانه و پسرانة "نوراني" (آني جديد) در سال 64-1963 تأسيس شد. چند سال بعد دورة راهنمايي نيز به آن افزوده شد.

دبستان دخترانه و پسرانة "ايران پيروز" در سال 1966 در منطقة نارمك تأسيس شد.

دبستان دخترانه و پسرانة "آليك" در سال 1966 تأسيس و در سال 80-1979 به كار خود پايان داد. شاگردان آن به دبستان "رستم" منتقل شدند.

در روستاي منصور آباد در شش كيلومتري تهران، مدرسة ابتدايي وجود داشته است.

 

مدارس در ديگر شهرها و روستاهاي ايران

در دو روستاي ارمني‌نشين قراداغ آذربايجان، مدرسه‌اي تأسيس شده بود و كودكستاني به نام "درزاكاريان" در آن‌جا وجود داشته است.

در روستاهاي گردآباد، نخجوان تپّه، ايك آقاج، بدل بو و رهوا در رضائيه (اروميه) مدارس ابتدايي تأسيس شد. در روستاهاي بابارو و ديزه تپّه در قصبة بارانداز رضائيه، مدرسة ابتدايي دائر شده بود.

در روستاهاي هفتوان و مهلم سلماس (شاهپور)، مدرسة ابتدايي وجود داشته است.

فريدن (پريا) كه داراي بيست روستاي ارمني‌نشين بود، سه مدرسه در آن‌جا دائر بوده است.

در دهكدة ماماكا، حاجي‌آباد و سيراك چارمحال در سال 54-1953 سه مدرسه وجود داشته است.

در اراك (سلطان‌آباد)، كودكستاني داراي 36 شاگرد و مدرسة ابتدايي، متشكّل از شش كلاس داراي دويست شاگرد وجود داشته است.

در قرابلاغ در نزديكي كرج، يك مدرسة سه كلاسه با 70 شاگرد وجود داشته است.

در سال 1954، دبستان ـ دبيرستان (؟) همدان، پنجاهمين سالگرد تأسيس خود را جشن گرفت.

در همدان، كودكستان و دبستان "نور" در سال 1953 داراي شش كلاس و ده معلّم و 125 شاگرد بوده است.

كودكستان و دبستان "رافي" در قزوين، حدود يكصد و هشت شاگرد و شش كلاس داشته است.

دبستان "انوشيروان" در رشت كه داراي شش كلاس بوده است.

مسجد سليمان در سال 56-1955 داراي كودكستان آمادگي و 4 كلاس بوده است كه دويست و هشتاد شاگرد دختر و پسر و يازده معلّم داشته است.

اهواز در سال تحصيلي 56-1955 داراي دبستان چهار كلاسه، يكصد و سي شاگرد و هفت معلّم بوده است.

مشهد يك دبستان چهار كلاسه داشته است.

انزلي يك دبستان دو كلاسه داشته است.

آبادان در سال 55-1954 داراي كودكستان ـ آمادگي كه داراي يكصد و نود شاگرد و چهار كلاس بود و دبستان كه حدود ششصد شاگرد دختر و پسر داشت كه در شانزده كلاس درس مي‌خواندند. چهار كلاس هفتم تا دهم متوسطه دخترانه داراي هشتاد نفر شاگرد بود و سپس دورة متوسطه تا كلاس دوازده به آن اضافه شد.

آقاجاري داراي يك دبستان و نود شاگرد و پنج معلّم بود.

متأسّفانه اطلاعات در مورد شيراز ناچيز است.

 

دانشكده‌ها

در سال 1960 به دستور محمّدرضا شاه در دانشكدة ادبيات دانشگاه اصفهان، دورة كارشناسي رشتة زبان و ادبيات ارمني تأسيس شد. اولين دوره داراي چهارده دانشجو بوده است. اين دانشكده تاكنون نيز به كار خود ادامه مي‌دهد.

در سال 1970 بناي مجزّا و جديدي براي اين منظور ساخته شد كه در سال 1972 رسماً افتتاح شد.

در سال تحصيلي 49-1348 در دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران، دورة كارشناسي‌ارشد رشتة زبان و ادبيات ارمني در دانشكدة زبان‌شناسي، گروه زبان‌هاي باستاني افتتاح شد كه تنها دو دوره دانشجو از آن‌جا فارغ‌التحصيل شده‌اند و در نتيجة كمبود دانشجو، اين رشته تعطيل شد.

باني اولية آن، آقاي دكتر حق‌نظريان بود. پس از وي، آقاي دكتر آراكليان، رياست گروه را به عهده داشته‌اند.

در سال 75-1374 دورة كارشناسي زبان و ادبيات ارمني در دانشكدة زبان‌هاي خارجة دانشگاه آزاد اسلامي افتتاح شد و اميد است كه به‌زودي دورة كارشناسي‌ارشد نيز در اين دانشكده دائر گردد.

 

بن مایه ها

1- Nor Jughan Aveli Kan Mek ev Karord Darum, L.G.Minasian, SEjmiatsin,1999.

2­- Parskastani Hayer, N.H.Goroeants, Tehran 1968.

3- جلفاي نو در بيش از يك ربع قرن

4- ارمنيان ايران

5ـ آرشيو شخصي خانم اِرا بغوسيان

 

 

جستارهای وابسته :

تعلیم و تربیت نزد ارمنیان

جلفا بدون ارمنیان یعنی هیچ

تاریخ و فرهنگ اقوام ایرانی ارمن

فردوسى و شاهنامه او در ادبيات ارمنى‏

ایرانشناسی و پیوستگی تاریخی در ارمنستان

تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن مشترک ایران

نقشه های تاریخی ایران بزرگ که هزاران سال ارمنیان بخشی از آن بوده اند

 

پژوهش از  ماريا آيوازيان گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com