





استان چهاردهم ایران عروسکی در دستان انگلستان و آمریکا
در پی تکرار ادعاهای مضحک کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مبنی بر ایجاد نام خلیج عربی برای دریای پارس و سپس مالکیت عربها بر جزایر سه گانه ایران – مدیر مسئول روزنامه دولتی کیهان دست به ابتکاری پسندیده و ملی زد . نوشته او حق قانونی و تاریخی ایران را که سالها بر آن سرپوش گذاشته شده بود را طلب می کند . با اینکه این حق در دوران محمد رضا پهلوی با فریبکاری انگلستان پیر استعمار جهان از ایران صلب شده بود ولی گویا در دنیای امروز بازپس گیری این حق امری ضروری به نظر می رسد . بحرین استان چهاردهم ایران – مرکز مروارید خلیج فارس و منطقه سوق الجیشی دریای پارس - امروز عروسکی در دستان آمریکا و انگلستان شده است و پایگاه های نظامی خود را در اختیار این استعمارگران قرن قرار داده است . بحرین پیشگام جعل نام دریای پارس شده است . پیشگام مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران شده است و در نبرد ایران و صدام به حمایت از کشور متجاوز عراق نیز پرداخت . به راستی آیا باید در برابر دولت بحرین و امارات سکوت کرد ؟ پس از جدایی غیر ملی بحرین از کشورمان دولت ایران این امر را در مجلس شورای ملی به تصویب نرسانده است و تلاش برای بازپس گیری دیپلماتیک آن امری ممکن است . ما نیز بر حق قانونی و تاریخی ایران بر جزیره بحرین تاکید میکنیم و در این امر ملی همگام با مسئولان مطرح کننده این الحاق هستیم .
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی
شادروان ملک الشعرای بهار
پرونده مالکیت ایران بر بحرین را به جریان خواهیم انداخت
عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيتملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: در صورت ادامه ادعاهاي امارات، ايراني بودن بحرين و برخي از خاك امارات را از طريق مجامع بينالمللي پيگيري ميكنيم. سليمان جعفرزاده در گفتوگو با ايلنا، اقدامات برخي كشورهاي عربي را در راستاي تحركات جديد آمريكا در منطقه ارزيابي كرد و گفت: آمريكا در ادامه سياستهاي تفرقهانگيز خود به اختلافات قومي و فرهنگي روي آورده است چرا كه بقاي خود را در دامن زدن به اين امور ميبيند. وي افزود: كشورهاي عربي نيز به دليل ضعفهايي كه درنوع حكومت و شيوه حكمراني خود دارند، سعي در ارضاي ديدگاههاي ايالات متحده دارند. نماينده ماكو و چالدران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه مجلس حافظ حقوق و منافع مردم است، تأكيد كرد: نمايندگان ملت با آنچه به حقوق ملي و تمدني ما لطمه وارد كند، برخورد خواهند كرد و آن را در جلسات هفته جاري كميسيون پيگيري ميكنند. وي خاطر نشان ساخت: در صورت ادامه ادعاهاي واهي امارات و ديگر كشورهاي عربي ما نيز با مقابله به مثل، ايراني بودن برخي از اين كشور ها را به جريان خواهيم انداخت چرا كه هنوز چندسالي بيش از جدا شدن بحرين و يا بخشي از خاك امارات از ايران نميگذرد. عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم در پايان گفت: ما ميتوانيم از طريق مجامع بينالمللي ايراني بودن اين كشورها را اثبات كنيم و خواهان الزام آنها به خاك كشور خود باشيم.
خبرهای خبرگزاری های ایران مبنی بر مالکیت ایران بر مجمع الجزایر بحرین :
از استان چهاردهم ایران تا کشوری به نام بحرین
در چند ساله ی اخیر هرگاه شیوخ کشورهای سلطنتی عرب در قالب شورای همکاری خلیج فارس گرد هم آمده اند، همواره یک موضوع مشترک در بیانیههای نمایشی و بی اثر پایانی آنها وجود داشته و آن ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی بوده است. ادعایی که به رغم تکرار چندین باره ی آن در هر سال، نه تنها هیچ ضمانت اجرایی ندارد بلکه خود بهتر میدانند که آرزویی محال و خوابی تعبیر ناشدنی است.
اما در روزهای گذشته روزنامه ی کیهان ( 18/4/86 ) در یادداشت روز خود در واکنش به تکرار مجدد این ادعا در بیانیه ی اخیر این شورا، ضمن برشمردن مستنداتی هر چند محدود در خصوص مالکیت ایران بر این جزایر سه گانه، درطرحی جدید، موضوع جدایی بحرین از ایران در کمتر از 40 سال پیش اشاره کرد و همین اشاره ی کوتاه باعث گردید تا موجی از وحشت در میان سران برخی از این کشورها که همواره مناسبات و روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را تابعی از شرایط ایران در مجامع بین المللی میدانند، به وجود آورد.
مجموعه جزایر بحرین که از قبل از اسلام جزو محدوده ی سرزمین ایران بوده و حکومتهای هخامنشی، اشکانی، ساسانی و... همواره به آن حکومت میکردند و پس از خروج اعراب از ایران نیز همواره در قلمرو حکومت ایرانیان بوده، در سال 1336 که ایران به ایالتهای مختلف تقسیم شده بود، رسما به عنوان ایالت چهاردهم ایران معرفی گردید. این استان ایرانی که سرشار از منابع زیرزمینی نفت و گاز و نیز بزرگترین تولید کننده ی مروارید در آسیا میباشد، مورد طمع امپریالیسم و استعمار پیرانگلستان قرار گرفت و به دلیل بی کفایتی شاه و دربار ایران، در زمان نخست وزیری هویدا، در سال 1349 هجری شمسی یعنی 37 سال پیش در طی یک زد و بند غیر قانونی میان دربار شاه و دولت انگلیس، از ایران جدا گردید و به دولت انگلیس بخشیده شد.
زد و بندی که چه بسا اگر 8 سال به تعویق میافتاد، دیگر اکنون کشوری به نام بحرین در نقشه ی جغرافیایی جهان وجود نداشت. هر چند که با پیدایش انقلاب اسلامی ایران، مسئوولین ایران همواره سیاست خود در قبال کشورهای منطقه را یک سیاست دوستانه، برادرانه و بر پایه ی احترام متقابل و حسن همجواری اعلام کرده و همواره خواستار گسترش روابط با این کشورها بوده و همیشه حسن نیت خود را در این باره نشان داده اند، اما آن چه اکنون جای تامل و درنگ دارد، این است که این کشورها که با انتشار یک مقاله این چنین دچار رعب و وحشت شده اند، چرا علی رغم این سیاست ایران همواره چنین ادعاهایی را مطرح میکنند و آیا مستندات و دلایلشان برای ادعای حاکمیت بر جزایر سه گانه ی ایرانی قابل مقایسه با دلایل ایران در خصوص حاکمیت بر بحرین و دیگر سرزمینهای جدا شده از وطن اصلی خود میباشد و این که آیا اساسا میتوان با چنین ادعاهایی که با تمرکز بر روی تاریخ جغرافیایی کشورها مطرح میشود، قلمرو جغرافیایی جدیدی ترسیم کرد.
مطمئنا سران این کشورها که دخالت بیگانگان در تصمیم گیریهای آنها کاملا مشهود و محسوس است، از درک این واقعیت عاجز نیستند که در صورت باز شدن پرونده ی این موضوعات، خود بیشترین ضررها را متحمل شده و تقسیم بندیهای جغرافیایی در خاورمیانه دستخوش تغییرات وسیعی خواهد شد. ضمن این که قدرت نرم افزار شیعی در کنار سخت افزار ملی ایرانیان، قدرتی نیست که ادعاهایی را به مثابه یک تهدید تلقی کند، کما این که همواره شاهد صدور چنین بیانیههایی بوده و هستیم.
تا اطلاع ثانوي، بحرين متعلق به ماست
۲۵
تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۰۶ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب
:
یادداشت روز کیهان"
آواز کوچه باغی"
به قلم
حسین
شریعتمداری، در تاریخ 18تیر1386حساسیت های زیادی را در محافل سیاسی داخل و
خارجی
خصوصا منطقه خلیج فارس برانگیخت. تا آنجا که پرچم مقدس کشورمان مورد اهانت
جمعیت
معترض بحرینی در منامه قرار گرفت..
همچنین
نقل محافل سیاسی است که سفر
اخیر و
بدون برنامه منوچهر متکی به بحرین برای دلجویی و استمالت از مقامات بحرینی
به خاطر
سرمقاله کیهان صورت گرفته است. حال سوالی که به ذهن می رسد آنست که ابراز
پشیمانی
و دلجویی مسئولین ایرانی از منامه چه دلیل موجهی دارد؟ مگر حسین شریعتمداری
چه
خطایی را مرتکب شده است؟ مگر مقامات کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس برای صدور
هر روزه
بیانیه های خود و شورای همکاری خلیج فارس بر علیه ایران و نقض حاکمیت ملی
کشورمان
در خصوص جزایر سه گانه ، از ما پوزش می خواهند؟
( بارهای ادعاهای دروغ از سوی اعراب بر ضد تمامیت ارضی ایران شنیده می شود و حال که
یک بار مقامات ایران بر مالکیت تاریخی و قانونی ایران بر بحرین اشاره کرده است
خبرگزاری های عرب دست به جنجال و هیاهوی پوشالی می زنند . مگر همین شما اعراب
نبودید که هشت سال به حمایت از صدام دست زدید و در نهایت این شرم را برای خود در
تاریخ به جای گذاشتید ؟ پس هرعملی عکس العملی را نیز در پی خواهد داشت . )
پس از
این همه
اعتراض
رسمی و نیمه رسمی مقامات ایرانی نسبت به رژیم حقوقی جزایر سه گانه، تا کنون
حتی
یکبار بصورت روشن از زبان یکی از مقامات عرب، نشنیده ایم که بر حق سرزمینی
ایران
صحه بگذارد.آسمان که به زمین نیامد! حسب اتفاق، مقاله حسین شریعتمداری،
یادداشت
کاملاً مستندی بود،در قبال مشتی لاطائلات اعراب در مورد جزایر سه گانه که
به دلیل
عدم واکنش مناسب مقامات ایرانی، کم،کم امر بر آنها مشتبه شده که حق نیز با
آنهاست؛
دیروز خلیج فارس بود، امروز جزایر سه گانه ،اهواز و فردا هم احتمالا
تهران!
شاید
باید این حرکت تاکتیکی را چون قانونی نانوشته حمایت کرد،که
هربار
اعراب ادعایی واهی نسبت به جزایر سه گانه را مطرح کردند، در جواب روزنامه های
مهم و
پرشمارگان کشور حق ایران نسبت به بحرین و جزایر سه گانه را یادآور
شوند.«سرمقاله، تیتر اول،صفحه اول »قطعاً اگر این اقدام صورت پذیرد و ده ها بار نیز
تکرار
گردد، بدلیل ضعف تاریخی و سندی، اعراب عقب خواهند نشست.آنها شاید بتوانند
فرد،گروه،سازمانی را با دلارهای نفتی بخرند، اما نمی توانند تاریخ را از نو بنویسند
و آن را
تغییر دهند.
نگارنده
تا به امروز همیشه از منتقدان روش کیهان و
مدیریت
آن بوده است، ولی دلیلی نیست که در مقابل واکنش صحیح شریعتمداری و کیهان،
بازهم
انتقاد کند! تمام نشریات راست دنیا معمولا نسبت به تمامیت ارضی کشور خود
عموما
با بیشترین حساسیت ممکن برخورد می کنند و مگر کیهان اقدامی غیر این انجام
داده
است؟ درست در قامت یک نشریه راست از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران به دفاع
پرداخته
است.
این
بسیار خوشایند است که عمداً یا سهواً روزنامه کیهان نه
فرد و
گروهی! را کشف کرد، و نه معاندین و معارضین را مورد عتاب، اهانت قرار داد.
تنها در
قامت یک روزنامه راست کلاسیک مقاله ای گیرا و مستند را منتشر کرد. در مقابل
آن همه
مقالات سراسر کذب روزنامه های عربی، دلیلی برای سکوت وجود ندارد، چه بهتر
آنکه
تریبونی بالاخره پس از دو دهه زیگزاگ رفتن سرانجام در جهت درست خود قرار بگیرد
و از
جانب ملت ایران حق حاکمیت ملی سرزمین ایران را فریاد کشد و اعراب توهم زده را
از خواب
بپراند. اگر آنها تن شان برای سرزمین شان می لرزد چرا تن ایرانیان نلرزد و
چرا
مدام تن ایشان را نلرزانیم تا اصل رعایت محدود سرزمینی را رعایت
کنند؟
کسی حقی
برای ما متصور نیست، ما خود برای احقاق حقوق خود باید تلاش
کنیم.
مگر نه اینکه قرارداد "هویدا – شفیق" در سال 1352 در خصوص رژیم حقوقی رود
هیرمند
دائر بر حق ایران نسبت به یک/دوم آب این رودخانه که از افغانستان سرچشمه می
گیرد،
امروز به دلیل سهل انگاری مسئولین ما توسط مقامات کابل نقض می شود؟ مگر نه
اینکه
بیش از یک هزار روستا و شهر و زمین های زراعی سیستان از کمبود آب و نقض رژیم
حقوقی
رود هیرمند توسط افغانستان آسیب های فراوانی دیده است؟
مگر نه
مفاد
قرارداد
1975 الجزیره بین شاه وقت ایران و صدام حسین هنوز که هنوز است بطور تمام و
کمال
اجرا نمی شود و رژیم حقوقی اروند رود آنچنان که شایسته است از سوی مقامات
ایرانی
مورد توجه قرار نگرفته، و مقامات عراقی هم خویش را به آن راه می
زنند.
و مگر
نه اینکه قرارداد 1940 ما بین حکومت وقت ایران و جمهوری شوروی
سابق در
خصوص رژیم حقوقی دریای خزر با سهل انگاری ما مورد تجاوز روسیه امروزی و
اقمارش
قرار گرفت؟ قراردادی تا آن حد مشخص که سهم ایران را از دریای خزر 50 درصد می
دانست،
امروز چه بلایی بر سراش آمده است؟ سهم ایران به چند درصد تقلیل یافته است
؟ همین
مصلحت اندیشی ها و همین امتیازدهی ها
کار را
به جایی رسانده که حق ایران را 8درصد از آب دریای خزر هم نمی
دانند.
همچنین
باید به مقامات عربی
خاطرنشان ساخت، تا زمانی که حق ایران نسبت به جزایر سه گانه به رسمیت نشناسند و
دست از
ادعای واهی خویش برندارند؛ حق حاکمیت بحرین نیز از سوی ایران به رسمیت
شناخته
نخواهد شد، پس تا اطلاع ثانوی بحرین متعلق به ایران است.
رضا
سلیمانی
بحرین ایرانی و توطئه های بیگانگان
آفتاب:
ماجرا از آنجا آغاز شد که در پی بیانیه شورای همکاری خلیج فارس و تکرار مدعیات
تکراری تعلق جرایر سه گانه به امارات، حسین شریعتمداری سرمقاله ای در روزنامه کیهان
نوشت که واکنشهای بسیاری را برانگیخت.وی در این سرمقاله با طرح مباحثی به منظور
اثبات مالکیت ایران بر جزایر سه گانه گریزی به تاریخ زده بود و اظهار داشته بود که
نه تنها به لحاظ تارخی جزایر سه گانه متعلق به ایران هستند بلکه کشور بحرین نیز که
تا سالیانی پیش جزك لاینفک خاک ایران بوده را در صورت رجوع به تاریخ باید از آن
ایران دانست.
فردای همان روز دکتر علی احمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای
اسلامی در گفت و گو با آفتاب در خصوص موضعگیریهای خلاف منافع ملی ایران توسط
رسانههایی مانند الجزیره، خواهان برخورد با این شبکه و رسانههایی از این دست شده
و در خصوص مدعیات بیپایه برخی از کشورهای عربی گفته بود که اگر آنها قصد نبش قبر
تاریخ را داشته باشند باید روزگاری را به یاد آورد که بحرین نیز جزء لاینفک خاک
ایران محسوب میشد.
این نوع موضعگیری از سوی روزنامه کیهان واکنش مقامات بحرین را در پی داشت.آنها
اعلام کردند که چون مدیرمسئول کیهان از سوی عالیترین مقام جمهوری اسلامی در موسسه
کیهان نمایندگی دارد تا زمانی که جمهوری اسلامی موضعی روشن در این باب اتخاذ نکند
آن را موضع دولت ایران تلقی خواهند کرد.در همین راستا برخی از روزنامههای این کشور
خواستار برخورد با ایران و فراخوانی سفیر جمهوری اسلامی و ارائه توضیح در این باره
شده بودند.
این در حالی است که روزنامه کیهان سرمقاله خود را در واکنش به ادعای بیپایه ارضی
کشور تازه تاسیس امارات و بحرین
منتشر کرده بود که مدتی است افزایش یافته است. حتا در این راستا بود که علی احمدی
از رسانههایی یاد کرد که در داخل خاک ایران از عبارت جعلی «خلیج عربی» استفاده
میکنند و در این میان خواستار به فعلیت رساندن توانمندیهای جمهوری اسلامی در منطقه
برای جلوگیری از شدت یافتن اینگونه ادعاها شده بود.
وی با بیان اینکه داشتن قدرت یک بحث است و استفاده از آن بحثی دیگر با اشاره به
قدرت جمهوری اسلامی در منطقه از مسئولان خواسته بود مدیریت تخصیص منابع قدرت در
منطقه را فعال کنند.
پس از آن بود که مدیرمسئول روزنامه کیهان در توضیحی،مفاد سرمقاله روزهای گذشته خود
را نظر شخصی عنوان کرد.با این همه صحنه دیپلماسی ناگهان شاهد سفر وزیر خارجه جمهوری
اسلامی به بحرین بود.منوچهر متکی در این سفر و در
کنفرانس مطبوعاتی پس از آن با تاکید بر دوستانه و برادرانه بودن روابط ایران و
بحرین توضیحی درباره علت اصلی سفر خود به این کشور نداده است.
به هر روی هرچند سفر
ناگهانی متکی به بحرین برای فرونشاندن تنش به وجود آمده در روابط میان دوکشور را
میتوان اقدامی مثبت ارزیابی کرد اما این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است که چرا در
موارد مشابه و هنگامی که دولتمردان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در نشستهای رسمی
و حتی در حضور مسئولان بلند پایه ایرانی به طرح ادعاهای ارضی علیه ایران و زیر
سئوال بردن هویت ملی کشورمان میپردازند پاسخی در خورد دریافت نمیکنند؟!
متن گزارش سایت خبری آفتاب نیوز
واکنش العطيه به سرمقاله شریعتمداری
سرمقاله روز دوشنبه حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان بازتاب گسترده ای در برخی مطبوعات شیخ نشین های خلیج فارس و به ویژه بحرین داشته است. به گزارش "الف"، حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان در سرمقاله روز 18 تیرماه با اشاره به بیانیه هفته گذشته وزرای دفاع، خارجه و امنیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (PGCC) درباره حمایت از ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه خلیج فارس، ضمن ارایه فهرست اسناد ایران برای مالکیت بر جزایر سه گانه مورد ادعای امارت و اینکه سابقه کشورهای شیخ نشین خلیج فارس به 100 سال هم نمی رسد، نوشت: « در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیح فارس، همراهی بحرین با سایر کشورها حساب جداگانه ای دارد زیرا بحرین بخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زد و بند غیر قانونی میان شاه – دولت هویدا - و دولت ننگین انگلیس از ایران جدا شده است.
در واکنش به سرمقاله روز دوشنبه کیهان، عبدالرحمن العطیه، دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس این سرمقاله را مغرضانه توصیف و با انتقاد شدید از آن گفت، این مقاله تحریک آمیز و هدف آن ایجاد فتنه بوده است در حالی که ما اکنون نیاز به آرامش و اعتماد سازی داریم !!! ( ولی سخنی از حرکات ضد اعتمادی خود در جعل نام دریای پارس و مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران نمی کنند )
روزنامه های بحرین نیز به سرمقاله حسین شریعتمداری واکنش نشان داده و ادعا کرده اند : بحرین هیچ وقت متعلق به ایران نبوده است!!!
جزیره بحرین با حدود 700 هزار نفر جمعیت، در جنوب خلیج فارس قراردارد و از نظر مساحت 2300 برابر کوچکتر از ایران است. حدود یک سوم از جمعیت فعلی این جزیره را اتباع هندی، پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی ، آفریقایی و درصد زیادی هم ایرانی تشکیل می دهند که برای کار به این جزیره رفته اند.
حدود 70 درصد جمعیت بومی بحرین را شیعیان تشکیل می دهند . بسیاری از آنها به زبان فارسی مسلط هستند واخبار ، فیلم ها و سریال های شبکه های تلویزیون ایران را پیگیری می کنند. بازی های لیگ فوتبال ایران و حتی تیم های استقلال و پرسپولیس در منامه طرفداران پروپا قرصی دارد.
در محله قدیمی و سنتی منامه که اکثریت جمعیت این کشور در آن زندگی می کنند، عکس های آیت الله خامنه ای، سید حسن نصرالله و نیز نشانه ها و نمادهای شیعی ـ ایرانی کاملاً در معابر و خیابانها مشهود است.
حکومت بحرین پادشاهی است که در آن "شاه" ، رییس همزمان دولت و عدلیه است و در عین حال قانونگذاری هم می کند. از سالها پیش خاندان آل خلیفه قدرت را در این جزیره در دست دارند. سلطان فعلی، حمد بن عیسی آل خلیفه نام دارد که از سال 1378 قدرت را به دست گرفته و با خانواده پر جمعیتش در شهر اختصاصی حمد در نزدیکی منامه زندگی می کند. پدر شاه فعلی رابطه خوبی با اکثریت 70 درصدی شیعیان بحرین نداشت و تجمع آزادی طلبانه مردم منامه در سال 1372 را به شکل خونینی سرکوب کرد.
خاندان آل خلیفه در سیاست و اقتصاد بحرین حرف اول و آخر را می زنند و مانند بقیه امیر نشین های خلیج فارس، قوانینی اعلام کرده اند تا کسب و کارهای پر سود تجاری به طور قانونی در انحصار خاندان سلطنت قرار داشته باشد. پیش از این نیز مقام های جمهوری اسلامی ایران تلویحاً به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هشدار داده بودند چنانچه این شورا به حمایت از ادعای امارات درباره جزایر ایرانی خلیج فارس ادامه دهد، ایران نیز حق مالکیت خود بر بحرین را که در سال 1351 شاه از آن چشم پوشید، احیا و پیگیری خواهد کرد.
رای گیری پیرامون مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین ایران
نظرسنجی «شریف نیوز» درباره «بحرین»:
۱. با طرح این مساله موافقم، چراکه به طور کلی موافق پیوستن مجدد بحرین به عنوان یکی از اراضی جدا شده از خاک ایران میباشم (عدد ارسالی ۱)
۲. با طرح این مساله مخالفم، چراکه به طور کلی مخالف پیوستن مجدد بحرین به ایران هستم (عدد ارسالی ۲)
۳. با طرح این مساله مخالفم، چراکه در شرایط فعلی طرح چنین مباحثی را به مصلحت نمیدانم (عدد ارسالی ۳)
۴. با طرح این مساله به این دلیل موافقم که پاسخ مناسبی است در برابر ادعاهای برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد جزایر سهگانه ایرانی (عدد ارسالی ۴)
۵. موافق تشکیل کارگروههای سیاسی ـ حقوقی بینالمللی برای بررسی علمی جوانب این موضوع میباشم (عدد ارسالی ۵)
۶. نظری ندارم (عدد ارسالی ۶)
متن رای گیری سایت خبری شریف نیوز
نمونه ای از سخنان هجو و حرکات متحجراته مقامات عربی
برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!!!
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اين روزنامه چاپ رياض، روز دوشنبه در يادداشتي با ژست دروغین ضداستعماري و ضدانگليسي، با اشاره به اين ادعا نوشت: آيا نيروهاي استعمارگر حق دارند دولت ديگري را اشغال كرده و جزئي از زمينهاي دولت تحت استعمار خود را به دولت ديگري بفروشند؟نويسنده ميافزايد: قانون به هيچ نيرويي اجازه نميدهد كه زميني را اشغال كرده يا به استعمار خويش درآورد و يا دولت ديگري وضع آن زمين را تغيير دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حاميان آنها كه باعث ميشود نيروهايي امور منطقهاي را اداره كنند يا دولتها را تغيير دهند، موقتي است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پايدار نميماند. همان گونه كه بسياري از نيروهاي سلطهجو بر زمينهايي تنها با اشغال و نيروي نظامي يا تباني و خريد سيطره پيدا كردند و آنها را جدا كردند. وي براي نمونه به سه جزيره ايران اشاره ميکند و ميگويد: جزاير سه گانه امارات عربي!!!: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسي كه به گفته محمدعلي حسيني،