





استان چهاردهم ایران عروسکی در دستان انگلستان و آمریکا
در پی تکرار ادعاهای مضحک کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مبنی بر ایجاد نام خلیج عربی برای دریای پارس و سپس مالکیت عربها بر جزایر سه گانه ایران – مدیر مسئول روزنامه دولتی کیهان دست به ابتکاری پسندیده و ملی زد . نوشته او حق قانونی و تاریخی ایران را که سالها بر آن سرپوش گذاشته شده بود را طلب می کند . با اینکه این حق در دوران محمد رضا پهلوی با فریبکاری انگلستان پیر استعمار جهان از ایران صلب شده بود ولی گویا در دنیای امروز بازپس گیری این حق امری ضروری به نظر می رسد . بحرین استان چهاردهم ایران – مرکز مروارید خلیج فارس و منطقه سوق الجیشی دریای پارس - امروز عروسکی در دستان آمریکا و انگلستان شده است و پایگاه های نظامی خود را در اختیار این استعمارگران قرن قرار داده است . بحرین پیشگام جعل نام دریای پارس شده است . پیشگام مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران شده است و در نبرد ایران و صدام به حمایت از کشور متجاوز عراق نیز پرداخت . به راستی آیا باید در برابر دولت بحرین و امارات سکوت کرد ؟ پس از جدایی غیر ملی بحرین از کشورمان دولت ایران این امر را در مجلس شورای ملی به تصویب نرسانده است و تلاش برای بازپس گیری دیپلماتیک آن امری ممکن است . ما نیز بر حق قانونی و تاریخی ایران بر جزیره بحرین تاکید میکنیم و در این امر ملی همگام با مسئولان مطرح کننده این الحاق هستیم .
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی
شادروان ملک الشعرای بهار
نمایندگان مجلس ایران : جزایر که هیچ ، خود امارات هم مال ایران است
عصرایران- یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی
مجلس شورای اسلامی گفت: اوج وقاحت است کشوری که جزیی از خاک ایران بوده الان از
کشور اولیه ادعای مالکیت می کند!عوض حیدرپور در گفت و گو با خبرنگار عصرایران اظهار
داشت: همه اسناد و مدارک نشان می دهد که جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی از روز
تشکیل ایران متعلق به ما بوده و از آن گذشته خود امارات هم مال ایران بوده و این
وقاحت است که اماراتی ها ادعای خاک ایران را می کنند و از آن وقیحانه تر تایید این
ادعاهاست.نماینده شهرضا درباره «اظهارات برخی مسوولان خارجی در تایید ادعاهای
امارات» گفت: مسوولان کشورهای دیگر در نشست های خود به امارات چراغ سبز نشان می
دهند و برای دلخوش کردن اماراتی ها مطالبی را می گویند و ما هشدار می دهیم اظهار
نظر در مورد خاک جمهوری اسلامی ایران در صلاحیت مالک آن یعنی ایران است نه کسانی که
نه ایران را می شناسند نه امارات را و 4 صباحی مسوولیت دارند و بعد از آن هم کنار
می روند!
این نماینده مجلس در خصوص برخوردهای نامناسب امارات با شهروندان ایرانی تاکید کرد:
اماراتی ها برخوردشان با ایران بر اساس منافع مادی شان است و دوستی صمیمانه با ما
ندارند ، بنابراین مسوولان ما باید به طور جدی مسایل فی مابین و بحث ارتباط با این
کشور را بررسی کنند و اماراتی ها ملزم به رعایت حقوق ایران و شهروندان ایرانی
شوند.وی در خاتمه ادعاهای امارات در مورد جزایر ایرانی را یاوه گویی دانست و گفت:
ایران باید به طور جدی به امارات پاسخ بدهد.
خبرگزاری عصر ایران
پرونده مالکیت ایران بر بحرین را به جریان خواهیم انداخت
عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيتملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي گفت: در صورت ادامه ادعاهاي امارات، ايراني بودن بحرين و برخي از خاك امارات را از طريق مجامع بينالمللي پيگيري ميكنيم. سليمان جعفرزاده در گفتوگو با ايلنا، اقدامات برخي كشورهاي عربي را در راستاي تحركات جديد آمريكا در منطقه ارزيابي كرد و گفت: آمريكا در ادامه سياستهاي تفرقهانگيز خود به اختلافات قومي و فرهنگي روي آورده است چرا كه بقاي خود را در دامن زدن به اين امور ميبيند. وي افزود: كشورهاي عربي نيز به دليل ضعفهايي كه درنوع حكومت و شيوه حكمراني خود دارند، سعي در ارضاي ديدگاههاي ايالات متحده دارند. نماينده ماكو و چالدران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه مجلس حافظ حقوق و منافع مردم است، تأكيد كرد: نمايندگان ملت با آنچه به حقوق ملي و تمدني ما لطمه وارد كند، برخورد خواهند كرد و آن را در جلسات هفته جاري كميسيون پيگيري ميكنند. وي خاطر نشان ساخت: در صورت ادامه ادعاهاي واهي امارات و ديگر كشورهاي عربي ما نيز با مقابله به مثل، ايراني بودن برخي از اين كشور ها را به جريان خواهيم انداخت چرا كه هنوز چندسالي بيش از جدا شدن بحرين و يا بخشي از خاك امارات از ايران نميگذرد. عضو هيأت رئيسه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم در پايان گفت: ما ميتوانيم از طريق مجامع بينالمللي ايراني بودن اين كشورها را اثبات كنيم و خواهان الزام آنها به خاك كشور خود باشيم.
نمایندگان
مجلس ایران : فراندوم در بحرین ، آن را به ایران بر می گرداند
عصرایران- فضای امروز مجلس شورای اسلامی ، به شدت علیه
ادعاهای ارضی امارات بود به گونه ای که 113 نماینده خواستار تحرک بیش از پیش
دستگاه دیپلماسی در خصوص توسعه طلبی ارضی امارات و مداخله این کشور در مسایل
داخلی ایران شدند.به گزارش خبرنگار عصرایران، در جلسه امروز مجلس منوچهر متکی ،
وزیر امور خارجه کشورمان در سخنانی با اشاره به اینکه ملت ایران همواره نشان
داده از وجب به وجب میهن اسلامی دفاع جانانه خواهد داشت گفت:حاکمیت و مالکیت
ایران بر وجب به وجب خاک کشورمان سرفرازانه تداوم داشته و خواهد داشت.
نکته جالب توجه در اظهارات متکی این بود که بنا به گفته وی ، اماراتی ها که در
تریبون های رسانه ای و برخی محافل سیاسی مدام دم از مالکیت بر جزایر سه گانه می
زنند تاکنون جرأت نکرده اند در سطوح عالی از جمله در سطح رئیس جمهور و نخست
وزیر امارات و نیز در شش سفر رفت و آمدی وزاری خارجه دو کشور حتی یک بار نیز
موضوع را رسماً اظهار کنند و این نشان می دهد که این نوع سخنان به تحریک
بیگانگان و به صورت تبلیغاتی مطرح می شود.
متکی گفت: وزارت امور خارجه تاکنون به صورت قاطع پاسخ ادعاهای مختلف را داده
است و مستندات نشان می دهد که دستگاه دیپلماسی بدون لحظه ای و یا ذره ای تردید
با صدور بیانیه و یا احضار و یا یادداشت اعتراضی در دفاع از حقوق ملی اقدام
کرده است.در این جلسه ، همچنین نماینده ایلام در مجلس شورای اسلامی نسبت به
تبلیغات امارات و مستندسازی جعلی در رابطه با جزایر ایرانی اظهار داشت: اماراتی
ها برای ادعاهای خود مرتب مستندسازی می کنند و حتی به رشوه دادن به مراکز
پژوهشی روی آورده اند.
قنبری با بیان اینکه امارات به رویکردی روی آورده که میراث خوار تفکر صدام حسین
محسوب می شود گفت: از عجایب و طنز تاریخ است که کشوری که بیش از 40-30 سال قدمت
ندارد و چند شیخ نشسته اند و آن را تشکیل داده اند ینگونه در رابطه با یکی از
قدرت های تاریخی ادعاهای تاریخی مطرح می کنند.وی یادآور شد: اگر ایران بحث
تاریخی مطرح کند به ضرر بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد بود چون تنها
ایران است که سابقه امپراطوری دارد.
قنبری گفت: البته ایران مسلط بر جزایر ایرانی است و این نوع ادعاها تاثیری در
ماهیت تاریخی ایران نخواهد داشت و ملت ما با خون خود خاکش را آبیاری کرده است.
اما با این وجود نمی توان گفت چون حاکمیت ایران مستقر است نباید پاسخی به
ادعاها بدهیم.قنبری با اشاره به حمایت های بحرین از ادعاهای امارات تصریح کرد:
بحرین تا 40 سال پیش جزیی از خاک ایران بود و با یک رفراندم مشکوک از ایران جدا
شد و اگر امروز در این کشور شیعه یک رفراندم سالم برگزار شود، مردم آن رای به
انضمام به کشور مادر می دهند.
البته در جلسه امروز مجلس ، علی لاریجانی در طرح پرسش خود از نمایندگان ، به
جای آن که طبق آیین نامه ، درباره توضیحات وزیر از نمایندگان رأی گیری کند ،
درباره سوال نماینده ایلام از ویز سوال کرد! و این امر انتقاداتی را به وجود
آورد به گونه ای که برخی نمایندگان ، در عین حالی که از
توضیحات وزیر متقاعد شده بودند ، بر وارد بودن سوال نیز صحه گذاشتند که در این
باره ، فردا مطلبی به تفصیل در عصرایران منتشر خواهد شد.
خبرهای خبرگزاری های ایران مبنی بر مالکیت ایران بر مجمع الجزایر بحرین :
از استان چهاردهم ایران تا کشوری به نام بحرین
در چند ساله ی اخیر هرگاه شیوخ کشورهای سلطنتی عرب در قالب شورای همکاری خلیج فارس گرد هم آمده اند، همواره یک موضوع مشترک در بیانیههای نمایشی و بی اثر پایانی آنها وجود داشته و آن ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی بوده است. ادعایی که به رغم تکرار چندین باره ی آن در هر سال، نه تنها هیچ ضمانت اجرایی ندارد بلکه خود بهتر میدانند که آرزویی محال و خوابی تعبیر ناشدنی است.
اما در روزهای گذشته روزنامه ی کیهان ( 18/4/86 ) در یادداشت روز خود در واکنش به تکرار مجدد این ادعا در بیانیه ی اخیر این شورا، ضمن برشمردن مستنداتی هر چند محدود در خصوص مالکیت ایران بر این جزایر سه گانه، درطرحی جدید، موضوع جدایی بحرین از ایران در کمتر از 40 سال پیش اشاره کرد و همین اشاره ی کوتاه باعث گردید تا موجی از وحشت در میان سران برخی از این کشورها که همواره مناسبات و روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را تابعی از شرایط ایران در مجامع بین المللی میدانند، به وجود آورد.
مجموعه جزایر بحرین که از قبل از اسلام جزو محدوده ی سرزمین ایران بوده و حکومتهای هخامنشی، اشکانی، ساسانی و... همواره به آن حکومت میکردند و پس از خروج اعراب از ایران نیز همواره در قلمرو حکومت ایرانیان بوده، در سال 1336 که ایران به ایالتهای مختلف تقسیم شده بود، رسما به عنوان ایالت چهاردهم ایران معرفی گردید. این استان ایرانی که سرشار از منابع زیرزمینی نفت و گاز و نیز بزرگترین تولید کننده ی مروارید در آسیا میباشد، مورد طمع امپریالیسم و استعمار پیرانگلستان قرار گرفت و به دلیل بی کفایتی شاه و دربار ایران، در زمان نخست وزیری هویدا، در سال 1349 هجری شمسی یعنی 37 سال پیش در طی یک زد و بند غیر قانونی میان دربار شاه و دولت انگلیس، از ایران جدا گردید و به دولت انگلیس بخشیده شد.
زد و بندی که چه بسا اگر 8 سال به تعویق میافتاد، دیگر اکنون کشوری به نام بحرین در نقشه ی جغرافیایی جهان وجود نداشت. هر چند که با پیدایش انقلاب اسلامی ایران، مسئوولین ایران همواره سیاست خود در قبال کشورهای منطقه را یک سیاست دوستانه، برادرانه و بر پایه ی احترام متقابل و حسن همجواری اعلام کرده و همواره خواستار گسترش روابط با این کشورها بوده و همیشه حسن نیت خود را در این باره نشان داده اند، اما آن چه اکنون جای تامل و درنگ دارد، این است که این کشورها که با انتشار یک مقاله این چنین دچار رعب و وحشت شده اند، چرا علی رغم این سیاست ایران همواره چنین ادعاهایی را مطرح میکنند و آیا مستندات و دلایلشان برای ادعای حاکمیت بر جزایر سه گانه ی ایرانی قابل مقایسه با دلایل ایران در خصوص حاکمیت بر بحرین و دیگر سرزمینهای جدا شده از وطن اصلی خود میباشد و این که آیا اساسا میتوان با چنین ادعاهایی که با تمرکز بر روی تاریخ جغرافیایی کشورها مطرح میشود، قلمرو جغرافیایی جدیدی ترسیم کرد.
مطمئنا سران این کشورها که دخالت بیگانگان در تصمیم گیریهای آنها کاملا مشهود و محسوس است، از درک این واقعیت عاجز نیستند که در صورت باز شدن پرونده ی این موضوعات، خود بیشترین ضررها را متحمل شده و تقسیم بندیهای جغرافیایی در خاورمیانه دستخوش تغییرات وسیعی خواهد شد. ضمن این که قدرت نرم افزار شیعی در کنار سخت افزار ملی ایرانیان، قدرتی نیست که ادعاهایی را به مثابه یک تهدید تلقی کند، کما این که همواره شاهد صدور چنین بیانیههایی بوده و هستیم.
تا اطلاع ثانوي، بحرين متعلق به ماست
۲۵
تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۰۶ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب
:
یادداشت روز کیهان"
آواز کوچه باغی"
به قلم
حسین
شریعتمداری، در تاریخ 18تیر1386حساسیت های زیادی را در محافل سیاسی داخل و
خارجی
خصوصا منطقه خلیج فارس برانگیخت. تا آنجا که پرچم مقدس کشورمان مورد اهانت
جمعیت
معترض بحرینی در منامه قرار گرفت..
همچنین
نقل محافل سیاسی است که سفر
اخیر و
بدون برنامه منوچهر متکی به بحرین برای دلجویی و استمالت از مقامات بحرینی
به خاطر
سرمقاله کیهان صورت گرفته است. حال سوالی که به ذهن می رسد آنست که ابراز
پشیمانی
و دلجویی مسئولین ایرانی از منامه چه دلیل موجهی دارد؟ مگر حسین شریعتمداری
چه
خطایی را مرتکب شده است؟ مگر مقامات کشورهای عربی و حاشیه خلیج فارس برای صدور
هر روزه
بیانیه های خود و شورای همکاری خلیج فارس بر علیه ایران و نقض حاکمیت ملی
کشورمان
در خصوص جزایر سه گانه ، از ما پوزش می خواهند؟
( بارهای ادعاهای دروغ از سوی اعراب بر ضد تمامیت ارضی ایران شنیده می شود و حال که
یک بار مقامات ایران بر مالکیت تاریخی و قانونی ایران بر بحرین اشاره کرده است
خبرگزاری های عرب دست به جنجال و هیاهوی پوشالی می زنند . مگر همین شما اعراب
نبودید که هشت سال به حمایت از صدام دست زدید و در نهایت این شرم را برای خود در
تاریخ به جای گذاشتید ؟ پس هرعملی عکس العملی را نیز در پی خواهد داشت . )
پس از
این همه
اعتراض
رسمی و نیمه رسمی مقامات ایرانی نسبت به رژیم حقوقی جزایر سه گانه، تا کنون
حتی
یکبار بصورت روشن از زبان یکی از مقامات عرب، نشنیده ایم که بر حق سرزمینی
ایران
صحه بگذارد.آسمان که به زمین نیامد! حسب اتفاق، مقاله حسین شریعتمداری،
یادداشت
کاملاً مستندی بود،در قبال مشتی لاطائلات اعراب در مورد جزایر سه گانه که
به دلیل
عدم واکنش مناسب مقامات ایرانی، کم،کم امر بر آنها مشتبه شده که حق نیز با
آنهاست؛
دیروز خلیج فارس بود، امروز جزایر سه گانه ،اهواز و فردا هم احتمالا
تهران!
شاید
باید این حرکت تاکتیکی را چون قانونی نانوشته حمایت کرد،که
هربار
اعراب ادعایی واهی نسبت به جزایر سه گانه را مطرح کردند، در جواب روزنامه های
مهم و
پرشمارگان کشور حق ایران نسبت به بحرین و جزایر سه گانه را یادآور
شوند.«سرمقاله، تیتر اول،صفحه اول »قطعاً اگر این اقدام صورت پذیرد و ده ها بار نیز
تکرار
گردد، بدلیل ضعف تاریخی و سندی، اعراب عقب خواهند نشست.آنها شاید بتوانند
فرد،گروه،سازمانی را با دلارهای نفتی بخرند، اما نمی توانند تاریخ را از نو بنویسند
و آن را
تغییر دهند.
نگارنده
تا به امروز همیشه از منتقدان روش کیهان و
مدیریت
آن بوده است، ولی دلیلی نیست که در مقابل واکنش صحیح شریعتمداری و کیهان،
بازهم
انتقاد کند! تمام نشریات راست دنیا معمولا نسبت به تمامیت ارضی کشور خود
عموما
با بیشترین حساسیت ممکن برخورد می کنند و مگر کیهان اقدامی غیر این انجام
داده
است؟ درست در قامت یک نشریه راست از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران به دفاع
پرداخته
است.
این
بسیار خوشایند است که عمداً یا سهواً روزنامه کیهان نه
فرد و
گروهی! را کشف کرد، و نه معاندین و معارضین را مورد عتاب، اهانت قرار داد.
تنها در
قامت یک روزنامه راست کلاسیک مقاله ای گیرا و مستند را منتشر کرد. در مقابل
آن همه
مقالات سراسر کذب روزنامه های عربی، دلیلی برای سکوت وجود ندارد، چه بهتر
آنکه
تریبونی بالاخره پس از دو دهه زیگزاگ رفتن سرانجام در جهت درست خود قرار بگیرد
و از
جانب ملت ایران حق حاکمیت ملی سرزمین ایران را فریاد کشد و اعراب توهم زده را
از خواب
بپراند. اگر آنها تن شان برای سرزمین شان می لرزد چرا تن ایرانیان نلرزد و
چرا
مدام تن ایشان را نلرزانیم تا اصل رعایت محدود سرزمینی را رعایت
کنند؟
کسی حقی
برای ما متصور نیست، ما خود برای احقاق حقوق خود باید تلاش
کنیم.
مگر نه اینکه قرارداد "هویدا – شفیق" در سال 1352 در خصوص رژیم حقوقی رود
هیرمند
دائر بر حق ایران نسبت به یک/دوم آب این رودخانه که از افغانستان سرچشمه می
گیرد،
امروز به دلیل سهل انگاری مسئولین ما توسط مقامات کابل نقض می شود؟ مگر نه
اینکه
بیش از یک هزار روستا و شهر و زمین های زراعی سیستان از کمبود آب و نقض رژیم
حقوقی
رود هیرمند توسط افغانستان آسیب های فراوانی دیده است؟
مگر نه
مفاد
قرارداد
1975 الجزیره بین شاه وقت ایران و صدام حسین هنوز که هنوز است بطور تمام و
کمال
اجرا نمی شود و رژیم حقوقی اروند رود آنچنان که شایسته است از سوی مقامات
ایرانی
مورد توجه قرار نگرفته، و مقامات عراقی هم خویش را به آن راه می
زنند.
و مگر
نه اینکه قرارداد 1940 ما بین حکومت وقت ایران و جمهوری شوروی
سابق در
خصوص رژیم حقوقی دریای خزر با سهل انگاری ما مورد تجاوز روسیه امروزی و
اقمارش
قرار گرفت؟ قراردادی تا آن حد مشخص که سهم ایران را از دریای خزر 50 درصد می
دانست،
امروز چه بلایی بر سراش آمده است؟ سهم ایران به چند درصد تقلیل یافته است
؟ همین
مصلحت اندیشی ها و همین امتیازدهی ها
کار را
به جایی رسانده که حق ایران را 8درصد از آب دریای خزر هم نمی
دانند.
همچنین
باید به مقامات عربی
خاطرنشان ساخت، تا زمانی که حق ایران نسبت به جزایر سه گانه به رسمیت نشناسند و
دست از
ادعای واهی خویش برندارند؛ حق حاکمیت بحرین نیز از سوی ایران به رسمیت
شناخته
نخواهد شد، پس تا اطلاع ثانوی بحرین متعلق به ایران است.
رضا
سلیمانی
بحرین ایرانی و توطئه های بیگانگان
آفتاب:
ماجرا از آنجا آغاز شد که در پی بیانیه شورای همکاری خلیج فارس و تکرار مدعیات
تکراری تعلق جرایر سه گانه به امارات، حسین شریعتمداری سرمقاله ای در روزنامه کیهان
نوشت که واکنشهای بسیاری را برانگیخت.وی در این سرمقاله با طرح مباحثی به منظور
اثبات مالکیت ایران بر جزایر سه گانه گریزی به تاریخ زده بود و اظهار داشته بود که
نه تنها به لحاظ تارخی جزایر سه گانه متعلق به ایران هستند بلکه کشور بحرین نیز که
تا سالیانی پیش جزك لاینفک خاک ایران بوده را در صورت رجوع به تاریخ باید از آن
ایران دانست.
فردای همان روز دکتر علی احمدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای
اسلامی در گفت و گو با آفتاب در خصوص موضعگیریهای خلاف منافع ملی ایران توسط
رسانههایی مانند الجزیره، خواهان برخورد با این شبکه و رسانههایی از این دست شده
و در خصوص مدعیات بیپایه برخی از کشورهای عربی گفته بود که اگر آنها قصد نبش قبر
تاریخ را داشته باشند باید روزگاری را به یاد آورد که بحرین نیز جزء لاینفک خاک
ایران محسوب میشد.
این نوع موضعگیری از سوی روزنامه کیهان واکنش مقامات بحرین را در پی داشت.آنها
اعلام کردند که چون مدیرمسئول کیهان از سوی عالیترین مقام جمهوری اسلامی در موسسه
کیهان نمایندگی دارد تا زمانی که جمهوری اسلامی موضعی روشن در این باب اتخاذ نکند
آن را موضع دولت ایران تلقی خواهند کرد.در همین راستا برخی از روزنامههای این کشور
خواستار برخورد با ایران و فراخوانی سفیر جمهوری اسلامی و ارائه توضیح در این باره
شده بودند.
این در حالی است که روزنامه کیهان سرمقاله خود را در واکنش به ادعای بیپایه ارضی
کشور تازه تاسیس امارات و بحرین
منتشر کرده بود که مدتی است افزایش یافته است. حتا در این راستا بود که علی احمدی
از رسانههایی یاد کرد که در داخل خاک ایران از عبارت جعلی «خلیج عربی» استفاده
میکنند و در این میان خواستار به فعلیت رساندن توانمندیهای جمهوری اسلامی در منطقه
برای جلوگیری از شدت یافتن اینگونه ادعاها شده بود.
وی با بیان اینکه داشتن قدرت یک بحث است و استفاده از آن بحثی دیگر با اشاره به
قدرت جمهوری اسلامی در منطقه از مسئولان خواسته بود مدیریت تخصیص منابع قدرت در
منطقه را فعال کنند.
پس از آن بود که مدیرمسئول روزنامه کیهان در توضیحی،مفاد سرمقاله روزهای گذشته خود
را نظر شخصی عنوان کرد.با این همه صحنه دیپلماسی ناگهان شاهد سفر وزیر خارجه جمهوری
اسلامی به بحرین بود.منوچهر متکی در این سفر و در
کنفرانس مطبوعاتی پس از آن با تاکید بر دوستانه و برادرانه بودن روابط ایران و
بحرین توضیحی درباره علت اصلی سفر خود به این کشور نداده است.
به هر روی هرچند سفر
ناگهانی متکی به بحرین برای فرونشاندن تنش به وجود آمده در روابط میان دوکشور را
میتوان اقدامی مثبت ارزیابی کرد اما این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است که چرا در
موارد مشابه و هنگامی که دولتمردان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در نشستهای رسمی
و حتی در حضور مسئولان بلند پایه ایرانی به طرح ادعاهای ارضی علیه ایران و زیر
سئوال بردن هویت ملی کشورمان میپردازند پاسخی در خورد دریافت نمیکنند؟!
متن گزارش سایت خبری آفتاب نیوز
واکنش العطيه به سرمقاله شریعتمداری
سرمقاله روز دوشنبه حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان بازتاب گسترده ای در برخی مطبوعات شیخ نشین های خلیج فارس و به ویژه بحرین داشته است. به گزارش "الف"، حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان در سرمقاله روز 18 تیرماه با اشاره به بیانیه هفته گذشته وزرای دفاع، خارجه و امنیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (PGCC) درباره حمایت از ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه خلیج فارس، ضمن ارایه فهرست اسناد ایران برای مالکیت بر جزایر سه گانه مورد ادعای امارت و اینکه سابقه کشورهای شیخ نشین خلیج فارس به 100 سال هم نمی رسد، نوشت: « در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیح فارس، همراهی بحرین با سایر کشورها حساب جداگانه ای دارد زیرا بحرین بخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زد و بند غیر قانونی میان شاه – دولت هویدا - و دولت ننگین انگلیس از ایران جدا شده است.
در واکنش به سرمقاله روز دوشنبه کیهان، عبدالرحمن العطیه، دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس این سرمقاله را مغرضانه توصیف و با انتقاد شدید از آن گفت، این مقاله تحریک آمیز و هدف آن ایجاد فتنه بوده است در حالی که ما اکنون نیاز به آرامش و اعتماد سازی داریم !!! ( ولی سخنی از حرکات ضد اعتمادی خود در جعل نام دریای پارس و مالکیت موهن امارات بر جزایر سه گانه ایران نمی کنند )
روزنامه های بحرین نیز به سرمقاله حسین شریعتمداری واکنش نشان داده و ادعا کرده اند : بحرین هیچ وقت متعلق به ایران نبوده است!!!
جزیره بحرین با حدود 700 هزار نفر جمعیت، در جنوب خلیج فارس قراردارد و از نظر مساحت 2300 برابر کوچکتر از ایران است. حدود یک سوم از جمعیت فعلی این جزیره را اتباع هندی، پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی ، آفریقایی و درصد زیادی هم ایرانی تشکیل می دهند که برای کار به این جزیره رفته اند.
حدود 70 درصد جمعیت بومی بحرین را شیعیان تشکیل می دهند . بسیاری از آنها به زبان فارسی مسلط هستند واخبار ، فیلم ها و سریال های شبکه های تلویزیون ایران را پیگیری می کنند. بازی های لیگ فوتبال ایران و حتی تیم های استقلال و پرسپولیس در منامه طرفداران پروپا قرصی دارد.
در محله قدیمی و سنتی منامه که اکثریت جمعیت این کشور در آن زندگی می کنند، عکس های آیت الله خامنه ای، سید حسن نصرالله و نیز نشانه ها و نمادهای شیعی ـ ایرانی کاملاً در معابر و خیابانها مشهود است.
حکومت بحرین پادشاهی است که در آن "شاه" ، رییس همزمان دولت و عدلیه است و در عین حال قانونگذاری هم می کند. از سالها پیش خاندان آل خلیفه قدرت را در این جزیره در دست دارند. سلطان فعلی، حمد بن عیسی آل خلیفه نام دارد که از سال 1378 قدرت را به دست گرفته و با خانواده پر جمعیتش در شهر اختصاصی حمد در نزدیکی منامه زندگی می کند. پدر شاه فعلی رابطه خوبی با اکثریت 70 درصدی شیعیان بحرین نداشت و تجمع آزادی طلبانه مردم منامه در سال 1372 را به شکل خونینی سرکوب کرد.
خاندان آل خلیفه در سیاست و اقتصاد بحرین حرف اول و آخر را می زنند و مانند بقیه امیر نشین های خلیج فارس، قوانینی اعلام کرده اند تا کسب و کارهای پر سود تجاری به طور قانونی در انحصار خاندان سلطنت قرار داشته باشد. پیش از این نیز مقام های جمهوری اسلامی ایران تلویحاً به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هشدار داده بودند چنانچه این شورا به حمایت از ادعای امارات درباره جزایر ایرانی خلیج فارس ادامه دهد، ایران نیز حق مالکیت خود بر بحرین را که در سال 1351 شاه از آن چشم پوشید، احیا و پیگیری خواهد کرد.
رای گیری پیرامون مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین ایران
نظرسنجی «شریف نیوز» درباره «بحرین»:
۱. با طرح این مساله موافقم، چراکه به طور کلی موافق پیوستن مجدد بحرین به عنوان یکی از اراضی جدا شده از خاک ایران میباشم (عدد ارسالی ۱)
۲. با طرح این مساله مخالفم، چراکه به طور کلی مخالف پیوستن مجدد بحرین به ایران هستم (عدد ارسالی ۲)
۳. با طرح این مساله مخالفم، چراکه در شرایط فعلی طرح چنین مباحثی را به مصلحت نمیدانم (عدد ارسالی ۳)
۴. با طرح این مساله به این دلیل موافقم که پاسخ مناسبی است در برابر ادعاهای برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد جزایر سهگانه ایرانی (عدد ارسالی ۴)
۵. موافق تشکیل کارگروههای سیاسی ـ حقوقی بینالمللی برای بررسی علمی جوانب این موضوع میباشم (عدد ارسالی ۵)
۶. نظری ندارم (عدد ارسالی ۶)
متن رای گیری سایت خبری شریف نیوز
نمونه ای از سخنان هجو و حرکات متحجراته مقامات عربی
برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!!!
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اين روزنامه چاپ رياض، روز دوشنبه در يادداشتي با ژست دروغین ضداستعماري و ضدانگليسي، با اشاره به اين ادعا نوشت: آيا نيروهاي استعمارگر حق دارند دولت ديگري را اشغال كرده و جزئي از زمينهاي دولت تحت استعمار خود را به دولت ديگري بفروشند؟نويسنده ميافزايد: قانون به هيچ نيرويي اجازه نميدهد كه زميني را اشغال كرده يا به استعمار خويش درآورد و يا دولت ديگري وضع آن زمين را تغيير دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حاميان آنها كه باعث ميشود نيروهايي امور منطقهاي را اداره كنند يا دولتها را تغيير دهند، موقتي است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پايدار نميماند. همان گونه كه بسياري از نيروهاي سلطهجو بر زمينهايي تنها با اشغال و نيروي نظامي يا تباني و خريد سيطره پيدا كردند و آنها را جدا كردند. وي براي نمونه به سه جزيره ايران اشاره ميکند و ميگويد: جزاير سه گانه امارات عربي!!!: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسي كه به گفته محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت خارجه ايران، در سال 1970، هنگامي كه انگليس ساحل خليج عربي!!! را همانند پادشاهي عمان و دولت امارات عربي و قطر و بحرين به استعمار گرفته بود، شاه ايران، رضا پهلوي، آنها را از انگليس خريد!!! نويسنده آنچنان ناشيانه جملاتي را به سخنگوي وزارت خارجه ايران نسبت می دهد که حتی نام شاه ایران را هم اشتباه می نویسد !!
خبرگزاری بین المللی بازتاب

متن مقاله روزنامه کیهان تهران در پاسخ به تجاوز غیر قانونی اعراب و واکنش حقیقی و تاریخی ما ایرانیان
"آواز کوچه باغی" اصطلاحی است شناخته شده در فرهنگ قدیم تهران ودر مواردی به صورت ضرب المثل درآمده است.به گفته قدیمی ترها –که امروز تعداشان زیاد نیست - در آن سال های نه چندان دور که تهران شهر خلوتی بود وپاسی از شب گذشته،سکوت همه جا را فرا می گرفت.افرادی که بهر علت ناچار بودند در ساعات پایانی شب از کوچه های تاریک و خلوت عبور کنندو احیاناً از تاریکی و خلوتی می ترسیدند برای غلبه بر ترس با صدای بلند زیر آوز می زدند. این آوازها به آواز کوچه باغی معروف بود- یا یکی از انواع آوازهای کوچه باغی بود-وهنگامی که صدای عابری با این آواز بلند می شد و چهچهه ی پایانی آن با کلماتی مانند حبیب من...عزیزمن...امان امان و..می پیچید،برخی از اهالی محل که دل ودماغ بیشتری داشتندو انگیزه رهگذر آوازه خوان را می شناختند،سر از پنجره بیرون آورده و با جملاتی نظیر دمت گرم!...دارمت!و...با او همراهی می کردند،یعنی این که نترس! خوف نکن! ما بیداریم...
5 شنبه هفته گذشته وزرای خارجه دفاع و امنیتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان اجلاس سه روزه خود در ریاض،بار دیگر(وبه روال چند ساله اخیر) با صدور بیانیه ای از ادعای موهن مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی حمات کردند و از جمهوری اسلامی خواستند از طریق مذاکره به اختلاف موجود درباره ی مالکیت این سه جزیره پایان دهد!
کشورهای عضوشورای همکاری خلیج فارس(عربستان، عمان، کویت، امارات متحده عربی و قطر) که سابقه ی تشکیل هیچ یک به 100 سال نمی رسد،به خوبی از حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه و اسناد این حاکمیت بلامنازع باخبرند و حتی در دورترین افق های ذهن خویش هم نمی توانند تصور روزی راداشته باشند که این حاکمیت کمترین خدشه ای پیدا کند،بنابر این انگیزه ی آنها از تکرار این اعای واهی و بی اساس هرچه باشد ،احتمال خروج این سه جزیره از حاکمیت ایران نیست،پس ماجرا چیست؟
برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید به اسنادی که حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه را نشان می دهد اشاره کرد؛
1. علاوه بر نقشه های متعددی که از دوران یونان باستان (قبل از میلاد مسیح) برجای مانده و در آنها از تمامی جزایر خلیج فارس با عنوان بخشی از سرزمین ایران یادشده است،در سده های اخیر نیز تمامی نقشه های رسمی که از سوی کشورهایی نظیر انگلستان،فرانسه، روسیه، پرتغال، اسپانیا و... تهیه شده و به عنوان اسناد رسمی نگهداری می شوند،جزایر خلیج فارس از جمله سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسا را بخشی از خاک ایران دانسته اند.از جمله دولت انگلیس که بیش از دو سده در منطقه حضور داشته و درمواردی نیز با دولت های وقت ایران درگیر بوده است،در مجموع23 نقشه ی رسمی از منطقه تهیه کرده است که در تمامی آنها بدون استثناء جزایر سه گانه متعلق به ایران است.
2. در سال 1830 کاپیتان جی.بی.بروکس G.B.BRUCKS از سوی کمپانی هند شرقی وابسته به دولت استعماری انگلیس نقشه ای رنگی از خلیج فارس تهیه می کند. در این نقشه رنگی که نسخه هایی از آن در وزارت خارجه انگلیس ومخزن اسناد سازمان ملل متحد نگهداری می شود،3 جزیره تنب یزرگ و کوچک وابوموسا به رنگ خاک ایران ترسیم شده است. کاپیتان بروکس نزدیک به 12 سال برای تهیه ی این نقشه در خلیج فارس بود.
3.در سال 1835"ساموئل هنل" از سوی دولت نگلیس مامور تعیین حدود کشورها در خلیج فارس می شود.هنل در نقشه ی خود یک خط فرضی در آبهای خلیج فارس ترسیم میکند که جزایر سه گانه در قسمت فوقانی (شمالی) این خط فرضی قرار داشته و متعلق به ایران دانشته شده است.
4. در ژانویه سال بعد(1836) سرگرد "موریسن" جانشین ساموئل هنل،ماموریت او را پی میگیرد و پس از مذاکره با شیوخ خلیج فارس نقشه ای که به تایید آنها رسیده بود را تهیه می کند.در این نقشه ،جزایر سه گانه در عمق بیشتری از خاک ایران قرار گرفته است.
5.در سال 1881 نیروی دریایی انگلیس بار دیگر نقشه ای از منطقه خلیج فارس تهیه می کند که در آن جزایرسه گانه و خاک ایران رنگ مشترکی دارند.
6.در سال 1886 دایره اطلاعات دولت انگلیس نقشه ایران را با رنگ یکسان جزایر وخاک ایران تهیه کرده و در12ژوئن همان سال این نقشه از سوی وزیرمختار انگلیس در تهران به ناصرالدین شاه تحویل داده می شود.
7.در سال 1908،دولت ایران امتیاز استخراج خاک سرخ (سنگ آهن ) رابه ونگهاوس آلمانی می دهد که دولت انگلیس به دلیل تیرگی روابط خود با آلمان، به ایران اعتراض می کند، دولت انگلیس در اعتراض خود خواهان کسب امتیاز استخراج خاک سرخ برای شرکت های انگلیسی است یعنی تایید بر حاکمیت ایران... و از ده ها سند دیگر،از جمله احکامی که دولت های وقت ایران برای انتصاب حکام-استانداران- خود در بندر لنگه که سه جزیره یاد شده بخشی از آن بوده است،صرف نظر می کنیم.
8.اصلی ترین و تنهاترین سندی که امارات برای اثبات ادعای خود ارائه می کند نامه ای است که شیخ یوسف فرماندار ایرانی بندر لنگه در سال 1882 به شیخ حمیدالقاسمی حاکم راس الخیمه می نویسد و در آن به عنوان تعارف و ابراز ادب -که آن هنگام بسیار متداول بوده و در بسیاری نامه های مشابه دیده می شود- نوشته بود؛ابوموسا از آن شماست(یعنی در خدمت شما هستیم!)
نکته در خورتوجه این که شیخ یوسف در ادامه همین نامه خطاب به حاکم راس الخیمه می نویسد «بَلَدَ لِنجِه بَلَدِکُِم» یعنی شهر بندر لنگه هم شهر شماست وعجیب آن که اماراتی ها وقتی به این نامه استناد می کنند جمله ی اخیر را که به وضوح نشان می دهد جمله قبلی فقط یک تعارف بوده را حذف می کنند!
9. در حقوق بین الملل و قوانین مربوط به مرزها و سرزمین ها،حاکمیت یک کشور بر یک منطقه از چند راه به اثبات می رسد. ازجمله«مالکیت تاریخی»،حاکمیت موثر یعنی برافراشته بودن پرچم،نصب حکام،حضور نیروی نظامی و... که تمامی این ملاک ها و معیارهای حقوقی از حاکمیت قطعی ایران برجزایر سه گانه حکایت دارد.
10.در میان کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس،همراهی بحرین با سایر کشورهای عضو حساب جداگانه ای دارد،زیرا بحرین یخشی از خاک ایران بوده که در جریان یک زدوبند غیرقانونی میان شاه و دولت های آمریکا و نگلیس از ایران جدا شده است و امروزه اصلی ترین خواسته ی مردم بحرین بازگشت این استان جداشده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن، یعنی ایران اسلامی است و بدیهی است که این حق مسلم ایران و مردم استان جداشده آن نباید و نمی تواند نادیده گرفته شود.
11.واکنون با توجه به اسناد یاد شده که از حاکمیت قطعی و بلامنازع ایران بر جزایر سه گانه حکایت می کند، باید به این پرسش بازگشت که انگیزه اصلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از ادعای واهی حاکمیت امارات بر جزایر سه گانه چیست؟ و آیا این ادعا می تواند غیر از وحشت آنان از زلزله ای که انقلاب اسلامی بر حکومت های قرون وسطایی و غیر قانونی آنها انداخته است علت دیگری داشته باشد.تمامی دولت های یاد شده با دخالت مستقیم قدرت های استکباری شکل گرفته اند و مردم کمترین دخالتی در تعیین دولت ،سیاست گزاری ها وتصمیم گیری های آن نداشته و ندارند.از سوی دیگر تمامی دولت های عضو این شورا در میان مردم خود به همکاری با رژیم صهیونستی و دستکم بی تفاوتی در مقابل جنایات این رژیم علیه مردم فلسطین متهم هستند.حاکمان دولت های یادشده به خوبی می دانند که در عصر بیداری اسلامی با الگوی انقلاب اسلامی حاکمیت یک خانواده برسرنوشت مردم و غارت ذخایر ملی، امکان پذیر نیست و از آنجا که لرزه ی منجر به فروپاشی رژیم های غیرقانونی خود را ناشی از الگوی جمهوری اسلامی ایران می دانند و دراین مورد حق دارند! دشمنی با ایران اسلامی را به عنوان یکی از اهداف استراتژیک خود برگزیده اند...و چه گزینش خطرناکی،نه برای ایران،که برای ادامه حاکمیت خودشان.
حسین شریعتمداری 18 تیرماه 1386 روزنامه کیهان تهران
هر عملی بر ضد ایران عکس العملی شدیدتر در برخواهد داشت
روزنامه ایران هشتم امرداد ماه 1386
روزنامه ایران در گزارشی دستاوردهای سفر وزیر امور خارجه ایران به بحرین را چنین نوشت : در پی تماسهای سران بحرین بر ضرورت سفر وزیر امور خارجه ایران به بحرین برای خاموش کردن آتش برافروخته شده از سوی گروهکهای افراطی سلفی بحرینی ( وابسته به استعمار ) پیرامون مالیکت تاریخی ایران بر بحرین , منوچهر متکی پس از دیدار با همتای بحرینی خود گفت : پس از دخالتهای و درج مطالب غیرواقعی و تفرقه برانگیز برخی روزنامه های افراطی عرب بر ضد ایران ( دریای پارس و جزایر سه گانه ) نمی توان انتظار داشت که روزنامه های ایران به این امر ملی بی تفاوت باشند . بدون شک هر عملی در صحنه بین المللی عکس العملی شاید شدیدتر نیز در پی خواهد داشت .
بخشی از سخنان مضحک شیخکهای بدوی حاشیه خلیج فارس بر ضد ایران بزرگ
هر کس در بحرین به ایران باور داشته باشد مرتد و واجب القتل است !!!
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از منامه، «يوسف مبارك»، مقالهنويس روزنامه «الوطن» البحرین در سرمقاله تحت عنوان «ايران قدرت منطقهاي ـ چشماندازها و طمعورزيها» ايران را كشوري داراي سابقه توسعهطلبي و طمعورز توصيف كرده و رفتارش با مردم اهواز و اهل سنت را بدتر از رفتار رژيم صهيونيستي با عربهاي 1948 دانسته است!!
اما جالبتر از همه فتواي «شيخ جاسم سعيدي»، نماينده مستقل سلفي مجلس نمايندگان است كه گفته: «هر كسي به صحت اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد كه بحرين بخشي از خاك ايران است، در زمره «خوارج» قرار ميگيرد و كسي كه از ولايت امر خارج شود، طي سه روز بايد توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وي قتل است كه از سوي ولي امر تعيين ميشود. وي خواستار عذرخواهي ايران يا قطع مناسبات با ايران شد. همچنين دكنر «شيخ ناجي العربي» گفته: «ولي امر بحرین ، شرعا و قانونا حق دارد كسي را كه به اظهارات شريعتمداري ايمان داشته باشد، مجازات كند».
گستاخی یک نماینده سلفی وابسته به انگلیس بحرینی نسبت به ایران
یک نماینده پارلمان بحرین در اظهاراتی گستاخانه خواهان موافقت ایران با تغییر نام خلیج فارس به واژه مجهول «خلیج» شد
. به گزارش مردميار و به نقل از روزنامه اماراتی گلف نیوز !! ، جاسم السعیدی با محکوم کردن آنچه مخالفت ایران با پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس به «خلیج» نامید، گفت: "این یک مساله امنیت ملی برای دولت های خلیج (فارس) است." وی در بیانیه مطبوعاتی خود ادعا کرد: "چنین نگرشی (مخالفت ایران با تغییر نام خلیج فارس) باعث تشدید تنش ها بین اعراب و ایران بر سر این مساله می شود و در راستای منافع منطقه نخواهد بود."این اظهارات پس از آن عنوان می شود که سید علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران دوشنبه گذشته با پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس مخالفت کرد و گفت: "خلیج فارس تا ابد، خلیج فارس باقی خواهد ماند."نماینده پارلمان بحرین که کشورش یکی از استانهای ایران بوده است و با زد و بد انگلستان از ایران جدا شده است اضافه کرد: "به عنوان یک مصالحه باید بر سر نامیدن این گستره آبی به واژه ( مجهول ) «خلیج» به توافق برسیم و از اظهارات تندی که هر شهروند عربی را به مبارزه می طلبد، خودداری کنیم!!" السعیدی که یک نماینده مستقل با گرایشات سلفی در پارلمان بحرین است خاطرنشان کرد: "این یک مساله امنیت ملی برای دولت های خلیج (فارس) است و نباید آن را به بوته فراموشی سپرد."یادآور می شویم "سعید جلیلی"، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در اوایل دی ماه 1386 در اظهاراتی که توهم آفرین بود خلیج فارس را خلیج دوستی نامید که این امر دستاویزی برای انتقادات داخلی از وی شد و براساس گزارش گلف نیوز، گویا برخی عرب ها نیز آن را به عنوان پیشنهاد تغییر نام خلیج فارس تعبیر کرده اند! در حالی که این تنها یک استراتژی منطقه ای برای صلح بوده است و نه تغییر نام محلی تاریخی و سخنگوی وزارت خارجه در کنفرانس مطبوعاتی هفتگی خود اعلام کرد: "منظور آقای جلیلی این بودکه خلیج فارس، محلی برای دوستی و آرامش دولت های منطقه است." تهران بارها تاکید کرده که نام خلیج فارس تا ابد خلیج همیشه فارس باقی خواهد ماند.
وحشت اعراب از بازپسگیری سرزمینهای ایرانی در عراق
یک گروه از روحانیون افراطی و وابسته به آمریکا و انگلیس سنی عراق با صدور فتوایی خواستار تحریم کلیه کالاهای ایرانی در عراق شدند. در متن این فتوا همچنین هشدار داده شده:" چنانچه عراقی ها به ادامه معامله با ایران ادامه دهند، زمینه تاسیس امپراطوری ایران بر روی آواره های عراق فراهم خواهد شد." شیخ عبد الوهاب الکبیسی در مصاحبه با "اسلام تودی" گفت: از این پس با کالاهای ایرانی درست مثل کالاهای دانمارکی برخورد خواهیم کرد! ( شایان ذکر است تیسوف عراق پایخت تمدن ایران بزرگ بوده است و پس از حمله اعراب فرهنگ ایرانی آن منطقه تا حدودی به عربی تغییر میکند . از سوی دیگر مناطق شمالی عراق که به اقلیم کردستان مشهور است همگی بخشی از خاکهای ایران در زمان صفویان است که در جنگ با سپاه متجاوز عثمانیان به اشغال در آمده است . همچنین خود نام بغداد عراق نامی ایرانی است به معنی بغ + داد = داده شده از سوی خدا . )
بر اساس نظر سنجی شبکه الجزیره 75% از اعراب خواهان دوری از ایران هستند !!!
چهره واقعی روابط ایران و عربها در این نظر سنجی به روشنی آشکار شده است . ملت ایران با هزاران سال تاریخ و تمدن شهرنشینی باشکوه , یکی از ارکان اصلی در شکل گیری تمدن بشری شناخته می شود و تمدن اعرابها با بادیه نشینی و فحشا و صحرا گردی در جهان مشهور میگردد . این دو ملت هرگز نخواهند توانست دوستان نیکویی برای یکدیگر باشند . پس از هرگونه باج دهی و کوتاهی در برابر آنان بایستی شدیدا پرهیز کرد . در جنگ ایران و عراق این امر عملا ثابت شد . زیرا کلیه کشورهای عربی به حمایت از صدام برخواستند ولی چه نیکو و فداکارانه ایرانیان در برابر این تازیان و دهها کشور بیگانه دیگر ایستادگی کردند . تیره های عرب ساکن خوزستان مستثنی هستند و در عمل از اعراب بادیه نشین شبه جزیره جدا می باشند زیرا با ایرانیان پیوند خونی برقرار نموده اند .
دیدگاه ملت ایران نسبت به شیخکهای بدوی حوزه خلیج فارس طبق یک نظر سنجی
گسترش توهمات متجاوزانه شیخک های بدوی حوزه خلیج فارس که کشورهایشان چند صباحی است به استقلال دست یافته اند موجب گردیده است , یکی از پایگاه های خبری کشورمان به نام "عصرایران" دیدگاه مردم داخل را در پاسخ به این توهمات اعراب بررسی کنند . اعراب که در طول تاریخ مورد نکوهش همه بشریت بوده اند ( اعراب خوزستان بخشی از ملت ایران هستند و جدای از تازیان شبه جزیره می باشند ) امروز به برکت نفت و منابع بیکران خلیج فارس به ثروتهای نامشروعی دست یابند و در نتیجه به دلیل فقدان فرهنگ و تمدن کافی از این ثروت در جهت نامشروع و سو بهره ببرند . که نمونه های آن را در جنگ نابرابر ایران و عراق دیدیم که هزاران میلیارد دلار از خزانه آنان ( اتحادیه عرب , اتحادیه کشورهای حوزه خلیج فارس ) راهی ارتش بعث عراق گردید . یا هزینه های کلانی که برای جعل نام خلیج فارس شده است و . . .
از این روی مردم یکی از حربه های اصلی در پاسخ به این عروسکهای استعمار را تلاش های ملی و معنوی ایرانیان در جهت بازپسگیری مجمع الجزایر سوق الجیشی بحرین در خلیج همیشه فارس دانسته اند که طی یک ترفند بین المللی از خاک ایران جدا شد . از این روی این نظر سنجی جالب و قابل تعمل می باشد که پس از حدود چهل سال از جدا شدن بحرین امروز باردیگر صداهای بسیاری برای پس گیری بحرین شنیده می شود . برخی از سخنان هم میهنان در پاسخ به اعراب :
فراموش نکنیم که اینها همان حامیان صدام جنایتکار در زمان جنگ با ایران هستند / ايران بايستي استاندار بحرين را هرچه سريعتر انتخاب كند/اعراب جنوب خلیج فارس براي رسيدن به جزاير سه گانه بايد در درياي خون شنا كنند. / گویا اماراتی ها فراموش کرده اند که پدرانشان در دهه 50 حقوق بگیر فرمانداری بندرعباس بوده اند و اسناد ان در بانک صادرات و فرمانداری بندر عباس موجود است.
تازیان بدوی کویت , ایرانیان را بدتر از کفار نامیدند !!! ( 1 امرداد 1386 )
در ادامه اهانتها و توهينهاي بي پايه كشورهاي عربي و تشديد مطالب مطبوعاتي و اظهارات مقامات اين كشورها عليه تماميت ارضي ايران و حاكميت كشورمان بر جزاير سه گانه، مطبوعات كويت در مقالاتي هماهنگ به صورت مستقيم و غيرمستقيم، ايران را «دشمن خدا و اسلام» و «بدتر از كفار غربي» و «دشمن اعراب» توصيف كردند. به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كويت، روزنامههاي «الوطن»، «القبس» و «السياسه» كويت، كه همه روزه ميزبان يادداشتها، مقالات و تحليلهاي ضدايراني است، با دستاويز قرار دادن مقاله «كيهان»، به انتشار مقالات گوناگوني پرداختند، كه حجم آن طي هفته گذشته به بيش از سي مقاله و گزارش ميرسد.در همين حال، «عبدالعزيز العتيبي»، از علماي كويتي و دارنده دكتراي شريعت اسلامي، در مقالهاي در روزنامه «الوطن» ـ چاپ كويت ـ با ذكر اين مطلب كه فارسها (ايرانيها) دشمنان اسلام و مسلمين بوده و بدتر از كفار غرب هستند، نوشته است: «يهود و نصاراي كشورهاي غربي از نزديكان به دين اسلام هستند و فارسها و مجوسيها به دور از دين اسلام هستند زيرا آنها اهل كتاب بودهاند كه اين امر نشان ميدهد فارسها و مجوسيها به دين اسلام هيچ نزديكي ندارند».اصطلاح مجوسيها كه صدام حسين آن را عليه ايران در جنگ تحميلي استفاده كرد، مورد استقبال مقالهنويسان مطبوعات كويتي از جمله روزنامههاي «الوطن» و «السياسه» است داراي بالاترين حمايت مقامات دولتي كويت هستند.
العتيبي در ادامه مقاله خود كه در روزنامه متعلق به يكي از شخصيتهاي خاندان حكومتي كويت است، مينويسد: «فارسها قصد دارند امپراطوري از دست رفته كسري را كه بر نيمي از جهان سيطره پيدا كرده بود، زنده كنند كه اين باعث نگراني و گسترش فتنه و ناامني است اما كسري هلاك شده است و گنجهاي آنها در راه خدا تقسيم شده است». اين مفتي كويتي، اقدامات ايران را با هدف بازگشت به دوران پادشاهي كسري قلمداد كرده است و ميافزايد: «فارسها قومي هستند كه هميشه در طمعهاي سياسي و طايفي بودهاند و كساني كه مايلند با آنها روابط برقرار كنند، بايد بدانند فارسها دشمن خدا و پيامبر اسلام هستند و من نسبت به پيروان كسري و ارتباط با آنها هشدار ميدهم و اميدوارم دشمنان خود را بشناسيد تا خداوند پيروزي و سلامت را براي شما بيافريند».
کشور جعلی کویت و بحران سازی منطقه ای در جهت منافع استعمار انگلستان
در ارتباط با گستاخی مقامات کویتی که در بالا ذکر شد شایسته کمی در مورد تاریخچه کشور جعلی کویت که به همت پیر استعمار جهان بریتانیای ننگین بنا شد مقداری آگاهی داشته باشیم , کویت در حقیقت بخشی از خاکهای عراق است که به دلیل منابع سرشار نفتی و نزدیکی به خلیج فارس توسط انگلیسی ها از بدنه عراق تجزیه شد . این کشور جعلی پایه یکی از بحران آفرینی ها منطقه به نفع استعمار انگلستان است . به همین جهت تاریخچه ای کوتاه از این کشور جعلی انگلیسی را لازم می دانیم بررسی کنیم :
كويت در تاريخ معاصر منطقه , جزوي از امپراطوري عثماني و قسمتي از ايالت بصره عراق بوده است و در پیش از آن در زمان نادرشاه و پیشتر آن بخشی از خاک ایران بوده . تا اينكه طي قراردادي در تاريخ 29 ژوئيه 1913 ميلادي بين امپراتوری بريتانيا و امپراتوری عثماني، كويت به عنوان ايالت خودمختار در چارچوب امپراطوري عثماني شناخته شد و حاكم كويت يك مامور عثماني به شمار مي رفت. نكته مهم در اين قرارداد عدم اعطاي استقلال كامل به كويت بود و در چارچوب اين قرارداد خودمختاري كويت با حاكمي به عنوان مامور دولت عثماني به رسميت شناخته شد.از آنجا كه حاكم كويت در سال 1899 طي قراردادي مخفيانه کویت را تحت الحمايه بريتانيا قرار داد پس از پايان جنگ جهاني اول كه سرزمين هاي عثماني تجزيه شد با حمايت مستقيم بريتانيا و عليرغم اعتراضات بسيار گسترده عراق، كشور كويت رسماً از عراق جدا شد و از ان تاريخ عراق هيچگاه اين تقسيم بندي را قبول نكرد.درباره اهداف انگلستان از ايجاد يك كشور جعلي كه هيج يك از عناصر اصلي تشكيل دهنده يك كشور را نداشت فرضيه هاي گوناگوني ارايه شده است ولي هدف اصلي استعمارگر بزرگ انگلستان غارت منابع سرشار نفتی جنوب ایران - مانع شدن عراق از ورود به آبهای خلیج فارس و ايجاد يك كانون بحران در منطقه توسط یک کشور بسیار کوچک جعلی به نام کویت بوده است .
اين سياست انگلستان در تمامي مستعمراتي كه از استعمار اين كشور آزاد شد به وضوح مشاهده مي شود. سياست انگلستان در تمامي اين مستعمرات اين بود كه هنگام خروج از آنجا كانون هاي بحراني با استفاده از ايجاد مشكلات در مرزبندي ان مناطق جهت استفاده هاي بعدي خود ايجاد مي كرد.آنچه مشخص است بر پايه اسناد و مدارك مستدل تاريخي، هنگام تشكيل كشور جعلي كويت جمعيت قابل ملاحظه اي به عنوان يكي از مهمترين عناصر لازم براي تشكيل يك دولت جديد در اين منطقه وجود نداشت.در حال حاضر قریب به اتفاق جمعيت كويت از اتباع ايران، عراق و عربستان تشكيل شده كه طي چند دهه اخير تابعيت كويتي كسب كرده اند.از عناصر لازم ديگر براي تشكيل يك كشور جديد مسئله حاكميت مي باشد كه هنگام تشكيل دولت جعلي كويت حكومت مستقلی در اين منطقه حاكميت نداشت. كشور عراق در طول دوران استعمار انگلستان به دليل ظلم و ستم استعمارگران بهاي زيادي را پرداخت ولي بدترين خيانت استعمارگر پير به مردم عراق جدا كردن يك بخش بسيار مهم و استراتژيك از خاك عراق بود.در حال حاضر علاوه بر ضرر هنگفت مردم عراق به دليل ازدست دادن منابع سرشار نفت كويت براثر جدا شدن اين سرزمين از خاك مادري خود توسط انگلستان ، دسترسي اين كشور به آبهاي آزاد نيز محدود شده است.هم اكنون كشور عراق به دليل داشتن ساحل بسيار كم در خليج فارس و عمق بسيار كم منطقه ساحلي عراق عملا دسترسي چنداني به درياهاي آزاد ندارد.براساس دلايل فوق، عراق هيچگاه زير بار اين اقدام ظالمانه دولت انگلستان مبني بر جدا كردن يك بخش استراتژيك از خاك كشورش نرفته و علاوه بر به رسميت نشناختن آن، در طي هشتاد سال اخير بارها جهت بازگرداندن كويت به خاك كشور مادر يعني عراق اقدام نموده است.نكته بسيار مهم اينكه انديشه حاكميت عراق بر كويت مطلبي نيست كه فقط توسط دولت هاي اين كشور از زمان جدا شدن كويت از عراق مطرح شده باشد بلكه اين باور كه كويت جزئي از خاك عراق بوده و طي قراردادهاي ظالمانه توسط استعمارگر پير انگلستان از اين كشور جدا شده به شدت در بين مردم عراق رواج دارد و اکثر مردم اين كشور كويت را جزيي از خاك عراق مي دانند.در زير اقدامات حكومت هاي مختلف عراق طي هشتاد سال گذشته كه براي بازپس گيري كويت انجام شده است را به صورت خلاصه بررسي مي نماييم.
پادشاه فيصل اول (1921-1933)
نماينده اين دولت در كنفرانسي در نوامبر سال 1922 به بيرسي كوكس نماينده انگليس و پادشاه عربستان اعلام كرد كه كويت و حتي تا 12 مايلي رياض را متعلق به عراق دانسته است.
غازي اول (1933-1939)
- مطبوعات عراق از جمله روزنامه الاخاء در ماه مي 1934 و روزنامه الثغر در اگوست 1934 كويت را جزو ايالت بصره معرفي كرده و خواستار بازگرداني آن شدند.
- در سال 1935 جعفر العسكري، وزير دفاع عراق خواستار بازگرداني جزاير بوبيان و وريه به دليل تشكيل شدن آنها از خاك عراق شد.
- در سال 1938 نيروهاي نظامي عراق براي بازگرداني كويت به بصره وارد ميدان شدند اما با مقاومت نيروهاي انگليسي روبرو شدند.
- رستم حيدر قائم مقام وزارت خارجه عراق در شوراي مشورتي اين كشور كويت را جزئي از ايالت بصره عنوان مي كند.
عبد الااله (1939-1953)
- در نوامبر 1939 وزارت خارجه عراق با احضار سفر انگليس در بغداد به وي رسما اعلام كرد كه عراق قصد دارد در جزاير بوبيان و وربه بندر اقتصادي ايجاد كند.
- در ژوئن 1940 عراق به ديكسون، نماينده سياسي بريتانيا در كويت رسما نسبت به ترسيم مرز عراق و كويت از سوي استعمارگر انگليس اعتراض كرد.
- از سال هاي 1940 الى 1952 نيز عراق همواره از انگليسي ها خواسته است كه بدون درگيري نظامي كويت را به خاك مادري بازگردانند.
فيصل دوم (1953-1958)
- در اوريل 1957 الى اوايل سال 1958 نخست وزير عراق بارها خواستار بازگرداني كويت به خاك مادري شد.
- نوري السعيد در ماه مي 1957 خواستار بازگرداني كويت به عراق و زير پاگذاشتن سياست هاي استعماري بريتانيا شد.
عبدالكريم قاسم (1958 - 1963)
- در 29 اوريل 1961 پادشاه عراق در نامه اي با حمله به قرارداد مخفيانه كويت در تحت الحمايه قرار دادن خود به انگليس، تاكيد كرد كه كويت زير نظر عراق است.
- در 17 مي 1961 هاشم جواد وزير خارجه عراق در ديدار با سفير آلمان در بغداد تاكيد كرد كويت جزئي از خاك بصره است.
- در 20 ژوئن 1961 پادشاه عراق در پيامي به كويت لغو قرارداد 1899 كويت و انگليس را تبريك گفت. در فرداي اين نيز وي نسبت به سياست هاي استعماري انگليس اعتراض كرد.
- در 25 ژوئن 1961 عبدالكريم قاسم طي كنفرانسي مطبوعاتي در وزارت دفاع عراق گفت: كويت از نظر تاريخي و حقوقي متعلق به عراق و از توابع ايالت بصره عراق است. يكروز پس از آن نيز، عراق در يادداشتي به تمامي سفارتخانه هاي عربي در بغداد تاكيد كرد كه كويت جزو عراق است و عراق نخواهد گذاشت استعمارگران اين حقيقت را نابود كنند.
- در فاصله روزهاي 27 الى 29 ژوئن 1961 فرماندهاي نظامي و سياسيون عراقي در نامه اي به پادشاه عراق از بازگرداني كويت به سرزمين مادري حمايت كردند.
- در 30 ژوئن 1961 پادشاه عراق در بازديد هوايي از مرزهاي كويت و عراق گفت: كويت به عراق باز خواهد گشت. وي همچنين در كنفرانسي مطبوعاتي با روزنامه نگاران انگليسي كويت را جزو خاك عراق دانست و گفت: آيا جايز است كه بياييم مكه مكرمه را به دليل اينكه در آن حجاج هندي وجود دارند يك شهر هندي دانست!
- در تاريخ 4 دسامبر 1961 پادشاه عراق مورد سوء قصد قرار گرفت و وي در موضعگيري تاكيد كرد كه در صورتيكه كويت از سرزمين مادري دور باشد جنگ بزرگي را در خاورميانه بوجود خواهد آورد.
- در اين ماه همچنين اموال كويتي ها در بانك هاي عراق مسدود شد و مقامات سياسي تاكيد كردند كه در بازگرداندن کویت به عراق هستند.
- در 14 مارس 1962، عبدالكريم قاسم كويت را خاك دزديده شده عراق دانست.
عبدالسلام عارف (1963 - 1966)
- در اوريل 1964 از كويت درخواست كرد براي عدم استفاده شوروي از حق وتو براي عضويت اين كشور در سازمان ملل، 30 ميليون دينار كويتي به عراق دهد.
عبدالرحمن عارف (1966-1968)
- در اين زمان پادشاه عراق مشغول امور داخلي شد و طي ان نيز مخالفان وي اعتراض شديدي در مقابل سكوت وي درباره كويت وارد كردند.
احمد حسن البكر (1968 - 1979)
- در سال 1973 صدام حسين از پادشاه عراق براي بازگرداني جزاير وربه و بوبيان به عراق حمايت كرد.
- در 20 مارس 1973 عراقي ها وارد مرزهاي كويت شدند و بر مراكز مرزي تسلط پيدا كردند.
صدام حسين (1979-2003)
- صدام حسين ملعون در ادامه سياست هاي عراق براي بازگرداني كويت به خاك مادري خود يعني عراق، با نيروهاي نظامي وارد كويت شد و طي دو ساعت تمامي سرزمين كويت را متصرف كرد و طي آن نيز حكام و سران كويت از سرزمين خود فرار كرده و به عربستان پناه بردند.
در سال 1991 نيز با حمله نيروهاي امريكايي و ائتلاف به عراق، صدام مجبور به عقب نشيني از كويت شد اما همواره بر عراقي بودن كويت تاكيد كرد.
جستارهاي وابسته :
خلیج فارس خط قرمز ملت ایران است
برخي از اسناد نام تاريخي درياي پارس
تاريخچه خليج فارس در دانشنامه ويكي پديا
تاريخچه خليج فارس در دانشنامه جزيره دانش
تاسیس دانشگاه الخلیج العربی در استان چهاردم ایران ( بحرین ) !!!
توطئه جعل نام خليج فارس و ادعاي واهي جزاير سه گانه از سوي تازيان
فراخوانی سایت خبری عصر ایران برای پاسخ گویی به توهمات اعراب بدوی حوزه خلیج فارس
برپایی سایت اینترنتی از سوی دولت بدوی امارات مبنی بر مالکیت اعراب بر جزایر سه گانه ایران
ایران از سوی اتحادیه کشورهای بدوی و وابسته به استعمار حوزه خلیج فارس اشغالگر نامیده شد !!!
پژوهش و گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است
........................................................................................................................................
© Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com