تندیس کوروش بزرگ ,  پایه گذار حقوق بشر جهان

 

 پس از نصب تندیس جاودانه و باشکوه کوروش بزرگ ابر مرد تاریخ جهان در سیدنی استرالیا و سازمان ملل روز يکشنبه هفتم فروردين يکهزارو سيصد و هشتاد و چهار خورشيدی برابر با بيست و هفتم ماه  مارس سال دوهزار ميلادی گوئی طبيعت و خورشيد و فلک همگی در کار بودند تا زيباترين و دلپذيرترين روز بهاری را برای گراميداشت کورش بزرگ در شهر سن ديه گو در جنوب کليفرنيا فراهم آورند.                                                                                                          

انديشه برپائی بنای يادبود کورش بزرگ از ديرزمان در سر بسياری از ايرانيان و حتی غير ايرانيان در سراسر گيتی بوده است.  آگاهيم که برخی در بنیاد فرهنگ ایران زمین برآنند که پيکره ای از اين ابرانسان را به بزرگی پيکره فرشته آزادی امريکا در بندر حيفا در کشور اسرائیل , تاجیکستان , هند , روسیه و . . .  برپا سازند.

 بزرگداشت کورش برای آن نيست که او شاهنشاه يا کشورگشا و يا بنيانگذار نخستين امپراطوری تاريخ بود.  کورش را از آن به دير مغان و کليسا و کنشت عزيز ميدارند که آتش آزادگی و آزادی خواهی برای همگان را همواره در دل و جان خود زنده نگاه میداشت.  هرودوت، تاريخ نويس يونانی، از فراتر از دوهزاروپانصد سال پيش گزارش ميدهد که کورش شاهنشاهی دادگستر بود که با مردم سرزمينهای زير فرمان خود با احترام  رفتار ميکرد، که فرهنگ و آداب و رسوم آنان را ارج می نهاد، که باورها، آئين ها و دينهای گوناگون آنها را محترم ميداشت و هيچگاه نميکوشيد زبان، دين وآئين و فرهنگ خود را بر آنان تحميل کند.  به مردم و خواسته های آنان گوش فرا ميداد و چنانچه پيشنهاد سازنده ای ارائه ميدادند، آنان را می ستود.  هرودوت می افزايد: "مردم سراسر شاهنشاهی ايران کورش را " پدر" می ناميدند.

 

کورش در نخستين روز پيروزی بر پادشاه ستمگر بابل، اعلام صلح نمود، مردم اقوام و تيره های گوناگون از جمله پيروان آئين يهود را آزاد ساخت، دارائی های آنانرا بديشان بازگرداند، اجازه داد هر دسته نيايشگاه خود را داشته باشد، و يوغ شرم آور بردگی را از گردن شمار زيادی از مردم دربند برداشت.  دنيای آن زمان  در پاسخ اينهمه آزادگی و آزادی خواهی و انسانيت کورش، کارهای وی را تا بدانجا ارج نهاد که نامش شانزده بار در تورات به نيکی برده شد وکورش " دست راست خداوند" نام گرفت.

 

ياد آوری و آموختن و آموزاندن انديشه های کورش بزرگ مبنی بر آزادگی، برابری حقوق، مهربانی، تحمل و احترام به دين و آئين و عقايد و فرهنگ ديگران ديرزمانی در دل بسياری از ايرانيان شهر سن ديه گو نيز جای داشت.  پس از ساخته شدن خانه ايران در بلبوآ پارک که بزرگترين پارک و گردشگاه جنوب کليفرنيا بشمار ميرود، هموندان خانه ايران و ديگر ايران دوستان شهر همگی برآن شدند تا نمونه فرمان کورش را (که اصل آن در موزه بريتانيا نگاهداری ميشود) در جلوی خانه ايران در برابرديد همگان قرار دهند.

 

همکاری آغاز گشت و هر کسی گوشه ای از بار اين مهم را بر دوش گرفت: هموندان خانه ايران که در اينکار پيشگام بودند، کوشش خستگی ناپذيری را به سرکردگی آقايان مهندس عظيمی، رئيس پيشين، و  محمود صنعتی، رئيس کنونی خانه، آغاز کردند.  نيک مرد ثروتمندی که هميشه کوشيده است نيکوکاريهايش گمنام بماند، هزينه چند ده هزار دلاری کار را پرداخت.  آقای مارودين ابراهيم زاده، هنرمند برجسته و والای پيکره ساز که از هم ميهنان گرانقدر آشوری نژاد ميباشد، با جان و دل ساختن نمونه فرمان را بدون هيچگونه دستمزد داوطلب شد. از سوی ديگر   تلاش سياسی برای گرفتن پروانه را تنی چند به رهبری آقای کورش هنگ آفرين دنبال کردند.              

 

سال پيش، بنا به درخواست نويسنده اين سطور، شهردار واعضاء انجمن شهر سن ديه گو در يک نشست رسمی بار ديگر نوروز را رسما روز دوستی ايرانيان و امريکائيان نامگذاری کردند. در مراسم دريافت فرمان کتبی مربوطه از شهردار، نمونه ای از فرمان کورش که از سنگ منطقه آرامگاه وی در پارس ساخته شده و بر روی يک پلاک نفيس همراه با ترجمه انگليسی فرمان نصب شده بود، به نمايندگی از ايرانيان و به نشانه سپاس، به شهردار و مردم شهر اهداء شد.  در سخنرانی متقابل، ضمن ابراز قدرشناسی، بار ديگر و بطور رسمی از مقامات نامبرده درخواست نمودم که از کار ايجاد بنای يادبود کورش بزرگ در پارک بزرگ شهر و صدور پروانه مورد نياز پشتيبانی کنند.  اين نکته همواره  در ديدارهای جداگانه با مقامات مزبور نيز هر بار به آنها گوشزد و يادآوری  ميشد.  سازمانهای فرهنگی و اجتماعی ديگر هم هرکدام به گونه ای از اين کار افتخارآفرين پشتيبانی نمودند.                                                                                      

 

سرانجام روز سرافرازی فرا رسيد و شهردار امريکائی شهر ما با افتخار از بنای کورش  پرده برداری کرد و بدينگونه نمونه استوانه ای شکل فرمان کورش به بزرگی بيست و يک اينچ يا نيم متر همراه با برداشتی از متن فرمان به زبان انگليسی بر روی تخته سنگ خارای صيقل شده ای بسيار زيبا برای هميشه برای ديدن ميليونها نفری که هر سال به اين پارک زيبا مي آيند، جلوه گر شد.   آنچه موجب افزايش شادی بيش از يک هزار ايرانی حاظر شد اين بود که شهردار و اعضاء انجمن شهر طی فرمانی ، اين روز را "روز کورش  بزرگ" ناميدند.                                   

   

اميد آنکه  سازمانها و گروه های فرهنگی و ايرانيان  آزاده و پشتيبان حقوق بشر در شهرهای گوناگون در سراسر گيتی کار پيشگامانه سن ديه گو را دنبال کنند و روزی فرا رسد که پيام انسان دوستانه کوروش در پارکها و دانشگاهها و مراکز پر رفت و آمد گوشه و کنار  دنيا يادآور تحمل و احترام انسانها به يکديگر و مايه سرافرازی ايرانيان گردد.  نکته جالب توجه اينستکه  معمولا قالب چنين آثار هنری فقط برای يک بار مورد استفاده قرار ميگيرد، اما هنرمند گرامی مارودين ابراهيم زاده موافقت نموده قالب اين اثر را برای تسهيل کار افراد و سازمانهائی که تمايل به برپائی بنای يادبود کورش بزرگ در هر نقطه دنيا دارند را آماده نگاه دارد.  وسيله ارتباطی در اين مورد پست الکترونيکی (ایميل) زير ميباشد:                                 

Badi@Badi.net

 دکتر بديع بديع الزمانی

 

بخشی از نخستین منشور جهانی آزادی بخش جهان

 

من كوروش هستم ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نيرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمين سومر و اكد ، شاه چهار گوشه ي جهان.

 

پسر شاه بزرگ كمبوجيه ، شاه شهر انشان ، نوه ي شاه بزرگ كوروش ، شاه شهر انشان ، نبيره ي شاه بزرگ چيش پيش ، شاه انشان.

 

از دودماني كه هميشه از شاهي برخوردار بوده است كه فرمانروائيش را « بعل » و « نبو » گرامي مي دارند و پادشاهيش را براي خرسندي قلبي شان خواستارند. آنگاه كه من با صلح به بابل درآمدم .

 

با خرسندي و شادماني به كاخ فرمانروايان و تخت پادشاهي قدم گذاشتم. آنگاه مردوك سرور بزرگ ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستايش او كوشيدم.

 

سپاهيان بي شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمين سومر و اكد تهديد كننده ي ديگري پيدا شود.

 

من در بابل و همه ي شهرهايش براي سعادت ساكنان بابل كه خانه هايشان مطابق خواست خدايان نبود كوشيدم [ ...... ] مانند يك يوغ كه بر آنها روا نبود.

 

من ويرانه هايشان را ترميم كردم و دشواري هاي آنان را آسان كردم. مردوك خداي بزرگ از كردار پارسايانه ي من خوشنود گشت.

 

بر من ، كوروش شاه كه او را ستايش كردم و بر كمبوجيه پسر تني من و همچنين بر همه ي سپاهيان من

 

او عنايت و بركتش را ارزاني داشت ، ما با شادماني ستايش كرديم ، مقام والاي ( الهي ) او را . همه ي پادشاهان بر تخت نشسته از سراسر گوشه و كنار جهان ، از درياي زيرين تا درياي زبرين شهرهاي مسكون و همه ي پادشاهان « امورو » كه در چادرها زندگي مي كنند.

 

باج هاي گران براي من آوردند و به پاهايم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نينوا ، آشور و نيز شوش

 

اكد ، اشنونه ، زميان ، مه تورنو ، در ، تا سرزمين گوتيوم شهرهاي آن سوي دجله كه پرستشگاه هايشان از زمان هاي قديم ساخته شده بود.

 

خداياني كه در آنها زندگي مي كردند ، من آنها را به جايگاه هايشان بازگردانيدم و پرستشگاه هاي بزرگ براي ابديت ساختم. من همه ي مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانيدم.

 

همچنين خدايان سومر و اكد كه نبونيد آنها را به رغم خشم خداي خدايان ( مردوك ) به بابل آورده بود ، فرمان دادم كه براي خشنودي مردوك خداي بزرگ در جايشان در منزلگاهي كه شادي در آن هست بر پاي دارند.

 

بشود كه همه ي خداياني كه من به شهرهايشان بازگردانده ام ، روزانه در پيشگاه « بعل » و « نبو » درازاي زندگي مرا خواستار باشند ، بشود كه سخنان بركت آميز برايم بيايند ، بشود كه آنان به مردوك سرور من بگويند : كوروش شاه ستايشگر توست و كمبوجيه پسرش .

 

 

گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com