


مانیفستی برای آینده ایران بزرگ
دست در دست هم برای ایران بزرگ ، سرافراز و متمدن کوشش نماییم
مجموعه نویسندگان پایگاه اینترنتی آریارمن در تلاش برای آبادانی وسر افرازی فرهنگ ایران بزرگ در صحنه جهانی پس از پژوهشها و رایزنی ها میان یکدیگر به یک جمع بندی اجمالی در باب الزامات سرزمین کهن ایران زمین رسیده اند و این جمع بندی شامل 3جزء دموکراسی حقوق بشرو اقوام وملیت می باشد. گفتنی است یاران پایگاه فرهنگی آریارمن نخستین هدف خود را بنیان گذاری فرهنگ نیک و افزایش خِرد و دانش مردم ایران زمین می داند . آشنایی با فرهنگ و زندگی نیاکان کشور عزیزمان ایران و پایه گذاری رفتار و کردار و گفتار نیک آنان در ایران امروز بخشی از هدفهای این پایگاه می باشد . این پایگاه خود را جدا از هرگونه جناح بندی های سیاسی و اجتماعی می داند و به هیچ حزب , گروه , انجمن , گروه نظامی و سیاسی وابسته نمی باشد ولی با برداشتهای فکری از بطن جامعه ایران بر سر شیوه ایرانی خردمندانه که سرآمد همه کشورهای منطقه باشد به یک مانیفست آزاد رسیده اند . این امر زمانی محقق خواهد شد که موارد حقوق بشر و آزادی انسانها و 3 بند زیر را در خود جای داده باشد . از آنجایی که ما بر این باور هستیم که کشورهای بیگانه در هیچ زمانی از تاریخ نه تنها در جهت منافع ملی ما گام برنداشته اند بلکه برای ضربه زدن به تمامیت ارضی ‚ تاریخ ‚ فرهنگ و سرمایه های ملی از هیچ قدمی روی گردان نبوده اند به همین جهت ما خود را میراث داران این سرزمین می دانیم و حق تک تک ما ایرانیان است که با همفکری یکدیگر برای آینده بهتر کشورمان قدم برداریم و دست همه استعمارگران را برای ابد کوتاه نماییم . ایرانی میتواند و بایستی سرافراز در جهان ظاهر گردد . دست در دست یکدیگر برای این مهم کوشش میکنیم . این کشور با خون میلیون شهید آبیاری شده است و بایتسی با قدرت و شکوه تمام در پرتو هویت ملی به جایگاهی اصلی خود در جهان دست یابد .
1- دموکراسی
دموکراسی مهمترین جزء این مانیفست است .زیرا در پرتوی دموکراسی حقوق بشر واقوام مورد احترام قرار می گیرد.تردیدی نیست که در دنیای امروز گفتمان غالب و مسلط در صحنه جهانی کشور بر پایه دموکراسی می باشد.دموکراسی واژه ای یونانی متشکل از دو کلمه دمو(مردم)و کراسی(بزرگ منشی) می باشد که تعاریفی از این دست داراست: حکومت مردم بر مردم حکومت اکثریت با حفظ حقوق اقلیت روشی معین برای رسیدن به نتایج نامعین ویا التزام به اصل بازی (سیاست)وقواعد آن نه نتیجه بازی.اندیشه دموکراسی تا این حد دارای تسلط بوده که حتی حکام جوامع غیر دموکراتیک سعی می نمایند به نوعی رفتار وحکومت خود را دموکراسی بنامند ویا حداقل این گونه تظاهر کنند.اهمیت حکومت بر این پایه این است که قدرت به شکلی برابر توزیع گشته ودر میان قوای حکومت جداسازی صورت گرفته تا از تجمع وتمرکز قدرت جلوگیری شود زیرا ((هر قدرتی فاسد می کند قدرت مطلق مطلقا فاسد می کند))1) .در دموکراسی حق همیشه با مردم ومبتنی بر رای آنان می باشد و بزرگان کشور با آرای ملت انتخاب می شوند .هیچ کس بهتر از مردم نمی تواند خود را دلسوزتر از دیگران بداند وبرای آنان تکلیف تعیین کند.حکومت هیچ فرد گروه دسته و ایدئولوژی دارای تسلط مطلق وابدی نبوده وانسانها می توانند سرنوشت خود را تغییر داده زیرا دارای عقل شعور و درک هستند واگر آحاد ملت نظام فکری مشخصی را نخواهند آن نظام با نظر مردم صحنه را ترک می کند بدور از خونریزی وخشونت.دموکراسی توافقی اجتماعی است میان خود مردم.حکومت نه از مشروعیت الهی آسمانی ومذهبی برخوردار است ونه از مشروعیت زمینی همچون قومی ونژادی تنها وتنهاترین منبع نیرودهی به حکومت تبلور خواست مردم است. برای مثال به کار بردن القابی چون خدایگان شاهنشاه آریامهر به دور از اصل دموکراسی است . زیرا با بکار بردن این واژه نوعی مشروعیت آسمانی به یک پادشاه داده شده است . حکومت از جانب خود هیچ وظیفه وتعهد ورسالت اخلاقی نداشته وتمام مسئولیت هایش محدود به آن چیزی است که مردم در چار چوب قانون به آنها داده اند.از این نظرگاه به تعبیر جامعه شناسانه می توان برای حکومت کارکرد قائل شد.بنابراین کسانی که به حکومت به عنوان معلم اخلاق رهبر مراد چراغ به دست وپیشوا می نگرند دیدگاهی غیر جامعه شناسانه به حکومت داشته وقائل به حکومت دموکراسی نمی باشند. البته در طول تاریخ کسانی بوده اند که در تعارض با دموکراسی بوده وآنرا دارای معایبی می دانند. اما مهم اینجاست که کدام نظام فکری وسیاسی توانسته نظامی برتر وکامل تر از دموکراسی ارائه دهد که ضعفهای آنرا نداشته ویک سرو گردن بالاتر باشد؟ ((حکومت دموکراسی حکومت بدیست اما از سایر حکومتها بهتر است))2)
2 - حقوق بشر
میثاق نامه حقوق بشر پس از جنگ جهانی دوم در سازمان ملل به تصویب رسید و افتخار ایرانیان این است که یکی از تدوین کنندگان این میثاق نامه فریدون هویدا می باشدواین نشاندهنده این است که ایرانیها در این زمینه همیشه دستی در آتش داشته اند. جدا از آنکه بنیان گذار حقوق بشر جهان نیز کوروش بزرگ شناخته شده است . امروزه در تمامی کشورهای مدرن حقوق بشر مورد پذیرش قرار گرفته وبه اجرا در می اید گو اینکه تعدادی از کشورهای غیر دموکراتیک این میثاق نامه را امضا کرده ومتعهد به اجرای آن شده اند ولکن در عمل رفتاری بر خلاف با حقوق بشر دارند .بر مبنای دیدگاه حقوق بشر تمامی انسانها فارغ از هر نژاد ، قوم ، مذهب ، عقیده و جنسیت برابر بوده وانسان بودنشان خود نیز غایت است. هیچکس نباید به صرف دارا بودن عناوین ذکر شده مورد آزارو اذیت قرار گیرد وشخصیت انسانیش خدشه دار شود.انسان بودن انسان گواه ارزشمندی اوست نه مقام و منزلت وی.در نظام مبتنی بر حقوق بشر تاکید بر تکثر انسانهاست و البته نظام خلقت این تکثر را با آفریدن انسانها از انواع نژادها وفرستادن گونه های مختلف دینی صحه گذارده است.
3 - اقوام وملیت
قبل از بحث پیرامون مسئله مورد نظر باید نکته ای انحرافی مورد توجه قرار گیرد.مدتی است که واژه ملیتهای ایران به عمد یا به سهو از جانب برخی از ایرانیان خارج از کشور ( اپوزوسیون ) مورد استفاده قرار می گیرد.به نوعی که این دسته از افراد هر یک از اقوام ایرانی را یک ملت دانسته که در کنار سایر اقوام و یا به قولی ملیتهای دیگر در غالب ایران قرار دارند .قطعااین مسئله خود نیز نقض غرض می باشد و با برنامه ریزی قبلی در جهت منافع استعمار انگلستان می باشد . زیراهر ملت دارای مشخصه های خاص خود از قبیل پرچم ملی سرود ملی نشان ملی وهر آنچه را که مظاهر ملیست دارا می باشد .در واقع هر ملت به مجموعه افرادی گفته می شود که در چارچوب یک کشور زندگی می کنند.به بیان صحیح تر گفتگو از ملیتها به مثابه گفتگو از کشورها است.که قطعا این رویه مغایر با وحدت وحفظ تمامیت ارزی ایران می باشد.بطور کل کشور ایران دارای یک ملت تشکیل یافته از اقوام مختلفی است که در یک نظام دموکراتیک هیچ یک نباید بر سایرین برتری داشته باشد. واژه پرشیا به جای ایران بزرگ یکی دیگر از همین اشتباهات تاریخی است . زیرا پرشیا تنها قسمتی از خاک ایران است ولی ایران تشکیل شده از دهها قوم و تیره گوناگون است که امروزه سرزمین آریایی ها نامیده می شود . ایران کشوریست که از دیرباز دارای اقوام مختلفی بوده که این اقوام در طول تاریخ در راه سرزمین ایران بسیار جانفشانیها نموده اند و به جرات می توان گفت قسمتهایی که از ایران تجزیه شده اند هیچ کدام نه به میل باطنی خود بلکه بر اثر سستی و اهمال حکام وقت ایران ونفوذ قدرتهای بزرگ جدا شدند.اما متاسفانه در طول تاریخ اقوام ایرانی نتوانستند حقوق حقه خود را از حکومتهای ایران بگیرند و به عنوان اقلیت شناخته شده اند و از خواسته های خود دور مانده اند .لازم به ذکر است که واژه اقلیت که درباره این عزیزان به کار رفته بسیار توهین آمیز بوده است زیرا تعداد جمعیت ووسعت جغرافیایی یک قوم هیچ گاه نمی تواندمیزان حقوق انسانها ی آن قوم را افزایش یا کاهش دهد و یا استفاده از الفاظ اقلیت یا اکثریت را در مورد ایشان مجاز بدارد به یک معنا ((اگر یک نفرهم که باشیم حقیقت باز هم حقیقت است ))3)
مسائلی که باید در مورد قومیتها در نظر داشت عبارتند از :
1-آموزش و حفظ زبانهای محلی در کنار زبان ملي فارسی که ستون فقرات جامعه ایران بزرگ محسوب می شود : هر یک از اقوام ایرانی دارای زبانهای مادری یا گویشهای منطقه ای خاص خود می باشند که از روی قائده به آن عشق ورزیده وتکلم دارند و خواستار این امر هستند که در کنار زبان همبستگی ملی زبان مادری خود را در محدوده جغرافیایی خود تعلیم ببینند .
2- تخصیص منابع و بودجه بصورت برابر در سراسر کشورایران : یکی از عواملی که باعث تکدر خاطر اقوام ایرانی را فراهم می آورد عدم تخصیص برابر بودجه کشوری برای تمام نقاط ایران می باشد که قطعا در یک ایران عدالت گستر این امر قابل بهبود و اجرای دقیقتر خواهد بود .
3- حق استفاده از افراد بومی جهت مقامات محلی : در راستای تمرکز زدایی وحق برابر هر از اقوام ایرانی می توانند مقامات محلی خود را از میان هم کیشان وهمشهریان خود گزینش کنند تا به این ترتیب بتوانند خود مسائل کلان استانی خود را حل و فصل کنند .
4- استفاده از همه اقوام ایران در پستهای کلیدی کشوری ولشگری : این حق هر فردیست که با توجه به لیاقت و شایستگی خود در تصمیم گیری های کلان مملکتی ونظامی شرکت بجوید و فارغ از هر قومیت و مذهبی که دارا می باشد بتواند بدلیل وجود قابلیتهایش پستهای کلیدی را بدست بیاورد.

مروروي بر اهداف ملي پايگاه تاريخ و فرهنگ ايران
دادن آگاهي هاي تاريخي و فرهنگي و شناساندن فرهنگ و آداب و رسوم اقوام و سرزمينهاي ايران بزرگ.
حفظ تماميت ارضي ايران و مقابله به مثل در برابر هر كشور , گروه يا حزبي كه بر ضد كيان ايران زمين كوشش ميكند .
كوشش براي حفظ آثار باستاني ايران كه شناسنامه ملي هر كشوري است .
كوشش براي جذب همه اقوام ايران و براي لغو قراردادهاي ننگين و استعماری تركمانچاي و گلستان و كردستانات تا بحرين و هرات و بلخ .
شناساندن موسیقی , فرهنگ , تاریخ و تمدن جهانی ایران بزرگ .
درخواست از دولت و همه اقوام ايراني براي گسترش و پروش زبانها و گویشهای كردي , بلوچي , تاتی , آذری و ديگر گويشهاي محلي كه به عنوان ريشه هاي هويت ملي ايران محسوب مي شوند و تشكيل پژوهشكده ها و فرهنگسراهاي مرتبط با آن .
برقراري انسان محوريت در ايران و زنده کردن فرهنگ اصیل ایرانی : کردار نیک , گفتار نیک , پندار نیک
درخواست از دولت براي اجراي اصل 15 قانون اساسي پيرامون تقویت زبانها و گويشهاي محلي و گسترش كانالهاي محلي , روزنامه هاي محلي , دانشسراهاي محلي و . . . در چهارچوب كشور و قوانين ايران .
برخورد با هرگونه تفكر بيگانه پرستي , جدايي خواهي , استقلال خواهي پیر استعمار جهان , انگلستان . كشور و خاك ايران متعلق به همه ملت ايران است و هيچ شهر و منطقه اي حق خودمختاري ندارد . توطئه خودمختاری و یا فدرالیزم اندیشه ای خام و در جهت منافع روس و انگلستان است که هرگز در ایران یکپارچه عملی نخواهد شد .
ايستادگي در برابر متجاوزين تاريخي كشور ايران ( انگلستان , اعراب , آمريكا و روسها ) و حفظ كامل استقلال ملی . انگلستان بزرگترین دشمن ایران می باشد که با سیاستهای استعماری و متجاوزانه خود لکه ننگینی در تاریخ سیصد سال اخیر ما محسوب می شوند . اعراب دشمنان بی خرد و بی فرهنگ ما محسوب می شوند که امروزه عروسکی در دستان بیگانگان بر ضد ایران هستند . روسها نیز از متجاوزین و اشغالگران کهن هفده شهر قفقاز می باشند . آمریکایی ها نیز در طول تاریخ کمتر از صد سال اخیر فقط جهت منافع نفتی خویش با ایران رابطه داشته اند و هیچ سودی به ملت ما نرسانده اند . حق توحشی که آنان از ملت کهن ایران می گرفتند برگ ننگینی دیگری در تاریخ معاصر ایران به ثبت رسیده است .
پشتيباني از اقوام كرد ايراني ساكن در تركيه و عراق كه در زير فشارهاي ملتهاي بيگانه ( عثمانیان و اعراب ) زندگي را سپري ميكنند و جذب آنان و سرزمينشان براي الحاق به كشورشان ايران .
زنده کردن مالكيت قانوني و تاريخي 85 درصدي ايران از درياي پارس ( خليج فارس ) و كوتاه كردن دست بيگانگان از اين منطقه هميشه ايراني . با حمایت از بازگشت دوباره بحرین به خاک ایران .
حفظ فرهنگ و ملی مالكيت ابدي ايران بر جزاير هميشه ايراني سه گانه ( تنب كوچك , تنب بزرگ و ابوموسي ) .
گسترش و زنده کردن هویت ملی ايران ( گسترش موسيقي غنی و معنوی جهانی ایران , صنايع دستي ارزشمند , لباسهاي محلي , ادبيات , فرهنگ , هنر و . . . . ) با ايجاد پژوهشكده ها , فرهنگسراها و ادبكده براي هر شهر حتي مناطق دوردست ايران . هر ايراني باید خود را موظف بداند سهمي در برپايي اين شكوه بزرگ تاريخي داشته باشد . از ساختن فيلم هاي تاريخي و مستند تا ايجاد فرهنگسراي مردمي و تشكيل گروهاي غير دولتي .
رسيدگي و گسترش هرچه بيشتر امكانات به شهرهايي كه به دليل موقيعت كوهستاني , دوردست بودن از پايتخت , ويراني هاي پس از جنگ و یا کوتاهی مسئولان دولتی از حقوق و امکانات زندگی مناسب محروم هستند . این امر با شناخت این مناطق , تاریخ و فرهنگ شان و مکانهای باستانی آنان ممکن است . جلب توریست و درخواست از دولت برای آباد کردن و مدرن سازی این شهرها بخشی از اهداف ما می باشد. ( بلوچستان , كردستان , خوزستان . . . )
حذف واژه اقليت و اكثريت از جامعه کهن و یکپارچه ايراني . بر طبق باور نياكان بزرگ ما هر ايراني با هر دين , فرهنگ و زباني ايراني محسوب مي شود و هيچ اكثريتي بر هيچ اقليتي برتري ندارد . حتي يك نفر با يك باور خاص در ايران بايستي با ديگر افراد كل جامعه كه ضرري به منافع ملي نمي زند برابر باشد و اقليت شمرده نشود .
احترام به اديان , مسلكها , باورهاي مذهبي و قومي هر منطقه و در صورت نداشتن ضديت با منافع ملي همگان در باورشان آزاد باشند . یهودی , بهایی , زرتشتی , شیعه , سنی و مسیحی و آزادي و احترام برای همه ادیان , باورها و مسلکها . در نتیجه فرهنگ سازی در جهت احترام به عقاید اقوام , مسلک ها , باورهای قومی و منطقه ای ملت ایران .
گسترش و دگر باره فرهنگ ايراني در مناطق اقوام ايران : تركمنستان , بلوچستان , ازبكستان , تاجيكستان , ارمنستان , آران , كردستان تركيه , كردستان عراق و بحرين .
حذف واژه هاي موهن و ساختگي براي اقوام ايراني كه به نام مليت یا خلق ها ( که حزب ننگین توده در ایران باب کرد ) در برخي رسانه ها شنيده مي شود و برخورد با هرگونه پرچم به جز پرچم ايران كه براي شهرهاي ايراني ساخته شده باشد . ایران کشوری کثیر الملل نمی باشد و فقط دارای اقوام گوناگون مختلف است .
به رسميت نشانختن مليت و دولتهاي اقوام ايراني تازه استقلال یافته : ارمنستان , كردستان عراق , آران ( جمهوري آذربايجان ) , ازبكستان , تركمنستان , گرجستان , بحرين , بلوچستان , تاجيكستان , افغانستان از سوي ملت ايران . زيرا هيچيك از اين قوميتهاي ايراني به جز ايران ميهني ندارند و دولتشان مشروعيت ندارد . اقوام ايراني فقط در سايه كشورشان ايران داراي هويت و مشروعيت هستند . به خصوص کشورهای که عمرشان به 30یا 40 سال هم نمی رسد و با یاری انگلستان این اهریمن جهانی و روس متجاوز از بدنه ایران جدا شده اند و حال امروز همچون عروسکی در دستان آنان می باشند و با اتخاذ تدابیر ضد ایرانی در این چند دهه اخیر , ملت ایران را بر باطل کردن قراردادها استعماری گذشته استوارتر کرده است .

پاينده ايران گهواره تاريخ و تمدن بشري
پا ورقی ها
1) در سنگر آزادی نویسنده فردریش آگوست فون هایک مترجم عزت الله فولادوند فصل اول صفحه 63 انتشارات لوح فکر 1382
2) وینستون چرچیل نخست وزیر اسبق بریتانیا
3) مهاتما گاندی رهبر جنبش ضد خشونت هند
........................................................................................................................................
© Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com