ضرب المثلهای کهن ایرانی

صفحه  1   2   3

د

دستش را توي حنا گذاشت !
 
دست شكسته بكار ميره، دل شكسته بكار نميره !
 
دست شكسته وبال گردنه !
 
دستش نمك نداره !
 
دست كار دل و نميكنه و دل كار دست و نميكنه !
 
دستش كجه !
 
دست كه به چوب بردي گربه دزده حساب كار خودشو ميكنه !
 
دست كه بسيار شد بركت كم مي شود !
 
دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . (( پاي ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شيرازي ))
 
دست ننت درد نكنه !
 
دست و روت را بشور منم بخور !
 
دست و رويش را با آب مرده شور خانه شسته است !
 
دستي را كه حاكم ببره خون نداره يا ديه نداره !
 
دستي را كه نميتوان بريد بايد بوسيد !
 
دستي را كه از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه !
 
دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
 
دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست !
 
دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . ((‌ نظامي ))
 
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد . (( داني كه چه گفت زال با رستم گرد )) ((‌ سعدي ))
 
دعا خانه صاحبش را ميشناسد !
 
دعا كن (( الف )) بميره يا دعا كن بابات بميره !
 
دعوا سر لحاف ملا نصرالدين بود !
 
دلاكها كه بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند !
 
دل بيغم دراين عالم نباشد --- اگر باشد بني آدم نباشد .
 
دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه !
 
دلش درو طاقچه نداره !
 
دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم !
 
دلو هميشه از چاه درست در نمياد !
 
دماغش را بگيري جانش در مياد !
 
دم خروس از جيبش پيداست !
 
دمش را توي خمره زده است !
 
دندن اسب پيشكشي را نميشمارند !
 
دنده را شتر شكست، تاوانش را خر داد !
 
دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب !
 
دنيا دمش درازه !
 
دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش !
 
دنيا، دار مكافاته !
 
دنيا را آب ببره او راخواب ميبره !
 
دنيا را هر طور بگيري ميگذره !
 
دنيايش مثل آخرت يزيده !
 
دنيا محل گذره !
 
دو تا در را پهلوي هم ميگذارند براي اينست كه به درد هم برسند !
 
دو خروس بچه از يك مرغ پيدا ميشوند، يكي تركي ميخونه يكي فارسي !
 
دود از كنده بلند ميشه !
 
دود، روزنه خودشو پيدا ميكنه !
 
دو دستماله ميرقصه !
 
دور اول و بد مستي ؟
 
دور دور ميرزا جلاله ، يك زن به دو شوهر حلاله !
 
دوري و دوستي !
 
دوست آنست كه بگرياند. دشمن آنست كه بخنداند !
 
دوست همه كس، دوست هيچكس نيست !
 
دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر !
 
دوستي دوستي از سرت ميكنند پوستي ؟!
 
دوصد گفته چو نيم كردار نيست !
 
دو صد من استخوان بايد كه صدمن بار بردارد !
 
دوغ در خانه ترش است !
 
دوغ و دوشاب در نظرش يكيست !
 
دو قرت و نيمش باقيه !
 
دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .
 
هزار مرتبه بهتر بنزد ابن يمين --- زفرمملكت كيقباد و كيخسرو .
 
ده انگشت را خدا برابر نيافريده !
 
ده، براي كدخدا خوبه و برادرش !
 
ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند .
 
دهنش آستر داره !
 
دهنش چاك و بست نداره !
 
دهن مردم را نميشود بست !
 
دهنه جيبش را تار عنكبوت گرفته !
 
ديده مي بينه، دل ميخواد !
 
دير آمده زود ميخواد بره !
 
دير زائيده زود ميخواد بزرگ كنه !
 
ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟!
 
ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي !
 
ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند !
 
ديگ ملا نصرالدين است !
 
ديوار حاشا بلنده !
 
ديوار موش داره ، موش هم گوش داره !
 
ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد !
 

ذ

ذات نايافته از هستي بخش --- كي تواند كه شود هستي بخش ؟! (( جامي ))
ذره ذره كاندرين ارض و سماست --- جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوي ))
ذره ذره جمع گردد وانگهي دريا شود .
 

ر

راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟!
 
راه دزد زده تا چهل روز امنه !

راه دويده، كفش دريده !
 
رحمت بكفن دزد اولي !
 
رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست !
 
رستم است و يكدست اسلحه !
 
رستم در حمام است !
 
رستم صولت و افندي پيزي !
 
رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت . (( نريخت درد مي و محتسبز دير گذشت ... )) (( آصفي هروي ))
 
رطب خورده كي منع رطب چون كند !
 
رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد !
 
رفت به نان برسه بجان رسيد !
 
رفتم ثواب كنم كباب شدم !
 
رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد !
 
رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور !
 
رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه !
 
رند را بند و قحبه را پند سود نكند !
 
رنگم ببين و حالمو نپرس !
 
روبرو خاله و پشت سر چاله !
 
روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !
 
روز از نو، روزي از نو !
 
روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند !
 
روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني ))
 
روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام !
 
روزي به قدمه !
 
روزي گريه دست زن شلخته است !
 
روضه خوان پشمه چال است !
 
روغن چراغ ريخته وقف امامزاده !
 
روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !
 
رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني ))
 
روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره !
 
ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت !
 
ريش و قيچي هر دو در دست شماست !
 

ز

ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
 
زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
 
زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي ))  
 
زبان خر را خلج ميدونه !
 
زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
 
زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
 
زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
 
زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
 
زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
 
زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
 
زرنگي زياد فقر ميآره !
 
زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
 
ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدي ))
 
زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
 
زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
 
زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... )) (( آصفي هروي ))
 
زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
 
زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
 
زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
 
زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
 
زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
 
زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
 
زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
 
زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
 
زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
 
زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
 
زن سليطه سگ بي قلاده است !
 
زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
 
زنگوله پاي تابوت !
 
زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
 
زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !
 
زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
 
زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
 
زور داري، حرفت پيشه !
 
زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
 
زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
 
زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
 
زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
 
زير دمش سست است !
 
زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
 
زير سرش بلنده !
 
زير شالش قرصه !
 
زير كاسه نيم كاسه ايست .
 
زيره به كرمان ميبره !
 

س

سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !
 
سال به سال دريغ از پارسال !
 
سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته ! 
 
سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
 
سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
 
سبوي نو آب خنك دارد !
 
سبيلش آويزان شد !
 
سبيلش را بايد چرب كرد !
 
سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !
 
سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !
 
سر بريده سخن نگويد !
 
سر بزرگ بلاي بزرگ داره !
 
سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !
 
سر بي صاحب ميتراشه !
 
سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
 
سر پيري و معركه گيري !
 
سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !
 
سر حليم روغن ميرود !
 
سر خر باش، صاحب زر باش !
 
سر را با پنبه ميبرد !
 
سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !
 
سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !
 
سرش از خودش نيست .
 
سرش به تنش زيادي ميكنه !
 
سرش به كلاش ميارزه !
 
سرش بوي قرمه سبزي ميده !
 
سرش توي حسابه !
 
سرش توي لاك خودشه !
 
سرش جنگه اما دلش تنگه !
 
سرش را پيراهن هم نميدونه !
 
سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !
 
سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
 
سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !
 
سر كچل و عرقچين !
 
سركه مفت از عسل شيرين تره !
 
سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !
 
سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
 
سر گاو توي خمره گير كرده !
 
سر گنجشكي خورده !
 
سر گنده زير لحافه !
 
سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !
 
سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .
 
سرنا را از سر گشادش ميزنه !
 
سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !
 
سري را مه درد نيمكند دستمال مبند !
 
سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
 
سزاي گرانفروش نخريدنه !
 
سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !
 
سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
 
سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
 
سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !
 
سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !
 
سقش سياه است !
 
سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !
 
سگ باش، كوچك خونه نباش !
 
سگ پاچه صاحبش را نميگيره !
 
سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !
 
سگ چيه كه پشمش باشه !
 
سگ درحضور به از برادر دور !
 
سگ در خانه صاحبش شيره !
 
سگ داد و سگ توله گرفت !
 
سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !
 
سگ را كه چاق كنند هار ميشه !
 
سگ زرد برادر شغاله !
 
سگست آنكه با سگ رود در جوال !
 
سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !
 
سگ سير دنبال كسي نميره !
 
سگش بهتر از خودشه !
 
سگ كه چاق شد گوشتش خوراكي نميشه !
 
سگ گر و قلاده زر ؟!
 
سگ ماده در لانه، شير است !
 
سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !
 
سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
 
سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !
 
سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !
 
سگي كه پارس كنه ، نميگيره !
 
سلام روستائي بي طمع نيست !
 
سنده را انبر دم دماغش نميشه برد !
 
سنگ به در بسته ميخوره !
 
سنگ بزرگ علامت نزدنه !
 
سنگ بنداز بغلت واشه !
 
سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !
 
سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !
 
سنگ مفت، گنجشك مفت !
 
سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !
 
سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !
 
سودا، به رضا، خويشي بخوشي .
 
سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني ))
 
سودا گر پنير از شيشه ميخوره !
 
سوداي نقد بوي مشك ميده !
 
سوراخ دعا را گم كرده !
 
سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !
 
سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !
 
سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !
 
سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!
 
سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !
 
سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !
 
سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))
 
سيلي نقد به از حلواي نسيه !
 

ش

شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه !
 
شاه خانم ميزاد، ماه خانم درد ميكشه !
 
شاه مي بخشه شيخ عليخان نمي بخشه !  
 
شاهنامه آخرش خوشه !
 
شب دراز است و قلندر بيكار !
 
شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
 
شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم !
 
شبهاي چهارشنبه هم غش ميكنه !
 
شپش توي جيبش سه قاب بازي ميكنه !
 
شپش توي جيبش منيژه خانومه !
 
شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
 
شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
 
شتر پير شد و شاشيدن نياموخت !
 
شتر خوابيده شم بلندتر از خر ايستاده است !
 
شتر در خواب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه !
 
شتر ديدي نديدي ؟!
 
شتر را چه به علاقه بندي ؟
 
شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چيزم مثل همه كسه !
 
شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !
 
شتر را گفتند : چكاره اي ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازكت پيداست !
 
آن يكي مي گفت استر را كه هي- از كجا مي آيي اي فرخنده پي- گفت: از حمام گرم كوي تو - گفت:خود پيداست از زانوي تو !
 
شتر را گم كرده پي افسارش ميگرده !
 
شتر سواري دولا دولا نميشه !
 
شتر كه نواله ميخواد گردن دراز ميكنه !
 
شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟!
 
شتر گاو پلنگ !
 
شتر مرد و حاجي خلاص !
 
شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !
 
شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد !
 
شراب مفت را قاضي هم ميخوره !
 
شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت !
 
شريك دزد و رفيق قافله !
 
شست پات توي چشمت نره !
 
شش ماهه به دنيا اومده !
 
شعر چرا ميگي كه توي قافيه اش بموني ؟!
 
شغال، پوزش بانگور نميرسه ميگه ترشه !
 
شغال ترسو انگور خوب نميخوره !
 
شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه !
 
شغالي كه مرغ ميگيره بيخ گوشش زرده !
 
شكمت گوشت نو بالا آورده !
 
شكم گشنه، گوز فندقي !
 
شلوار نداره، بند شلوارش را مي بنده !
 
شمر جلودارش نميشه !
 
شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !
 
شنا بلد نيست زير آبی هم ميره !
 
شنونده بايد عاقل باشه !
 
شنيدي كه زن آبستن گل ميخوره اما نميدوني چه گلي !
 
شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم !
 
شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا !
 
شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
 
شير بي يال و اشكم كه ديد --- اينچنين شيري خدا هم نافريد . (( مولوي ))
 

ص

صابونش به تن ما خورده !
 
صبر كوتاه خدا سي ساله !
 
صداش صبح در مياد ! 
 
صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر !
 
صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه !
 
صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره !
 
صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوابه وقتي خوابيد ، چه يكشب چه هزار شب !
 
صد رحمت به كفن دزد اولي !
 
صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه !
 
صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !
 
صد من پرقو يكمشت نيست !
 
صد من گوشت شكار به يك چس تازي نميارزه !
 
صد موش را يك گربه كافيه !
 
صفراش به يك ليمو مي شكنه !
 
صنار جيگرك سفره قلمگار نمي خواد !
 
صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم !
 

ض

ضرب خورده جراحه !
 
ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !
 
ضامن روزي بود روزي رسان !
 
ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه !
 
ضرر كار كن، كار نكردنه !
 

ط


طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است !
 
طالع اگر اري برو دمر بخواب !
 
طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي ))
 
طبل تو خاليست !
 
طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد !
 
طشت طلا رو سرت بگير و برو !
 
طعمه هر مرغكي انجير نيست !
 
طمع آرد بمردان رنگ زردي !
 
طمع پيشه را رنگ و رو زرده !
 
طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !
 
طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است !
 
طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره !
 

ظ

ظالم پاي ديوار خودشو ميكنه !
 
ظالم دست كوتاه !
 
ظالم هميشه خانه خرابه ! 
 
ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !
 

ع


عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرويان همه را خواب برد . (( ايرج ميرزا ))
 
عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !
 
عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !
 
عاشقي پيداست از زاري دل --- نيست بيماري چو بيماري دل . (( مولوي ))
 
عاشقي شيوه رندان بلا كش باشد ! (( حافظ ))
 
عاشقي كار سري نيست كه بر بالين است ! (( سعدي ))
 
عاقبت جوينده بابنده بود ! (( مولوي))
 
عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))
 
عاقل بكنار آب تا پل ميجست --- ديوانه پا برهنه از آب گذشت !
 
عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !
 
عالم بي عمل، زنبور بي عسله !
 
عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
 
عالم ناپرهيزكار، كوريست مشعله دار !
 
عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))
 
عجب كشگي سابيديم كه همش دوغ پتي بود !
 
عجله، كار شيطونه !
 
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
 
عذر بدر از گناه !
 
عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !
 
عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !
 
عروس كه بما رسيد شب كوتاه شد !
 
عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !
 
عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !
 
عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين كجه !
 
عروس را كه مادرش تعريف كنه براي آقا دائيش خوبه !
 
عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
 
عزيز كرده خدا را نميشه ذليل كرد !
 
عزيز پدر و مادر !
 
عسس بيا منو بگير !
 
عسل در باغ هست و غوره هم هست !
 
عسل نيستي كه انگشتت بزنند !
 
عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !
 
عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
 
عقلش پاره سنگ بر ميداره !
 
عقل كه نيست جون در عذابه !
 
عقل مردم به چشمشونه !
 
عقل و گهش قاطي شده !
 
علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . ((‌ ... دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست )) (( سعدي ))
 
علاج بكن كز دلم خون نيايد . (( سرشك از رخم پاك كردن چه حاصل ... )) (( مير والهي))
 
علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !
 
عيدت را اينجا كردي نوروزت را برو جاي ديگه !
 

غ

غاز ميچرونه !
 
غربال را جلوي كولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور كه تو منو ميبيني !
 
غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !

غليان بكشيم يا خجالت ! (( مائيم ميان اين دو حالت ... ))
 
غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !
 
غوره نشده مويز شده است !
 

ف

فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست ؟ (( ناصر خسرو))
 
فرزند بي ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببري درد داره ، اگر هم نبري زشته
 
فرزند عزيز نور ديده --- از دبه كسي ضرر نديده
 
فرزند كسي نميكند فرزندي --- گر طوق طلا به گردنش بر بندي !
 
فرزند عزيز دردونه، يا دنگه يا ديوونه !
 
فرشش زمينه، لحافش آسمون !
 
فرش، فرش قالي، ظرف، ظرف مس، دين، دين محمد !
 
فضول را بجهنم بردند گفت : هيزمش تره !
 
فقير، در جهنم نشسته است !
 
فكر نان كن كه خربزه آبه !
 
فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه !
 
فلك فلك، بهمه دادي منقل، به ما ندادي يك كلك !
 
فواره چون بلند شود سرنگون شود !
 
فيل خوابي مي بيند و فيلبان خوابي !
 
فيلش ياد هندوستان كرده !
 
فيل و فنجان !
 
فيل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !
 

ق

قاپ قمار خونه است !
 
قاتل بپاي خود پاي دار ميره !
 
قاچ زين را بگير اسب دواني پيشكشت ! 
 
قاشق سازي كاري نداره، مشت ميزني توش گود ميشه، دمش را ميكشي دراز ميشه !
 
قاشق نداري آش بخوري نونتو كج كن بيل كن !
 
قاطر را گفتند : پدرت كيست ؟ گفت : اسب آقادائيمه !
 
قاطر پيش آهنگ آخرش توبره ميشه !
 
قبا سفيد قبا سفيده !
 
قباي بعد از عيد براي گل منار خوبه !
 
قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهري .
 
قران كنند حرز و امام مبين كشند ! (( ياسين كنند ورد وبه طاها كشند تيغ ... ))
 
قربون برم خدا رو، يك بام و دو هوا رو، اينور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
 
قربون بند كيفتم، تا پول داري رفيقتم !
 
قربون سرت آقا ناشي، خرجم با خودم آقام تو باشي !
 
قربون چشمهاي بادوميت - ننه من بادوم !
 
قربون چماق دود كشت كاه، بده جوش پيشكشت !
 
قرض كه رسيد به صد تومن، هر شب بخور قيمه پلو !
 
قسمت را باور كنم يا دم خروس را ؟!
 
قسم نخور كه باور كردم !
 
قلم ، دست دشمنه !
 
قم بيد و قنبيد، اونهم امسال نبيد !
 
قوم و خويش، گوشت هم را ميخورند استخوان هم را دور نميندازند .
 

ک

كاچي بهتر از هيچي است !
 
كار از محكم كاري عيب نميكنه !
 
كار بوزينه نيست نجاري !
 
كار خر و خوردن يابو !
 
كارد، دسته خودشو نمي بره !
 
كار نباشه زرنگه !
 
كار، نشد نداره !
 
كار هر بز نيست خرمن كوفتن --- گاو نر ميخواهد و مرد كهن .
 
كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب !
 
كاسه گرمتر از آش !
 
كاسه جائي رود كه شاه تغار باز آيد !
 
كاسه را كاشي ميشكنه، تاوانش را قمي ميده !
 
كاشكي را كاشتند سبز نشد !
 
كاشكي ننم زنده ميشد - اين دورانم ديده ميشد !
 
كافر همه را بكيش خود پندارد !
 
كاه از خودت نيست كاهدون كه از خودته !
 
كاه بده، كالا بده، دو غاز و نيم بالا بده !
 
كاه پيش سگ، استخوان پيش خر !
 
كاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه !
 
كاهل به آب نميرفت، وقتي ميرفت خمره ميبرد !
 
كباب پخته نگردد مگر به گرديدن !
 
كبكش خروس ميخونه !
 
كپه هم با فعله است ؟!
 
كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !
 
كج ميگه اما رج ميگه !
 
كچلي را گفتند: چرا زلف نميگذاري ؟ گفت : من از اين قرتي گريها خوشم نمياد !
 
كچل نشو كه همه كچلي بخت نداره !
 
كچليش، كم آوازش !
 
كدخدا را ببين ، ده را بچاپ !
 
كرايه نشين، خوش نشينه !
 
كرم داران عالم را درم نيست --- درم داران عالم را كرم نيست !
 
كرم درخت از خود درخته !
 
كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نميآئي ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نيز بيرون آيم ؟!
 
كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]
 
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
 
كسي دعا ميكنه زنش نميره كه خواهر زن نداشته باشه !
 
كسي را در قبر ديگري نمي گذارند !
 
كسي كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نميشه !
 
كسي كه از گرگ ميترسه گوسفند نگه نميداره !
 
كسي كه را مادرش زنا كنه، با ديگران چها كنه !
 
كسي كه منار ميدزده ، اول چاهش را ميكنه !
 
كسي كه خربزه مي خوره، پاي لرزش هم ميشينه !
 
كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد !
 
كفاف كي دهد اين باده بمستي ما --- خم سپهر تهي شد ز مي پرستي ما .
 
كف دستي كه مو نداره از كجاش ميكنند ؟!
 
كفتر صناري، ياكريم نميخونه !
 
كفتر چاهي جاش توي چاهه !
 
كفشات جفت ، حرفات مفت !
 
كفشاش يكي نوحه ميخونه، يكي سينه ميزنه !
 
كفگيرش به ته ديگ خورده !
 
كلاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت !
 
كلاغ از وقتي بچه دار شد ، شكم سير بخود نديد !
 
كلاغ از باغمون قهر كرد، يك گردو منفعت ما !
 
كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيره راه رفتن خودش هم يادش رفت !
 
كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت ميگفت : من جراحم !
 
كلاغ سر لونه خودش قارقار نميكنه !
 
كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي !
 
كلاه را كه به هوا بيندازي تا پائين بيايد هزار تا چرخ ميخوره !
 
كلاه كچل را آب برد گفت : براي سرم گشاد بود !
 
كلفتي نون را بگير و نازكي كار را !
 
كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است اي برادر اين نه جنگ است .
 
كله اش بوي قرمه سبزي ميده !
 
كله پز برخاست سگ جايش شنست !
 
كله گنجشكي خورده !
 
كمال همنشين در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم . [‌[ سعدي]]
 
كم بخور هميشه بخور !
 
كمم گيري كمت گيرم - نمرده ماتمت گيرم !
 
كنار گود نشسته ميگه لنگش كن !
 
كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...))
 
كنگر خورده لنگر انداخته !
 
كور از خدا چي ميخواهد ؟ دو چشم بينا !
 
كور خود و بيناي مردم !
 
كورشه اون دكانداري كه مشتري خودشو نشناسه !
 
كور را چه به شب نشيني !
 
كور كور را ميجوره آب گودال را !
 
كور هر چي توي چنته خودشه خيال ميكنه توي چنته رفيقش هم هست !
 
كوري دخترش هيچ، داماد خوشگل هم ميخواهد !
 
كوزه خالي، زود از لب بام ميافته !
 
كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخوره !
 
كوزه نو آب خنك داره !
 
كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره !
 
كوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد !
 
كوسه و ريش پهن !
 
كو فرصت ؟!
 
كوه بكوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه !
 
كوه ، موش زائيده !
 

صفحه  1   2   3

گردآوری از پایگاه های تو عشق و هخامنشیان , برداشت کلی این جستار با ذکر نام و آدرس پایگاه  آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com