

صابئين يا مندائيان
فرقه
ديگري كه صبي خوانده مي شدند،در كنار اديان ايران باستان به خصوص در زمان پارتها و
ساسانيان مي زيستند.اين قوم كه خود را صابي مي ناميدند در جلگه دشت ميشان كه در
مرزانشان يا ايلام يا سومر قديم سكونت دائمي داشته اند.
بايد
دانست كه مندائي نام محل و صابي دين كساني است كه در زبان عربي مغتسله خودشويان
خوانده شده اند،يعني كساني كه به امر پاكيزگي تن و جامه و شستشوي در آب رودخانه
دلبستگي كامل داشته اند.
كلمه مندا
كه در آثار صابئيان ، به صورت مادا و آمادا آمده مادي و ماد گرفته شده است.نام جلگه
ماهيدشت در ناحيه كرمانشاهان از وجود اين دشت بر روي سرزمين ماد و مادي حكايت
دارد.صابيها بنا به آنچه خود روايت مي كنند،از كنعان به سوي شمال سوريه مهاجرت كرده
به ناحيه حَران در حوضه رود فرات رسيدند كه جزو قلمرو مادي و يا آمادي (به تعبير
خودشان)محسوب مي شد.
آنگاه
عنوان مادايي يا ماندايي را براي خود برگزيدند* و در طول مدت 1800 سال ،همواره اين
نام را براي خود حفظ كرده اند.صابيان ريشه خود را از مصر مي دانند و مي گويند كه
مقارن هجرت يهود از مصر به كنعان ، آنان هم از مصر به كنعان آمده بودند،ولي خود را
مانند بني اسرائيل و فلسطسني ها،بومي سرزمين كنعان به شمار نمي آوردند.
قدرت
فرهنگي كنعانيها كه وارث فنيقي هاي مهاجر از خليج فارس به سوريه و فلسطين
بودند،اينها را از نظر زبان و خط و فرهنگ ، چنان به زبان و خط و فرهنگ بومي كنعان
پيوند داد كه بعدها هر سه قوم(صابي،اسرائيلي و فلسطيني) خود را سامي بومي و صاحب حق
تقدم در ناحيه پنداشتند و امروز هم در تشخيص و تحديد نژادها ، هر سه قوم خود را
سامي و كنعاني مي شناسند و مي شناسانند، در صورتي كه داستانهاي مندائي و عبري ،آنان
را از مصرياني مي شناسد كه از نژادي غير سامي بوده اند.
ماندائيها بعد از
يهوديها ،قديمي ترين مهاجران غير آريايي از سرزمين فلسطين به سوي ايران بوده اند.
يهوديان در شرق و غرب ايران عهد هخامنشي آواره و پراكنده بودند،اما صابئان بعد از
انتقال به مغرب ايران يا مادي و حركت در امتداد جريان رودهاي فرات و دجله و توقفهاي
محدود ،چون به دهان رود كرخه در منتهي اليه غربي زاگرس رسيدند و تالابهاي مصب كرخه
در دشت ميشان را موافق نيازهاي ديني خود ديدند،از محيط فرهنگي آرام نيسان بهره
جستند و در پيرامون كرخه ميشان اقامت گزيدند (هنوز نام رود كرخه ؛آن شهر را در
يادها زنده مي كند).
وجود
حكومتي برخوردار از استقلال داخلي كه زير فرمانروايي ميشانشاهي از خاندان اشكاني يا
ساساني اداره مي شد،به آنان اين مجال را داد كه از سختگيريهاي موبد كِرتير،جان سالم
به در برند و دين و خط و زبان خود را در دوره ساساني و اسلامي حفظ كنند.
با
تحقيقاتي كه به عمل آمده ، صابئين قوم آرامي (دسته اي از اقوام سامي) هستند كه محل
سكونت اوليه آنان در مصر و فلسطين قديم بوده و امروزه در جنوب كشورهاي ايران و عراق
زندگي مي كنند.
مندائيان
را مي توان از اولين آوارگان فلسطيني به شمار آورد كه نزديك 2000 سال پيش بر اثر
برخورد با اقوام ديگر منطقه مجبور به ترك ديار خود ومهاجرت از آن شدند،آنان از
فلسطين به ويژه از كناره هاي رود اردن به سوي شمال سوريه و بين النهرين و سپس به
سوي خوزستان كه در حوزه اشكانيان بود كوچ كردند.
علت هجرت
دسته جمعي صابئي ها به سوي اراضي مجاور دهانه رود كرخه در مغرب خوزستان،علاوه بر
جنگ با اقوام موجود در فلسطين ،شرايط مساعد جغرافيايي اين نواحي بود،چون اين مناطق
داراي زمينهاي حاصلخيز است و از همه مهمتر،رودخانه هاي پر آب اين نواحي با رسوم
مندائيان كه بر تعميد در آبهاي جاري مبتني است،سازگار بود.
همه اين
عوامل مساعد دست به دست هم داد تا مندائيان ، فلسطين را رها كرده به سوي ايران (در
زمان اشكانيان ) رهسپار شوند.در قرآن همانطور كه از يهود و نصاري و مجوس سخن رفته ،
از قوم صابئان نيز به عنوان يك قوم موحد و اهل كتاب تعريف شده است(سوره بقره آيه
62-سوره مائده آيه 69-سوره حج آيه 17).
مندائيان
خود را از پيروان حضرت آدم،حضرت شيتل(شيث)،حضرت نوح،سام بن نوح و سر
انجام حضرت يحيي بن زكريا مي دانند.
فرقه هاي صابئين:
1-اصحاب
روحانيت2-اصحاب هياكل3-اصحاب اشخاص4-اصحاب خربانيه كه اصل آن حرنائيه يا حرانيه
است.
احكام
دين مندائي
قبل از
ايستادن به نماز به يكي از اساسي ترين رسوم و واجبات دين مندائي كه رشامه يا
وضو است ميپردازند،زيرا هر فرد مندايي بايد سه بار در روز صبح و ظهر و عصر عمل
رشامه را انجام دهد و اي كار در بسياري از مراسم ديگر مانند تعميد و غيره هم به جا
آورده مي شود.
منظور از
برگزاري رشامه پاك كردن بدن براي بر پا داشتن براخه(نماز) است.هر گاه فردي بخواهد
وضو بگيرد بايد اول نيت كند و همچنين فكر خويش را پاك و از هر گونه آلودگي و افكار
مادي آزاد كند.
آنگاه
خالصانه به كنار رودخانه بيايد و با تواضع به طرف مجراي آب بايستد، سپس با خواندن
دعاهايي كه به زبان مندائي است بگويد:
با عزمي
راسخ به ستايش پروردگاربرخاسته ام.سلام و درود بي پايان خداوند بر تو باد اي
پرياويس، فرشته مقرب درگاه احدي و نگهبان آبهاي جاري.
آنگاه در
كنار آب نشسته شروع به شستن دستها مي كند و با دست راست از انگشتان تا آرنج دست چپ
را با آب مي كشد و بعد هم با دست چپ از انگشتان تا آرنج دست راست را آب مي كشد و در
ضمن شستن يك بار آيه زير را تلاوت مي كند كه ترجمه آن اين است:
بنام خداي
بزرگ دستهايم را طاهر مي كنم و بنا به ايمان لبهايم را براي راز و نياز با خداوند
توانا مي گشايم.راز و نيازم با پروردگار ، با رواني شسته و جسمي طاهر از هرگونه
آلودگي به گناه انجام پذيرفت ،زيرا ايمانم از اعتقاد به خداوند توانا سرچشمه همه
نيكيها و پاكيها مايه گرفته است.
آنگاه در
همان حالت نشسته با دو دست آب برداشته با تلتوت آيه زير صورت خود را مي شويد.مبارك
باد نامت اي حي قيوم(رب العالمين)و معظم باد نام فرشته مقرب درگاهت ملكا منداد
هِيّي .
ستايش و
درود باد بر آن چهره بزرگ و نوراني و وجودي كه كسي را در به وجود آوردنش دخالتي
نبوده و نيست.
كسي كه
مالك همه كس و همه چيز است و از خويش بر انگيخته شده است؛پس از آن انگشتان دست راست
را در آب فرو برده از راست به چپ بر روي پيشاني مي كشد،يعني در حقيقت با نوك
انگشتان پيشاني خويش را مسح مي كند و اين كار سه بار تكرار مي گردد و در هر بار يكي
از آيه هاي گنزاربا خوانده مي شود.(به نقل از كتاب قوم از ياد رفته،نوشته سليم
برنجي).
پس از آن
نوك انگشتان اشاره دودست را همزمان در آب فروبرده به نزديك گوشها مي آورد و اين عمل
را سه بار تكرار مي كند و آيه زير را تلاوت مي كند:گوشهايم فقط صداي خداوند را
خواهند شنيد.
سپس با كف
دست راست مقداري آب بالا آورده مي بويد و اين عمل را سه بار انجام مي دهد و در هر
بار آيه زير را تلاوت مي كند:
بيني ام
فقط بوي خداوند را استشمام خواهد كرد.
بعد با كف
دست راست آب برداشته بر كف دست چپ مي ريزد و آيه زير را مي خواند:
رسوم من
با آتش انجام نپذيرفته و يهودي و مسيحي نيستم،بلكه رسوم من با آب جاري پاك كه به
فرمان خداوند براي نظافت انسانها و زندگي بخشيدن به آنان جاري گشته است،انجام مي
گيرد.
آبي كه
نيروي انكار ناپذيري براي تطهير من از هر گونه ناپاكيهاي مادي و معنوي دارد.من از
بديها دور شده،گفته ها و فرامين الهي را به دل مي سپارم و از آنها پند مي گيرم و
راه حق را پيشه خود مي سازم.نام خداوند منان و نام ملكا مندادهيي فرشته مقرب درگاهش
بر من ياد باد.
بعد با كف
دست راست مقداري آب برداشته در دهان مي ريزد و پس از مزمزه كردن به كناري مي ريزد و
اين كار سه مرتبه انجام مي شود و در هر بار سوره اي تلاوت مي شود.زانوهايم براي
نيايش خداوند بزرگ در سجده اند.بعد از آن انگشتان دستها را در آب فروبرده به سوي
ساق پا و با هر بار لمس كردن ساق پاها آيه زير را مي خواند:
بنا بر
پيماني كه با خدا بسته ام پاهايم را فقط در راه حق گذاشته هميشه در اين راه طي طريق
مي كند:
من در آب
جاري پاك فرو رفتم و طبق تعميد بهرام بزرگ اولين رهرو اين طريقت تعميد يافتم،تعميد
من مرا از شر ناپاكي ها حفاظت خواهد كرد و بر ايمان من خواهد افزود و به عرش اعلا
عروجم خواهد داد.
نام خداي
توانا و ملكا مندادهيي فرشته مقرب درگاهش بر من ياد باد.
سر انجام
سر پا ايستاده ،اول پاي راست خود را در آب فرو مي برد و بيرون مي آورد و بعد پاي چپ
را و با هر بار گذاشتن پا در آب اين آيه را يك بار تلاوت مي كند:
خداوندا
پاها و دستهايم را از تحت اختيار شياطين و اهريمنان به در آور.
نام
خداوند توانا و بزرگ و نام ملكا مندادهيي فرشته مقرب درگاهش بر من ياد باد.
خلاصه اي از محرمات در دين
مندائي
قتل نفس –
زنا – مسكرات – دروغ گفتن – ربا خواري – كارهايي از قبيل فخر فروشي – ظلم – چپاول –
تجاوز به حريم ديگران و اعمال ناپسند – خوردن گوشت خوك – گراز و تمام حيوانات درنده
و حتي گاو شتر و اسب حرام است – ازدواج با غير مندائي و نيز ازدواج با خواهر ،عمه
،خاله، جده ،برادر، دايي ، عمو ، پدر بزرگ ، مادربزرگ ، برادرزاده ،خواهر زاده،
خواهران و برادران ناتني و تني ،گرفتن خواهران زن مادامي كه زن در منزل مرد زنده
است حرام است – سحر و جادو در مندائيت بسيار بد و ناروا شمرده شده عملي حرام است –
تراشيدن صورت مردان حرام است.
معاد و
قيامت در دين مندائي
مندائيان
نيز مانند پيروان اديان ديگر معتقد به جهان آخرت هستند و اين دنيا را،فاني و بدون
ارزش معنوي مي دانند.به نظر آنان دنياي ابدي و جاويدان غير از اين دنياي خاكي موجود
است.
تمام
مردگان در روز رستاخيز زنده مي شوند و اعمال نيك و بد خود را مي بينند.به عقيده
مندائيان در جهان آخرت دو مكان وجود دارد كه نام يكي از آنها آلمادان هورا به معني
عالم انوار يا دنياي پاكيزگي ها و نور است كه همان بهشت اديان ديگر است و جاي ديگر
آلما شوخا است كه به معني عالم بدي ها و تاريكي ها ست كه باز همان جهنم مذاهب ديگر
به شمار مي رود.
مندائيان
بر اين باورند كه روح هر فردي پس از مرگ براي سنجش ميزان گناهان و ثوابها در آغاز
به جايي به نام اواثر مزنيا مي رود كه در آنجا درباره او داوري شده و اعمالش سنجيده
مي شود،اگر آدم نيكوكار و خوبي بوده به آلمادن هورا(بهشت) مي رود و اگر مرتكب
گناهان شده باشد،بايد جزاي كار بد خويش را در جايي به نام مطراثي كه محل مجازات
ارواح گناهكار است ببيند.مطراثي جايي از آلماده شوخا(عالم بديها)يا جهنم است.
همانطور
كه گفته شد،روح آدمي پس از مرگ در جايي به نام اواثر مزينا مورد بازخواست قرار مي
گيرد و در آنجا دستها،چشمها،گوشها،و زبان آدمي شهادت خواهند داد كه روحي بر آنها
حاكم بوده كه دست به كارهاي نيك و زشتي زده است.
بنابر
اعمال خوب و بد آن روح در مورد او تصميم گرفته خواهد شد.
*برخي از مستشرقان و
زبان شناسان چون دكتر مانسوخ و پرفسور نولدكه بر اين باورند كه كلمه مندائي صفت است
و از لغت مندا به معني دانش و عرفان مشتق شده ،پس كلمه مندائي به معني عرفاني است.
گردآوری
از گروه
پژوهشی آریارمن
, برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس
پایگاه آریارمن آزاد است
........................................................................................................................................
بازگشت به
برگ
نخست
© Ariarman , Design &
Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com