نقشه کردستان بزرگ ایران شامل مناطق کردنشین عراق - ترکیه و سوریه Iran Larg Kurdistan

 

نقدی بر حزب دموکرات کردستان ایران

 

نقدی بر اندیشه فدرالیزم و پروژه ملیت سازی

زینی بو کوردستان گورای ائیران

پیدایش حزب دموکرات کردستان ایران

حزب دموکرات کردستان ایران روز ۲۵ مرداد ۱۳۲۴ خورشیدی (برابر با ۱۶ اوت ۱۹۴۵) در شهر مهاباد تأسیس یافت. ۱۵۹ روز بعد از تأسیس یعنی روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ (برابر با ۲۲ ژانویه‌ ۱۹۴۶) این حزب با استفاده‌ از شرایط نامناسب آن زمان (اشغال ایران توسط متفقین) و با حمایت دولت متجاوز شوروی در بخشی از خاک کردستان ایران (که در اشغال شوروی بود) حکومتی به‌ نام دولت جمهوری کردستان تشکیل داد. مورخین از آن به‌ عنوان جمهوری مهاباد نام برده‌اند. علت آن هم این است که‌ دولت جمهوری کردستان شهر مهاباد را پایتخت خود قرار داده‌ بود.جمهوری مهاباد به دلیل عدم پایگاه مردمی در نزد ایرانیان و سپس ورود ارتش ایران به کردستان تنها ۱۱ ماه دوام آورد و از هم پاشید . ارتش ایران نهایتا در 16 آذر 1325 جمهوری ساختگی مهاباد را سرنگون کرد و نخستین رهبر حزب دموکرات و رئیس جمهور وقت یعنی قاضی محمد را به همراه بسیاری دیگر (همچون حسن مازوجی) در میدان مرکزی شهر مهاباد به جرم تجزیه طلبی , تشکیل جمهوری ساختگی , اقدام بر ضد تمامیت ارضی ( که در همه کشورهای جهان بالاترین جرم محسوب می شود )در میدان مرکزی شهر به دار آویخت. اعدام‌های دیگری در سقز و سایر شهرها نیز صورت گرفت. سایر اعضای حزب نیز یا زندانی شدند و یا موفق شدند به خارج و بویژه به مناطق کردنشین شمال عراق بگریزند.این حزب از روز نخست با شعار ضد ملی "خودمختاری برای کردستان" به روی کار آمد ولی پس از چندین دهه از فعالیتهایش به دلیل عدم پایگاه مردمی , قدرت غیر قابل قیاس ایران با این حزب کوچک وابسته و همچنین دوری نمودن ملت ایران از مسائل قومگرایانه که تاریخ مصرفش گذشته است ,  نتوانستند به شعار خود نزدیک شوند از این روی شعار خود را از "خودمختاری برای کردستان" به "فدرالیزم برای ایران" تغییر دادند . از سوی دیگر در جنگ صدام حسین معلون بر ضد ایران نیز نه طرف کشور خود را گرفتند و نه حکومت عراق . بلکه مشغول به مبارزه با نظامیان ایران در خاک کردستان شدند . در فضایی که ملت ایران یکپارچه برای دفاع از کشور در برابر اعراب متجاوز ایستادگی میکردند و هزاران کشته نیز دادند حزب دموکرات کردستان و حزب کومله ( که با هم اختلاف نیز داشتند ) از داخل با ارتش و نیروهای دفاعی ایران وارد مبارزه مسلحانه شدند که این حرکت در تاریخ ایران مردود و نابخشودنی می باشد . زیرا سواستفاده از اختلافات داخلی در زمان جنگهای کشوری حرکتی غیر انسانی و ضد ملی می باشد . در نهایت اندام اصلی حزب در ایران فروپاشید و با توجه به گذشته نامناسب آن در دنیای امروز جایگاهی در میان جامعه ایران ندارند . با توجه به این پیشینه و دیگر اقدامات این حزب که در انتهای این جستار خواهد آمد ایجاد چندین شبکه ماهواره ای در هات برد بسیار شک برانگیز و غیر موجه است . به همین روی نقدی بر این برنامه ها را در زیر بررسی می نماییم .

 

شبکه های تلوزیونی حزب دموکرات

مدتی است که از طریق یکی از رسانه های دیداری ماهواره *1 با اندیشه ها و آرای حزب دموکرات کردستان ایران آشنا شده ام.در طول این زمان آرایی که از بابت ایشان  در باب نوع حکومت وهمچنین بافت مردم ایران مطرح گردید من را بر آن داشت که  تا نقطه نظرات خود و پایگاه اینترنتی آریارمن را بیان دارم.قبل از هرچیز بیان می دارم که نگرش مطلوب حزب دموکرات کردستان ایران در قبال حکومت ایران نظامی مبتنی بر فدرالیسم و خودمختاری بوده و ضمنا ایشان کشور ایران را کثیرالمله دانسته بطوریکه هر یک از اقوام ایران به زعم این حزب یک ملت مجزا هست و اصولا ایران نمی تواند یک ملت واحد باشد.بلکه کشوری با ملیتهای مختلف است. بنابر این مطالب خود را بر اساس این دو امر استوار می نمایم.

 

1)آیا به واقع کشور ایران  کثیرالمله است یا بالعکس کشوری است با یک ملت واحد اما با تنوع قومی ؟

قبل از هرچیز باید به آسیب شناسی الفاظی پرداخت که غالبا در طول دوران پس از انقلاب مشروطیت و از طریق مغرب زمین وارد ادبیات سیاسی ایران شده است همانند دموکراسی جامعه مدنی  مدرنیته ملت و....  بی هیچ تردید الفاظ فوق غربی بوده و باید همانند محل آفرینشگاه خود مورد استفاده قرار گیرد.اما متاسفانه بدعتگذاری ها در دوران معاصر  در باب واژگان وارداتی غربی  بقدری پر دامنه بوده تا حدی که  اینان آن رسالت و معنای اصلی خود را از دست داده اند و لا جرم نتیجه ای جز کژراهه نسیب ایران نساخته اند..الفاظی از قبیل مردم سالاری دینی به جای دموکراسی و مدینه النبی به جای جامعه مدنی  خود گواه این مدعاست  که نتنها گره ای از کلاف سردرگم جامعه و سیاست ایران نگشودند  بلکه آن گره را کورتر نمودند به همین ترتیب گاه از شخصیتهای ایرانی خارج از میهن  درباب کشف حجاب اجباری رضا شاه می شنویم که ایشان این اقدام را عملی مدرن  و در جهت شکوفایی زنان ایرانی قلمداد می کنند.لازم به ذکر است که اصولا واژه مدرن  پس از قرن16 و دوران رنسانس  پدید آمد جایی که نگاه به انسان  به عنوان موجودی عاقل بالغ و مختار که قابلیت تعیین و تغییر سرنوشت خود را دارد دگرگون گردید.جایی که دیگر کسی نمی توانست به واسطه  قدرت و اراده خود امری را هر چند به دلخواه اکثریت جامعه ویا حتی بدلیل ابراز از جانب روشنفکران بر اجتماع تحمیل نماید.پس کشف حجاب اجباری رضا شاه که چند دهه بعد به حجاب اجباری تغییر ماهیت داد نمی تواند مدرن باشد.این امثال نمونه هایی از بدعتگذاری های نا صوابی هستند که همانطور که پیشتر ذکر گردید بیراه امروز را به بیراهه ای دیگر روانه می سازند.یکی از واژگانی که مورد تیغ بدعتگذاریها قرار گرفت واژه ((ملت)) می باشد.اعضای حزب دموکرات کردستان ایران در هر یک از مباحثی که در آن شرکت می جویند بارها و بارها از لفظ ملیتهای ایران استفاده می کنند.البته ایشان خود نیز میدانند که  مردم ایران تا چه حد با این واژه نامانوس بوده وکوچکترین غرابتی ندارند .بنابر این سعی می کنند تا با تکرار مکررات آن را وارد ادبیات سیاسی ایران نمایندو جالب اینجاست که این بدعتگذاری را قرار داد می نامند..توگویی ما آفرینندگان این واژه هستیم که امروز بر طبق میل و خواسته خود بخواهیم آن را تغییر دهیم .نکته عجیب دیگر اینجاست که اعضای حزب  دموکرات کردستان ایران تصورات خود در زمینه کشور و ملت را در جهان بینی خود مورد استفاده قرار می دهند.وفی المثل کشورهای گوناگونی را نام میبرند که به زعم ایشان از ملیتهای گوناگونی برخوردارند.البته مراجعه به قوانین اساسی و مراودات در این کشورها خود نشان دهنده این برداشت نادرست است. برای بررسی  این امر ذکر چند نمونه ضروری می باشد:

 

(1)سوئیس: این کشور حقیقتا از ملیتهای مختلفی از قبیل آلمانی فرانسوی ایتالیایی و.. تشکیل یافته است .اما در عین حال یک آلمانی در سوئیس خود را جزء ملت آلمان سوئیس نمی داند بلکه خود را یک سوئیسی آلمانی به حساب می آوردو همچنین ایتالیایی ها و فرانسوی ها

قانون اساسی کشور سوئیس مصوب 29 مه 1874 بدین ترتیب آغاز می گردد:

به نام قادر متعال

کنفدراسیون سوئیس به منظور استحکام و اتحاد کنفدراسیون و حفظ و  تقویت وحدت ملی قدرت وافتخار ((ملت))*2 سوئیس قانون اساسی فدرال را تصویب نمود.

اصل صدو شانزدهم

زبانهای آلمانی فرانسوی ایتالیایی و رومانش زبان های رسمی کشور سوئیس هستند.

 

(2)کانادا: قانون مربوط به اتحادیه و دولت کانادا  نوواسکاتیا و نیو برونزویک

قانون مصوب 29 مارس 1867

نظر به اینکه ((ایلات))*3 کانادا نوواسکاتیا و نیوبرونزویک به منظور ایجاد حاکمیت  قدرتی واحد تحت حمایت  دولت پا دشاهی بریتانیا ی کبیر و ایرلند...... خواهان تشکیل اتحادیه فدرال هستند.

قانون اساسی 1982   زبانهای رسمی

بخش یکم  اصل  شانزدهم مکرر

جامعه زبانی فرانسه و جامعه زبانی انگلیسی نیوبرونزویک دارای موقعیت و امتیازات برابر هستند.

و نکته قابل توجه اینکه واژه ملیتهای گوناگون در قوانین اساسی این دو کشوری که بسیار مورد توجه  حزب دموکرات هستند هیچ جایگاهی ندارد.

 

(3) آمریکا:بطور کاملا واضح مشخص است که این سرزمین مهاجر پذیر بوده ومردمانی از افصا نقاط دنیا بدان کوچ کرده و در آن سکنا گزیده اند.از خاور دور گرفته تا آمریکای لاتین جوامعی که الزاما هیچ گونه تشابه فرهنگی هم نمی توانند با هم داشته باشند ولی در حال حاضر و در سرزمین فعلی آمریکا همگان در زیر پرچم یک ملت قرار گرفته  ودر نهایت در مورد تبارشان  یاد می شود  مانند آمریکایی چینی تبار  آمریکایی ایرلندی تبار  آمریکایی ایرانی تبار و…. هیچ گاه و در هیچ رسانه ای  دیده یا شنیده نشده است که  در مورد تمامیت آمریکاییان از واژه ملیتهای آمریکا یاد شود (آن هم بدین صورت که مد نظر اعضای حزب دموکرات کردستان ایران است) بطوریکه چینی تباران خود را ملت چین آمریکا  ایرلندی تباران خود را ملت ایرلند آمریکا ایرانی تباران خود را ملت ایران آمریکا و…. بنامند. ضرب المثل معروفی در آمریکا رایج است که خود موید یگانگی ملت آمریکاست:

 

One Nation Under God

 

 یکی از سخنان اعضای حزب دموکرات کردستان ایران این است که قوم دارای برد فرهنگی است وزمانی که یک قوم به مرحله سیاسی شدن می رسد تبدیل به ملت می گردد. برای نقض این تئوری یک مثال کافیست.کشور آلمان در دوران جنگ سرد دو کشور آلمان شرقی و آلمان غربی بود  یعنی دو کشور و دو ملت.اما زمانی که جامعه آلمان شرقی همپا باسایر جوامع اروپایی گام در مبارزه سیاسی با کمونیسم نهادندپس از فروپاشی دیوار برلین با نیمه دیگر  خود  متحد گشته و اتحاد جدید  ملت واحدی به نام آلمان بوجود آورد.امروزه کسی سخن از ملت آلمان غربی آلمان یا ملت آلمان شرقی آلمان نمی زند.توجیهات  اعضای حزب جهت کثیرالمله جلوه دادن ایران کاملا ناکار آمد است  زیرا بر فرض آقای عبداللهی متذکر می شوند که چرا آذریهای ساکن در جمهوری آذربایجان ملت هستند اما آذریهای ایران نمی توانند ملت باشند ؟ ظاهرا ایشان تفاوتی میان یک کشور و بخشی از یک کشور را به حساب  نمی آورند. موقعیت مردمان جمهوری آذربایجان متفاوت با آذریهای ایران است.ایشان برای خود دارای یک کشور هستند در حالی که اینان خود بخشی از یک کشور بزرگ هستند.تفاوت شرایط بدلیل تفاوت موقعیت.چررا در یک تیم فوتبال دروازبان می تواند توپ را با دست بگیرد اما مهاجم همان تیم نمی تواند ؟ ضمنا در کشور جمهوری آذربایجان اقوام متعددی حضور دارند از قبیل داغستانیها  تالشیها روسها ارامنه ... آذریها .چرا ایشان  کشور مذبور را نه ملیتهای آذربایجان بلکه ملت آذربایجان خطاب می کنند!

 از ادعاهای شگفت آور یکی از اعضای حزب دموکرات کردستان ایران به نام آقای میرو علیار (نماینده حزب دراتحادیه اروپا)  این است که  در ایران امروز یک ملت حاکم وجود دارد و با توجه به اینکه  از دید خزب هر گروه زبانی  درایران یک ملت است قاعدتا منظور ایشان  فارسی زبانان می باشد .ضمنا این مغلطه از جانب برخی از فعالین تندروی قومی نیز مطرح می باشد. به زعم اینان  در ایران امروز فارسها و یا فارسی زبانان  قدرت اجرایی را در دست داشته  و سایر ملیتها را زیر سلطه خود قرار داده اند .جای بسی تعجب است که  پس از گذشت غریب به 28 سال از عمر  جمهوری اسلامی اشخاصی هستند که نمی توانند درک کنند خکومت  امروز ایران  نه حکومتی قومی_نژادی بلکه حکومتی صرفا مذهبی است.یاد آوری برخی از اشخاص  که از اقوام متعدد  در حکومت بوده و هستند شاید الزامی باشد:

مهندس مهدی بازرگان , آیات الله خلخالی ,  آیت الله موسوی اردبیلی ,  آیت الله  موسوی تبریزی ,  آیت الله مشکینی ,  آیت آلله  فاضل لنکرانی ,  آیت آلله سید علی خامنه ای و مسعود ده نمکی از شخصیتهای برجسته و تاثیر گذار آذری هستند . آیت آلله هاشمی شاهرودی اولین رئیس مجلس اعلای انقلای اسلامی عراق , سردار ذوالقدر , دریابان شمخانی از نظامیان متنقذ عرب خوزستانی و...

 واین البته تعداد ی اندک از افرادی هستند که  از اقوام متعدد  در چارچوب  شخصیتهای رده بالای نظام فعالیت دارند .صرف اینکه اعضای حکومت  به زبان فارسی تکلم دارند  دلیل بر فارس بودن حکومت ویا ملت  حاکم بودن فارسها نیست. همانطور که استفاده از زبان فارسی  در زمان سلطان محمود غزنوی ترک دلیل بر فارس بودن وی نمی توانست باشد.در ثانی فارس یک فرهنگ و زبان است نه قوم چه رسد به ملت. جای این پرسش باقیست که این ملت فارس در کدام نقطه ایران قرار دارد ؟ این دلیل موجهی نیست که اگر در یک سرزمین زبانها و گویشهای متعددی حضور داشته باشد لاجرم ملیتهای متعددی هم وجود خواهند داشت.آقای حسن شرفی از اعضای بلند پایه حزب  تزی را مطرح کرده اند مبنی  بر اینکه  کسانی که ملت بودن  کردها , آذری ها , بلوچها و ... را نهی می کنند در واقع آنا ن را به سوی تجزیه طلبی سوق می دهند.معلوم نیست که اگر در ایران آینده  حقوق تمام مردمان ایرانی به طور تمام و کمال رعایت گردید اما در مورد قومیتها از واژه ملیتها استفاده نشد آیا همین یک عامل می تواند دلیل موجهی برای تجزیه طلبی گردد؟ از قرار معلوم  مسائلی  که در حال حاضر گفتمان جهانی هستند از قبیل دموکراسی و حقوق بشر  برای حزب دموکرات کردستان ایران  دارای اهمیت ثانوی وآن چیزی که دارای اهمیت بیش از پیش است همانا حقوق ملی ملیتهای ایران  است .     

بارها ازایشان شنیده ایم که بحث فقط دموکراسی و حقوق بشرو شهروندی نیست بلکه هدف غایی تحقق حقوق ملیتهای ایران می باشد که البته این حقوق به اصطلاح ملیتها  به طور کامل و شفاف اعلام نگردیده است.در ضمن ملیتهای ایران ازدیدگاه اعضای حزب عبارتند از:ملت آذربایجان ملت کرد ملت بلوچ ملت فارس  ملت ترکمن که البته  مشخص نیست که که بر فرض ارامنه زرتشتیان   آشوریان کلیمیان وسایر گروههای زبانی مذهبی و قومی جزء کدام یک از ملتهای فوق قرار می گیرند..در حقیقت استفاده از لفظ ملیتها تبعات خاص خود را دارد بر طبق اعلامیه های جهانی حقوق بشر  سازمان ملل هر ملتی قادر به تعیین سرنوشت خود بوده و می تواند اعلام استقلال نماید.

امااز نگاه امروزین ملیت چیست؟

عوامل تشکیل دهنده یک ملت را می توان در روابط اقتصادی میان  مردمان آن ریشه نژادی  فرهنگی تاریخی و وجود یک زبان مشترک به همراه پرچم ملی سرود ملی  نشان ملی و هر آنچه را که جزء مظاهر ملی یک کشور است جستجوکرد. همانطور که در ابتدای جستار عنوان شد بدعتگذاریها تاکنون مشکلات ایران را حل ننموده عقب نشینی در برابر این بدعت باعث ایجاد بدعتهای دیگراز جانب  دیگران خواهد شد بر فرض امروز ملیتهای ایران و فرداها کشورهای ایران .تجزیه ملت ایران به ملیتهای ایران به ناچار منجر به تجزیه جغرافیایی ایران خواهد شد.به هر شکل پرسش اساسی از اعضا و رهبران حزب دموکرات کردستان ایران این است که آیا کشوری که یک ملت واحد نیست می تواند امنیت ملی هویت ملی  منافع ملی و یا حتی همبستگی ملی داشته باشد؟

البتههر یک از آن ملیتها به طور قطع می توانند دارای مراتب  ملی فوق باشنداما به طور کل آن کشور فاقد یک نظم عمومی خواهد بود..وظیفه هر ایرانی میهنی حکم میکند در این شرایط حساس  تاریخی  در عین مخالفت با پروژه ملت سازی بربرای حقوق شهروندی و یشر تاکید نماید فرقی نمی کند که اینبشر از چه قوم یا مذهب و عقیده ای باشد.بلکه تنها امری که حائزاهمیت بوده همانا دفاع از انسانهاو انسانیت است.

2)آیا  برای برقراری نظام غیر متمرکز ایران نیازمند نظام فدرال می باشد؟

پویش دراین امر مستلزم این است که  با معنای فدرال و فدرالیسم آشنا شویم.فدرال به معنای همپیمانی و فدرالیسم به معنای اصول تشکیل چند کشور متحد با یک حکومت مرکزی است. کشور کنونی فدرال به منطقه ای اطلاق می شود که زمانی میان اجزایان پراکندگی وجود داشت .در واقع سرزمین فعلی فدرال از کشورهای مختلفی دیدآمده که زمانی ایشان به این نتیجهرسیدند  جهت پیشرفت راهی جز یکی شدن ندارند .امری که بسیاری از کشورهای جهان در طول تاریخ  برای ایجاد و افزایش قدرت خود  با یکدیگر انجام دادند همانند ایالات متحده آمریکا  سوئیس کانادا آلمان و…..این در حالیست که بخشهای ایران  در طول قرنها  بصورت جداناپذیراز یکدیگربوده اند نه چندین کشور گوناگون که حال برای اتحاد  دموکراسی یا هر علت دیگر نیازمند فدرالیسم باشند.بررسی قوانین اساسی  دو کشور سوئیس و کانادا خود بوضوح نشان دهنده چرایی  ایجاد نظام مبتنی بر فدرال می باشد.

قانون اساسی فدرال اتحادیه سوئیس 29 مه 1874

فصل اول_ مقررات کلی  اصل اول: مردم ساکن  بسات و سه ایالت((مستقل))*4 سوئیس به موجب این پیمان –فدرالیسم-با یکدیگر متحد شدند.

قانون اساسی مصوب 29 مارس 1867 کانادا

نظر به اینکه ایلات  کانادا نوواسکاتیا و نیوبرونزویک به منظور  ایجاد حاکمیت قدرتی ((واحد))*5 تحت حمایت دولت پادشاهی  بریتانیای کبیر و ایرلند…… خواها ن تشکیل فدرال شدند

اصل سوم  مصوب 29 مارس 1867  با صلاحدید شورای عالی  خبرگان سلطنتی  علیا حضرت ملکه مجاز است  که به موجب بیانیه ای و از همان  که در آن ذکر شده اعلام کند که ایلات کانادا نوواسکاتیا و نیوبرونزویک حاکمیت((واحدی))*6 را تحت عنوان کانادا تشکیل دهند.

آقای شاهو حسینی از اعضای برجسته حزب دموکرات کردستان ایران  از حکومتی بر مبنای فدرالیسم ملی یاد می کنند .اصولاذفدرالیسم ملی و یا به عبارتی فدرالیسم قومی در ایران امکان پذیر نیست  زیرا  که بسیاری از استانهای ایران از ترکیب جمعیتی قومی یا به زعم ایشان ملی یکسانی برخوردار نیستند بر فرض استان آذربایجان غربی  از قومیتهای مختلفی برخوردار است همانند آذریها کردها آرامنه و آشوری ها .استان خوزستان  که در آن لرها عربها و فارسی زبانان  سکنا دارند .استان سیستان و بلوچستان و همینطور  همدان خراسان  گیلان  تهران و ….

ضمن اینکه لازمه برقراری نظام فدرال تعیین خط مرز میان دولتهای فدرال می باشد و قطعا این امر در ایران به خودی خود بدور از تشنج های قومی نخواهد بود.قطعا پر رنگ تر شدن بیش از حد مسائل قومی باعث ایجاد تنش ها و تقابلات قومی گوناگون خواهد شد.همچنین آقای طاهر علیار  از مسئولین شبکه تیشک و یکی از اعضای  حزب مدل عراق –در زمینه فدرالیسم- را الگویی مناسب  برای ایران  می دانند .این در حالیست که در حال حاضر عراق کشوری جنگ زده و مملو از تنش های قومی  و قبیله ای  بوده ووضعیت کردستان در این بین  نامشخص است بطوری که در کابینه آقای بارزانی پستی به نام وزارت امور خارجه می باشد و البته تمامی کشورهای فدرالدارای یک وزیر امور خارجه  برای کلیت فدرال هستندو حتی کابینه فرقه دموکرات آذربایجان در فاصله 365 روز فاقد پست وزارت خارجه بود .یا اینکه در ادارات دولتی کردستان عراق از پرچم اقلیم کردستان  که اتفاقا همانند پرچم حزب دموکرات کردستان ایران است استفاده می گردد حال آنکه برفرض  در کشور فدرال ایالات متحده آمریکا در ادارات دولتی هر ایالت پرچم آمریکا  بالاتر و بر فراز  پرچم ایالتی جای دارد .برقرای نظام فدرالیسم تنها راه ایجاد دموکراسی و تمرکز زدایی نیست  زیرا سرزمینهایی هستند که با وجود نظام فدرال اما غیر دموکراتیک می باشند همانند جمهوری فدراسیون روسیه و پاکستان .

گذار به نظام غیر متمرکز از نظام متمرکز  نه یک پروژه بلکه  یک پروسه طولانی مدت بوده و قطعا نظام متمرکز یک شبه و با برقراری فدرالیسم ملغی نمی گردد.قطعا یکی از روشهای تمرکز زدایی  این می تواند باشد که در هر یک از استانها و شهرستانها مسئولیتها به مردمان همان مناطق واگذار شود  بطوریکه  فرماندار به عنوان نهاد برقرار کننده امنیت   شهردار به عنوان نهاد اجرایی و عمرانی واستاندار به عنوان نهاد سیاسی مستقیما و از جانب مردم گزینش شوند. به هر صورت تشکیل حکومت فدرال زمانی منطقی است که هدف تشکیل اتحادیه باشد .برای مثال اگر هر یک از مناطق جداشده از ایران فی المثل جمهوری آران(آذربایجان) جمهوری ترکمنستان و… بخواهند به کشور سابق خود ملحق شوند  و یک اتحادیه تشکیل نمایند آنگاه بحث فدرالیسم قابل پیگیری خواهد بود.

 

بخشی دیگر از اقدامات ضد ملی حزب دموکرات کردستان ساخت پرچم برای یک منطقه همیشه ایرانی و بدعت گذاری در جهت منافع استعمار می باشد . تصویر پرچم با توجه به کارنامه نچندان خوشایند این حزب که از یکسو همکاری با گروهک تجزیه طلب و وابسته "حزب دموکرات آذربایجان" ( به رهبری سید جعفر پیشه وری مامور روسها ) و "حزب ضد ایرانی توده" را نیز در خود جای داده است و از سوی دیگر سواستفاده از هرج و مرج 2 بهمن 1324 و تشکیل یک جمهوری خودمختار ( جمهوری مهاباد ) برای کردستان همیشه ایرانی , نمیتوان به راحتی به اندیشه این گروه اطمینان نمود . از سویی دیگر چون کردهای ایران دوستی نیز در این گروه وجود داشتند ,  پسندیده تر است که این گروه با کنار گذاشتن اندیشه های قومگرایانه و همچنین اندیشه خودمختاری گذشته اش به آغوش ایران بزرگ و ملت کهن آن بازگردد و به عنوان یک حزب آزادیخواه کرد که در جهت منافع همه ملت گام بر میدارد فعالیت کند . با چنین پیش فرضی میتوان با احترام به اندیشه این حزب سیستم حکومتی فدرالیزم ( که از سویی بسیاری از مردم ایران کاملا مردود است ) را نیز به عنوان یک گزینه در جامعه ایران بیان کرد . کردستان فقط متعلق کردها نیست و مانند دهها شهر دیگر ایران بخشی از خاک ایران است که 70 میلیون ایرانی برای آن در لوای نام ایران نوع حکومتداری را مشخص میکند و تصمیم میگیرند . ایران نیز مانند دیگر کشورهای جهان تنها با رای گیری و رفراندوم عمومی نوع حکومتش مشخص می شود و هیچگاه یک منطقه برای خود نمی تواند سیستمی را برگزیند یا آن نوع حکومت را برای همه مردم تعیین نماید . افراد این گروه در دهه 60 در زمانی که ایران با عراق جنگ داشت , آنها نیز با ارتش و سپاه ایران مبارزه مسلحانه داشتند و بسیاری از افراد این گروه بارها گفته اند که اسلحه هایشان را به نام "اسلحه های عجم کش" نامگذاری کرده بودند و این نیز برگ سیاهی دیگر از این حزب بر ضد ملت ایران می باشد که متاسفانه با یاری شوروی سابق در ایران شکل گرفته است .

 

*1  شبکه تلویزیونی تیشک

*2   تاکید از نویسنده جستار

*3  تاکید از نویسنده جستار

*4  تاکید از نویسنده جستار

*5 تاکید از نویسنده جستار

*6  تاکید از نویسنده جستار

 

 

ایمیل نویسنده این جستار :

hydarneh_rezaei@yahoo.com

ایمیل مدیریت پایگاه آریارمن :

Info@ariarman.com

 

 

 

جستارهای وابسته :

پیره میرد شاعر بزرگ کورد

 نامنامه کردي کوردستان

تاریخ و فرهنگ کردستان بزرگ

ادبیات و موسیقی غنی کردی

فرهنگ غنی کوردی و کردستان

آموزش زبان کردی ( مقدماتی )

جشن نوروز در کردستان بزرگ ایران

ایران سرزمین همیشگی آریایی ها

کردستان نگین درخشان سرزمین ایران

آئين پيرشاليار ( شهريار) در کوردستان

کتیبه ارزشمند کن چرمی در کردستان

تاریخ و فرهنگ کرمانشاه یا کرمانشاهان

رویای دست نیافتی عده ای پانترکیسم

سخنرانی قلمرو ایران بزرگ در کردستان

فاجعه حلبچه و کشتارهای کردهای ایرانی

 پيشينه تمدن مادها (آذربايجان-كردستان)

کردستان و آذربایجان قلب تپنده ایران زمین

مرزهای طبیعی,سیاسی و ملیتی ایران زمین

گسستگی سرزمین و ملت آریانا (ایران بزرگ)

بازیهای محلی و موسیقی هورامانات کردستان

تجزیه طلبی و پان ترکیسم عوامل درونی یا بیرونی

پیشینه تمدن مادهای آریایی ( کردستان و آذرآبادگان )

تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن مشترک ایران زمین

تفاوت میلیت و قومیت ایرانیان و پروژه استعماری ملیت سازی انگلستان 

 

نویسنده هیدارنه رضایی از آریارمن , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آريارمن است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com