پارسی زدایی به بهانه هویت ملی !!!

سیاستهای استعماری انگلستان و آمریکا در نزد دولت دست نشانده افغانستان

 

تاجك و ايرانی و افغان چرا؟                      مادرين دنيا كه از يك مادريم
( لايق شيرعلی)
 

 

نویسنده و پژوهشگر احمد شکیب حمیدی پژوهشگر خراسان بزرگ ایران زمین ( افغانستان )

 

زبان فراورده ای است از نمادهای معناسازقراردادی, اکتسابی و فرهنگی که در بین اقشار جامعه باعث ایجاد تفاهم می گردد . زبان پدیده ای اجتماعی و زاده اجتماع است و منحیث گذاردهنده اندیشه کاربرد دارد طوریکه نخست می اندیشیم  و سپس بیان می کنیم.  زبان مراحل رشد و تکامل خود را در درون اجتماع می پیماید و از همین رواست که گاهی زبانها فراگیر بوده  و گاهی هم از چارچوب محیط و منطقه تجاوز نمی کند.

در کشور عزیز ما از سالهای قبل زبانهای متعددی مانند فارسی,  افغانی, ازبکی, ترکی, بلوچی و پشه ای  میان باشندگان این سرزمین رایج است که از میان آنها زبان فارسی از سده دوم قبل از میلاد زبان متداول مردم ایران بزرگ محسوب می گردد. به قول اوستا" دامنه فرهنگ ایران زمین تا مرکز هند زرخیز پیش رفت, زبان فارسی زبان رسمی و دیوانی هند گردید و جلوه هنر ایرانی در جبین تاج محل که آنرا  یکی از عجایب روزگار می نامند تبلور یافت.

( زبان پارسی که در گسترده ایران بزرگ زنده است متاسفانه امروزه در افغانستان توسط دول دست نشانده استعمار رو به زوال رفته است و با زبانهای غربی و هندی و . . . قصد ریشه کن کردن این هویت هزاران ساله مناطق ایران بزرگ را دارند . شایسته است دولت ایران تا پیش از آنکه نسلهای آینده از این گنجینه پرفروغ ادب جهان دور بمانند دست به کار شود و از هیج حمایت و کوششی دریغ ننماید . )

حکومت های ایران زمین همچون سلجوقی, سامانی, غزنوی  و غوری در راه رشد و ترقی زبان و ادبیات فارسی دری خدمات شایانی را انجام دادند و بلاخره زبان فارسی تا اوایل دهه ی اول پادشاهی محمد ظاهرشاه  در کشورما به حیث یگانه زبان رسمی دفتر و دیوان استفاده می گردید. اما دوکتورین سیاست فارسی زدایی که در راس آن محمد هاشم خان و محمد گل مومند قرار داشتند  به  جای آنکه راههای سالمی را برای  رشد و انکشاف همه زبانهای کشور از جمله فارسی جستجو کنند نخست طی فرمانی خواستند که بساط این الماس بی نظیر خاور زمین را به یکبارگی از دفتر و دیوان  و حتی خانه و مکتب برچینند و چون نتوانستند موفقیتی در این راه کسب کنند برآن شدند تا از طریق جایگزینی و رهیابی واژه های پشتو در متون فارسی با تراشیدن تفاوت نخست فارسی را به گفته ی خودشان به اصطلاح (دری ) ساخته و بعدا تهداب دیواری آهنینی را در قلمرو یک زبان واحد بگذارند. البته این یک حرکت دقیق حساب شده ی سیاسی بود که میان دو گونه ی یک زبان مشترک خدشه ایجاد کردند و تفاوت تراشیدند درصورتی که آنها هیچ کاری با قدامت و پارینگی اصطلاح کهن دری نداشتند. متاسفانه هنوز هم کسانی هستند که خوش باورانه و ساده انگارانه اصطلاح کهن دری را که بدون شک خاستگاه آن افغانستان است جدا و از فارس و فارسی می دانند و عصبانیت مشت ها را گرده می زنند و داد و فریاد راه می اندازند در حالی که ممیزه ای که یگانگی یک زبان را می نمایاند نه کاربرد صددرصد همانند واژه ها است بلکه فرآیندی است که کنش و واکنش روانی – نشانی را ازسویی,  و اهمیت دستور زایش را ا ز سوی دیگر در بر دارد.

هر چند در روزگار ما چه زبان فارسی و چه هر زبان دیگر در موقعیتی قرار دارد که باید بسیاری  از واژه های نوپیدا و بیگانه در رابطه  با علم و تکنولوژی معاصر را با ناگزیری بپذیرد اما نفوذ و رهیابی واژه های پشتو در زبان فارسی و گسترش آن در فرآیند بیش ازپنج دهه نه بر اساس ناگزیری بلکه بر اساس فرامین تحمیلی و نهادینه شدن آن به اسم اصطلاحات ملی پیاده شدن اولین پلان شوم ناسیونالیستان بیمار برای محو زبان فارسی در افغانستان شمرده می شود که به طور نمونه می توان از پوهنحی, شونحی, ورکتون, پوهنتون, نندارتون,درملتون,ملمستون,لویه جرگه, مشرانو جرگه,  ولسی جرگه, ولسوال,  لوا مشر,دگرمن,دگروال,برید من,استره محکمه و.. ......نام برد.

البته پذیریش این واژه های به اصطلاح ملی با مخالفت اندکی در متون فارسی گنجانیده شد و روشنفکران و قلم بدستان فارسی زبان بر اساس اصل تساهل و یا تسامح از این کار استقبال کردند غافل از اینکه این اول کار بود.

گردانندگان سیاست فارسی زدایی همین که مطمین شدند که مجله کابل که در آنوقت رشک دنیای فارسی زبانان بود با به کار بردن این واژه های به اصطلاح ملی دیگر در جامعه ی فارسی زبانان چندان خریداری ندارد با تردستی و مهارت خاص گام دوم را که عبارت از تطبیق پلان (شیر و شکر) بود  به اجرا گذاشتند تا شاید بتواند هر چه بیشتر منطقه خراسان بزرگ ( افغانستان ) را از هویت ایرانی خود و تمدن کهن خود و همچینن زبان شیرین و ادبی جهان شمول خود دور نگه دارد تا سلطه استعمار را هر چه بیشتر بگستراند .

بانیان و پایه گذاران (شیر و شکر) با تشویق مستمر و مستدام سیاستبازان حاکم عقده کور دوزبانه را در آمیزش با هم گره  بستند که متاسفانه این گره کور تا امروز همچنان کور باقی مانده است.

(شیر و شکر) از برنامه های تفریحی رادیو افغانستان آغاز  گردید به طوریکه در برنامه های آزمونگاه  ذهن, پاسخ چیست و سایر برنامه ها به جای یک گوینده دونفر گوینده که یک نفر به پشتو و دیگری به فارسی به  گویندگی می پرداخت اگر پرسش به پشتو بود پاسخ به فارسی و برعکس.

به تاسی از این سیاست هنرمندان نیز آهنگ های دوزبانه اجرا می کردند. به طور نمونه به این آهنگ ناشناس توجه کنید(گل بادام گل بادام نکنی یادم بیا یکدم بیا هر دم بنما شادم سترگی نرگس خوله دی غنچه سره دی لبان لیلا).

به زودی  این بیماری به خارج از مرزهای کشور سرایت کرد طوریکه شاهد هستیم هم اکنون در برنامه های صدای امریکا, صدای آشناو رادیو صدای وطن دار از اینگونه برنامه های مختلط اجرا می گردد. و حتی آمیزش و اختلاط از جملات مکمل  به نیم جمله ای ها و چند کلمه ای انکشاف یافته به طوریکه در یکی از برنامه های رادیو صدای وطندار چنین شنیدم(شنوندگان محترم مه مجیب خلوتگر او زه آمنه بابک امروز یو وار بیا در خدمتتان میباشیم).

تلویزیون جهانی آریانا که از آلمان پخش می شود پا را از این هم فراتر گذاشته و با گویندگی یک نفر به طور مختلط به هر دو زبان نشرات می نماید. در یکی از برنامه های این رسانه که  بیست و هفت بار تکراری نشر شد آقای شفق یار چنین فرمودند"بینندگان عزیز( افغانستان را بشناسید) برنامه امروز ماست, البته تاسو تول خامخا افغانستان پیژنی  مگر باز هم  در موردموقعیت جغرافیایی آن چیزهایی شنیدنی برایتان تهیه کرده ام په هر صورت د افغانستان په ختیح او جنوبی برخوکه پاکستان موقعیت لری در غرب جمهوری اسلامی ایران قرار دارد ا و په شمال که ازبکستان, تاجکستان او ترکمنستان زمونر گاوندیان دی  و تا اخیر.. ..... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

این مرض مزمن در مطبوعات نیز سرایت کرده است به طور نمونه در شماره اول مجله صبا چاپ کابل گزارشی از تدویر لویه جرگه به هر دو زبان به طور مختلط تحریر یافته به طور نمونه از آغاز افتتاح تا نماز پشین روز اول گزارش به زبان فارسی  اوبعد نماز پشین به پشتو و همینطور ادامه دارد این عمل در آینده ها برای آنانی که از این مجلات به حیث  منابع و ماخذ تاریخی استفاده می کنند بدون شک مشکلات عظیمی را به بار  خواهد آورد.

با کشف و یا این اختراع  این زبان جدید استفاده از رسانه های افغانستان نه تنها برای فارسی زبانان سراسر جهان ناممکن گردید بلکه تعداد کثیری از هموطنان تاجیک, ازبک, هزاره  و سایر اقوام به شمول پشتونهایی که  به هر عللی فارسی نمیدانند استفاده از منابع افغان مشکل و حتی غیر ممکن گردید. بی جهت نبود که یکی از ایرانیان با اصرار تاکید می ورزید که زبان افغانی ها فارسی نیست بلکه مانند کردی است  که جمله در میان قابل فهم است.

واضح است هر زبان در هر سطح ومعیاری از رشد و بالندگی که قرار داشته باشد از جهات و جوانب ساختمانی نه تنها با زبانهای بیگانه بلکه با زبان های همریشه ناهمگونی فراوان دارد که ممکن نیست مخلوط نامتجانسی را با فشار زور و تلقین  بر جامعه تزریق نمود. اصطلاح (شیرو شکر) نه تنها از نظر قواعد دستوری مجاز نیست بلکه از نظر شکلی  هیچگونه مشابهتی در آن دیده نمی شود.چون (شیرو شکر) یک محلول است فرق بین محلول و مخلوط در این است که در یک محلول یکی عنصر در داخل عنصر دیگر کاملا قابل حل باشد. اما اختلاط دری و پشتو را بهتر است (کشمش نخود) بنامیم. طوریکه دیده میشود  نه جملات پشتو را در فارسی می توان حل کرد و نه برعکس.

و از نظر شکلی و ظاهری هم کاملا از هم متفاوتند. رحمان بابا برای ساده سازی زبان پشتو از( شیر و شکر) کار می گرفت به طور نمونه وقتی با شعری (چه مدام پخپل عیبونه نظر کری) برمی خوری واضح است که از آن مفهوم میگیری اما سیاست (شیر و شکر) کنونی نه تنها هویت ملی به بار نمی آورد بلکه به طور قطعی ما را از شاهراه حقیقت به بیا بان  جهل  و گمراهی و نفرت میکشاند. ما اصلا اجازه نداریم که زبانی را بر ویرانی زبان دیگری اعمار  کنیم.

(فرهنگ جهانگیری ) هر  واژه ی بدون عیب را دری می داند. وی معتقد است چون دری زبان مردم دربار دیده است لذا همیشه درست است.

پس به این حساب چگونه ممکن است پوهنتون و پوهنحی را در جملات دری به کار برد و آنرا عاری از عیب نامید در صورتیکه عین واژه ها از زمانهای قبل در زبان فارسی دری بدون هیچ عیبی وجود دارد. مثلا دانشرای غزنه  و آتشکده و دانشکده زرتشت.

زبان ساختمانی است از آوازهای معنا آفرین که از این آواز ها واژه ها ساخته میشود و از این واژه های هستی بخش  جملات ساخته می شود که این جملات بیانگر اندشه است. لهذا ممکن نیست از جملات بیگانه ولو دارای اندیشه همسان زبان مشترک ساخت. گرچه در این زمهریر بدگمانی طرح مسله زبان چشمها را از حدقه بیرون و رگهای گردن را می پنداند اما هدف من از نوشتن این مقاله این استکه نمیتوانم در مقابل طرحی که هستی معنوی ام  را ویران می کند نظاره گر باشم.  به نظر من این طرح نه عالمانه است نه صادقانه و نه عادلانه  و فقط ریشه در تعصب دارد.

ربانهای رایج در هر کشور ثروت معنوی همانکشور را تشکیل می دهد  که وظیقه حفظ و نگهداشت آن بر عهده فرهنگیان و متصدیان امور فرهنگی میباشد آنطوری که تجربه ثابت ساخته است زبانها در تقابل با هم رشد و توسعه یافته و در مقایسه با یکدیگر معنی میابند. زبان در دایره  قبیله و قوم نمی گنجد بیدل مغل,اقبال لاهوری, سیدجمال الدین افغان,فارابی و سایرین از نژادها و تبارهای مختلف زبان مشترک داشتند.

در اخیر از فرصت طلبان زمانه پسند کنونی که با تردستی و مهارت در پی انهدام و نابودی زبان فارسی با این شیوه میباشند و حقا که شیطان هم از تردستی آنان شگفت زده شده  است می پرسم اینکه:

اگر این روش علمی است چرا در کشور بلژیک  که همچنان دوزبان فرانسوی و هالندی رسمی دارد چنین برنامه های مخلوط و مختلطی وجود ندارد ویا آقایان حتی در کانادا و یا سویس  چنین برنامه هایی را دیده اند؟

نظر به کدام دلایل علمی و منطقی بالای یک زبانی که دارای رشته ها,  هسته ها,  رشته های وابسته و پیوند رشته ای  از نظر ساختاری دارد بالای  دستور و قواعد آن پا گذاشته و آنرا مختط ساخت

( از دولت وقت افغانستان نیز بدلیل جنگهای قومی و تروریستی و همچنین عدم وابستگی به فرهنگ ملی ایران زمین ( و به وابسته بودن به آمریکا و انگلستان ) انتظاری نمی رود و شایسته است دولت ایران از این گنجینه های بزرگ حوزه تمدنی ایران بزرگ پاسداری و نگهبانی نمایند و در جهت زنده نگاه داشتن زیان فارسی که روزگاری نچندان دور از کشمیر تا آناتولی گسترده بوده است از هیچ کوششی دریغ ننمایند اگر چه امروز بخشهای زیادی از ایران بزرگ توسط استعمار روس و انگلستان به کشورهای کوچک تقسیم شده است ولی با اینهمه همگی یک ملت بزرگ و واحد محسوب می شویم . )

......................

دفاع از حق سخن گفتن به فارسی در افغانستان!

 

مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان یک خبرنگار و دو مدیر مسئول خبر را به علت "استفاده از واژه های فارسی" در بلخ مجازات کرده اند.وزارت اطلاعات و فرهنگ کاربرد واژه های فارسی دانشجو و دانشکده، 'خلاف اصول فرهنگی و اسلامی' خوانده است. (بی بی سی)

 

این عجیب ترین، مضحک ترین و تاسف بارترین خبری است که در این شش سال اخیر شنیده ام. به راستی چرا کسانی مانند کریم خرم کمر بسته اند تا فارسی را به حاشیه برانند؛ ریشه های این تعصب در کجاست؟ اگر میراث فارسی در این کشور که زادگاه این زبان است را منکر شویم دیگر از تاریخ ما چه می ماند یا حتی چند سال می ماند؟! در طول تاریخ بعد از اسلام گرچه فارسی زبان حاکم نبوده است، ۲۵ دودمان سلطنت عرب، مغول و ترک حکومت کردند اما فارسی گفتمان غالب فرهنگ، ادب و تمدن را تولید کرده است. تنها در ایران سلطنت پهلوی از فارس ها بوده است.

حاکمان غیر فارسی زبان، این زبان را زبان دربار یعنی زبان فاخر رسمی و اداری بر می گزیدند. غیر فارسی زبانان به فارسی شعر می گفتند. فارسی زبان عشق و ادب و سیاست گستره جغرافیایی وسیع بوده است که اکنون افغانستان، ایران، هند، پاکستان، تاجیکستان و ازبکستان و ... خوانده می شود.

موضع وزیر فرهنگ به گونه یی است که از این پس باید مترجمان فارسی واژه های نو نسازند و مردم به کار نبرند و او تا این حد نیندیشیده است که اگر فارسی دروازه داد و ستد را ببندد چه خواهد شد؟ و اگر فارسی ایرانی را از افغانی آن جدا کنیم کدام کشور بیشترین زیان خواهد دید؛ افغانستان یا ایران؟ کدام نویسنده و زبان شناس در افغانستان می پذیرد که استفاده از واژه هایی که یک غیر افغان ساخته است ممنوع شود؟ شاید زمان آن رسیده است که برای دفاع از حق سخن گفتن به زبان مادری و تاریخی خود مبارزه کنیم.

 ......................

 

وبلاگ هاي پارسی «پرشین بلاگ» و «بلاگفا» در افغانستان فيلتر شدند!

 

دلیل این فیلترینگ، نگرانی مسئولین شرکت افغان تلکام از گسترش و ترویج زبان فارسی و فرهنگ ایرانی عنوان شده است . تبریز نیوز به نقل از جهان نيوز : اخیرا شرکت مخابراتی افغان تلیکام دو سرور ارائه دهنده خدمات وبلاگ نویسی فارسی، «پرشین بلاگ» و «بلاگفا» را به روی مشترکینی که از خدمات اینترنتی این شرکت استفاده می کنند، فیلتر کرده است.به گزارش«جهان» با بروز مشكل براي كاربران افغاني ابتدا آن ها تصور می کردند این موضوع ممکن است یک مشکل فنی باشد. به همین دلیل در کابل تعداد زیادی از مشترکین افغان تلکام نسبت به این مشکل شکایت داشته و با مرکز خدمات این شرکت تماس گرفته و شکایت شان را مطرح کردند. اما پس ازگذشت حدود دو ماه این مشکل حل نشد و در تماس با مرکز خدمات مشترکین افغان تلکام،برخی از کارمندان این شرکت مسایل امنیتی و اخلاقی را نیز در بستن این سرویس دهنده ها مطرح کرده اند.

با توجه به این که پرشین بلاگ و بلاگفا هر دو در داخل ایران و بر مبنای قوانین این کشور فعالیت می کنند، مسایل غیر اخلاقی به هیچ عنوان نمی تواند در وبلاگ های اعضای این دو سرویس دهنده در معرض نمایش درآید. در صورت استفاده غیراخلاقی هر عضو از فضای وبلاگش، ظرف یک هفته و به صورت خودکار وبلاگ متخلف بسته می شود.

گفتنی است سرانجام وقتی شکایت های عده ای از مشترکین افغان تلکام در کابل به نتیجه نرسید، آنان مجبور شدند موضوع را به صورت جدی تر پیگیری کنند. تا اینکه برخی افراد و منابع نزدیک به این شرکت به صورت غیر رسمی فاش کردنده اند که سرویس دهنده پرشین بلاگ و بلاگفا عمدا و آگاهانه از سوی مسئولین شرکت افغان تلکام فیلتر و بسته شده اند. دلیل این فیلترینگ، نگرانی مسئولین شرکت افغان تلکام از گسترش و ترویج زبان فارسی عنوان شده است.

گفته می شود، برخی از اعضای هیات مدیره شرکت افغان تلکام و مخصوصا جمال ناصر نورزی رئیس شرکت افغان تلکام و همچنین وزیر مخابرات امیرزی سنگین با عبدالکریم خرم وزیر فرهنگ در یک تیم زباني،سیاسی و اقتصادی قراردارند.

طی روزهای گذشته اقدام وزیر فرهنگ با برکناری یک خبرنگار و مجازات یکی از مدیران تلویزیون ملی افغانستان به جرم استفاده از واژه های فارسی «دانشگاه»، «دانشکده» و «دانشجو» موجی از مخالفت و تنش را در افغانستان به راه انداخت.سرویس ارائه دهنده خدمات وبلاگ نویسی فارسی پرشین بلاگ و بلاگفا دو شرکت ایرانی می باشد که به صورت رایگان و بدون محدودیت فضایی را جهت ایجاد وبلاگ شخصی دراینترنت در اختیار هر یک از اعضای خود قرار می دهند. بر مبنای اعلام رسمی این دوشرکت، بیش از یک میلیون عضو در سرویس دهنده پرشین بلاگ و بلاگفا دارای وبلاگ شخصی هستند. همچنین بر مبنای آمار رسمی ارائه شده از سوی این دو سرویس دهنده، نزدیک به 20 هزار عضو از کشور افغانستان نیز در پرشین بلاگ و بلاگفا صاحب وبلاگ هستند.

فیلترینگ و سانسور صدها هزار وبلاگ فارسی، تنها به معنای ستیز با یکی از زبان های ملی و رسمی افغانستان و محروم کردن مشترکین شرکت افغان تلکام از این منابعارزشمند است و حقوق مشترکین این شرکت را که هزینه استفاده از اینترنت را قبلا به صورت پیش پرداخت به شرکت تحویل داده اند، نیز نقض کرده است.

شرکت افغان تلکام تا یک هفته پیش که شرکت افغان بیسیم ارائه خدمات اینترنتی اش را آغاز نکرده بود،نخستین و تنها شرکت خصوصی مخابراتی در افغانستان بود که از سه سال پیش به این سو به مشترکینش خدمات اینترنتی بیسیم ارائه می کرد. در حال حاضر، مشترکین این شرکت با پرداخت 2000 افغانی (40 دلار) در ماه، می توانند به صورت نامحدود از خدمات اینترنتی افغان تلکام استفاده نمایند. اما اکثر مشترکین افغان تلکام معتقدند پرداخت این مبلغ در برابر خدمات اینترنتی این شرکت که بسیار بی کیفیت و دچار نوسان است، زیاد می باشد.

به امید دفاع میلیون ها ایرانی از زبان پارسی در کشورهای حوزه ایران بزرگ

جستارهای وابسته :

واژه نامه زبان پارسی

زبان فردوسى و زبان ما

پارسي سخن بگوييم

قدمت زبان پارسي باستان

زبان فارسی در تاجیکستان

گذري بر تاريخچه خط در ايران

 تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ

گویشها و زبانهای کنونی ایران

زبانهای کهن و میانه ایران زمین

جایگاه زبان پارسی در ازبکستان

واژه هاي پارسي در انگليسي

تاریخچه زبان پارسی در آذربایجان

سخنی چند پیرامون زبانهای ایران

سلجوقیان و گسترش زبان فارسی

زبان پارسی در چشم‌انداز تاريخي

توانایی زبان پارسی دربرابر عربی

فرهنگ نامهای اصیل و کهن ایرانی

گذری بر زبان پارسی - فارسی دری

بهره جویی از واژه های پارسی سره

فرهنگ ایران و زبان پارسی در قزاقستان

 

 

گردآوری و پژوهش از  ارشام پارسی . برداشت این جستار با ذکر نام و آدرس پایگاه آریارمن آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com