
با نام دادار نیک
اندیش
که ایران چو باغیست
خرم بهار
شکفته همیشه گل کامکار




سازه
های کهن دشت مرغاب پاسارگاد ,
تله تخت
گذری بر یادمانهای پر
شکوه پیشینه ایران زمین
یکی از با شکوهترین
یادمانهای دوره هخامنشیان ، دژی سترگ و زیباست با نام
*
تل تخت
TOLE
TAKHT* .
این بنا که نشان از
هنر فراوان و زبردستی بسیار سازندگانش دارد با گستره ای نزدیک به دو هکتار بر روی
تپه ای بزرگ در سوی شمالی باکراکاتاش{پاسارگاد}
و در دشت مرغاب شیراز
جای دارد.
هر کسی که برای نخستین بار
به این دشت می آید بی گمان شکوه این دژ او را شگفت زده خواهد کرد.
نخستین پژوهشها درباره این
سازه 40 سال پیش به سرپرستى
ایران شناس نامی * استروناخ
*
انجام شده بود و بخش بزرگی از این
بنا یافت شد که دربرگیرنده؛ برج و باروى خشتى ، يک تالار ستوندار بزرگ ، انبارهای
پرشمار، اتاقهايی در گرد ایوان مركزی و سكويی بزرگ بود و كاوشها و بازتاب تلاشهای
او راهی نوین در شناخت تل تخت پدید آورد.
امروزه اين بناها به شوند(دلیل)
نبود رسیدگی رو به نابودیست.
این سازه در زمان کوروش بزرگ و به دستور او به دست سنگ تراشان
یونانی و لیدیایی با سنگهای چهار گوش روی هم چیده شده پی افکنده شد و برای برگزاری
آیین های دینی و جشنها به کار می رفت تا آنکه در زمان داریوش شاه و به فرمان او به
شوند(دلیل) جایگاه ویژه تل تخت و اینکه از فراز تل تخت نگاهبانان و دیده بانان
توانایی دید تا فرسنگها را از هر چهار سوی دژ داشتند ، داريوش بزرگ با فرمان
دگرگونی
کاربری آن و نیرومند نمودن این سازه، از آن دژی
استوار ساخت تا مرکزی برای پشتیبانی از شهر
باکراکاتاش{پاسارگاد}
و
شهر پارسه
باشد.
این دژ دارای انبارهای بزرگ نیازمندیهای خوراکی مانند؛(گندم،جو،میوه های خشک...)
برای روز مبادا نیز بود که در پشت دیوارهای نیرومند آن نگهداری می شدند.(1)
او با تیزهوشی از ارزش این جایگاه آگاه بود ، پس با این کار
نیروی همیشه آماده ای را برای یورش
ناگهانی بیگانگان در آن جای داد.
داریوش
هخامنشى افزون بر پایه ریزی شهر پارسه ، در دشت مرغاب بناهاى پر شماری را ساخت كه
يكى از آنها همین دژ بزرگ است که تا امروز خسته و تنها از گذر روزگاران فر و شکوه
گذشته خود را به رخ رهگذرانی می کشد که پر شور، خستگی راه را با دیدارش از تن به در
می کنند.
کاوش هایی که در تل تخت انجام شده تاکنون نشان
دهنده چهار دوره باستانی بوده است؛
بخش نخست؛
ساختارهای سنگی ، بیشتر برای دوره نخست هخامنشیان.
بخش دوم؛
ساختارهای خشتی ، بیشتر برای دوره دوم هخامنشیان.
بخش سوم؛
ساختارهای خشتی و سنگی ، از دوره سلوکیان
و اشکان.
بخش چهارم؛
ساختارهای خشتی، آجری و سنگی ، برای دوره
پایانی ساسانیان.(2)
این
سازه از سنگهای بسیار بزرگ ساخته شده و به گونه ای هنرمندانه در کنار هم جای گرفته
اند. یکی از ویژگیهای ساخت و ساز هخامنشیان این است که آنها از هیچگونه ساخت مایه
ای(ملات) برای ساختمانهای خود بهره نبرده اند و با تراش چشمگیر و هموار نمودن
سنگهای بسیار بزرگ و سنگین که در همه سازه های آنها دیده می شود ، آنها را به گونه
ای در رو و کنار هم گذارده اند که یک کاغذ هم نمی تواند از لای آنها گذر کند. باید
بگویم اینکار با دستگاه های پیشرفته امروزین کاری بس دشوار است چه رسد به آن دوره
که تنها و تنها هنر سنگتراشان
بوده است که بر چکش و
تیشه می نواختند.
زمانی که در کنار تل تخت بودم و در اندیشه اینکه بر
این سازه چه گذشته ، آهنگ دل نوازی از پس هزاره ها به گوش می رسید. گویی آوای تیشه
سنگتراشان و بانگ راهنمایی های مهندسان سازه ، هنوز هم زنده و پویاست.
همانگون که می دانیم ایرانیان نخستین کشوری بوده
اند که به فن آوری آب نمودن فلزها(ذوب فلز)دست یافته اند، آنهم در هزاران سال پیش .
از این رو هخامنشیان برای نگاه داشت این سنگهای ستبر در کنار یکدیگر و برای استواری
بیشتر آنها در برابر زمین لرزه آنها را با بستهای آهنی ساخت خود به هم چفت می
کردند. بستهایی که در بیشتر سازه های این دوره با شکوه دیده می شوند. با دریغ باید
بگویم که از این بستها امروزه دیگر نشانی نیست و تنها جای آنها در همه نمای سازه
خودنمایی می کنند.
بیشتر سازه تل تخت هنوز در زیر خاک است.
و نبود رسیدگی به این سازه و برخورد نادرست برخی از بازدیدکنندگان ، روند نابودی آن
را شتاب بیشتری بخشیده است. به هر روی در مهر ماه امسال و
پس از 40 سال از واپسین کاوش در این سازه ، نخستين بخش كاوشهای نوین باستانشناسی
درگستره جهانی
باکراکاتاش{پاسارگاد}
با همیاری گروه باستان شناسى ايران و ايتاليا ، در این بنا
انجام شد.
بنابر
يک برنامه ریزی ویژه ، تل تخت در اين بخش از كاوشهای باستانشناسی برای یافتن و
شناخت بهتر آن خاک برداری می شود.
این کا وش با سرپرستی عليرضا عسگری چاوردی از پژوهشكده
باستانشناسی و بنياد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و پروفسور فرانچسكو كالياری از
دانشگاه بولونيای ايتاليا آغاز شد. برنامه پژوهشی و ساماندهی بنای باستانی تل تخت
در شمال
دشت مرغاب ،
چندی پيش به پذیرش بنياد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و پژوهشگاه سازمان
یادمانهای(میراث) فرهنگی و گردشگری رسيد و بنابر
این نمایه(طرح) ، برنامه ای زماندار برای
دژ تل تخت پی ریزی شده است و این گروه در تلاش است تا افزون بر بازنگرى چهار دوره
زیستی اين بنا که سازه اى نامور به دژ داريوش یکم می باشد ، كاوش و بازپيرايى شود و
اين بنای هخامنشی همچون دوره داريوش بزرگ ، به شكوه باستانی گذشته خود باز گردد.
اكنون اين گروه باستان شناسى بر آنست ،
برج و باروى پیدا شده در كاوش پيشين را بازپيرايى و بازسازی كنند.(3)
یکی
از ریشه ای ترین پرسشهای کاوشگران اين است كه آيا به راستی تل تخت ايستگاهی در راه
باستانی بخشهای مركزی ايران تا گستره دشت مرغاب و دره بلاغی بوده است.
با یافتن پاسخ درست به اين پرسشها، ديدگاههای
نوينی درباره دروازه کهن سرزمین پارس و گذرگاه باستانی دره بلاغی و زیست در اين
گستره پدید می آید.
تل تخت در راه باستانی بخشهای مركزی ايران با
پارس با نام نخستين ايستگاه در گذر درون رو به ده پارسه يا باکراکاتاش
و دره بلاغی و گذر راه شاهنشاهی بنا شده است و به دید من یکی از بهترین دژهاییست که
در گذرگاه های ویژه باستانی ایران ساخته شده است. در زمان هخامنشیان و یورش گجسته
اسکندر
این دژ ، شاید واپسین دیوار پدافندی(دفاعی) شهر پارسه(تخت جمشید) بود که در برابر
یورش ددمنشانه آنان ایستادگی کرد.
پس از دوره هخامنشیان ، شوربختانه در دوره سلوكی و همچنین در دوره اسلامی کاربری آن
همانند خانه های
زیستی مردم شد.
با این همه این دژ چونان شگفتی مرا برانگیخت که زمان درازی را در کنارش با سکوت
گذراندم و چشمانم بیننده هنر نیاکانمان بود. از کنار تپه که بالا می رویم دیوارهای
ستبر و بلند آن خودنمایی می کنند ، با اینکه سنگهای بزرگ آن بر گذر سالها از فراز،
فرود را بر آغوش زمین برگزیده اند ، هنوز از شکوه گذشته خود سخن می گویند و در نمای
خاموش این دژ ، دلی پر امید هستی دارد.
در بخش خاوری این دژ
پلکانی بسیار زیبا دیده می شود که جای چکشهای سازندگان برای نشاندن هنر خویش بر دل
سنگ به خوبی دیده می شود. رو نمای این پلکان به گونه ای بسیار زیبا کنده کاری شده
است. با خود آوای گامهای مردان و زنانی را پنداشتم که در پس دوره های گوناگون پای
بر این پله ها گذارده اند. امید وارم هرچه زودتر
اندیشه
ای برای نگاهداشت این یادمان کهن شود. ورنه ما یکی از بی همتاترین دژهای دوره
هخامنشی را از دست خواهیم داد.
همچنین سنگ نگاره هایی بر کف و روی سنگها کنده کاری
شده است که شناخت آن که نشانگر چه بوده اند نیاز به کاوشهای کارشناسان دارد.
این سنگ نگاره ها به گمان من شاید نشان دهنده روز یا ماه بوده اند. با چنین سنگ
نگاره هایی در سازه های دیگری مانند ستودان سنگی که اندکی پایینتر از تل تخت می
باشد نیز بر می خوریم.
بر فراز تل تخت نیز یکی دیگر از شگفتیهای این دژ به
چشم می خورد. راه های آبیاری که از سنگ تراشیده و ساخته شده در نزدیک به سه هزار
سال پیش است و کاربرد آنها همچون لوله کشی های امروزین می باشند که آب را به بخشهای
گوناگون دژ می رساندند. این آبراه ها که از ویژگیهای ساخت و ساز هخامنشی است و در
بنای پارسه نیز دیده می شود به گونه ای ساخته شده اند که آب در هنگام گذر از آنها
پاکیزه می گردید و مانند پالایه (فیلتر) امروزین کار می کردند. سنگتراشی این آبراه
ها بسیار چشمگیراست.
و این هم برگی دیگر از هنر بی همتای سرزمینمان.
باشد که همه ما با رویکردی نوین درباره سازه های باستانیمان به جای رفتن به کشورهای
دیگر برای بازدید ، یادمانهای درون کشورمان را بیننده و پاسبان باشیم و به شیوه ای
که شایسته این شکوه است آنها را به دیگران بشناسانیم.
بر فروهر نیکانمان درود می فرستیم که هنر و
شکوهشان ، آسمان را نیز به ستایش واداشته است.
روانشان شادان بادا.
ایدون و ایدون تر
باد....
دریغا و دردا خدایا
سپاس
تو این مام ایران زمین دار پاس
بن مایه این جستار؛
1- از زبان داریوش ،
نوشته : هاید ماری کخ
2- دانشنامه
ویکیپدیا
3- تار نمای رویداد نگار یادمانهای(خبرگزاری ميراث)
فرهنگی
پژوهش و گردآوری از
سورن یوسفی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است
........................................................................................................................................
بازگشت به
برگ
نخست
© Ariarman , Design &
Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com