تندیس فردوسی بزرگ در تاجیکستان

تندیس فردوسی بزرگ در تاجیکستان

Tajikistan in iran Civilization میدان سامانی در تاجیکستان

تندیس شاه اسماعیل سامانی پادشاه ایرانی و تندیس شیر سنگی , سمبول تمدن و قدرت ایرانی در تاجیکستان

 رئیس جمهور ایرانی الاصل تاجیکستان امام علی رحمان که اکنون پرچمدار بازیابی هویت ملی ایران بزرگ در تاجیکستان است

Имом Али Рахмон . фарзанди шоистаи Амир Исмоили Сомони
 سخنی از رئیس جمهور ایرانی الاصل تاجیکستان امام علی رحمان که اکنون پرچمدار بازیابی هویت ملی ایران بزرگ در تاجیکستان است درباره کوروش بزرگ :
 زیارت آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد برایم لحظه های هیجان بخش وفراموش ناپذیر بود. افتخار از آن داشتم که قدمجای این سیاستمدار عاقل و زیرک ،پیرو علم و حکمت ،راستی و عدالت ،سازندگی و آبادانی که قدمگاه مبارک نیاکان ماست بگذارم .
 

اتحادیه کشورهای پارسی زبان ( بخشی از بدنه ایران بزرگ )

کشورهای پارسی زبان ( بخشی از بدنه ایران بزرگ )

 

تاجك و ايرانی و افغان چرا؟           مادرين دنيا كه از يك مادريم
( لايق شيرعلی)

 

مردم تاجیک بخشی از ملت ایران بزرگ هستند

 

گفتگو با روشن تیموریان روزنامه نگار تاجیک

 

تاجيکان در آسيای ميانه از زمان های قديم که به بيش از شش هزار سال ميرسد، حيات داشته اند . در دوران باستان که کورش بزرگ به آسيای ميانه آمد و شهری را به نام "کورشکده" بنياد نهاد که اين شهر امروزه "استروشن" ناميده ميشود و در شمال تاجيکستان قرار دارد . اولين دولت تاجيکان در سال ۸۹۹ ميلادی به وسيله اميراسماعيل سامانی در بخارا تشکيل شد که از حکومتهای ایرانی پس از اسلام مسحوب می شود . در دوران اتحاد جماهير شوروی، کمونيستهای روس تلاش ميکردند همه مراسم های ایرانی تاجيکان از جمله جشن نوروز ، آتش افکنی و آداب و رسوم کهن نیاکان را از زندگی مردم محو بکنند، از نظر ايدئولوژی آنها، هر چه که با فرهنگ خراسان و ايران بزرگ و زبان پارسی در رابطه بود، ضررآور بود و بايد از بين ميرفت . ابوالقاسم لاهوتی بانفوذ خود در دستگاه دولتی اتحاد جماهير شوروی توانست دستگاه طبع و نشر کتاب را به دوشنبه بياورد . در طول ۵ سال جنگ شهروندی (داخلی) نخبگان تاجيک به افغانستان، ايران و پاکستان گريختند و گروهی هم به اروپا، آمريکا و کانادا مهاجر شدند . تقسيم بندی سياسی و مرزبندی های جغرافيايی غیر واقعی تاثيری در همبستگی تاجيکان با ايرانيان ندارد . هنوز عاملان ترور محمد عاصمی و محیالدين عالمپور افشا و شناخته نشده اند و در اين باره شايعات بسيار است . فروغ فرخزاد ، استاد شهریار سهراب سپهری ، استاد محمد رضا شجریان ، گوگوش و بسياری ديگر از نام آوران ایرانی در ميان تاجيکان از محبوبيت بلند برخوردارند . داستانهای کهن ایرانی و اسطوره های ملی ایران همگی با تاجیکها مشترک می باشد . هم اکنون تندیس های بزرگان ایران زمین همچون فردوسی ، رودکی ، شاه اسماعیل سامانی ، ابن سینا و . . . در شهرهای مختلف تاجیکستان برپا می باشد و هر ایرانی که با تاجیکستان قدم میگذارد گویی به شهرهای مختلف ایران سفر کرده است . پیوستن مجدد تاجیکستان به ایران از ضروریات آینده برای ایران محسوب می شود و بایستی بخشی از اهداف مردم و دولت ایران باشد . همچنین در تاجیکستان برترین شخصیتهای تاریخی آنان سه تن از بزرگان ایران زمین محسوب می شوند یعنی : کوروش بزرگ ، فردوسی بزرگ و شاه اسماعیل سامانی .

 

Tajikistan Map

با روشن تيموريان در مراسم نوروز در مونتريال آشنا شدم. روشن تيموريان با گفتار شيرين خود ضمن ارائه يک سخنرانی درباره مراسم نوروز در تاجيکستان شعری از شاعر نوپرداز تاجيک "بازار صابر" به عنوان حسن ختام گفتارش خواند که بسيار مورد توجه شرکت کنندگان در مراسم قرار گرفت. پس از اين آشنايی از روشن خواستم که با هم به گفتوگو بنشينم، بويژه آنکه روشن تيموريان از دانشآموختگان ادبيات و زبان فارسی است و مدتهاست به عنوان روزنامهنگار برای رسانه های مختلف کار کرده و ميکند. از جمله مدتها با راديو آزادی در پراگ همکاری کرده و برای همين راديو به عنوان گزارشگر آسيای مرکزی گزارش ميفرستاده است. او اکنون در کانادا زندگی ميکند و مشغول آماده کردن خود برای ادامه تحصيل در رشته روزنامهنگاری است و به عنوان کارشناس مطبوعات تاجيک برای يک مرکز خبرگزاری در روسيه کار ميکند. وی از فوريه سال ۲۰۰۰ تاکنون با اين مرکز کار ميکند. تيموريان مدتی هم سخنگوی دولت تاجيکستان در دوره صدارت اکبر ميرزااف بوده است. روشن تيموريان شيفته فرهنگ و هنر فارسی است و اطلاعات گرانبهايی درباره تاريخ تاجيکستان و ادبيات و هنر اين کشور دارد. با وی ساعتها گفتوگو داشتم و در اينجا چکيده ای از گفت و گويمان را ميخوانيد.

توضيح: نگارنده تلاش کرده است همانگونه که روشن تيموريان سخن گفته سخنان وی را به نوشتار درآورد و هر جا که لازم افتاده است توضيحاتی داخل کروشه گذاشته تا مطلب برای خوانندگان ايرانی تبار روشنتر شود. قصد ترجمه همزبان گرانقدرمان آقای روشن تيموريان در ميان نبوده است. مقصود انتقال گفته های ايشان به خوانندگانی که با گفتار فارسی تاجيک آشنايی ندارند، بوده است.

* آقای تيموريان با تشکر از شما برای شرکت در اين گفتوگو، خواهش ميکنم برای آشنايی خوانندگان شهروند، درباره خودتان بگوييد . . .

- من به سال ۱۹۶۱ ميلادی در دوشنبه پايتخت تاجيکستان در يک خانواده کارگری به دنيا آمدم. پدر من راننده و مادرم شيرينی پز بود و در يک شيرينی پزی کار ميکرد. مادرم از يک خانواده روشنفکر آمده است. افراد خانواده مادری ام و اجداد ايشان در تحکيم دولت داری تاجيکستان سهم دارند.

يکی از دايیهايم، آکادميسين "حبيبالله سعيد مرادف" معاون وزير تاجيکستان در رشته علوم و فرهنگ بود. ايشان تا سال ۱۹۹۳ در همين منصب مشغول کار بود.

يکی ديگر از دايیهايم پروفسور "کرامتالله عاليم اوف" هم اکنون وزير فرهنگ دولت جمهوری تاجيکستان است. تخصص وی تصوف و عرفان است.

* پروفسور عاليم اوف در اين زمينه چه کار کرده اند؟ آيا آثاری درباره تصوف و عرفان دارند؟

- بله، وی کتابی درباره حکيم سنايی غزنوی نوشته و به چاپ رسانده که از کتابهای پژوهشی قابل توجه در بررسی کارهای عرفانی حکيم سنايی است.

دايی ديگرم "دکتر نبی جان ستاری" يکی از خلبانان جنگی در زمان جنگ جهانی دوم بود که عليه نازی ها و فاشيستها جنگيده و به خاطر قهرمانی هايش اکنون يک ده در تاجيکستان به نام وی ]ستاری[ نامگذاری شده است.

دکتر نبی جان ستاری به جز حرفه نظامی گری علاقه بسيار به ادبيات داشت و در اين زمينه هم صاحب نظر بود و ادبيات شناس مشهوری است. وی همراه با استالين برای شرکت در "ملاقات تهران" به سال ۱۹۴۳ به ايران سفر کرده و در همين سفر به خاطر علاقه اش به بزرگان ادب ايران از آرامگاه فردوسی در توس و آرامگاه سعدی و حافظ در شيراز، کمال خجندی در تبريز، آرامگاه ابن سينا در همدان و همينطور آرامگاه حکيم عمر خيام در نيشابور ديدن کرده است.

* از طريق همين افراد خانوادهتان شما با هنر و فرهنگ ايرانی آشنا شديد؟

- اولين دفعه مهر ايران که در دل من بيدار شد توسط استاد نبی جان ستاری بود که روحشان شاد . . . ايشان به سال ۱۹۸۴ درگذشته . . . مهر ايران در نهاد استاد ستاری خيلی مستحکم جا گرفته بود. به اين خاطر استاد ۱۶ جلد کتاب از آثار بزرگان فرهنگ (زبان) فارسی از زمان رودکی تا بزرگان سخنور ادب فارسی تا قرن نوزدهم ميلادی به خط خود نگارش کرده، اين نسخه های خطی در خانه خود استاد در شهر دوشنبه موجود هستند. استاد محمدعاصمی و ميرزا ترسون زاده اين کار استاد را قدر دانسته و مورد ستايش قرار داده اند.

* از چه زمانی شما به طور گسترده تر با ادبيات و فرهنگ ايران آشنا شديد؟

- توسط استاد ستاری و زمانی که وی شخصا مرا به فاکلته ]دانشکده[ زبان و ادبيات فارسی برای تحصيل دعوت کردند. من در سال ۱۹۷۹ به دانشگاه تاجيکستان شامل شدم و در سال ۱۹۸۴ همزمان با وفات استاد ستاری من دانشگاه را ختم کردم.

* درباره تاجيکستان و تاريخ آن تا تشکيل اتحاد جماهير شوروی بگوييد؟

- تاجيک ها در آسيای ميانه از زمانهای قديم که به بيش از شش هزار سال ميرسد، حيات داشته اند. تاريخ مدون مردم تاجيک با سغديان و باختريان که اجداد ما به شمار ميروند برميگردد به زمانی که کورش کبير به آسيای ميانه آمد و شهری را بنياد کرد به نام کورش کده که امروز "استروشن" ناميده ميشود، و در شمال تاجيکستان قرار دارد. اولين دولت تاجيکان در سال ۸۹۹ پس از ميلاد يعنی اواخر قرن ۹ ميلادی در بخارا تشکيل شد. امير اسماعيل سامانی فرزند بزرگ مردم تاجيک بود که حکومت پرقدرتی را در سرای خراسان بزرگ ایران يا همان کشور ايران بزرگ تشکيل داد.

دولت داری متشکل به معنای امروزی را اميراسماعيل سامانی درهمان قرن تشکيل داد. سر وزير وی علامه ابوالفضل بلعمی بود که از چهرههای خيلی برجسته تاريخ ادبيات فارسی - تاجيک است و يکی از آثار تمدن اسلامی يعنی تاريخ طبری را به فارسی دری ترجمه کرد و محض شرافت اميراسماعيل و علامه بلعمی استاد ابوعبدالله رودکی، حکيم ابوالقاسم فردوسی، علامه ابوعلی سينا و ديگران به دربار بخارا دعوت شدند.

* از زمان سامانيان به بعد تاجيکستان چه تحولاتی از نظر کشوری پيدا کرده است؟

- متاسفانه در آخر قرن ۱۰ ميلادی دولت سلسله سامانيان به علت ضعف جانشينان اميراسماعيل سامانی و هجوم ترکان کوچی غزنوی و سلجوقی از بين رفت و تاجيکان تا اول قرن بيستم بیدولت بودند ولی در دولتهای ترک و مغول که تا اين زمان بر تاجيکان حاکميت داشتند زبان فارسی، تاجيکی زبان رسمی اين دولتها بوده است.

* در نيمه اول قرن بيستم جهان تحولات تازه ای را تجربه ميکند و به انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسيه ميرسيم. بعد از پيروزی انقلاب اکتبر تاجيکستان در چه مسيری افتاد؟

- متأسفانه هر چند ما دوباره صاحب دولت شديم اما مراکز و پايتخت های قديمی خود را، سمرقند و بخارا را از دست داديم و در بين کوهسار و سنگزار با دستور استالين شهر "دوشنبه" را بنياد کرديم.

* در زمان اتحاد جماهير شوروی، تاجيکستان و مردم آن بويژه از نظر مذهب، فرهنگ، سنتهای قومی و ادبيات و هنر چه وضعيتی پيدا کردند؟

- تاسيس يابی جمهوری سوسياليستی تاجيکستان در هيات اتحاد جماهير شوروی هم جهت مثبت داشت هم جهت منفی . . . جهت منفی اش اين بود که ما از ريشه های خود يعنی سمرقند و بخارا يعنی پايتخت خراسان بزرگ و مربوط به ملت ايرانی که همان تاجيکی باشد از دست داديم.

* اينطور که ميگوييد با از دست رفتن سمرقند و بخارا چه چيزهايی در ميان اقوام تاجيک و خراسانی از دست رفت؟

- مثل اينکه ريشه درخت را بريدند، ولی با بريدن ريشه درخت، درخت تاجيکان يکباره خشک نشد . . . سال ۱۹۹۲ عيان شد که خشکيده است زمانی که جنگ برادرکشی بين شهروندان تاجيک شروع شد، منظورم از خشک شدن اين درخت تنومند همان از دست رفتن فرهنگ، مثلا الفبای فارسی است و بزرگان و روشنفکران مردم تاجيک در زمان استالين پاره ای کشته و پاره ديگر به افغانستان، ايران و پاکستان فرار کردند.

* چه بر سر مذهب و اعتقادات دينی - مذهبی مردم تاجيک آمد؟

- عالم ها با اتهام اينکه ملا هستند يک قسمشان را اعدام کردند و يک قسمشان را به سيبريای روسيه بدرقه تبعيد کردند. کتابخانه های آثار فرهنگی را به کام آتش کشيدند. مسجدها و مدرسه ها را که از قرنها باستانی ميراث مانده بود با تراکتور خراب کردند.

* مردم تاجيک چقدر باورهای مذهبی دارند، اديان و مذاهب در زندگی روزمره مردم، در آموزش و در حکومت چه نقشی داشته و اکنون دارد؟

- در تاجيکستان هميشه دين از دولت جدا بوده، مثلا در زمان شوروی دين داران خيلی آزار ديدند کمونيستها کوشش ميکردند مراسم دينی را از بين ببرند و همينطور مراسم ديگر مثل مراسم نوروز را که آن را مراسم دينی ميدانستند. ميخواستند اين مراسم را هم از زندگی مردم محو بکنند و تحليل آنها اين بود که نوروز نيز مذهبی و خرافی است و در کل هر چه که با فرهنگ خراسان که بخشی از ايران بزرگ و زبان فارسی در رابطه بود از نظر ايدئولوژی کمونيستی ضررآور بود و از نظر آنها ميبايست از بين ميرفت.

* از جانب روشنفکران در مقابل اين قلع و قمع فرهنگی مقاومتی ميشد؟ به چه صورت؟

- بله مقاومت بود ولی کسی که مقاومت ميکرد از طرف کی.جی. بی مورد اذيت و آزار قرار ميگرفتند . . . ليکن در همين شرايط فرزندان بزرگ مردم تاجيک مثلا علامه صدرالدين عينی و ابوالقاسم لاهوتی که آبرو و منزلت ويژه ای در روبروی رژيم استالينی داشتند برای تحکيم فرهنگ فارسی تاجيکستان مبارزه ميبردند. مثلا علامه صدرالدين عينی در سال ۱۹۲۶ کتاب نمونه ادبيات تاجيک را به خط فارسی در تاتارستان روسيه نشر کرد و يا استاد ابوالقاسم لاهوتی که از ايران رانده شده بود به تاجيکستان، دستگاه طبع و نشر به زبان فارسی را از مسکو به دوشنبه آورد و معاون وزير معارف تاجيکستان تعيين شد و با نفوذ در دستگاه دولتی جماهير شوروی موفق شد گامهای بلندی در زنده نگاه داشتن فرهنگ فارسی در تاجيکستان بردارد و اين خدمتهای بزرگ استاد لاهوتی را ملت تاجيکستان به نظر گرفته و در سال ۱۹۸۷ صدمين سالگرد تولد استاد را تجليل کردند و مجسمه بزرگ او را در دوشنبه پايتخت تاجيکستان برپا کردند.

* درباره تحولات تاجيکستان بعد از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی توضيحاتی بدهيد . . .

- نهم سپتامبر ۱۹۹۱ تاجيکستان جمهوری صاحب استقلال اعلام شد ولی ديری نگذشته متاسفانه بين نيروهای سياسی تاجيکستان نزاع نظامی سرشد ]شروع شد[ . بايد بگويم که بعضی کشورهای همسايه مثل ازبکستان، روسيه و دگر کشورها در دامن زدن ميان نزاع تاجيک ها فعالانه سهم گرفتند.

* همسايه های تاجيکستان، اين کشورها که ميگوييد به چه دليل و به دنبال چه منافعی اين کار را ميکردند؟

- مثلا ازبکستان ميترسيد که تا تاجيکان اگر متحد باشند سمرقند و بخارا را که اکنون مربوط به ازبکستان است، طلب خواهند کرد. روسيه از آن در هراس بود که حکومت جديد تاجيکان تابع کرملين نخواهد بود. از اين رو ميخواست يک رژيم دست نشانده در تاجيکستان به وجود بياورد.

* اين نزاع به کجا رسيد؟ در حال حاضر ساختار حکومتی در تاجيکستان از چه قرار است؟

- جنگ شهروندی ]داخلی[ پنج سال ادامه پيدا کرد و سال ۱۹۹۷ حکومت تاجيکستان تحت رهبری پرزيدنت رحمان اف با اپوزيسيون اسلامی تاجيکستان سازشنامه (قرارداد) صلح را در کشور به امضا رساندند و اکنون هر دو جناح در حکومت سهم دارند اما متاسفانه در جنگهای شهروندی تقريبا ۳۰۰ هزار نفر کشته شدند و حدود يک ميليون نفر مهاجر شدند.

* اين مهاجران به کدام کشورها مهاجرت کردند؟

- اکثريت به روسيه و جمهوريهای سابق شوروی، افغانستان و ايران پناه بردند. يک قسمتی از مهاجران هم به اروپا، آمريکا و کانادا آمدند.

* در تاجيکستان امروز موقعيت فرهنگ و هنر به چه قرار است؟

- تدريجا وضع فرهنگ و هنر بهتر ميشود چرا که حکومت مرکزی تا رفت ]به مرور[ تحکيم مييابد. اکثريت از هنرمندان، عالمان و دانشمندان که در وقت جنگ شهروندی و برادرکشی در خارج از کشور به سر ميبردند دوباره به تاجيکستان برگشته اند و يک قسمی در خارج باقی مانده اند؛ مثلا استاد شعر فارسی معاصر، شاعر توانای تاجيک "بازار صابر" در شهر سياتل آمريکا و آکادميسين اکبر تورسان زاد در فيلادلفيای آمريکا مشغول به فعاليت است، اما همه اين بزرگان در خدمت فرهنگ و علم تاجيکستان کار ميکنند.

* وضع هنرهای ديگر مثل تئاتر و سينما، موسيقی و رقص در تاجيکستان به چه صورت است؟

- در زمان شوروی تئاتر و سينما از بودجه دولت تاجيکستان شوروی مبلغ گذاری ميشد، ولی با فرو پاشيدن شوروی و پيامد جنگ شهروندی، تئاتر و سينمای تاجيک ضرر کلانی ديده اند زيرا از نبودن مبلغ و شرايط فراهم کاری يک عده از هنرمندان يعنی بازيگران و کارگردانان تاجيکستان را ترک کرده اند ولی حالا تدريجا سنت های بهترين تئاتر و سينمای تاجيکستان احيا ميشود.

*. . . و در زمينه موسيقی و رقص . . .؟

- در اين زمينه هم تاجيکستان هميشه در صف پيش بوده و اکنون کوشش به خرج داده ميشود که موسيقی اصيل تاجيکی موسيقی "شش گام" احيا شده و به مردم عرضه شود. در زمينه رقص . . . هم رقص های سنتی و هم رقصهای کلاسيک فعاليتهايی صورت ميگيرد.

* چه پيوندها و نزديکیهايی بين مردم تاجيک و ايرانيان وجود داشته و اکنون وجود دارد و چه همکاريهايی در زمينه های مختلف بين تاجيک ها و ايرانيان در جريان است؟

- مردم تاجيکستان و مردم ايران خيلی توجه بزرگی دارند (بسيار باهوش هستند) ما تاجيکان خود را ايرانی ميدانيم . . . از ايران و خراسان بزرگ . . . مردم تاجيکستان مردم ايران را از خود جدا نميکنند، در هر کجا هستند و باشند و تقسيم بندی سياسی و مرزبندی های جغرافيايی برای آنها در همبستگی شان و برادريشان با ايرانيان تاثير ندارد. مثلا حکومت دولت کنونی از نظر تاجيکان هيچ ربطی به يگانگی آنها با برادران و خواهران ايرانی شان ندارد. . . در مورد همکاری ها بايد بگويم دولت تاجيکستان در سطح سياسی و اقتصادی با دولت جمهوری اسلامی ايران همکاری دارد و در زمينه فرهنگی "انجمن پيوند" که انجمن همزبانان و فارسی زبانهای دنياست با ايرانيان همه جهان از جمله ايرانيان مقيم اروپا، آمريکا و کانادا و تمام جهان همکاری ميکند.

ما خيلی خوش هستيم که در ايران کتابهای آثار فرهنگی فارسی و تاجيک به نشر ميرسد و در دسترس خوانندگان تاجيکستان ميگردد و ايران برای برگشتن به ميراث فرهنگی ما از جمله خط و زبان نيکان به تاجيکستان کمک فراوان ميکند و تحکيم و قدرت ما در اتحاد فرهنگی مان با هم به دست ميآيد و اين در آينده مردم ايران و تاجيکستان بسيار مهم است.

* آزادی بيان و مطبوعات به نظر شما که خود روزنامهنگار هستيد در تاجيکستان چگونه است؟

- تا سر زدن جنگ شهروندی در تاجيکستان واقعا مطبوعات آزاد وجود داشت ولی در زمان جنگ ۵ ساله داخلی يک عده ژورناليستهای تاجيک مورد ترور قرار گرفتند از جمله ژورناليستان مشهور تاجيک استاد قاطع خان لطيفی، محی الدين عالم پور و دهها نفر ديگر هدف ترور قرار گرفتند. متاسفانه در همين مرحله علامه آکادميسين محمد عاصمی و يوسف اسحاقی، پرفسور منهاج غلام اف، نويسنده و ژورناليست سيف رحيم و دهها نفر از فرهنگيان و علمای تاجيکستان از جانب دشمنان ملت تاجيکستان و فرهنگ آن قربانی شدند.

* و اکنون اوضاع از چه قرار است؟

- . . . و حالا مطبوعات آزاد طبق قانون های تاجيکستان ضمانت داده شده و ميشود ولی خودسانسور ژورناليستان و بيم و ترس از دوره جنگ شهروندی هنوز باقی مانده است. سازمانهای حقوق بشر ميگويند که مطبوعات تاجيکستان در مقايسه با مطبوعات کشورهای همجوار ]جمهوريهای آسيای ميانه[ خيلی پيشقدم است اما برای احيا کردن دوره طلايی مطبوعات آزاد تاجيکستان در سال ۱۹۹۲ زحمتهای زيادی کشيدن ضروری ميآيد.

* در مورد ترور استاد محمد عاصمی و محی الدين عالم پور ممکن است توضيحات بيشتری بدهيد؟

- همانطور که گفتم اين بيشتر تاسف است که در زمان جنگ شهروندی ]داخلی[ استاد آکادميسين محمد عاصمی و ژورناليست مشهور تاجيک محی الدين عالم پور گلهای سرسبد ملت تاجيک مانند دهها چهره برجسته سياسی، فرهنگ و مطبوعات هدف تروريستان قرار گرفتند ولی متاسفانه اکثريت قاتلان و عاملان اين قتلها افشا نشدند، هر چند حکومت تاجيکستان چند تن از فرماندهان حکومتی و اپوزيسيون اسلامی را مسئول اين کشتار اعلام کرد و به جزا کشيد ]مجازات کرد[ اما متأسفانه عاملان مستقيم قتل محمد عاصمی و محی الدين عالم پور و همين طور قاطع خان لطيفی معلوم نشدند و در مورد عاملان ترور قتل آنها شايعات بسيار است.

*اجازه بدهيد درباره روابط فرهنگی ايران و تاجيکستان با هم کمی گفتوگو کنيم . . . چه شاعرانی - از شاعران شعر نو ايران در تاجيکستان و در بين اهل شعر و ادب شناخته شده اند؟

- از شاعران و نويسندگان معاصر ايران استاد سعيد نفيسی، دکتر پرويز ناتل خانلری، پروين اعتصامی . . . يا فروغ فرخزاد که از محبوبيت بلند برخوردار است. احمد شاملو هم بسيار مشهور است . . . ميرزاده عشقی، مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی، سياوش کسرايی، نادر نادرپور، و ژاله بديع هم در تاجيکستان خيلی دوست داشته ميشوند.

* در زمينه موسيقی سنتی ايرانی . . .

- در اين زمينه استاد شجريان را خيلی دوست ميدارند و از خوانندگان پاپ خانم گوگوش محبوبيت بلند دارد و از خوانندگان برون مرزی ايرانی معين و اندی و شهرام شب پره در ميان مردم و جوانها زيادتر شناخته شده اند.

* از قصه نويسان ايرانی، آثار کدام نويسندگان بيشتر مورد توجه مردم تاجيکستان است؟

- صادق هدايت، بزرگ علوی، گلشيری، محمود دولت آبادی و بسياری ديگر خوانندگان تاجيک بسيار دارند.

* مردم تاجيکستان با سينمای ايران چقدر آشنايی دارند؟

- تاجيکان خيلی به سينمای ايران اشتياق دارند. مخصوصا فيلمهای کارگردانهای مشهور معاصر مثل بهرام بيضايی، مجيد مجيدی، محسن مخملباف، و عباس کيارستمی از شناخته شدگان سينمای ايران در تاجيکستان هستند. تلويزيون تاجيکستان هر هفته يک فيلم ايرانی نمايش ميدهد.

* آقای تيموريان از اينکه وقتتان را برای اين گفتوگو به شهروند داديد از شما سپاسگزارم و برايتان بهروزی و شادمانی آرزو ميکنم.

- و من هم از روزنامه شهروند خيلی تشکر ميکنم که اين امکانيت صحبت با شما را فراهم آورده است . . . آرزوی يگانه من واحد دين ملت ايرانی نژاد و بنياد خراسانی بزرگ با قلمروی ايران امروزه، افغانستان امروزه و تاجيکستان است.

Tajikistan ( Iranian ) Girls دختران ايراني الاصل تاجيكستان

Tajikistan ( Iranian ) Girls دختران ايراني الاصل تاجيكستان

 

اجرای جشن باشكوه نوروز ایرانی در تاجیکستان

 

شمسیه قاسم از شهر دوشنبه تاجیکستان

 

هرچند مردم تاجیکستان در دوران شوروی پیشین عمدتا 21 مارس را در محیط خانواده های خود جشن می گرفتند، اما در آن ایام نیز مردم مناطق روستایی به دامن کوهها برامده و سنن نوروزی را انجام می دادند. جشن نوروز تا آغاز دوران بازسازی گورباچفی و آشکاربیانی تحت فشار حزب کمونیست قرار داشته است. در دهه 1960 میلادی ریاست حزب کمونیست تاجیکستان اجازه داد تا مردم 21 مارس را در نواحی این کشور به عنوان جشن کشاورزان و فرارسی فصل بهار با نامهای مختلف عید بهار، سیر لاله یا سیر گل سرخ تجلیل کنند.

تنها پس از پایان اشغال تاجیکستان و کسب استقلال از شوروی در سال 1991 نوروز ایرانی در این کشور جشن ملی اعلام شده و حالا به مناسبت این جشن ساکنان این کشور رسما چهار روز تعطیل می کنند.

جشن نوروز را که طول بیش از دو هزار سال با این نام یاد می شود، در دوران شوروی در تاجیکستان به گونه مختلف نام می بردند. زیرا حکومت وقت شوروی که برای شکل گیری یک ملت واحد به نام "شوروی" تلاش می کرد، قصد داشت کلیه جشنها و مراسم تاریخی ملتهای به اصطلاح "کوچک" را از بین ببرد !!! که موفق نشد .

اما علیرغم این تلاشها مردم مناطق مختلف تاجیکستان، بویژه در روستاها به واسطه اجرای سنن ویژه نوروزی، بمثل آراستن خوانهای هفتسین و هفتشین، تهیه غذاهای خاص نوروزی، بخصوص سمنو و سازمان دادن مسابقات ورزشی در دامنه کوهها در روز 21 مارس نوروز را جشن می گرفتند و سنتهای کهن ایرانی خود را بیش از پیش اجرا نمودند .

این مراسم به سبب تحدیدهای مقامات وقت جشن فرارسی جشن بهار نام داشت. اما افرادی که می خواستند در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان نوروز را جشن بگیرند، بیشتر با موانع رو برو بودند.

دوست محمد دوست، تاریخنگار و کارمند پژوهشگاه خاورشناسی فرهنگستان علوم تاجیکستان از آن روزها چنین یاد می کند:

"من از منطقه کوهستان به شهر آمده بودم برای تحصیل در دانشگاه و برای من و همسبقانم هیچ سالی در روستا برای ما بدون جشن نوروز نمی گذشت. اما در دوره دانشجویی از بخش ایدئولوژی دانشگاه به خوابگاه ما می آمدند و تاکید می کردند که در خوابگاه هیچ جشنی برگزار نکنیم."

عبادت رحیموا، در آن زمان کاتب ایدئولوژی حزب کمونیست تاجیکستان بود. وی در باره آن چه در میان کمونستان در مورد نوروز مطرح بود، چنین گفت:

"آن سالها فکر می کردند که نوروز جشن ملی تاجیکان نیست و برخی ها تاکید می کردند که این یک عید مذهبی و ایدئولوژیک است که باید از آن جلوگیری شود."

با این همه مردم تاجیکستان علیرغم تلاشهای دولت شوروی نمی خواست جشن تاریخی خود را فراموش کند. مقامات وقت شوروی، بدون آنکه نوروز را رسما به عنوان "جشن ملی" بپذیرد، برای تجلیل از جشن بهار در روز 21 مارس اجازه داد. عبادت رحیموا، کاتب ایدئولوژی حزب کمونیست وقت تاجیکستان در این باره گفت:

"سالها با مراجعتهای کتبی و شفاهی به مقامهای حزبی زیاد وارد شد. گرورهی در مقامات ضد این جشن بودند، اما گروهی دیگر پس از صحبت با روشنفکران، شاعر و نویسندگان تاجیک در جلسه ای ویژه در باره ضرورت اجازه این جشن سخن رانی کردند. سپس مقامات حزب کمونیست به خلاصه آمدند که راه حلی بجز اجازه برای تجلیل نوروز نیست."

گلرخسار، شاعر تاجیک می گوید او در میان گروهی از ضیایان تاجیک بوده است که برای مطرح کردن ضرورت تجلیل از جشن نوروز با جبار رسولف، کاتب اول حزب کمونیست تاجیکستان ملاقات کردند:

"جبار رسولف در این ملاقات با گروه ما که میرزا ترسونزاده، باقی رحیمزاده، مومن قناعت و استاد لایق نیز آنجا حضور داشتند گفت: "نوروز را جشن بگیرید، اما نام جشن را لاله گویید، من صلاحیت اجازه نوروز را به شما ندارم."

با وجود این فضای ترس و بیم در رابطه به روز 21 مارس به عنوان جشن نوروز در تاجیکستان شوروی باقی مانده بود. از این لحاظ ضیایان تاجیک از چاپ نخستین مطالب نوروزی در روزنامه موسوم به "معارف و مدنیت"، که سردبیر آن بورینسا بردی یوا، روزنامه نگار فقید تاجیک بود، همچو اقدام جسورانه یاد می کنند.

دوست محمد دوست تاریخنگار تاجیک:

"چند تن از دانشمندان تاجیک در "معارف و مدنیت" اولین مطالب را در باره نوروز به چاپ رساندند. اما برخی از آنها، از جمله محمدجان شکوری از سوی مقامات دور تحدید و فشار قرار گرفتند.

به این ترتیب با آغاز مرحله آشکاربیانی و بازسازی کورباچفی مطبوعات تاجیک و روشنفکران تاجیکستان توانسته اند همزمان با موضوعات هویت و خودشناسی ملی، از جشن نوروز و تاریخی آن لب کشایند.

پس از فروپاشی شوروی نوروز در تاجیکستان همه ساله باشکوه جشن گرفته می شود. اما برخی از ضیایان تاجیک می گویند هرچند این جشن ملی محسوب می شود، باید به نوروز با نگاهی تازه و فراملی نظر کرد.

در سال 1991 میلادی با کسب استقلال تاجیکستان نوروز جشن ملی اعلام شد و از آن بار نخست در سطح رسمی تجلیل به عمل آمد. حالا ساکنان تاجیکستان به مناسبت جشن نوروز چهار روز تعطیل دارند.

 

 

 

شعری از بازار صابر شاعر نوپرداز تاجيکستان

از خون سياووشيم،

هم خون سياووشيم،

از جامعه سفيدانيم، هر جامه نميپوشيم

همسان اوستاييم، هم آتش زردشتيم

ما آتش زرتشتی ناکشته نميکشتيم

 

هم تيشه فرهاديم، انديشه همی کرديم

جز ريشه آهرمن ما تيشه نمیکرديم.

از دوره ديوشيج * در کوزه ما ديوی است

اين ديو عداوت نيست، اين ديو وطن خواهی است

 

چون زال زر از مادر کم بچه تولد شد

هم روی سفيدش بود، هم موی سفيدش بود

ما هم که از آن ذاتيم، ما هم که از آن بابا *

هم موی سفيد از ماست، هم روی سفيد ازما

 

در قبله دل ما را طاق هم محراب است

در قبله دل ما را محراب نه، سهراب است

در بازوی دل ما را يک پنجه کوتاه است

در پنجه کوتاهش از باربدست اين دست

 

اسماعيل سامانی ديوار بخارا بود

ما هموطن اوئيم، او هموطن ما بود

ما هم کوی خارائيم، ديوار بخارائيم

ديوار بخارائيم، ما هم کوی خارائيم

 

يک طايفه از لاهور، يک طايفه از تويسم

هم وارث خاموشيم، هم وارث ناموسيم

همشهری فردوسی، همشهری اقباليم

همشهری به ناموسيم، همشهری به اقباليم

 

در کاهی عجم کوه هست، در موری عجم ميراست

در شعری عجم شير * است، در شعری عجم شير * است

شعری که در انبوه نيزار قلم خوابست

شير نر شعرش را دشمن نتواند بست

پانوشتها:

بابا پدربزرگ

اين شير، شير خوراکی است

ديوشيج يکی از قهرمانان اوستا

واين شير به معنی شير حيوان است

بازار صابر در سياتل آمريکا به تدريس زبان ادبيات تاجيک اشتغال دارد

 

جستارهای وابسته :

آنچه ایران به جهان آموخت

زبان فارسی در تاجیکستان

فرهنگ غنی ایرانی چیست ؟

مشکلات زبان در تاجیکستان

 تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ

زبانهای کهن و میانه ایران زمین

زبان پارسی در چشم‌انداز تاريخي

سخنی چند پیرامون زبانهای ایران

نقشه های ایران طی قرون گذشته

تفاوت ملیت و قومیت در ایران زمین 

جشنهاي كهن و باورهاي ملي ايران

مرزهای طبیعی , سیاسی و نژادی ایران

جشن ملی نوروز ایران زمین در تاجیکستان

تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایران

استروشن ، شهر کورش بزرگ در تاجیکستان

تصویر ابن سینا دانشمند ایرانی بر روی پولهای تاجیکستان !!

مرکز مطالعات پژوهشی آسیای میانه و مناطق ایران شرقی ( تاجیکستان - افغانستان - پاکستان - ازبکستان و ترکمنستان )

 

گردآوری از ارشام پارسی , مصاحبه علی شریفیان از شهروند , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه ها آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com