گردهمايي مردم تهران در مقابل سفارت شيخكهاي امارات متحده عربي و درخواست براي لغو قردادهاي ننگين تركمنچاي و گلستان

نامه دردمندانه علي اكرام همت زاده (همت اف) خطاب به ملت و حاکمیت ايران

سندي ماندگار در تاریخ ایران و جنبش ملی تالشهای ایران شمالی 

تالش، سرزميني كهني است كه از شمال با آلبانياي قفقاز، و از شرق به درياي مازندران و از جنوب به اسپيه‌رو يا سپيدرود و از آن به حدود مارليك يا عمارلوي كنوني مي‌رسد و از غرب نيز دشت و پهنه‌ اردبيل، مغان و منطقة كوهستاني نير و سراب را دربر ميگيرد . مردم تالش تشكيل شده اند از اقوام ايراني : تالش , كرد , آذري و گيلك كه همگي با اتحاد و برادري در كنار يكديگر زندگي ميكنند . اين منطقه وسيع بخش لاينفك خاك ايران بوده و در طول تاريخ همگي يكي از اركان اصلي بدنه ملت ايران محسوب ميشده اند . اين تيره هاي آريايي ايران امروزه بيشترا در مناطق گيلان سكني گزيده اند و بخشي ديگر در آذرآبادگان و متاسفانه بخشهاي آلبانيايي آن با بي كفايتي سلاطين ننگين قاجار از پيكره ايران بزرگ تجزيه شده اند و به اشغال شوروي كمونيستي درآمد . مردم تالش به زبان تالشی و آذري و كردي تکلم می‌نمایند. تالشي ها تقریباً بالای ۹۷٪ مردمانشان باسواد هستند و لازم به ذکر است که اولین کتابخانه ایران نیز در این منطقه بنا شده‌است. امروزه اين تيره هاي ايراني مورد بيشترين ستم ها و فشارها در منطقه "ايران شمالي" كه امروزه نام جعلي جمهوري آذربايجان را بر خود گذاشته است قرار گرفته است و زبان و فرهنگ و هويت تالشي آنان علنا از سوي دولت دست نشانده الهام علي اف حذف شده است . تالشي هاي ساكن در جمهوري آذربايجان براي سه هدف عمده در اين چند دهه اخير كوشش كرده اند : نيل به آزادي‌هاي دمكراتيك در شرايط ديكتاتوري پس از فروپاشي شوروي , مقابله بـا انديشه‌هاي قرون وسطيي پان تركيستي , حفظ هويت و اصالت ايراني نياكانشان . پس از اينكه ايرانيان از جنگ تحميلي عراق به ضد ايران كه دهها كشور استعمارگر اروپايي و عربي و غربي آن را حمايت ميكرد رهايي يافتند تا حدودي شروع به بازسازي ايران نمودند و در چند سال اخير تلاش هايي براي جذب و الحاق مناطق ايران بزرگ به بدنه ميهن صورت داده اند كه تالش يكي از اين مناطق است . زيرا مناطق اران قفقاز كه جمهوري ساختگي آذربايجان را براي خود بنا نمود امروزه متشكل از اقوام ايراني است كه شامل تالشيان , آذريها , كردها و ارمني ها مي باشد . اين كشور دست نشانده كوچك امروزه با همه هم مرزان خود مشكل و ستيز دارد . از يك سوي با تالشيان , از سوي ديگر با آذريهاي داخلي كشورش كه هويت خود را ايراني ميدانند , از سوي ديگر با ارمنستان كه جنگهاي طولاني را بر سره قره باغ كردند , از سوي ديگر با ايرانيان پس از آنكه ادعاي مضحكي را بر ضد تمايت ارضي ايران مطرح كردند و . . .  در همين رابطه نامه تاريخي ژنرال همت زاده رهبر آزاديخواه منطقه تالش قفقاز يكي از مهم ترين اين اقدامات است كه بايد از سوي دولت و ملت ايران بيش از پيش پشتيباني گردد تا به ياري خدا اين منطقه ايراني الاصل آزاد گردد و بارديگر مردم ايران با برادران و خواهران هم كيش و هم ن‍ژاد خود در يك مرز جغرافيايي زندگي كنند .

بخشي از مناطق تالشيان در شمال غربي ايران

ژنرال همت زاده بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت شوونیستی به رهبری جبهه خلق در باکو و بعد از اغاز طرحهای این حکومت شوونیستی برای محو و حل قوم کهن و تاریخی ايراني الاصل تالش و نابودی فرهنگ ، هویت و موجویت آنها کمر همت بست و « جمهوری دمکراتیک تالش ، مغان » را با کمک مردم تالش و بدون وابستگس به کشورهای خارجی به مرکزیت « لنکران » در ایران شمالی تشکیل داد. این حکومت دمکراتیک در نهایت با یورش نیروهای نظامی شکست خورده دولت باکو در جنگ قره باغ به لنکران سقوط کرد. ژنرال همت زاده مردانه مقاومت کرد و به اسارت نیروهای حومت باکو در آمد و بعد از 12 سال اسارت در سیاه چالهای رژیم دست نشانده شوونیستی باکو آزاد و از ایران شمالی ( جمهوري آذربايجان ) تبعید شد و هم اکنون در هلند زندگی میکند. به دنبال دور جدید تلاشهای رژیم باکو علیه مردم تالش ، مغان و زندانی کردن دانشمندان و روشنفکران پیش کسوت ايراني تالش ، ژنرال همت زاده رهبر جنبش ملی تالشهای ایران شمالی و رهبر و بنیانگذار « جمهوری مستقل تالش ، مغان » نامه ای خطاب به ملت و دولت ایران صادر کرده است این نامه در وب سایت ایران تالشستان منتشر شده است :

متن نامه تاريخي ژنرال همت زاده

سرنوشت اينگونه رقم زده است که بخشي جدايي ناپذير از دولت قدرتمند ايران و مردم تالش به عنوان يکي از قوم هاي ساکن در سرزمين ايران ، تقريبا به مدتي نزديک به 200 سال ، در نتيجه خيانت سلسله ننگين قاجار که در قرن 19 سلطنت ايران را به دست آورده بود، با سيم خاردار به دو نيم تقسيم شد. در تمامي اين مدت ، تالش ها با تبعيض قومي ،  ملي بي سابقه اي مواجه شدند ، بويژه پس از اعلام استقلال (ایران شمالی ) جمهوری آذربايجان طي 17 سال اخير تقريبا با خطر محو شدن از صحنه تاريخ مواجه شده اند. حاکميت کنوني باکو که ترک گرايي را به سطح ايدئولوژي دولتي ارتقاء داده است و حتي آذري بودن خود را انكار ميكند ، عليه تاريخ ، فرهنگ ، دين ، معنويات و فولکلور مردم تالش ، و عليه امروز و فرداي اين مردم ، وارد جنگي بي رحمانه شده است، محو اين تيره هاي ايراني را به عنوان هدف خود انتخاب کرده است. در کتب درسي اين کشور ، نام " تالش" بطور کل حذف شده است. نمونه هاي فرهنگ و هنر مردم تالش که اين مردم آن را به همراه ساير تيره هاي ايران طي هزاران سال پديد آورده است ، با بي حيايي بي نظيري متعلق به سايرين اعلام شده است.

ما از تاريخ خود ، از فرهنگ خود ، از عادات و سنن خود محروم شده ايم! اين تيره حتي در مقابل سرکوبهاي رژيم کمونيستي ، دين برحق خداوند و فرهنگ اسلامي خود را حفظ کرده بود. اما امروز حکومت با اهداف از پيش تعيين شده ، مذاهب و طريقتهاي مختلفي را در اراضي محل سکونت اين قوم رواج مي دهد و با اين کار نيز مي خواهد فرهنگ و دينمان را از دستمان بگيرد.اين حکومت نه تنها دشمن مردم تالش ، بلکه بطور کل دشمن ملت ايران بزرگ است. تصادفي نيست که بسياري از بلايايي که برسر مردم تالش آورده مي شود، مربوط به اين است که اين مردم بخشي از ملت و تمدن ايران است. بگونه اي که حکومت کنوني باکو که از روزهاي نخست اعلام استقلال ، تجزيه ايران و الحاق بخشي از آن به خود را هدف قرار داده است، بسياري از ظلم و فشارهاي اين حکومت عليه ما نيز با وفاداري و محبت قوي موجود در قلب تالشها به ايران مربوط است. بگونه اي که مقامات حکومت ، تمامي کساني را که در راه دفاع از حقوق مردم تالش تلاش مي کنند، به جاسوسي براي ايران متهم مي کنند و آنها را سرکوب مي کنند. اين حکومت بي دين و ايمان و فاقد معنويت ، نه تنها هيچ قانوني ، حتي خالق را نمي خواهد به رسميت بشناسد و ما تالشها را همچنين بخاطر وفاداري به دين اسلام متهم مي کند.با گذشت سالها ، اين حکومت افسارگسيخته تر مي شود و هيچ اصل و قاعده حقوق بين الملل و حقوق اعطاشده از طرف خداوند را نيز نمي خواهد به رسميت بشناسد. به عنوان شاهد مثال اين مطالب ، حکم صادرشده در 24 ژوئن عليه روشنفکر برجسته تالش ، عالم زبان شناس ، معاون مرکز فرهنگي تالش در اين جمهوري و سردبير نشريه قديم الانتشار " توليشي صدو" در اين جمهوري ( ایران شمالی ) است.

بدون هيچ سند ومدرکي ، فقط براساس دروغها و بهتانهاي يک بيمار رواني ، نوروزعلي محمداف ظاهرا به "جاسوسي به نفع ايران" متهم و به مدت 10 سال از آزادي محروم شد. بي حيايي به آن حد رسيده است که اين حکم نه تنها بدور از چشم نمايندگان جامعه ، حتي بدون حضور وکيل نوروزعلي محمداف و در شرايطي کاملا مخفيانه قرائت شد! ما تالشها از کل دنيا و در وهله نخست از وطن تاريخي خود ايران و رهبري آن ، ياري به مردم خود (تالشها) و جلوگيري از محو شدن آن را خواهانيم. ما فکر مي کنيم که اگر مسئولان ايران بي اعتنايي نمي کردند و با اين حکومت بي دين و ايمان (حکومت حاکم بر ایران شمالی ) دوستي و همکاري نمي کردند، حکومت باکو نمي توانست اين کار را انجام دهد. همکاري دولت ايران با حکومتي که شهروندان خود را با روحيه نفرت از ايران تربيت مي کند و تقريبا هر روز با "دستگيري جاسوسان ايران! ؟" مشغول است ( و بزرگان ايراني را همچون حكيم نظامي گنجوي يا بابك خرمدين را ترك ميداند !! يا نام جعلي آذرآبادگان آريايي ايران را بر مناطق آران قفقاز گذاشته است و يا با در بسياري موارد با آمريكا و اسرائيل و روسيه بر ضد ايران متحد ميشود ) را چگونه ارزيابي کنيم؟

از کدام دوستي و همکاري دولت مبارک ايران با اين رژيم کافر که در ظاهرا خود را مسلمان مي نامد، اما در حقيقت دشمن اسلام است، مي توان سخن گفت؟ما تالشها افتخار مي کنيم که ريشه مان ايراني است و خودمان را از ايران و وطن تاريخي مان نمي توانيم جدا تصور کنيم. به رغم همه تعقيبها و سرکوبها ،محبت به ايران در دلهاي ما ابدي است. اما جاي تاسف دارد که چنين محبتي را از طرف حکومت ايران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمي کنيم. با درنظر گرفتن تمامي اينها ، ما امروز مملکت ايران و حکومت آن را به دفاع از مردم تالش و ريش سفيد اين مردم ، نوروزعلي محمداف فرا مي خوانيم.

تصوير پرچمهاي خودمختاري تالش آران قفقاز كه برگرفته شده از پرچم ايران است :

پرچم مردم ايراني ساكن در ايران شمالي - جمهوري آذربايجانپرچم مردم ايراني ساكن در ايران شمالي - جمهوري آذربايجان

 

.........................................................................................................

 

 

نسل‏كشي تالش‏ها توسط رژيم دست نشانده باكو

  

اخيراً تالش‏هاي ايران شمالي تحت فشارها و محدوديت‏هاي شديدي از سوي رژيم باكو قرار گرفته‏اند، تالش‏ها كه جمعيت آنها بين يك تا يك و نيم ميليون نفر مي‏باشد، از اقوام اصيل ايراني هستند كه درمناطق جنوبي ايران شمالي ساكن هستند. زبان تالشي از گروه زبانهاي ايراني و شبيه زبان فارسي است. شهر لنكران مركز منطقة تالش‏نشين است. تالش‏ها، پس از انعقاد عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي و بخصوص در دوره حاكميت كمونيسم، تحت فشارها و آزارهاي دايمي قرار داشته‏اند. پس از فروپاشي كمونيسم و حاكميت رژيم پان‏تركيستي و ضداسلامي بر ايران شمالي، فشارها و آزارها بر تالش‏ها افزونتر شد. رژيم باكو به طور رسمي ايدة ضد اسلامي پان‏تركيسم را تبليغ و ترويج مي‏كرد و به تالش‏ها به ديدة‌ «قوم بيگانه» نگاه مي‏كرد... بر اثر ستم‏هاي تاريخي و تشديد اين ستم‏ها پس از فروپاشي شوروي، تالش‏ها بپاخاسته و با رهبري قهرمان‏ملي ايران‏شمالي «ژنرال علي‏اكرام همت‏اف» حكومت مستقل «جمهوري تالش ـ مغان» را به مركزيت لنكران تشكيل دادند ... اين حكومت از سوي ارتش باكو مورد حمله قرار گرفت و رهبر آن كه قهرمانانه مقاومت كرده بود، دستگير و زنداني شد. مدت زندان وي 12 سال به طول انجاميد و درنهايت با كوشش‏هاي سياسي تالش‏ها از زندان آزاد شد، در حالي كه بر اثر 12 سال زندان وتحمل شكنجه‏ها درمعرض مرگ قرار داشت. رژيم باكو تابعيت شهروندي را سلب كرد و رهبر قهرمان تالش‏ها مجبور شد از كشور خارج شده و فعاليت‏هاي خود را براي احقاق حقوق ابتدايي تالش‏ها در خارج ادامه دهد...

رژيم باكو كه به صورت رسمي «پان آذريسم و سكولاريسم» را به عنوان ايدئولوژي ملي! (دولتي) اعلام كرده و از معرفي اسلام به عنوان دين رسمي در قانون اساسي خودداري ورزيده است، همواره از سوي تالش‏ها كه مسلماناني عملگرا هستند، نگران مي‏باشد و به همين جهت طي سالهاي گذشته، اقدامات متعددي  براي تضعيف تفكر ديني و ايجاد فاصله ميان دين و تالش‏ها در منطقة تالش‏نشين انجام داده است. به دليل همجواري تالش ـ مغان با ايران، آمريكا و اسراييل نيز علاقة بخصوصي به اين مناطق نشان مي‏دهند. هيأتهاي آمريكايي و اسراييلي يكي پس از ديگري به اين مناطق گسيل مي‏شوند و با ايجاد مراكز مختلف ، تفكر ضد اسلامي را در ميان تالش‏ها تبليغ مي‏كنند. درمناطق تالش‏نشين، آمريكايي‏ها و اسراييلي‏ها با پوشش‏هايي نظير راه‏سازي، كشاورزي، فعاليت‏هاي بشردوستانه و ... حضور دارند. آمريكايي‏ها هر سال تعدادي از دانشجويان و دانش‏آموزان تالش را گزينش كرده و آنها را تحت آموزش قرار مي‏دهند. همچنين گروههاي وهابي نيز كه از سوي شيوخ مرتجع عرب حمايت مي‏شوند، اخيراً فعاليت‏هايي را در منطقة تالش ـ مغان آغاز كرده‏اند. اما همة اين اقدامات نتوانسته است در رويكرد عمومي تالش‏ها تأثير بگذارد.

رژيم باكو تالش‏ها را به عنوان قومي ايراني و خطرناك تلقي مي‏كند و انواع محدوديت‏ها را در حق آنها روا مي‏دارد. منطقة‌ تالش ـ مغان جزو مناطق بسيار عقب ماندة ايران شمالي مي‏باشد و اكثر روستاها و بخش‏هاي اين مناطق از خدمات برق، گاز، راه، آب آشاميدني بهداشتي محروم هستند. پس از فروپاشي و با گذشت 16 سال از تشكيل دولت باكو، در اين مناطق حتي يك كارگاه ايجاد نشده است. علاوه بر اين، كارگاهها و كارخانه‏هايي كه در دورة شوروي بود، تعطيل شده است. رژيم باكو با انجام اينگونه اقدامات، كوشش دارد تا تالش‏ها مجبور شوند به مناطق ديگر ايران‏شمالي و باكو مهاجرت كنند...

تالش‏ها در ساختار دولتي رژيم باكو نيز جايگاهي ندارند و هيچ يك از وزيران و مقامات ارشد و حتي مديران مياني در دستگاههاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، نظامي و اجتماعي از قوم تالش نمي‏باشند.  علاوه بر اين ، انتشار مطبوعات و كتاب به زبان تالشي ممنوع است. تكلم به زبان تالشي در راديو و تلويزيون نيز ممنوع مي‏باشد و هيچ برنامه‏اي به اين زبان پخش نمي‏شود.

در حقيقت مي‏توان گفت كه رژيم باكو، تالشها را در محاصرة اقتصادي، سياسي و فرهنگي قرار داده و گام به گام  و به تدريج پروژة‌ نسل‏كشي تالش‏ها را اجرا مي‏كند. اين نسل‏كشي سفيد (بدون خونريزي) به گونه‏اي طراحي شده است كه مي‏توان پيش‏بيني كرد پس از پنجاه سال ديگر اثري از قوم تالش در ايران شمالي باقي نماند و نسل‏كشي تالشي‏ها با موفقيت پايان يابد.

اما روشنفكران و نخبگان تالش به مقاومت در مقابل رژيم باكو برخاسته‏اند. رژيم باكو پي‏درپي از دموكراسي و آزادي مطبوعات و بيان دم مي‏زند. به گونه‏اي كه حتي نشريات ضد اسلامي در باكو منتشر مي‏شوند و درباره پيامبر اسلام، اهل بيت، مراجع تقليد و تشيع مقالات اهانت‏آميز منتشر مي‏كنند!...

مقامات باكو مدعي هستند كه اقوام ساكن در ايران شمالي از آزادي برخوردار هستند و مي‏توانند نشريه و كتاب منتشر كنند...

اخيراً نخبگان تالش براي نخستين بار پس از سقوط «جمهوري تالش ـ مغان» اقدام به انتشار نشريه‏اي به نام «تالشي صدو» (صداي تالش) كردند. شماره نخست (صداي تالش) به سردبيري «نوروز محمداف» منتشر شد. در اين نشريه از درج مطالب سياسي و انتقادي پرهيز شده و تنها اخبار و مطالب ادبي به زبان تالشي درج شده بود...

به دنبال انتشار اين نشريه، رژيم باكو دستگيري گستردة نخبگان و فعالان فرهنگي تالش را آغاز كرد. در نخستين اقدام، مأموران امنيتي رژيم باكو «ائلمان قلي‏اف» دبير تحريريه «صداي تالش» را ربودند و با هجوم به منزل وي، رايانه و وسايل شخصي‏اش را به غارت بردند، «علي نصيراف» معاون مركز فرهنگي تالش نيز در باكو از سوي افراد ناشناس ربوده شد و با گذشت چندين روز، خانوادة وي اعلام كرد كه از سرنوشت نصيراف اطلاعي در دست نيست.

«نوروزمحمداف» (سردبير صداي تالش) از نخبگان و چهره‏هاي فرهنگي شاخص تالش‏ها كه از شهرت علمي در ايران، روسيه و مراكز تحقيقي جهان برخوردار است، دستگير و زنداني شد... برخي از نخبگان و فعالان فرهنگي تالش نيز كه درانتشار نخستين شماره «صداي تالش» همكاري داشتند، دستگير و زنداني شدند.مقامات رژيم باكو از اعلام اتهام دستگيرشدگان خودداري مي‏كنند، زيرا در ايران شمالي همه مي‏دانند كه هنگام دستگيريهاي گروهي، رژيم دو اتهام صادر مي‏كند: «تلاش براي كودتا و خيانت به ميهن!» اين اتهامها در حقيقت همان اتهامهايي هستند كه استالين با تمسك به آنها ميليونها نفر را كشت و ميليونها نفر را در سيبري زنداني كرد. در حالي كه مقامات باكو سكوت كرده‏اند، «راميز محمداف» وكيل نوروزمحمداف (سردبير زنداني صداي تالش) اعلام كرد كه به گفتة مقامات امنيتي، اتهام دستگير شدگان «خيانت به ميهن!» است. اما تالش‏ها و افكار عمومي مي‏داند كه تنها جرم دستگيرشدگان اين است كه تالشي هستند  و جرات كرده‏اند براي نخستين بار طي چهارده سال اخير و در دورة‌ حكومت علي‏اف‏ها نشريه‏اي به زبان تالشي (فارسي) منتشر كنند.

تا زماني كه ايدة ضداسلامي «پان تركيسم و پان آذريسم» به عنوان ايدئولوژي دولتي از سوي رژيم باكو ترويج مي‏شود و از سوي ديگر، حكومتي استبدادي در قالب اين شعارها به غارت منابع كشور و چپاول ثروتهاي عمومي مشغول است، طبيعي است كه تقابل ميان مردم ايران شمالي (اعم از آذري، تالشي، لزگي، آوار و ...) با رژيم استبدادي مركزي ادامه يابد. و در اين ميان تالش‏ها و تاتها بيش از هر قوم ديگري در ايران شمالي تحت ستم قرار دارند. زيرا آنها به زبان فارسي (تالشي) حرف مي‏زنند... تالش‏ها مانند ديگر اقوام ايران شمالي هويت ايراني و پيوندي تاريخي با ايران دارند. حمايت معنوي و فرهنگي از تالش‏هاي مظلوم ايران شمالي وظيفه فرد فرد ما ايراني‏هاست. بخشي از نزديكي گويش تالشي كه بسيار به زبان پارسي نزديك است :

تالشي / فارسي

او-سور اومي / سال نو آمده

او-سور خشن اومي / سال نو خوش آمده

ويلون به او-سوري خشن اومي / گلها در سال نو خوش آمده اند

ويلو بيبن، ويلو بيبن / گل باشيد و گل باشيد

گيرو ببين، دو بيكن / گرد هم آييد و پايكوبي بكنيد

شوي شوي بيكن / شادماني بكنيد

او-سور اوم تي بوي بوي / سال نو آمد تو بيا بيا

بوخون كو ويلونيم اوبن / در باغها گلها شكفته اند

اوونن بين سي، تي بوي بوي / براي ديدن آنها تو بيا بيا

 

تالشی / فارسی 

نَهو/ صبحانه

چوشتا/ نهار

شانگونا / شام

زینا   / دیروز

اِمروج / امروز

سبادام/ فردا

پِشیو / پس فردا

اِسته /.حالا-الان

کَینه / کی- کجا

کِیو / کجا

چُک / خوب

چوکیش/ خوبی

کِف چوکه/ حالت خوبه

چیش کاردا/ چه کار میکنی

تات / داغ- گرم

اُسیه / سرد

شَی  / پیراهن

شَلو /شلوار

کَلوش/ نوعی کفش روستایی

گُوآوه / جوراب</