
تاریخچه کردستان بزرگ , در سایه ایران بزرگ
زبان كردي
زبان كردي شاخهاي از زبانهاي قديم ايران باستان است و ساكنان كردستان نظر به
سختي مكان و بر كنار بودن از سيل تهاجمات خارجي، زبان قديم خود را حفظ كردهاند
. امروزه زبان كردي به لهجههاي مختلفي تقسيم ميشود،
گويشهاي كرمانجي شمالي و كرمانجي جنوبي (سوراني) كردي و اورامي در منطقه كردستان در
بين ساكنان استان رواج دارد . اهالي مريوان با گويش كردي
كرمانجي جنوبي ( سوراني ) و مناطق جنوبي مريوان با لهجه اورامامي (گوراني) صحبت ميكنند،
لهجه اورامي تا چند دهه پيش ، زبان نوشتاري و ادبي كردي بوده است .
امروزه دين مردمان منطقه اسلام است و اكثرا اهل تسنن و پيرو مذهب شافعي
هستند، دو طريقت نقشبنديه و قادريه در اين منطقه پيروان زيادي دارند و مراكز اصلي
آنها سروآباد و خاورميرآباد " بايره "، بوده است . قبل از
اسلام چنانكه آثار و شواهد نشان ميدهد، ساكنان منطقه آيينهاي مختلفي داشتهاند كه
مهرپرستي، ميتراييسم و زرتشتي مهمترين اين آيينها بودهاند و اكنون رگهها و ريشههاي
اين آيينها را در آيينها و موسيقي منطقه ميتوان ديد . یکی از
افتخارات ملت ایران باستان این است که هر باور و ایدئولوژی در این سرزمین برای مردم
مورد احترام بوده است و هیچ اجباری برای پذیرفتن ادیان یکدیگر وجود نداشته است .
این امر امروزه نیاز توجه بیشتری است تا سنی بودن یا شیعه بودن یا زرتشتی یا مسیحی
یا یهودی و . . . همگی همچون گذشته یکسان دیده شوند و هیچ کس اقلیت و اکثریت خوانده
نشوند بلکه همگی ایرانی و انسان خوانده شویم .
الفبای کردی
در خط کردی برای کم شدن فاصله ی نوشتار و
گفتار تغييراتی در خط فارسی به وجود آمده است که به طور خلاصه بيان می کنم . البته
برای ياد گرفتن کامل خط کردی می توانيد به کتاب فرهنگ کردی هه ژار مراجعه کنيد
فتحه: در خط کردی به صورت (ه) نوشته می شود مانند به همه ن به جای بهمن
ضمه: در خط کردی به صورت (و) نوشته می شود مانند کورد به جای کرد
او در خط کردی به صورت (وو) نوشته می شود
تشديد : کلمات مشدد به صورت تکرار حرف نوشته می شوند مانند مه ککه به جای مکه
الف در خط کردی در وسط کلمه به صورت ا نوشته می شود ودر آغاز کلمه به صورت ئ نوشته
می شود مانند ئه حمه د به جای احمد و بار به جای بار
در خط کردی حروفی چون ث س ص به صورت س نوشته می شوند مانند سه د به جای صد
در خط کردی حروفی چون ز ذ ض ظ به صورت ز نوشته می شوند مانند زوهر به جای ظهر
در خط کردی حروفی چون ت ط به صورت ت نوشته می شوند مانند ته ناب به جاي طناب
اعداد در زبان کردی تقریبا همان اعداد پارسی است زیرا هر دو ریشه ای مشترک دارند
يه ک ۱ - دوو ۲ - سی ۳ - چوار ۴ - پينج ۵ - شه ش ۶ - هاوت ۷ - هه يشت ۸ - نوو ۹ - ده ی ۱۰ - يانزه ۱۱ - دووانزه ۱۲- سينزه ۱۳ - چوارده ۱۴ - پانزه ۱۵ - شانزه ۱۶
هه وده ۱۷ - هه ژده ۱۸ - نووزده ۱۹ - بيس ۲۰ - سی ۳۰ - چل ۴۰ - په نجا ۵۰ - شه س ۶۰ - هه فتا ۷۰ - هیشتا ۸۰ - نه وه د ۹۰ - سه د ۱۰۰ - دووویس ۲۰۰ - سسه د ۳۰۰
چوارسه د ۴۰۰ - پانسه د ۵۰۰ - شه شسه د ۶۰۰ - هه فسه د ۷۰۰ - هه یسه د ۸۰۰ - نووسه د ۹۰۰ - هه زار ۱۰۰۰
اعضای خانواده در کوردی نیز چنین است
ژن(ئافره ت): زن
پیا : مرد
کور : پسر
دوه ت(کیچ) : دختر
باوک : پدر
دالک(دایک) :مادر
برا : برادر
خوه یشک : خواهر
باپیر : پدر بزرگ
داپیر(نه نگ) : مادربزرگ
مام(تاتگ) : عمو
خالوو :دایی
میمگ : خاله و عمه
زاوا : داماد
وه یو : عروس
خه سوره : مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن
شو : شوهر
ژن : زن و عیال
هاو زاوا : باجناق
ئامووزا : پسر عمو و دختر عمو
خالووزا : پسر دایی و دختر دایی
میمزا : پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله
ژن خالوو : زن دایی
ژن تاتگ : زن عمو
شو میمگ : شوهر خاله و شوهر عمه
دوه ته ر زا : نوه دختری
کررزا : نوه پسری
دش : خواهر شوهر
فصلهای ایرانی در کردی و فارسی نیز بسیار شبیه به یکدیگر هستند
کوردی سنی
بو هار : بهار
هاوين : تابستان
پايز : پاييز
زيستان :زمستان
کوردی که لهور
وه هار : بهار
پايز : تابستان
سه رده وا : پاييز
زمسان :زمستان
برخی صفتهای کردی نیز به شرح زیر می باشد
گه وره: بزرگ - بووچک: کوچک - خاس : خوب - گه ن : بد - ره ئين: زيبا - قيز : زشت - تيه ريک: تاريک - رووشن: روشن - سه ر خوش: شاد - خه مين: غمگين
کار که ر: کوشا - ته مه ل: تنبل - چاخ: چاق - له ر: لاغر - تنک: نازک - پيه ن: پهن - دريژ: دراز - کو ل: کوتاه - پير: پير - جووان: جوان - تژ: تيز - کول: کند - به رز: مرتفع
قول: عميق - فيس: تر - هشک: خشک - بان: بالا - خوار: پايين - چوول: خالی - په تی: خالی - زور: زياد - که م: کم - پوک: خالی - پر: پر - شرين: شيرين - تيه ل: تلخ
سوول: شور - تورش: ترش - ته نيا: تنها - هووفه ل: آدم دروغگو - درووزن: دروغگو - دروو: دروغ - راس: راست - ته ميس: پاک - چرکن: کثيف - دوله مه ن: پولدار - هه ژار: فقير
رنگها در زبان کهن کردی به شرح زیر است
ره ش: سياه
چه رمگ: سفید
که و: آبی
سور: قرمز
زه رد: زرد
ساوز: سبز
قاوه ی: قهوه ای
بوور: خاکستری
نمونه ای از پیوستگی زبان کردی- پارسی باستان و پهلوی ایران
|
کوردی ایلامی |
پهلوی |
پارسی باستان |
فارسی امروزی |
|
هشک |
هوشک |
هوشکه |
خشک |
|
کو |
کوف |
کيوفه |
کوه |
|
وا |
واد |
واته |
باد |
|
خور |
خور |
خوره |
خورشيد |
|
ولگ |
ولگ |
ورکه |
برگ |
|
وفر |
وفر |
وفره |
برف |
|
مزگ |
مزغ |
مزغه |
مغز |
پوششهای زیبا و ملی ایران در مناطق کردستان
لباس و پوشش زنان و مردان
کرد
كردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار
كردهاند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود كه نشانگر هويت فرهنگي
آنهاست دارند .
حتي در ابتداي حكومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاشاه كه مقرر شد تمام مردم ايران لباس
واحدي بپوشند، كردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير
ندادند . یکی از اشتباهات بزرگ رضا شاه منع پوشش های محلی و
اصیل ایرانی بود .
البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در
مراسم و جشنهاي خاص ميپوشند و علاقهاي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به
همين دليل در سنندج كمتر كسي ديده ميشود كه با لباس محلي در خيابان
ظاهر شود، اما در ساير شهرها مانند سقز بانه و مريوان غالبا
تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده ميشوند .
لباس و پوشاك كردان از تنوع و غناي فوقالعادهاي برخوردار است كه در زينتها و
رنگهاي لباس به چشم ميخورد، لباس كردي هرگز يك رنگ و تيرهگون نيست بلكه هميشه با
تركيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره ميكند و انسان به اين باور ميرسد
كه طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف
و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشتهاند .
لباس زنها نيز از پيراهن بلندي تا روي پنجه پا كه گاهي با پولكهاي الوان تزيين شده
و روي آن يك نيمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زري يا مخمل پوشيده و بالاي سوخمه
گاهي لباسي به اسم " كوا " كه از پشت تا پايين پنجه پا كشيده شده و روي آن را گاهي
نيمه تنه به نام < سلته > ميپوشند، تشكيل ميشود .
پوشيدن هر يك از اين لباسها بستگي به سليقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس
حرير است، پارچهاي توري به عنوان روسري و پارچه ديگر به اسم " شتونيه" يا "شال" به
طول سه متر كه روي ناحيه كمر بسته ميشود جز لباس زنان كرد است .
زنان و دختران منطقه اورامانات گيسوان خود را به شكل رشتههاي باريك ميبافند و بر
گيسوان بافته خود كلاه سكه دوزي شده ميگذارند .
لباس مردان كرد ساكن فلات ايران تنگ و چسب بدن، با چينهاي باز، شلوار چسبان و پوتين
سافه بلند است، در كوههاي كردستان جنوبي، مردان لباس گشاد تري ميپوشند كه با نياز
بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است .
شلوار آن گشاد و كت كوتاه و از جنس نمد سفيد است، يك دستار سفيد و آبي با تصوير "
چشم پرنده " نيز به دور سر ميپيچيند و از كمر بند رنگارنگ نيز استفاده ميكنند،
همچنين لباس مردانه كردي تابع مقتضيات محيط و شيوه زندگي است و در عين حال گاهي در
آن تنوعهاي بسيار جالبي هم ديده ميشود
برخی از لباس مردان تيره رنگ است كه از كت بدون يقه، شلوار
، دهانه تنگ دستاري بر سر و شالي بر كمر تشكيل شده است ولی عموما
به شاد زیستی و رنگهای روشن که همانا سنت زرتشت است باور دارند .
پيراهنهاي بدون يقه و سفيد ميپوشند كه در انتهاي آستين، زباله مثلثي شكلي قرار
دارد كه در حالت عادي به دور مچ يا بازو پيچيده ميشود و آن را " لفكه سوزني" مينامند
.
در صورتي كه پيراهن بدون لفكه باشد، اغلب هنگام كار مچها را با پارچه نوار مانندي
ميبندند، اغلب مردان از دستار و شال تيره رنگ مخصوصي به نام "رشتي" استفاده ميكنند،
زينت مردان بيشتر ساعت جيبي با زنجير آويزان در جلو سينه و گاهي ساعت مچي است .
با توجه به زمستانهاي سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده ميشود، اما قشرهاي غيرمرفه
نمد ضخيمي به نام " پستك " ميپوشند و چوپانان براي جلوگيري از سرما و حفاظت از
سرما وباران ، قباي نمدي دراز و بدون آستين دارند كه دو زبانه كوچك به عنوان
آستينهاي كاذب در امتداد شانههاي آن قرار دارد .

موسيقي , رقص و حركات موزون محلي كردي
يكي از جاذبههاي مهم، ارزشمند و نشاط انگيز منطقه ، موسيقي ، آواز و رقص كردي است، موسيقي و رقص كردي در ميان موسيقيهاي محلي سرزمين ايران ، يكي از اصيلترين و قديميترين موسيقيها و كاملا آريايي است كه با گذشت قرون متمادي هنوز اصالت خود را حفظ نموده است . رقص کردی به جز در کردستان در بسیاری دیگر از شهرهای ایران از مهم ترین رقصهای ایرانی به حساب می آید . به عبارتی این رقص در فلات پهناور ایران جایگاهی والا دارد . در تمام ريتمهاي رقص كردي حالتي از همداستاني ، يگانگي و بدنسازي وجود دارد، دستهاي رقصندگان در هم گره ميخورد، گامها همواره در يك مسير حركت ميكند و چنان متوازن است كه به رژه ميماند . رقص کردی به حدی در ایران محبوبیت دارد که همه اقوام ایرانی از آن بهره می برند . در بسیاری از شهرهای ایران به خصوص شهرهای آذربایجان رقص کردی در عروسی ها مورد استفاده قرار میگیرد . پس از نواختن موسیقی کوردی در مراسمهای شادی - زن و کودک و پیر و جوان دست در دست یکدیگر ناخداگاه به اجرای رقص زیبای کردی میپردازند . امروزه این رقص مورد توجه بسیاری در ایران است . موسيقي كردي كه به مناسبتهاي مختلف و در زمينههاي گوناگون حماسي، عزا، بيماري و جشنها اجرا ميشود، هر بينندهاي را به شور و حال و وجد ميآورد و همواره بينندگان را تحت تاثير قرار ميدهد . سازهاي اصلي كه در موسيقي كردي مورد استفاده قرار ميگيرند عبارتند از : دايره ، زرنا ( سرنا ) ، دوني ، ني انبان و تنبور موسيقي كردي در پنج زمينه اجرا ميشود .
بسیاری از استادان موسیقی سنتی ایران کرد هستند زیرا کمتر از موسیقی بیگانه در داخل موسیقی سنتی کردهای ایران وارد شده است . افرادی مانند استاد شهرام ناظری ، یوسف زمانی ، کامکار ها ، مجتبی میرزاده ، سواره ایلخانی زاده ، محمد صدیق مفتی زاده محمد کمانگر ، فریدون مرادی ، شکر الله بابان ، عثمان احمدی ، ابراهیم ستوده ، عابد سراج الدینی روح الله خالقی و بسیاری دیگر .
موسيقي مقامي
مقامهاي موسيقي كردي عبارتند از " الاويسي " ، " هيران " و قطار " و در اين مقامها نوازنده شماري از گونههاي موسيقي مقامي كهن ايران زمين را كه در اين خطه حفظ شده، اجرا ميكند .
مقامهاي موسيقي كردي از نظر پيوستگي فرهنگي كردها با ساير اقوام ايراني و نيز دارا بودن " تمها " و جلوههاي كهن موسيقي ايراني داراي ارزش بسيار است
موسيقي آوازي
اين موسيقي در دو سبك و شيوه به نامهاي " هوره " و " سياه چمانه " اجرا ميشود كه در اصل موسيقي خراباتي است .
موسيقي مذهبي
اين موسيقي به دو صورت اجرا ميشود، موسيقي " عزا "
كه به ناج چمري ناميده ميشود و در تمامي حوزههاي غربي كردستان، آذربايجان غربي،
كرمانشاه و ايلام اجرا ميشود . شيوه اجراي مراسم، عظمت و شكوه آن يادآور سوگ " سياوش " است، نواي " چمري " در اين
مراسم و نواي حزن و اندوهناك " سر حور " كه بوسيله زنان اجرا ميشود نيز شرح زندگي
مستوفي و صاحبان سوگواري كه فيالبداهه توسط " چمر خوانان " ماهر و چيرهدست سروده
و خوانده ميشود .
نوازندگان " دهل " و " سرنا " با شنيدن صداي گرم زن و مرد نواي " واي واي " را مينوازند
و همراه چمر نواي ويژه " چمري " را در " چمرگاه " اجرا ميكنند
. موسيقي ديگر مذهبي، نواي ويژه ماه رمضان است كه از بلنداي شهرها و روستاها در سحر و
مغرب براي آگاهي مردم اجرا ميشود و دو نوا و ريتم دارد " سحري " كه قبل از اذان
صبحگاهان اجرا ميشود " نقارقان " يا نقارگان " كه هنگام افطار و پايان روزه و آغاز
شام اجرا ميشود .
موسيقي حماسي
اين موسيقي به " ههلپهركه " يا " ههل په رين " معروف و به معني حمله كردن است،
كردان معتقدند كه " هال په ركه " بسيار كهن است و ماندگاري آن از روزگار پرستش
خدايان و مربوط به دوران مهر پرستي یا میترایی است . موسیقی حماسی
در لرستان نیز جایگاه والای دارد . در آن روزگار كردان و اقوام آريايي كه پيوسته در پيكار با اقوام ساكي (آشور) بودند،
هنگام بازگشت از جنگ و پيكار با اهريمن آيين " ههل پهركه" را در نزد الهه مهر در
معابد " مهرابهها " انجام ميدادند . مراسم شرح زندگي، حمله و حوادثي است كه بر جنگجويان گذشته كه به صورت نمايش و
نمادين اجرا ميشود و در حقيقت علاوه بر حماسي بودن، جنبه تقدس نيز داشته و نوعي
مراسم عبادتي به شمار ميرود .
" دهل " ، " دف " و " سرنا " به عنوان سازهاي اصلي اجراي اين موسيقي حماسي هستند كه
به وسيله نوازندگان نواخته ميشوند موسيقي " هه ل په ركه" هفت ريتم اصلي دارد كه به
ترتيب يا ساز و همراهي اجراكنندگان انجام مي- گيرد و ريتم آن از كند و آرام " گريان
" شروع و به ريتم " سرپا " و ريتم هيجاني " سجاد " پايان مييابد و در ميان آن ريتمهاي
ديگر نواخته ميشود .
در ريتم آرام " گريان " به نظر ميرسد كه اجراكنندگان به " ميترا " توضيح ميدهند
كه ما آرام آرام به سوي دشمن رهسپرديم و چگونگي آن را بيان ميكنند
. در ريتم بعدي به نام " هه ل گردن" يا " سه پا " كه ريتمي تند است به بيان حمله به
دشمن ميپردازند، ريتم " سجاد " كه بسيار تند ميشود نشانه اين است كه راهي بسيار
طي كرديم و درگيري با دشمن آغاز شد، زدند و پايمان زخمي شد .
سرچوبي در اين هنگام ( در حين اجراي مراسم ) خم ميشود
و با دست پايش را ميگيرد، چنانكه زخمي شده و ديگران دور او حلقه ميزنند و
همچنانكه موسيقي و مراسم اجراي رقص ادامه دارد، پاي او را بطور نمادين ميگيرند كه
بر زمين نيفتد، زخمهاي او را پاك ميكنند و مرهم ميگذارند .
آنگاه سرچوبي با همان حالت كه مجروح شدن او را ميرساند، برخاسته و دوباره " سجاد "
را انجام ميدهد، كه نشانگر اين است كه از پاي نيفتاديم و پيكار با دشمن را ادامه
داديم، در اين هنگام اجراي مراسم به اوج مي- رسد و پايان مييابد .
رقص زیبای محلی کردستان
خسرو سینا ـ كارشناس ارشد تئاتر، تهران
رقصهای محلی با موسیقی كوردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو (یعنی گندم و جو) مینامند (در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك میگویند) .
• در این رقصها معمولاً یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد كه سر چوپی كش نامیده میشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید .

تقسیمبندی رقصهای كوردی
رقصهای محلی كوردی را به دو دسته میتوان تقسیم نمود:
۱- رقصهای مذهبی
۲- رقصهادی محلی كردی (عشیرهای)
الف - رقصهای مذهبی:
منظور از این رقصها، حركات پر شور در اوایش میباشد كه به سماع معروف بوده و در تكایا اجرا میشود در این نوع رقص دراویش در عالم بیخودی حركات سر و گردن خود را موسیقی ریتمیك هماهنگ كرده اصطلاحاً در وجد به سماع میپردازند. که در قسمتهای بالا توضیح داده شد .

ب - رقصهای محلی كوردی عشیرهای:
رقصهای محلی كوردی را میتوان از ریشه دارترین و كهنترین رقصها دانست. هل پرین (حمله كردن) یا رقص كوردی در گذشته صرفاً با هدف آماده سازی و تقویت نیروی جسمانی و روحی مردم مناطق كوردنشین انجام میشد چرا كه مردمان این مناطق در گذشتههای نه چندان دور همواره شاهد جنگهای قبیلهای بودند و همین امر حفظ و آمادگی همیشگی را طلب میكرد لذا مردمان این مناطق در وقفههای بین جنگها و به مناسبتهای مختلف دست در دست یكدیگر آمادگی رزمیو شور و همبستگی پولادین خویش را به رخ دشمنان میكشیدند.
رقص كوردی را یك رقص رزمیمیدانند كه دارای صلابت و متانتی خاص بوده و یاد آور یكپارچگی این مردمان غیور در تمامی ادوار میباشد.
امروزه مجموع این رقصها را چوبی میگویند كه معمولاً به صورت دسته جمعی اجرا میشوند.
رقصهای محلی با موسیقی كوردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو(یعنی گندم و جو) مینامند( در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك میگویند.)
در این رقصها معمولاً یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد كه سر چوپی كش نامیده میشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید.
در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در كنار سر چوپی كش به گونهای قرار میگیرند كه هر یكی با دست چپ دست راست نفر بعد را میگیرد اصطلاحاً این حالت را گاوانی نامیده میشود.
در رقصهای كوردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یكپارچگی یك قوم ریشه دار را به تصویر میكشند برخی رقصهای كوردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا میشوند و در برخی از رقصها یكی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی میپردازند و در این حالت معمولاً رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی میكند كه اصطلاحاً به این نوع رقص دو دستماله میگویند و بیشتر در كرمانشاه مرسوم است.
نمایشها و رقصهای كوردی را میتوان به چند قسمت اصلی ذیل تقسیم كرد:
۱- گه ریان ۲- پشت پا ۳- هه لگرتن ۴- فه تاح پاشا۵- لب لان۶- چه پی ۷- زه زنگی ۸- شه لایی ۹- سی جار ۱۰- خان امیری

گهریان :
گهریان در زبان كوردی به معنی گشت و گذار و راه رفتن بوده و حركات مختص این رقص نیز معنای گشت و گذار در ذهن تداعی میكنند.
گه ریان دارای دو مقام بوده كه یكی متعلق به مناطق روستایی و دیگری مناطق شهری میباشد این رقص نرم و آهسته و با لطافتی خاص شروع شده و به تدریج تندتر میشود. ملودی مربوط به این رقص با تنوع در ریتم و نوساناتی در اجرا تا پایان ادامه مییابد.
در این رقص در واقع تاثیر گشت و گذار در زندگی كوردها به نمایش گذاشته میشود و تنوع ریتم در این رقص گویای تجربیاتی است كه در گشت و گذار به دست میآیند و میتوان گفت این رقص زیبا تبلیغی است برای خوب نگریستن در اشیاء و طبیعت . این رقص زندگی با فراز و نشیب و زیر و بم هایش به تصویر كشده شده و بر ضرورت بینایی و كسب تجربه برای رویارویی با رودخانه پر تلاطم زندگی تاكید میشود. این رقص، رقصندگان را برای رقصهای پر تحرك تر بعدی آماده میكند.
تقریباً در كل مناطق كوردنشین ملودی این رقص به شكلی یكسان نواخته میشود و در این رقص نخستین حركت با پای چپ آغاز شد و حركت پای دیگر همواره با سر ضربهای دهل كه معمولاً باریتم دو تایی اجرا میشوند عوض میشود.
پشت پا:
پشت پا رقصی است كه كمی تندتر از گه ریان اجرا شده و در بیشتر مناطق كوردنشین مخصوص مردها میباشد رقص پشت پا همانطور كه از نامش پیداست انسان را به هوشیاری و به كارگیری تجارب میخواند تا مبادا شخص در زندگی از كسی پشت پا بخورد.
ههلگرتن :
هه لگرتن در لغت به معنای بلند كردن چیزی میباشد. این رقص بسیار پر جنب و جوش و شاد اجرا میشود كه با شور و جنب و جوش بسیار به سوی هدف روانه است. ریتم تند ملودی مخصوص این رقص هر گونه كسالت و خمودی را نفی كرده و بر اهمیت نشاط و هدفمندی در زندگی تاكید دارد.

فتاح پاشایی :
فتاح از نظر لغوی به معنی جنبش و پایكوبی است.
ملودی این رقص در سر تاسر كوردستان به شكلی یكنواخت و با ریتمی تند اجرا میشود و لذا این رقص بسیار پر جنب و جوش میباشد بیشتر مردم كردستان از این رقص استقبال میكنند. این رقص نشانگر انسانی است كه به شكرانه كسب موفقیتها و استفاده از نعمتهای خداوندی خوشحالی خود را به نمایش گذاشته است.
لب لان :
این رقص با ریتمی نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا میشود و میتوان در آن لزوم تنوع در زندگی را مشاهده كرد. پس از اجرای پر جنب و جوش رقصها گه ریان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان میرقصند تا كمی استراحت كرده و تجدید قوا كنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهی كرده، وی را پس از طی مرحله ضروری شور و مستی به قلمرو تفكر دور اندیشی و باز نگری رهنمون میسازد در این رقص، شركت كنندگان آرامش خاصی را احساس میكنند.

چهپی :
چهپی همانطور كه اسمش پیداست به معنای چپ میباشد ملودی این آهنگ با وزن دو تایی اجرا شده و در بیشتر مناطق كوردنشین از جمله كرمانشاه، كوردستان، سنجابی، بسیار از آن استقبال میشود.
فلسفه این رقص قوت بخشیدن به قسمت چپ بدن میباشد چرا كه معمولاً قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش كمتری داشته و به مرور زمان تنبل میشود و برای استفاده متعادل از تمامیت جسمانی همواره باید بكارگیری اعضاء سمت چپ بدن آنها را تقویت كرد.
به همین منظور در رقص چه پی قسمت چپ بدن تحرك بیشتری یافته و از خمودگی خارج میگردد. در منطقه كرمانشاه بیشتر زنها از این رقص استقبال میكنند.
زهنگی یا زندی :
در این رقص رقصندگان یك قدم به جلو گذاشته و سپس یك قدم به عقب میروند و این حالت تا پایان ادامه مییابد در این رقص ضرورت احتیاط، دور اندیشی و تجزیه و تحلیل عملكرد از جانب انسان به تصویر كشیده میشود. در واقع در این رقص سنجیده گام برداشتن تبلیغ میگردد.
شه لایی :
این رقص را كه با ریتم لنگ اجرا میشود میتوان یك تراژدی شكست دانست در این رقص قدمها لنگان لنگان برداشته میشوند تا شكست در برابر چشمان حضار ترسیم گردد و در ترسیم این مصیبت كسی زبان به سخن نگشاید.
سه جار :
این نوع رقص با ریتم آرام و گاهاً تند است كه همان طور كه از اسمش بر میآید به معنی سه بار (سێ در رسم الخط كوردی) است كه در آن سه حركت پا و سه حركت به جلو وجود دارد و به گونهای یاد آور عدد مقدس ۳ در فرهنگ فلكلوریك كردهاست.
خان امیری :
این رقص نیز با ریتمی تند همراه است و در آن دستی از هم باز و در بالا قرار میگیرد و حلقهای باز تر و فراختر میسازد و بیشتر تناسبی است بین حركت دستها و پاها این رقص كه در آن گونهای خود نمایی و غرور خانی نیز دیده میشود تداعی كننده پیروزی و پرواز پرندگان را در خاطر میآورد.
فهرست منابع و ماخذ :
۱- الیاده- میرچا: 1372رساله در تاریخ ادیان. ترجمة جلال ستاری. انتشارت سروش، تهران
۲- استاد جنیدی، فریدون: 1358 نامه فرهنگ ایران. دفتر دوم، بنیاد نیشابور، تهران
۳- یونسكو: 1374تاریخ تمدنهای آسیای مركزی. ترجمة صادق ملك شهمیرزادی. دفتر مطالعات بین الملل،
۴- ذكاء یحیی- 2537 تاریخ رقص در ایران، هنر و مردم شمارههای ۱۸۹-۱۸۸ خرداد
........................................................................................................................................
© Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com