
فرتور زنده یاد استاد سید خلیل عالی نژاد برترین چهره تبور نواز قرون معاصر ایران زمین
ارزش والای تنبور در کردستان
« تنبور » يکی از سازهای باستانی و عرفانی ايران زمين است که بيشتر در نواحی غرب و شرق ايران رايج است. از قرائن و شواهد تاريخی و يافته های باستان شناسی بر می آيد که اين ساز قدمتی 6000 ساله دارد ومهم ترين سند تاريخی در اثبات ادعای مذکور،مجسمه ای است که در حين حفاری در حوالی مقبره حضرت دانيال نبی ، واقع در شوش ، به دست آمده و اين مجسمه نشانگر دو مرد نوازنده است که در دست يکی از آنها تنبور قابل تشخيص است و قدمت اين اثر به زمان ظهور اشو زرتشت اسپنتمان يعنی به حدود 3 هزار سال قبل از ميلاد مسيح می رسد. يکی ديگر از قديمی ترين نشانه هايی که از اين ساز در دست است ، سازهايی است که در تپه بنی يونس و کيون جيک واقع در حوالی شهر موصل بر روی ديوار ترسيم شده اند.
هرچند نمی توان با دقت ويقين زمان اختراع اين ساز را تعيين کرد ، اما به صراحت می
توان گفت که ساختن و نواختن تنبور به قرن ها پيش از ظهور اسلام بر می گردد به طوری
محققين معتقدند که اکثر سازهای زهی ، از اين ساز کهن مشتق شده اند و « هلمهلتز »
محقق آلمانی در اين زمينه می گويد: [
پرده بندی
تنبور ، پايه و اساس موسيقی ايرانی بوده که در زمان ساسانيان شکل گرفته و بی سبب
نيست که اين ساز را پدر «تار» ناميده اند
]
تنبور در زمان اشکانيان و ساسانيان از جايگاه رفيعی بر خوردار بود. به
طوری که ابن
خرداد
در رساله خود می نویسد :
ایرانیان
معمولا عود را با
نای و زنای را با طنبور و... می نواختند
.
و در فرهنگ دهخدا به نقل از کريستن سن ، سازهای زمان ساسانيان ، عود
، نای ، تنبور ، مزمار و چنگ معرفی شده اند و مسلما در زمان خسروپرويز ، تنبور
بسيار مورد توجه بوده و تصاوير حک شده بر ديوار عمرا که نوعی تنبور در آن قابل
تشخيص است نيز مبين اين ادعاست.
پس از پيدايش اسلام نيز ، اين ساز در زمره سازهای مورد تحقيق از سوی دانشمندان
اسلامی و نيز مورد توجه شاعران بزرگی چون مولوی و منوچهری دامغانی بوده است.
بانگ
گردش های چرخست اين که خلق می سرايندش به طنبور و به حلق
( مولوی )
به
ياد شهريارم نوش گردان به بانگ چنگ و موسيقال و تنبور
( منوچهری دامغانی )
خنياگرانت فاخته و اندليب را بشکست نای در کف وطنبور درکنار
( منوچهری دامغانی )
هم
اکنون تنبور را در بين اقوام مختلف آسيای ميانه و سرزمين های اسلامی با نام های
«دومبرا» ، «چونگور» ، «تونبره» ، «تنبورا» ، «تامبور» و «تنبور» می توان يافت. اين
ساز در شرق و غرب ايران به وفور و در نواحی شمال عراق و شهرهای مرزی
کرد نشین
ترکيه و ايران در حد کمتری با نام ها و شکل های مشابهی ديده می شود.
تنبور رايج در منطقه غرب ايران و عراق ، تنبور تيسفونی ناميده می شود که دارای
کاسه ای گلابی شکل ، دسته ای بلند و 12 تا 14 پرده می باشد و در مناطق مختلف استان
کرمانشاهان از جمله شهر کرمانشاه ، کرند غرب ، گهواره ، صحنه ، ماهيدشت ، دينور و
... و برخی روستاهای همدان و اسدآباد و نهاوند رايج است.
به همین روی برجسته ترین چهره تنبور نواز و عارف وارسته ایرانی در همین نقطه از
ایران چشم به جهان گشود . سید خلیل عالی نژاد با کارنامه ای شگفت انگیز در ایران در
زمینه عرفان و سلوک مشهور شد و متاسفانه در جوانی به دست ناحقان در سوئد به آتش
کشیده شد .
در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشين ، ساز اساسی
و برجسته کردی به حساب
می آید هم می توان
در تک نوازی و هم
نوازی از آن
استفاده نمود
و می توان ادعا کرد
که بدون اين ساز ، موسيقی عرفانی
و روح انگیز کوردی
اين مناطق
هيچ گاه معنای کاملی ندارد و همين امر چنان قداستی بدان بخشيده که در برخی مناطق
شایع شده است که
بدون داشتن
وضو آن را نمی نوازند و نوازندگان آن از گزيدگان قوم بوده و
از
ارزشی معنوی در بين
مردم برخوردار
می باشند
.
تنبور ساز کهن ایرانی از دیدگاه زنده یاد سید خلیل عالی نژاد
مراسم پير شهريار
يكي از جشنهاي باشكوه ديدني و بينظير كه ريشهاي عميق در اسطورهها، اعتقادات و
آيينهاي قديم ایرانی مردمان اين منطقه دارد، مراسم پير شهريار در اورامانات مريوان است
. اين مراسم به علت ويژگيهاي منحصر به فرد فرهني و مذهبي در صورتي كه به درستي معروفي
شود در پيوند با " جاذبههاي طبيعي " به عنوان يكي از جاذبههاي مهم فرهنگي -
تاريخي و توريستي منطقه خواهد بود كه همه ساله گروهي از مشتاقان را به خود جذب
خواهد كرد . محل برگزاري مراسم پير شهريار روستاي اورامان تخت است، او پسر روحاني بوده از مغان
زرشتي موسوم به پير شهريار ( پسر شاليار ) كه از او كتابي به نام " مارفتوپيرشهريار
" باقي مانده است . معرفت پير شهريار نزد مردم اورامان بسيار محترم است و به دست خارجي نميسپارند،
كلماتش را در موارد بسيار به جاي مثل بكار ميبرند . اين كتاب مركب از چند بند مسجع است و درسخنان پير شهريار اشارات بسيار به حفظ آيين
قديم است و اهل محل در محبوس بودنش شكي ندارند، آرامگاه اين پير روحاني در
اورامانات تخت قرار دارد .
بیشتر در همین زمینه . . . .
مراسم دراويش قادريه
کردستان
دراويش قادريه پير و طريقت شيخي محيالدين ابومحمد عبدالقادر هستند، دراويش قادريه
تعلميات واعمالي اسرارآميز و خارقالعاده به شيخ عبدالقادر نسبت ميدهند و شيخ را
با لقبهايي مانند " پير " ، غوث الثقلين "، "غوث اعظم " و " شيخ مشرق " ميخوانند
.
در اين طريقت پيروان را درويش و مشايخ را پير ميخوانند، شيخ طريقت قادريه شيخ
عبدالكريم بزرنجي است، در اين طريقت داوطلبان پس از پذيرش و مريد شدن با تلفيق و
پذيرش اين توانايي را مييابند تا دست به اعمال خارق العاده دور از ذهن و حيرت
انگيزي بزنند كه براي هر بينندهاي، غير قابل تصور است .
پيروان طريقت قادريه وصول به حقيقت را در قيل و قال و سماع ميدانند و به همين دليل
در مجالس خود با حضور شيخ و مراد دف ميزنند و با آهنگ آن و سر و گردن به رقص ميپردازند
. مراسم دراويش قادريه هفتهاي دو بار در روزهاي يكشنبه و
پنجشنبه برگزار ميشود . در اين مراسم شيخ در ميان حلقه
درويشان قرار ميگيرد و جمع پيروان را راهنمايي و ارشاد ميكند، هر ورد با آهنگ و
نوايي ويژه تكرار ميشود، همواره اوراد خواني با رقص مذهبي همراه است
.
برخي از دراويش كه قلبي پاكتر و ظريف دارند حالشان
دگرگون ميشود و به مرحله جذب نزديك ميشوند و دست به يك رشته حركات نمايشي خارقالعاده
و حيرت انگيز جسماني ميزنند، در اين حال، نقش و تاثير موسيقي ( دف ، طبل ) بسيار
مهم و چشمگير است . برخي از دراويش چانه و يا شكم خود را
پاره ميكنند و چنين به نظر ميرسد كه انگار هيچ درد ، رنج و لطمهاي را احساس نميكنند،
هر درويش به يك يا چند نوع از اين گونه عمليات رغبت و اشتياق نشان ميدهد
.
بعضي آتش ميخورند، برخي شكم خود را سوراخ و پاره ميكنند و پارهاي درفش در گونه و
چانه خود فرو ميبرند و تعدادي از آنها شيشه و ميخ ميبلعند حرکاتی
که نشان از گم شدن در عرفان و از خود بیخودی دارد . درويشان قادري در انجام
شعاير جسماني بايد از شيخ اجازه گرفته باشند و مراسم تيغ بازي و حركات حيرت انگيز
آن در جشنها و مراسم مذهبي انجام مي شود .
سنگ نبشته تنگيور كامياران
در پانصد متری شمال غرب روستای تنگیور در تنگه زینانه و در چهل و پنج کیلومتری شال
غربی شهر کامیاران در بلندترین صخره کوه بقایای کتیبه برجسته ای از سارگن دوم
پادشاه آشور و در غرب آن نقش انسان برجسته ای به طوی نیم متر دیده می شود . قدمت
این کتیبه یش از سه هزار سال می باشد .
نقش شاه به صورت نيم رخ ، با كلاهي استوانهاي و شبيه باشلاق ، پاي
راست خود را در جلو و پاي چپ را عقب قرار داده است، دست راست شاه به طرف بالا بلند
شده و دست چپ در مقابل شكم قرار دارد .
اين
كتيبه به خط ميخي و به زبان آشوري باستان است كه پس از ستايش خدايان آشوري مانند
خداي آشور، مردوك، نابو، سين ، شمش و ايشتار به شرح پيروزيهاي خود پرداخته و در
ادامه به نقاط مختلف شهرها، روستاها و مناطقي كه در اين جنگ تصرف و ويران نموده،
اشاره دارد
تاريخ كتيبه احتمالا مربوط به اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد است
قلعه تاريخي قمچقاي بيجار
این قلعه در چهل و پنج کیلومتری بيجار و روي يكي از كوههاي بلند منطقه قرار دارد، موقعيت جغرافيايي اين قلعه به دو دليل از هيبت و عظمت خاص برخوردار است، نخست آن كه از يك سو به درهاي مشرف است كه در قديم به دره شاهان شهرت داشت و تيغههاي بلند و هولناك اين كوه با پرتگاههاي مخوف و بلند، بالا رفتن از آن و رسيدن به دژ را بسيار دشوار ميكند. از سوي ديگر، از جنوب غربي، جنوب شرقي و شرق نيز به پرتگاهي ديگر مشرف است . از اين رو، ايجاد استحكامات براي اين قلعه لازم نبود، اما در سمت شمال كه پشته از ارتفاع كم تري برخوردار است، بقاياي ديواري عريض و محكم از سنگ لاشه با ملات و برجهاي نيم استوانه موجود است . دروازه قلعه در اين سمت قرار دارد، بقاياي اين حصار يادآور ديوارهاي تخت سليمان است و احتمالا به دوره ساساني تعلق دارد . در پاي پشته سنگي، حصارهاي ديگري از قرون وسطي، عمود بر بستر رودخانه كشيده شده است، استحكام قلعه و نشانههاي ساختاري بنا از جمله پيهاي خانه- هايي كه مشهود است نيز اين گمان را تقويت ميكند كه اين قلعه ساساني باشد .
آب انباري و راهرويي كه آن را هم در دل كوه حفر كردهاند، نشانههاي ديگري از اهميت ويژه اين قلعه و آب انبار آن است
سنگهاي تراش خورده " قم چقاي " داراي مشخصاتي نيست كه بر مبناي آن بتوان زمان ساخت بناي قلعه را به دقت تعيين كرد، با اين حال به احتمال قوي ميتوان آن را متعلق به دورههاي پيش از ميلاد مسيح، مثلا دوره مانايي و ماد دانست كه تا دورههاي ساساني و اسلامي نيز مورد استفاده بود . منابع ذخيره آب كه توسط تونل پلهداري به پايين راه مييابد، تا حدودي به آب انباري كه در زندان سليمان وجود دارد شبيه است و نشانه ديگري از قدمت قلعه تا دوره مانايي است .
قلعه " هه لوخان " مريوان
در روزگار حكمراني " سرخاب بيگ اردلان "،
حدود سال نهصد و چهل پنج قمري، در سه كيلومتري جنوب شرقي شهر فعلي مريوان، قلعهاي
روي كوه ساخته شد كه به قلعه " ههلوخان" يا قلعه " ايمام " شهرت يافت
. اين قلعه از آجر بود و آثار پله و آب انبار آن كه از سنگ تراشيده شده، به
عنوان شالوده آخرين بناي قلعه، هنوز بر جا مانده است . قلعه
مريوان تا روزگار " سليمانخان اردلان" ، يكي از چهار مركز حكمراني خاندان اردلان
در كردستان و در روزگار " سرخاب بيگ " مركز و مقر حكومت كردستان بود، سرخاب بيگ اين
قلعه رفيع را دارالملك خود ساخت . اين قلعه همچنان مركز
حكمراني كردستان به شمار ميرفت، تا اين كه " هه لوخان " به رغم تعمير و پديد آوردن
ابنيههاي تازه مثل مسجد و افزودن استحكامات جديد بر قلعه، مركز حكمراني خود را به
قلعه پالنگان منتقل كرد . ساير قلاع استان كردستان كه
بقاياي اندكي از آنها بر جاي مانده و نياز به بررسي بيشتر دارد عبارتند از قلعه
كهنه و قز قلعه در شهرستان بيجار، قلعههاي سياومه ، نمشير بروژه ، كيوه رو ، شوي ،
آرمرده درشهرستان بانه و قلعه قپلانتو در شهرستان سقز است .
گنجينه سنندج
موزه سنندج در قسمت بيروني يكي از بناهاي دوره قاجاريه داير شده است، اين بنا به
منزل " سالار سعيد " معروف است و مقارن با سلطنت ناصرالدينشاه قاجار در حدود صدو
پنجاه سال پيش توسط يكي از علماي بنام اهل سنت " ملا لطفالله شيخالاسلام" قاضيالقضاه
منطقه كردستان، در دو قسمت حياط و ساختمان بيروني و حياط و ساختمان اندروني بنا شد
. عمارت بيروني شامل يك حياط بزرگ و ساختمان دو طبقه با تالار تشريفات مزين
و همچنين زيرزمين و حوض خانه زيبا و انبار است كه قبلا در تملك عبدالمجيد خان
سنندجي معروف به (سالار سعيد) بود .
ابن بنا در سال پنجاه و چهار به موزه سنندج تبديل شد كه از دو بخش مجزا تشكيل شده
است .
بخش تاريخ و باستان شناسي
اين بخش در طبقات اول و دوم قرار دارد، طبقه اول شامل تالار شاهنشين با گچبريهاي
زيبا و اروسي هفت لنگه و آيينهكاري هنرمندانه و با شكوه است و اتاقهاي كنار آن، به
نمايش آثار تاريخي ايران از پيش از تاريخ تا اواخر دوره ساساني اختصاص دارد. اين
آثار شامل آثار سه هزار سال پيش، دوره ماد و مانايي و دوران تاريخي قبل از اسلام
است . شاخصترين آثار اين بخش، اشياي مربوط به نقاط مختلف
استان بويژه آثار سفالي، مفرغي، عاج و استخوانهاي يافته شده از تپه زيويه
و غار كرفتو است كه در سالهاي اخير در حفاريهاي علمي به دست آمده است
.
ساير آثاري كه در اين بخش به نمايش درآمده است، در برگيرنده آثاري از دورههاي
اشكاني و ساساني و هزاره اول قبل از ميلاد است، اين اشيا از سفالينه و آبگينه و
همچنين سكههاي مختلف دوران تاريخي تشكيل شده است . طبقه
دوم شامل اتاقهاي بزرگ و ايوان مزين عمارت است، به آثار دورههاي مختلف اسلامي از
اوايل اسلام تا دوره قاجاريه اختصاص يافته است .
زيباترين آثار اين بخش سفالينههاي مختلف از قرون شش و هفت اسلامي است كه از نقاط
مختلف ايران مثل كردستان، ري و نيشابور و... كشف شدهاند
در اين بخش علاوه بر سفالينهها، آثار ديگري مانند اشياي مفرغي، مس و نقره و همچنين
سكهها و مهرههاي دوره اسلامي در معرض ديد قرار دارد. بخش مردمشناسي اين قسمت از
موزه در زير زمين و حوضخانه زيباي بنا داير است . اين بخش
از نظر معماري بسيار زيباست و داراي سقف گنبدي و گچبري و آيينهكاري درخشاني است،
در بخش مردمشناسي كليه اشيا، ابزار و وسايلي كه از ديرباز مورد استفاده مردم منطقه
بوده، به نمايش درآمده و از اين طريق ميتوان با بسياري از اشيا و با زندگي فرهنگي
مردم مواجه شد .
عمارت خسروآباد سنندج
در سالهای هزار و دویست و بیست و دو اين عمارت توسط اماناللهخان اردلان حكمران
مقتدر كردستان براي پسرش خسروخان بنا گرديد و علاوه بر دو بخش ساختمان اصلي ( قصر
سلطنتي با ورودي ستوندار در بخش غربي و ساختمان شرقي با غلام گردشها و ايوان
ستوندار مشرف بر صحن عمارت و فضاي بيروني بنا) داراي فضاهاي ديگري همچون حمام، اطاق
قاپچيان و خدمتكاران و... ميباشد . تزيينات معماري
شامل گچبري، آجركاري اروسيهاي زيبا (پنجرههاي رنگي ) و حوض صليبي شكل داخل حياط
ساخته شده از سنگ است، عمارت خسروآباد مقر حكومت اماناللهخان اردلان بوده است
.
عمارت آصف موزه خانه كرد
احداث بناي اصلي عمارت آصف كه شامل تالار تشريفات است به دوران صفويه باز ميگردد و
در دورههاي بعدي بويژه در دوران قاجاريه و پهلوي بتدريج بخشهايي به آن افزوده شده
است . سردر ورودي بنا با نماي آجري كه به شكل نيم هشتي است
براساس سبك باروك ايراني ساخته شده است تالار تشريفات آن ايوان ستوندار با اروسي
پركار آن ازبخشهايي بسيار زيباي بنا محسوب ميشود عمارت داراي يك رشته قنات است كه
اكنون آب آبنماي مقابل تالار ازآن تامين ميشود . بنا شامل
تزئينات معماري همانند گچبري، آينه كاري و كار چوب است درضلع جنوب غربي عمارت حمام
مخصوص با سبك و اسلوب معماري حمامهاي ايراني ساخته شده است
كه داراي نقشهاي آهكبري ميباشد . مرمت این بنا از سال
هفتاد و هفت با عملیات حفاظتی شروع شد و تا سال هشتاد و یک ادامه داشت . تزینات آن
و قسمتهای آسیب دیده بازسازی شد . آهكبريهاي حمام خصوصي
و سيستم آبرساني آن نيزكه ازبين رفته بود دوباره احيا شده است .
در قسمت جنوبي و درابتداي ورود به عمارت ومسير دالان منتهي به حياط مركزي دري به
سمت راست باز ميشود كه در گذشته حياط مستخدمين بوده و با توجه به اينكه بخشهاي
مختلف اين قسمت به كلي تخريب شده و هيچ آثار و شواهدي از گذشته به جاي نمانده بود،
با مسقف نمودن بخش عمدهاي از اين فضا به وسيله گنبدهاي آجري و احيا نمودن حوض اصلي
و ساخت رواق دراطراف آن، بخشي ازاين قسمت به نگارخانه وبخش ديگر آن تبديل به
چايخانه سنتي ميشود .
با توجه به اتمام عمليات مرمتي در اين بنا و با توجه به ارزش تاريخي، بنا به موزه
مردم شناسي غرب كشور ( خانه كرد) تبديل شده است كه در آن مجموعهاي از شيوههاي كار
و زندگي مناطق كردنشين به معرض نمايش گذاشته شده است .
صنايع دستي استان كردستان
دست ساختههاي مردم كردستان كه از قدمتي به درازاي
تاريخ منطقه برخوردار است را ميتوان يكي ديگر از جاذبههاي گردشگري استان كردستان
دانست كه در سالهاي اخير بشدت مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي قرار گرفته است
صنايع دستي در استان كردستان تهيه و توليد انواع فرآوردههاي دستي از ديرباز
مرسوم بوده است .
سفالگري و سراميكسازي
هنر سفالگري از زمانهاي بس كهن در كردستان رايج بوده و ظرفهاي سفالين متعددي در
زير زمين كشف شده و نشان ميدهد كه اين هنر در دوره پيش از تاريخ در كردستان مورد
توجه فوقالعاده مردم بوده و تعدادي از آنها را در گورهاي مردگان پيدا كردهاند
. زيرا مردم آن زمان اعتقاد داشتند كه پس از مرگ مجددا زنده
ميشوند و به اين ظروف احتياج خواهند داشت و از اين رو در هنگام به خاك سپردن
مردگان مايحتاج زندگي را هم با آنان دفن ميكردند . در دوره
ساسانيان جنس لعاب تكامل يافت و كردستانيها ظروف لعابدار بسيار زيبايي ميساختند كه
تعدادي از اين ظروف از زير خاك بيرون آمده است . هنر سفالسازي
از آن تاريخ به بعد در ايران رونق پيدا كرد و ظروف لعابدار با گل معمولي ساخته ميشد
و آن از خاك رس بدون ماسه و شن و مواد آهكي بود و اين نوع ظروف در كردستان به وفور
پيدا ميشود .
كاشي كاري
صنعت كاشي كاري نيز در كردستان رونق بسياري دارد و اين صنعت از قرن سيزدهم هجري
قمري به بعد رو به پيشرفت گذاشت و داخل مسجد دارالاحسان و مسجد دارالامان و خانههاي
قديمي شهر سنندج از كاشيهاي معرق پوشيده است و هنر ساختن كاشيهاي معرق در زمان
امان اللهخان اول اردلان ساخته شد و به حد كمال رسيد و صنعت كاشيسازي در اين زمان
رو به تكامل گذاشت .
قاليبافي
قالي بافي در كردستان بسيار رايج است و نام كردستان هميشه
مترادف با مهمترين قاليهاي دستباف بوده كه با كمال ذوق و سليقه پديد آمده است و
قالي افشار و سنندج و بيجار و بوكان امروز شهرت جهاني دارد و به تحقيق يكي از
پرارزشترين فرشهاي ايران است . بيشتر طرحهاي مورد استفاده
قاليبافان در كردستان طرحهاي شكسته بوده و بندرت از طرحهاي ديگر استفاده ميشود، از
ميان اين طرحها ميتوان به طرح ماهي درهم (هراتي)، ريزماهي نقش بتهاي، گل وكيلي،
گل ميرزاعلي، گل مينا و شاخ گوزن و ميناخاني اشاره كرد .
گليم
مبدا مشهورترين گليمهاي كردستان، سنه
است كه در حال حاضر شامل سنندج و اطراف آن ميشود، اين منطقه از مراكز مهم توليد
قالي و گليمهاي كردستان به شمار ميآمده است . سنه از زمان
سلطنت صفويان پايتخت كردستان بوده است و تاثير صفويان در گليمهاي به جاي مانده از
قرون هجدهم، نوزدهم و اوايل قرن بيستم به وضوح ديده ميشود. گليمهاي قبايل سنجابي و
جاف تحت تاثير آويزهاي زربافت و قلاب دوزي شده صفوي است، گليمهاي سنه چه از نظر فني
و چه از لحاظ زيبايي شناسي با ديگر گليمهايي كه توسط قبايل و چادرنشينان كرد بافته
شده، تفاوت دارد . در بافت آنها نوعي ذوق هنري ديده ميشود و بيش از گليمهاي ديگر
به فرش- هاي گرهدار ايراني شبيه است .
منبت كاري
منبت كاري چوب در كردستان از
قديم رواج داشته و درهاي چوبي در كردستان و برخي از روستاهاي آن كه به جاي مانده
متعلق به دوران صفوي بوده كه داراي كنده كاريهاي دقيق و به صورت گل و كتيبههاي
گوناگون است . منبت كاريهايي كه بر در امامزادهها و مشايخ
انجام شده بسيار با ارزش است و امروز هم منبت كاران كرد در كردستان به كار خود
ادامه ميدهند و منبت كاري رواج كامل دارد . اكنون در سنندج
معروفترين و زبردستترين منبت كاران در كارگاههاي خود مشغول به كارند همراه با
سبكهاي جديد، كه در آن ابداع و ابتكار خود را محفوظ داشتهاند .
نازك كاري
چوب ساخت فرآوردههاي چوبي و نازك كاري در سنندج
سابقه طولاني دارد و محصولات چوبي اين شهر از قديم الايام خواستاران فراواني داشته،
بويژه تخته شطرنج هاي سنندج از مرغوبيت خاصي برخوردار است و در كارگاههاي نازك
كاري علاوه بر تهيه تخته شطرنج محصولهاي ديگري از قبيل قوطي سيگار و شيريني خوري و
كيف زنانه و جعبه و لوازم آرايش و سيني و بشقاب و غيره توليد ميشود و امروز كارگاههاي
خراطي كردستان بيشتر به تهيه قليان و پيپ چپق و عصا و چوب دستي و چوب سيگاري ميپردازند
.
موج بافي
يكي ديگر از صنايع دستباف كردستان موج
بافي است، كردها از موج براي نگهداري رختخواب و وسايل اضافي بهرهبرداري ميكنند و
در ضمن به عنوان پشتي هم از آن استفاده مينمايند و زيبايي خاصي به محل زندگي ميدهد
. تهيه موج كه مانند پارچه نازك و لطيف است در اغلب شهرها منجمله سنندج، سقز، بانه
و مريوان رواج دارد .
شالبافي
شال يك نوع پارچهاست كه براي تهيه
لباس كردي مورد استفاده واقع ميشود دستبافان شال اين مناطق،
با استفاده از پشم بز كه در اصطلاح محلي به آن مرز ميگويند شال را توليد ميكنند
.
بخشی از طبیعت زیبای کردستان و مریوان :
جستارهای وابسته :
آئين پيرشاليار ( شهريار) در کوردستان
تاریخ و فرهنگ کرمانشاه یا کرمانشاهان
کتیبه ارزشمند کن چرمی در کردستان
نقدی بر حزب دموکرات کردستان و فدرالیزم
پيشينه تمدن مادها (آذربايجان-كردستان)
بازیهای محلی و موسیقی هورامانات کردستان
مراسم چهارشنبه سوری در کردستان و شهرهای ایرانی
تاریخچه ادبیات و موسیقی غنی کردستان ایران - به زبان کردی
با سپاس از سایت ایرنا - پایگاه جامع ایرانیان ویکی پدیا و تارنگارهای کوردی
پژوهش و گردآوری از ارشام پارسی , ( دایره المعارف سرزمینها و اقوام ایرانی استاد عبدالحسین سعیدیان )
برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آریارمن آزاد است
........................................................................................................................................
© Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com