








تلاشهای گسترده مردمی براي پیوستن دگرباره جمهوری آذربایجان به ایران
جنبش ملي براي الحاق ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به خاک ایران زمین
صفحه 1 2
آذری هم وطن نرمیز باکی دا , نخجواندا , شیرواندا , گنجه , دربند , قره باغ یا شیانتار بیر زمان قرارداد گلستان 99 یاشی بیز تحمیل اولمشدی , کوتاردی وبیر قرن گچیب , الان اوزمان گلیب که گیند قدیم زمان نار کمین باهم اوز وطنیمیز ایراندا بیربیر یمیزین یانوندا اولاخ و قدیم حد و حدود استعماری مرزلر گوتراخ بیزیم گجا سرزمین گوزلری یولدا و منتظردی بیزیم اوشاقلار هر دیلینن هر فرهنگ و هر دینین بیر بیرن یتیش سین . عزیز وطنمیز گوزلری یولدا .
( هم میهنان آذری ساکن باکو , نخجوان , شیروان , گنجه , دربند , قره باغ و . . . پس از اتمام قرارداد تحمیلی 99 ساله گلستان و دوری این یک قرن گذشته اکنون زمان آن فرا رسیده است که باردیگر همچون گذشته در میهن خود یعنی ایران در کنار یکدیگر باشیم و مرزهای استعماری گذشته را برداریم . سرزمین کهن ما در انتظار پیوند دگرباره فرزندان هم کیش و هم فرهنگ خود است. وطن ما چشم به راه شماست . )
عهدنامه هاي ننگين و تحميلي گلستان – تركمانچاي و مسووليت امروز ما
كشوري كه امروز با نام ايران شمالي ( اران /جمهوري آذربايجان ) شناخته ميشود، بخشي از اراضي قفقازي ايران است كه در پي دو دوره جنگ ميان روسيه و ايران و با تحميل قراردادهاي ننگين گلستان و تركمانچاي بر دولت قاجار از ايران جدا شد و به اشغال روسها درآمد . اين قرارداد ننگين و تحميلي پس از 99 سال امروز باطل شده است و حركت ملي ايرانيان براي آزادسازي اين مناطق كه پايگاه ضد ايراني در منطقه شده آغاز گرديده است . امروزه باكو ( بادكوبه ايران ) مكاني امني براي انديشه هاي تجزيه طلبي و ضد ايراني شده است و از سوي ديگر پايگاهي مطمئن براي اسرائيل و آمريكا در مناطق هميشه ايراني. از ديدگاه ثروتهاي ملي نيز مكاني براي تاراج نفت درياي مازندران و گاز اين منطقه توسط آمريكا نيز شده است . به همين روي سال 1385 نخستين جرقه هاي الحاق ايران شمالي به آذربايجان ايران خورده شد و در سال 1386 با تلاشها مردمي و دولتي بازپسگيري خاكهاي ايران و پيوند مردم ايران با برداران و خواهران خود در آن سوي مرز استعماري ارس گسترش چشمگيري پيدا كرد .
اين نكتهاي است كه همه آن را ميدانند و
اين حقيقت را تاريخشناسان جهان در كتابهاي مختلف ذكر كردهاند، و در اغلب كتابهاي
تاريخي مربوط به دورهي قاجار موضوع جنگهاي روسيه ـ ايران و نحوهي جدايي
ايالتهايي مانند گنجه، باكو، ايروان، نخجوان، قرهباغ و ... از ايران مورد بررسي
قرار گرفته است. امروز هر ايراني در هر نقطهاي از جهان كه باشد، راجع به
قراردادهاي سياه گلستان و تركمانچاي و اشغال اراضي قفقازي ايران توسط روسيه چيزهايي
ميداند، يعني همگان ميدانند كه طي دو قرارداد ننگين، بخشهاي وسيعي از خاك
كشورمان را از دست دادهايم. اين يك سوي قضيه است. دانستن اينكه ما بخشهاي وسيعي
از خاك كشورمان را از دست دادهايم، يك حس عميق تأسف را موجب ميشود و نيز
ناخودآگاه اين فكر را در ذهن ما پديد ميآورد كه: «چگونه ميتوانيم اراضي اشغالي
خود را بازپس گرفته و آزاد كنيم؟» اين موضوع بسيار مهمي است كه بايد دربارهي آن
بسيار انديشه كرد. خصوصاً ما آذريهاي ايراني بايد دربارهي اين موضوع حساسيت خاصي
داشته باشيم. و در هر حركتي كه براي آزادسازي اراضي اشغالي ما باشد، پيشتاز و پيشرو
باشيم.
نخست بايد بدانيم كه در تجاوزات ارتش روسيه به ايران، هزاران تن از نياكان ما براي
حفظ تماميت ارضي ايران به شهادت رسيدهاند. هزاران تن از عشاير غيور آذري بخصوص
عشاير دلاور اردبيل ، تحت فرماندهي سردار بزرگ ايران عباسميرزا تا پاي جان كوشيدند
تا با سپاه روسيه مقابله كنند. مناطقي مثل اصلاندوز و خدافرين شاهد رشادتهاي نياكان
شجاع ما بوده است. علاوه بر آن، آذريهاي شمال ارس نيز كه در آن روزگار بخشي از
اهالي كشور بزرگ ايران بودند. در شهر گنجه كه جزو خاك ايران مجاهدتهاي درخشاني
انجام دادند. در شهر گنجه كه جزو شهرهاي بزرگ و زيباي ايران به شمار ميرفت، يك
سردار ايراني به نامه «جوادخان گنجهاي» كه از قوم آذري بود، يك ماه تمام با عدهاي
قليل در مقابل بيستهزار روسي متجاوز مقاومت كرد و به شهادت رسيد. حسينقلي خان
حاكم باكو در اقدامي متهورانه يك سردار روسي به نام سيسيانوف را كشت و سر وي را به
تهران فرستاد.
آذريهايي كه در شمال ارس (ايران شمالي و ساير مناطق) زندگي ميكنند، مانند ملت
ايران و آذريهاي ايراني مسلمان و شيعه و داراي پيشينهي تاريخي و فرهنگي ايراني
هستند، به دليل اشتراكات مذهبي و قومي و نيز مجاورت جغرافيايي، ما آذريها مسئوليت
سنگيني در قبال سرنوشت آنها بر دوش داريم.
همهي اين دلايل ثابت ميكند كه ما آذريهاي ايراني مسووليت بزرگي در قبال ايرانيان
( بخصوص آذريهاي شيعه ي ساكن در شمال ارس ) بر عهده داريم و بايد حركت گستردهاي را
براي احياي پيوندهاي ديرين ميان شمال ارس ( ايران شمالي ) و ايران آغاز كنيم. البته
در اين راستا اقداماتي توسط روشنفكران شهرهايي مانند تبريز، اروميه، زنجان و اردبيل
انجام شده است. طي سالهاي گذشته در مطبوعات و رسانهها اخباري دربارهي فعاليت يك
تشكل به نام «حركت آزاديبخش ايران شمالي » منتشر شده كه حاكي از تلاش مشترك
روشنفكران ايران شمالي و آذريهاي ايراني براي احياي پيوندهاي ديرين ميان ايران و
آذريهاي قفقاز است.
البته روشن است كه منظور من از احياي پيوندهاي ديرين ميان شمال ارس و ايران و يا
پيوند ايران شمالي با ايران، ناشي از تفكر توسعهطلبي جغرافيايي نيست. بلكه ارايهي
يك فكر منطقي و خردمندانه است. تصور كنيد كه شما خانهي بزرگي داشتيد كه به زور يك
اتاق آن را از خانه جدا كردهاند و سالها از اين ماجرا گذشته است. اكنون شما
ميخواهيد اتاقي را كه جزو خانهي شما بوده، بازپس بگيريد. آيا اقدام شما يك اقدام
منطقي براي گرفتن حق خودتان محسوب نميشود؟ ماجراي ايران شمالي ( و به طور كلي 17
شهر نازنين قفقاز ) و ايران نيز به همين مثال شبيه است، مدتي قبل منطقهاي را كه
اكنون ايران شمالي ( جمهوري آذربايجان )خوانده ميشود، به زور از ايران جدا
كردهاند. اكنون ايرانيها و بسياري از مردم مظلوم ايران شمالي ، ميخواهند به
جدايي پايان داده و خاك و حق خود را بازپس بگيرند. البته كه در نزد همهي خردمندان
جهان اين كار، يك اقدام مثبت و منطقي محسوب ميشود.
انتشار مجله اي وزين با نام « ايران شمالي » كه اخيرا توسط شعبه مطبوعاتي « حركت
آزاديبخش ايران شمالي » و با همكاري تعدادي از فعالان فرهنگي باكو و اردبيل منتشر
شد ، نويد بخش يك حركت بزرگ فرهنگي در راستاي پيوند دوباره ايران شمالي و ايران است
... البته با دلايلي كه برشمردم، اين موضوع براي آذريهاي ايران از اهميت خاصي
برخوردار است. خصوصاً كه دولت حاكم بر ايران شمالي، تلاش دارد با سوء استفاده از
اشتراكات قومي بر ضد ايران فعاليت كند وآذري هاي ايران را كه خواستار الحاق مناطق
قفقازي ايران به وطن هستند با موضوعات پوچ و اختلاف برانگيز سرگرم كند.
رژيم باكو در صدد سؤاستفاده از اشتراكات قومي براي تلاش عليه ميهن ما ميباشد،
ميهني كه جوادخان گنجهايها، ستارخانها، ثقهالاسلامها، باكريها و ... در راه
حفظ آن به شهادت رسيدهاند. در چنين شرايطي، موضوع اراضي اشغالي ايران در قفقاز و
به خصوص سرزمين آذرينشين اين منطقه، بايستي به يكي از موضوعات مهم ملت ايران و به
خصوص جامعهي آذريها تبديل شود. تفكر الحاق مجدد ايران شمالي به ايران ـ كه آرزوي
همهي ايرانيها و خصوصاً آذريهاي ايراني است ـ بايستي در محافل روشنفكري، ادبي،
مطبوعات و رسانهها مورد توجه ويژهاي باشد. اين تفكر در ايران شمالي نيز بسترهاي
لازم را براي رشد و شكوفايي دارد. عليرغم تبليغات ضد ايراني گستردهاي كه توسط رژيم
باكو در ايران شمالي انجام ميشود، مردم آن سامان احساسات و تفكر ايرانگرايي خوبي
دارند. آذريهاي قفقاز از هنگام جدايي از ايران، تحت ستمهاي سنگين و تحمل ناپذير
تزارها و كمونيستها قرار داشته و اميدوار بودند كه با فروپاشي شوروي روزهاي بهتري
را پيش رو خواهند داشت. اما اما همانگونه كه حكومت كمونيستي يك حكومت مادي و
ماترياليستي بود، حكومت كنوني باكو هم يك حكومت «دنيوي» (به تعبير مقامات باكو)
ميباشد. بعد از فروپاشي شوروي،متاسفانه حكومت مردمي در ايران شمالي شكل نگرفت.
ابتدا حكومت پان تركيستي و غربگراي ايلچي بيگ روي كار آمد كه منافع مردم مظلوم
ايران شمالي را برباد داد... و پس از وي سلسلهي پادشاهي عليافها منابع و ثروت و
نفت كشور را در اختيار غربيها قرار داده و با دادن امتيازهاي كلان به صهيونيسم
جهاني و كشورهاي مختلف ، ميكوشد تا به حكومت خود ادامه دهد. و باز هم مردم مظلوم آن
سامان در وضعيت فلاكتباري زندگي ميكنند و فقر و بيبند واري و رشوهخواري و
استبداد بر ايران شمالي حاكم است. در چنين وضعيتي آنان نيز خواستار پيوستن به
سرزمين اصلي خود ايران هستند.
حسن سعادتي
نظامي ارشد پيشين ايران و سخن گفتن از ايران شمالي
محسن رضایی فرمانده پیشین ارشد سپاه پاسداران در سایت رسمی خود ( بازتاب ) در یک اقدام ملی و برجسته از جمهوری جعلی آذربایجان ( آران ) به نام ایران شمالی نام برد . این اقدام این فرمانده کهنه کار سپاه که بدون شک از زبان مقامات بالاتر سرچمشه میگیرد حمایت بسیاری از ایرانیان را در پی داشته است زیرا غیر علنی سخن از اتصال ایران شمالی ( آران ) به ایران میکند و دولت دست نشانده الهام علي اوف را غير مشروع ميداند . به اندیشه بسیاری محقیقین و ایران دوستان تنها راه کوبنده و مبارزه نهایی با اندیشه قرون وسطیی پان ترکیسم تنها و تنها اتصال آران ( ایران شمالی ) این شهر کهن ایرانی به بدنه اصلی ایران است که خوشبختانه این صداهای ملی به مقامات رسمی دولتی رسیده است و یکی از این افراد محسن رضایی می باشد که پیرامون آن هشدارصریح و جدی و کوبنده ای داده است . پس از این اقدام میهن پرستانه فرمانده پیشین سپاه پاسداران برخی از سایتهای انیرانی و تجزیه طلب تورک به خشم آمده اند و شروع به دشنام دادن نموده اند .
در این جا ما فرزندان ایران چه آذربایجانی چه کردستانی چه لرستانی چه خوزستانی چه خراسانی و . . . حمایت خود را از این اقدام دولتی ایران در پیوند دادن ایران شمالی و آذری زبانان آران به ایران اعلام میکنیم و خود را یکی از سربازان صف مقدم در بازپس گیری آران ایران می دانیم . بدون تردید مردم آزاده تبريز و اردبيل و اروميه و ديگر شهرهاي آذري ايران نیز حمایت معنوی خود را از این اقدام دولت ایران برای پيوند دگر باره با هم ميهنان خود و همچنين جلوگیری از اجرای سناریوی کشورهای فتنه انگیز و استعمارگر جهان منجمله انگلستان و آمریکا جهت ملیت سازی برای اقوام ایرانی اعلام خواهد نمود . ما فقط و فقط تیره و اقوام ایرانی داریم و به کار بردن ملت آذربایجان - ملت کردستان - ملت خوزستان - ملت بلوچستان و . . . فقط یک گفتار نژادپرستانه و قومگرايانه و غير حقيقي است که ریشه در توطئه بیگانگان دارد و هیچ سند تاریخی و فرهنگی در جهان واژه ملیت را برای اقوام ایران به کار نمی برد و نخواهد برد . ملت ایران نامی بزرگ و ابدی است که هیچ چیز نمی تواند مانع از سرافرازی و اتحاد اقوام آن شود . به هر روی محسن رضایی یکی فرماندهان ایرانی است که در 8 سال نبرد با تازیان از خاک کشورما دفاع نموده است . امروز دفاع از تمامیت ارضی ایران و پس گیری مرزهای گذشته و برداشتن مرزهاي استعمار روس و انگليس هدف سربازان گمنام اين سرزمين است زیرا این پاسخی دندان شکن و نابود کننده برای تجزیه طلبان و آمریکا و انگلستان و نقشه های اهریمنی آنان برای ایران است که اگر آنان در این گام همراه باشند ما نیز در کنارشان خواهیم بود .
در طول تاريخ زمانی که سخن از تمامیت ارضی و دفاع از خاك در ایران شده است همه ما باید یکپارچه شده ايم و عقاید شخصی و مذهبی را نيز به کنار گذاریم . برای نمونه حماسه 8 ساله دفاع مقدس یک مورد آشکار این قضیه است زیرا مسیحیان ایران - زرتشتیان - يهوديان -شيعيان و سني ها و . . . در این نبرد دلخراش شرکت کردند و از تمامیت ارضیی کشورشان دفاع نمودند . حال که به یاری خداوند باردگیر فرصتی پیش آمده است و دولت نیز در این امر مهم به یاری ما برخواسته است شایسته است که همه گروها و انجمن های ایرانی عقاید و جبهه بندی ها سیاسی را کنار بگذارند و در کنار یکدیگر دست در دست هم نه تنها توطئه شوم آمریکا و انگلستان را در نطفه خاموش کنیم بلکه تلاشهای همه جانبه خود را برای جذب ایران شمالی و شهرهای قفقاز قوی تر از گذشته به اجرا گذاریم تا روزی که این امر الحاق صورت بگیرد و فرزندان جدا شده ایرانی بتوانند در کشور اصلی خودشان زندگی را سپری کنند و از امکانات طبیعی و خدادی ایران بهره ببرند و بتوانند به زبان آذری خویش در ایران که دولت موظف خواهد شد تدریس آن را اجباری کند در کنار زبان ملی پارسی بخوانند و بنویسند .
متن پیام گزارش سایت بازتاب
سوء استفاده برخي مقامات باكو از سعهصدر جمهوري اسلامي نسبت به حمايتهاي اين دولت از گروههاي تجزيه طلب و معاند ايراني، منجر به افزايش اقدامات اين گروهها عليه تماميت ارضي و امنيت ملي جمهوري اسلامي شده است . به گزارش خبرنگار «بازتاب»، برپايي همايش ضدايراني توسط رژيم باكو در اسفند 1384و موضعگيري عليه تماميت ارضي ايران در اين همايش، حاكي از آغاز دور ديگري از اقدامات تبليغاتي ـ سياسي عليه ايران از سوي رژيم باكو بود. در همايش ياد شده كه در آن يهوديان آذري و وابستگان صهيونيسم، نقش چشمگيري داشتند، آشكارا عليه تماميت ارضي ايران موضعگيري و در امور داخلي ايران مداخله شد . صاحبنظران سياسي بر اين باور بودند كه برپايي همايش ياد شده، به سفارش آمريكا و رژيم صهيونيستي انجام ميشود و دلايلي نيز بر اين باور داشتند؛ از جمله اين كه گروهكهاي تجزيهطلبي كه توسط آمريكا براي ايجاد بحران در آذربايجان ايران ساخته شدهاند، در همايش حضور داشتند . در اسفند 1384، هنگامي كه آمريكا و كشورهاي متحدش، پيرامون انتقال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، جنگ رواني گستردهاي را سامان داده و رسانههاي غرب از حملة قريبالوقوع به ايران خبر ميدادند، همايش ضدايراني در باكو با حضور الهام علياف برگزار شد . در اين همايش، گروهكهاي تجزيه طلب متعددي كه در سالهاي اخير در خارج از ايران توسط بيگانگان براي ايجاد بحران و بيثباتي در آذربايجان ايران ايجاد شدهاند، حضور يافتند و مورد نوازش رژيم حاكم بر ((( ايران شمالي ))) قرار گرفتند، دو ماه پس از همايش ياد شده، حوادث آذربايجان پيش آمد كه اقدامي براي ايجاد بيثباتي و بينظمي در آذربايجان و تلاشي مذبوحانه براي سلب امنيت و آرامش مردم بود . در تاريخ 21 شهريور 1385، بار ديگر همايش ضدايراني در شهر باكو با نام «جنبش آذربايجان جنوبي» در يكي از گرانترين هتلها «هتل اروپا» برگزار شد . از مدتي پيش، تبليغات پيرامون همايش ياد شده توسط «اعتبار محمداف»، نماينده سابق مجلس باكو و مدير حزب استقلال ملي آغاز شده بود و دولت باكو نيز در جريان چگونگي برپايي اين همايش قرارداشت. اعتبار محمداف، هدف از برپايي اين همايش را «هماهنگي درباره چگونگي فعاليت درباره آذريهاي ايران» اعلام كرد. در اين همايش، برخي از نمايندگان گروهكهاي تجزيهطلب و ضدايراني مقيم خارج (اعضاي سابق منافقين، فدايي خلق و ...) حضور يافتند. برپايي اين همايش ضد ايراني به صورت آشكار و تبليغ آن در مطبوعات و رسانههاي باكو حاكي از آن است كه دولت باكو با برپايي اين همايش موافقت كرده است و اصولا بدون موافقت و حمايت دولت باكو ، برپايي چنين همايشي امكان نداشت و طبيعي است كه مسئوليت اين همايش ضدايراني نيز بر عهده دولت باكوست . گفتني است، به علت انجام ندادن اقدامات «مقابله به مثل» جمهوري اسلامي ايران در برابر فعاليتهاي باكو در حمايت از تجزيهطلبان، كه به عنوان يك اصل ديپلمات بينالمللي در سياست جهان شناخته ميشود، كشور آذربايجان، تبديل به پايگاهي براي تجزيه طلبان و دشمنان مردم ايران شده است و از كانالهاي گوناگون، اقدام به كمكرساني و تقويت آنها كرده است
ایران شمالی در نقشه آینده همچون گذشته

ضرورت الحاق ايران شمالي به بدنه آذربايجان ايران زمين
دولت ایران شمالی ( جمهوری آران یا آذربایجان جعلی ) در پاتخت آن باکو یاوه های بسیاری را در چند سال اخیر با پشتوانه آمریکا و انگلستان بر ضد تمامیت ارضی ایران گفته است که همگی باعث خشم ملت ایران شده است . نمونه هایی که همگی شاهد آن بودیم سخنانی پیرامون ادعای تمامیت ارضی ایران بود . این دولت دست نشانده با نام بردن از چند شهر ایران منجمله تبریز - اردبیل - قزوین - همدان تا سر مرز اصفهان ادعای مضحك مالکیت بر اين شهرهاي ايراني را نموده است و ایرانیان را اشغالگر خطاب کرده است !! پس از این سخنان مضحک و معني دار که با پشتوانه امریکا بيان شده است آنان ادعای شاعر پارسی گوی ایران را کردند و در مقالات خود از حکیم نظامی گنجوی به نام اسطوره ای غیر ایرانی و متعلق به آذربایجان نام بردند !! پس از چنین گستاخی هایی یک همایش بسیار زشت و توهین آمیز بر ضد ملت ایران در اسفند ماه سال 84 در ایران شمالی ( آران ) برگزار شد که بدون تردید پشتوانه دولتی باکو را نیز همراه داشت . متاسفانه سکوت مقامات ایران باعث گردید باردگیر دولت باکو در یک حرکت مداخله جویانه و معنی دار در متینگهای صلح آمیز مردم خوب تبریز پیرامون توهین روزنامه ایران به آذری ها دخالت نمایند و عده ای معلوم الحال به همین جهت پرچم مقدس ایران را در باکو مقابل سفارت ایران به آتش بکشند و شعارهای زننده ای بر ضد ملت ایران و اقوام فارس سر بدهند . در حرکتی توطئه آمیز دیگری دولت باکو ضمن راه اندازی یک شبکه تجزیه طلب پان ترکیزم در آمریکا به نام گوناز تی وی و حمایت مخفی از این گروه ضد ایرانی بر آن شده است که درامور داخلی ایرانیان وارد شود و تفرقه ایجاد نماید تا شاید بتواند باعث تجزیه ایران گردد شبکه گوناز تی وی روزانه با پخش شدید ترین توهین ها بر ضد ملت ایران - اقوام فارس - اقوام لر و اقوام کرد بزرگان تاریخ ایران از جمله فردوسی بزرگ - کوروش بزرگ و هویت ملی ما برنامه هایش را می برگذار ميكند . دولت باکو با آنکه از پشتوانه مالی و معنوی آمریکا و انگلستان برخوردار است ولی این حرکات آنان باعث گردید که استارت اتصال ایران شمالی ( آران ) به بدنه ایران و متلاشی شدن این کشور بخورد . زیرا گویی سکوت ملت ایران به دولت عقب مانده و دست نشانده باکو باعث شده است آنان دست به اقداماتی مضحک و کوته فکرانه بزنند . دولت باكو نمی دانند که اگر ملت بزرگ ایران اراده کند نه تنها نیازی به دولت ندارد بلکه فقط مردم آذربایجان میتوانند خاکهای ایران شمالی را با جذب هم میهنشان که هم زبان و هم مذهب و هم فرهنگ خود هستند بار دیگر همچون گذشته به جایگاه اصلی شان وصل کنند . به همین جهت سخنان محسن رضایی را میتوان نقطه عطفی در پس گیری ایران شمالی نامید . به راستی این تنها راهی است که میتوان این اقدامات شرورانه را که در خاک ایران شمالی انجام میگرد را در نطفه نابود کرد و آران را که پایگاه توطئه های دشمنان ایران شده است را پاکسازی کنیم و هم میهنان آذری ما با هم زبانان خودشان و هم میهنان کهن خود دگر باره پیوند برقرار نمایند . بدون شک پس از چنین اقدامی زبان تورکی آذربایجانی برای آنان به صورت آزاد در مدارس و دانشگاهها نیز تدریس خواهد شد زیرا جمعیت ایران شمالی آشنایی كامل به پارسی ندارند و این حق طبیعی آنان است كه زبان پارسي يا آذري را هركدام كه مايل هستند برگزينند .
پس از سخنان محسن رضایی پیرامون ایران شمالی دومین شخص دولتی ایران لب به سخن گشود :نماينده ولي فقيه در استان آذربايجان شرقي گفت:اگر بحث بر سر الحاق دو آذربايجان ( آذربايجان ايران و ایران شمالی ) باشد
ما پيوستن شهرهاي جمهوري آذربايجان متعلق به ايران را خواستار خواهيم شدپیش از این رضا تاح الدینی ایران شمالی را قسمتی از خاک ایران دانسته بود : حجه الاسلام والمسلمين سيد محمد رضا تاج الديني، نماينده تبريز و از چهرههاي شاخص مجلس و نايب رئيس كميسيون فرهنگي، نسبت به اقدامات ضد ايراني رژيم باكو واكنش نشان دادوي در گفتگويي با نمايندگان مطبوعات و رسانهها در محل خبرگزاري جمهوري اسلامي در تبريز در پاسخ به سؤال خبرنگاري دربارة برپايي همايش ضد ايراني در ايران شمالي گفت:
اگر قرار باشد، بحثهاي تاريخي مربوط به قراردادهاي ننگین گلستان و تركمانچاي احيا شود، روشنترين مسأله اين است كه طبق اين معاهدهها قسمتي از خاك ايران از ايران جدا شده است و جمهوري آذربايجان ( ايران شمالي ) فعلي، بخشي از خاك جدا شدة ايران استهم میهن اینک دست یاری تو را می طلبیم . زیرا اکنون که دولت ایران به پشتوانه ملت ایران در این امر روی آورده است پس بهترین زمان و پشتوانه است تا از آن بهره ببریم و ننگ دوره قاجار را جبران کنیم . تحمیل قراردادهای ننگین گلستان در سال 1813 میلادی و ترکمانچای 1828 میلادی و اشغال 17 شهر ایرانی قفقاز بر هیچکس پوشیده نیست . حال که مقامات به یاری ما برخواسته اند اینک باید هم میهنان ما با برادران و خواهران هم زبان خودشان در یک مرز خاکی در صلح و صفا زندگی نمایند . همچون هزاران سال که چنین بوده است . پس دست در دست ما بگذار و تلاش و تبلیغات گسترده معنوی و فرهنگی را آغاز کنید :
منيم شمال ايرانيم
قادر نصيري اسکنداني - تبريز
توركمن چاي ، گولوستان ، قلبيمي پارچالاييب هجران اوره ييميزده ، غم اوسته غم قالاييب
آرازين اوتاييندا ، باكيم ، گنجه م ، شيروانيم آرازين اوتاييندا نازلي « شمال ايرانيم »
گلين گؤرك قارداشلار، آيريليغي كيم سالدي؟ آيري دوشموش ائليمدن كيم قيريلدي ، كيم قالدي؟
اوتايدا نئچه ميليون ، بيزدن آيري دوشن وار اوتايدادا وطن وار، او تايدا هموطن وار
اوتايدا نئچه ميليون ، ايرانلي هموطنيم وطن ، هر نه دردين وار ، هر نه دردين وار منيم
وطن ، اوتايدا قاليب اسارتده ائولادين نئچه ميليون دويوشچو ، نركيشي ، اصلان قادين...
شهيدلر يوردو ايران ، اي مقدس وطنيم قافقازدا اسير دوشن ائولادين دردي منيم
مين لر شهيد وئرميشيك قورونوب استقلالين لاله لي ، قانلي وطن ، وطن ! نئجه دير حالين؟
وطن ، يئنه ده چاغير، ستارخانلار اويانسين ايران يولوندا اؤلن قهرمانلار اويانسين
آنا وطنيم ايران ، مقدس يوردوم ايران توركوم، فارسيم ، عربيم ... دده قورقودوم ايران
نئجه سندن آيريليب شيروانين ، نخجوانين هاچان سنه چاتاجاق ، وطن ! شمال ايرانين!
آيريليخ چتين درددي چتين اولوب ايشيميز ييرتيلير اورگيميز« شاختا» قاليب قيشيميز
بير خلقي بولوبدولر، ايکي پارچا ائليميز د