پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران . حکیم عمر خیام نیشابوری

   

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری - فیلسوف - منجم - ریاضی دان - عالم فرهیخته - دانشمند ایرانی

دمي با حکیم فرزانه , عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین

      هر روز که آفتاب بر می آید                       یک روز ز عمر ما بسر می آید

هر صبح که نقد عمر ما میدزدد                   دزدیست که با مشعل در می آید

رباعيات جهانی عمر خیام

روزگار دهشتناک خیام فیلسوف

خیام بدون تردید یکی از دانشمندان ,  فیلسوفان و ستاره شناسان بزرگ ایران و جهان است که جهان امروز پس از حدود 900 سال هنوز از بزرگی او سخنهای بسیاری گفته است و نامش در تمامی کشورهای جهان شنیده می شود . خیام همدوره نظام الملک و حسن صباح بود . او در ریاضیات نجوم و فلسفه از همه روزگار خود بالاتر بود . همروزگاران وی , اور را امام , حجه الحق , فیلسوف عالم , سید الحکما المشرق و المغرب , دستور و . . . نامیده بودند . متاسفانه برخی افراد که با عقاید بزرگ وی مشکل دارند وی را با لقب شاعر خطاب میکنند . در حالیکه رباعیات وی آخرین برگ زرین ( ریاضیات - نجوم - فلسفه - عرفان و . . . ) زندگی اش است و اینکه وی برای بکار بردن اندیشه و فلسفه نیک زندگی کردن از رباعیات شیرین و زیبای خود بهره برده است . علم ریاضیات و نجوم وی زبان زد روزگار بوده است و نامیدن وی با لقب شاعر نشان از کوته نگری برخی از ما ایرانیان دارد . او زمانی لب بر سخن گشود که بزرگان اسلامی جرات سخن گفتن نداشتند و افراد برجسته اسلامی مانند : شهاب الدین سهروردی و عین القضاه همدانی برای ابراز عقیده خود که تنها کمی با عقاید مسلمانان مقدس نما متفاوت بوده است تکه تکه میشوند و یا به آتش کشیده میشدند . حتی امام محمد غزالی نیز همزمان با خیام بود که او نیز از بزرگان اسلام به حساب می آید و کتابهای مفیدی در تکمیل و گسترش قوانین اسلامی نگاشته است . با اینحال چندین بار کتابهای امام محمد غزالی در بلاد غرب بدلیل کفر به اسلام به آتش کشیده میشود و وی را کافر مینامند . امام غزالی بر این باور بود که اگر شخصی یهودی بوده است تنها به این دلیل است که در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و اگر کسی مسلمان است به همین دلیل است . پس دین او ارزشی ندارد . پس زمانی دین او ارزش پیدا میکند که او عقاید خانواده و آموزش های آنان را بکنار گذارد و خود شخصا برای انتخاب دین نیک تلاش و پژوهش کند و بهترین را از دید خود انتخاب نماید . برای بیان این سخنان او را کافر نامیدند . یک قرن پیش از خیام منصور حلاج که از اندیشمندان ایرانی بود به دار آویخته شد و بدنش تکه تکه گردید . قبل از وی بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی توسط خلیفه عباسی تکه تکه شد و بعد از وی مازیار که از خاندان اصیل ایرانی بود توسط تازیان تکه تکه گردید و دهها نمونه دیگر . با این تفاصیل از فضای وحشت و غارت گری و تقدس ویرانگر و عقب افتاده گی های فکری اعراب در ایران فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی ظاهری میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت - زندگی ساده - خداباوری - دوری از هرزگی و زندگی مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران کمی عصبی , گوشه گیر و آرام بوده است . میتوان دلیل این اخلاق او را در این سخن برنارد شاو دید :

از برناردشاو پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای ؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم

خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . خیام در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرسود حیات گفت .

  آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری - این بنا به فرمان رضا شاه بزرگ ساخته شد و فرهیختگان و بزرگان ایران در ساخت آن همکاری گسترده ای نمودند


شرح زير درباره خيامي بقلم ميرزا محمدخان قزويني آمده است:
خواجه امام عمرخيامي ابوالفتح بن ابراهيم الخيامي او الخيام النيسابوري از مشاهير حکماء و رياضيين اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجري و يکي از مفاخر بزرگ ايران است ولي شهرت فوق العادهاي که در بلاد شرق و در اين اواخر در اروپا و آمريکا بهم رسانيده همانا بيشتر يا فقط بواسطه رباعيات حکمت آميزي است که دراوقات فراغت تفريح خاطر را اين دانشمند مي سرود و ساير فضائل ومناقب او در تحت الشعاع شعر مستور مانده است. با توجه به تحقيقات جامع پروفسور ادوارد براون معلوم ميگردد که اولا لقب او در غالب کتب عربي که متضمن ترجمه حال اوست و همچنين در صدر رساله جبرو مقابله او خيامي است با ياء نسبت و در غالب کتب فارسي و در رباعيات خود او هميشه خيام بدون ياء نسبت آمده پس هر دو شکل صحيح است و صحت هرکدام باعث بطلان ديگري نيست و اختلاف تعبير برحسب اختلاف زبان عربي و فارسي است. ثانيا کتبي که در آنها ذکري ازعمرخيامي شده است خواه متضمن ترجمه حال او بوده يا فقط اشاره اي بنام او شده باشد برحسب ترتيب زماني از قرار ذيل است: قديمی ترين کتابي که ذکري از عمرخيام نموده چهارمقاله عروضي سمرقندي معاصر خيام بوده و در سنه 506. ق در بلخ ( از شهرهای خراسان بزرگ که امروزه در افغانستان است ) در مجلس انس بخدمت او رسيده است و در سنه 530 ه . ق. در نيشابور قبر او را زيارت کرده و دو حکايت را که در باب عمرخيامي ذکر ميکند اصح و اقدم مآخذ ترجمه حال اوست. بعد از چهارمقاله اقدم مواضعي که نامي ازعمرخيامي در آن برده شده است در اشعار خاقاني شرواني است که به اصح اقوال در سنه 595 ه . ق. وفات يافته است در يکي از قصايد خود گويد:

زان عقل بدو گفت که اي عمرعثمان                   هم عمر خيامي و هم عمر خطاب

يعني در علم هم داراي اولين مرتبهاي مانند عمرخيامي و هم در عدل صاحب برترين درجه چون عمربن خطاب. بعد از اشعار خاقاني شيخ نجم الدين ابوبکر رازي معروف به دايه در کتاب مرصادالعباد که بسنه 620 ه . ق تاليف شده است بتقريبي ذکري از عمر خيامي نموده و عين عبارتش اين است: .. معلوم که روح پاک علوي و روحاني را درصورت خاک سفلي ظلماني کشيدن چه حکمت بود و باز مفارقت دادن وقطع تعلق روح از قالب کردن و خرابي صورت چراست و باز در حشرقالب را نشرکردن و کسوت روح ساختن سبب چيست آنکه از زمره اولئک کلا انعام بل هم اضل بيرون آيد و بمرتبه انساني رسد و از حجاب غفلت يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عنالآخرة غافلون خلاص يابد وقدم بذوق و شوق در راه سلوک نهد و آن بيچاره فلسفي و دهري وطبايعي که از اين هر دو مقام محرومند و سرگشته و گمگشته تا يکي رااز فضلاء که بنزد ايشان بفضل و حکمت و کياست و معرفت مشهور است و آن عمرخيامي است از غايت حيرت اين بيت مي بايد گفت:

در دايرهاي کآمدن و رفتن ماست                      آنرا نه بدايت نه نهايت پيداست
کس مينزند دمي درين عالم راست                      کاين آمدن از کجا و رفتن بکجاست.

دارنده چو ترکيب طبايع آراست                  باز از چه قبل فکند اندر کم و کاست
گر زشت آمد پس اين صور عيب کراست                  ور نيک آمد خرابي از بهر چراست.

خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .

 

خیام از دید بزرگان ایرانی و جهان

ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .

عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .

ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .

زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .

قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .

عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .

اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .

محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .

معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .

 

خیام و دین

فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت ,  کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که  بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :

 

می میخورم و مخالفان از چپ و راست                    گویند مخور باده که دین را اعداست

چون دانستم می عدو دین است                   والله بخورم خون عدو را که رواست

 

 ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم                    با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان                     انصاف بده کدام خونخوار تریم

 

خیام که کوزه در سبو کرد آخر                 کار همه عاشقان نکو کرد آخر

افسار نماز و پوزه بند روزه                   از گردن این خران فرو کرد آخر

 

گویند مخور "می" که به شعبان نه رواست                        نه نیز رجب که آن مه خاص خداست

شعبان و رجب مه خدایست و رسول                             "می" در رمضان خوریم که آن خواصه ماست

 

تو غره بدانی که می نخوری                       صد کار کنی که می غلام است آنرا

 

تا توانی خدمت رندان کن              بنیاد نماز و روزه ویران کن

بشنو سخن راست ز خیام عمر                   می خور و ره زن و احسان کن

 

تا چند زنم بروی دریاها خشت                  بیزا شدم ز بت پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود ؟                  که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت ؟

 

ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت                 ما اهل جحیمیم ( جهنم ) و شما اهل بهشت

تقصیر من از روز ازل چیست ؟ بگو                    نقاش چنین بلوح تقدیر نوشت

 

رباعیات خیام در جهان

گفتار فلسفی این بزرگ مرد ایرانی در جهان امروز به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و  در بسیاری از دانشگاه معتبر جهان کتب وی تدریس می شود . به راستی جهان به این پیر خرد ایرانی میبالد .

پرفسور آرتور کریستن سن از میان 1213 رباعی موجود در کتابخانه های جهانی بریتانیا - ملی پاریس - برلن - لنین گراد اکسفرد و کلکته و نسخه های خطی مونس الاحرار که ننسوب به خیام فیلسوف است تنها 121 رباعی را متعلق به خیام میداند .

مرحوم صادق هدایت نیز در سال 1313 دست به تحقیقات وسیعی درباره خیام زد . وی رباعیات اصلی را با مدارک جمع آوری نمود و چاپ کرد .

مرحوم فروغی نیز در سال 1320 کارهای بسیار مفید برای انتخاب رباعیات حقیقی خیام انجام داد و به چاپ رساند .

تا سال 1960 نیز بیش از 3000 کتاب و رساله درباره خیام نوشته شده است .

آقای مینویی مقالات به چاپ رسیده شده درباره خیام را تا سال 1929 بیش از 1500 مقاله میداند که فقط در آمریکا شمالی و اروپا چاپ شده است . که امروزه هزاران برابر این آمار است .

منظومه فیتز جرالد ( 1875 ) که توسط این فرد انگلیسی جمع آوری شد را میتوان نخستین اثر جهانی از خیام دانست که تبلیغ وسیعی در جهان توسط منظومه او انجام شد .

استاد سعید نفیسی پس از تحقیقات وسیعی درباره خیام گفت رباعیات خیام تا سال 1925 :

سي و دو بار انگليسي  - شانزده بار فرانسوي  - يازده بار اردو  - دوازده بار آلماني  - چهار بار روسي  - چهار بار ترکي  - پنج بار ايتاليايي - هشت بار عربي  و چند بار به ارمني و سوئدي و دانمارکي ترجمه شد و تا امرزو ثابت شده است که رباعياتش به تمام زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است . رباعیات جهانی خیام نام و فرهنگ ایران را برای ابدیت زنده نگه داشته است . تندیس این بزرگ مرد ایرانی , اسطوره مشرق زمین در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب گردیده  است و حسین فخیمی مسئول ساخت این تندیس شده بود . هر ساله در 28 اردیبهشت ماه یاد و گرامیداشت او در نیشابور برقرار میگردد و مردم بسیاری از شهرهای گوناگون بر مزار پاک این فیلسوف , عارف و ستاره شناس بزرگ ایرانی گردهم می آیند . یادش گرامی . روحش شاد .

سنگ آرامگاه حیکم فرزانه عمر خیام نیشابوری

سنگ آرامگه عمر خیام در نیشابور خراسان - کل مقبره باشکوه این بزرگ مرد تاریخ به فرمان رضا شاه ساخته شد . آرامگاه بزرگان دیگری همچون عطار عارف نامدار و کمال الملک نیز در کنار آرامگاه خیام می باشد .

پروژه ساخت بزرگ ترین مرکز ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف

در عکس شبیه سازی شده بالا پروژه افلاک نما خیام دیده می شود . به همت مردم و دولت , بزرگ ترین پایگاه ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف در حال ساخت است . بیشتر هزینه این طرح بزرگ را یک ایرانی نیکوکار بر عهده گرفته است . این حرکت بزرگ به پاس گرامی داشت حکیم فرزانه در حال انجام است تا یادش برای ابد گرامی داشته شود .  که تا کنون حدود نیمی از این پروژه اجرا شده است . در عکس زیر مرحله ساخت آن در سال 86 دیده می شود .

پروژه ساخت ستاره شناسی خاورمیانه در نیشابور . افلاک نما

 

In childhood we strove to go to school,
Our turn to teach, joyous as a rule
The end of the story is sad and cruel
From dust we came, and gone with winds cool.

يک  چند  بکودکي  باسـتاد شديم                               يک چند به استادي خود شاد شديم

پايان سخن شنو که ما را چه رسيد                            از  خاک  در  آمديم  و بر باد شديم

Heaven is incomplete without a heavenly romance
Let a glass of wine be my present circumstance
Take what is here now, let go of a promised chance
A drumbeat is best heard from a distance.

گويند  کسان  بهشت  با  حور  خوش اسـت                               مـن   ميگويم   کـه   آب  انگور  خوش  اسـت

اين  نـقد  بگير  و  دست  از  آن  نـسيه  بدار                               کاواز   دهـل   شنيدن  از  دور  خوش  اسـت

This Old World we've named Cosmos by mistake
Is the graveyard of nights & days, no more awake
And a feast that hundred Jamshid's did break
And a throne that hundred Bahram's did make.

اين  کهنـه  رباط  را  که  عالم  نام اسـت                                   و   آرامگـه   ابلـق   صبح  و  شام  اسـت

بزمي‌ست که وامانده صد جمشيد است                                 قصريسـت  که  تکيه‌گاه صد بهرام است

This clay pot like a lover once in heat
A lock of hair his senses did defeat
The handle that has made the bottleneck its own seat
Was once the embrace of a lover that entreat.

اين کوزه چو من عاشق زاري بوده است                                  در   بـند   سر   زلف   نـگاري   بوده‌سـت

اين   دستـه  کـه  بر  گردن  او  مي‌بيني                                 دستي‌ست  که  برگردن ياري بوده‌ست

The palace where Jamshid held his cup
The doe and the fox now rest and sup
Bahram who hunted game non-stop
Was hunted by death when his time was up.

آن  قصر  که  جمشيد در او جام گرفـت                          آهو   بـچـه   کرد   و   شير  آرام  گرفـت

بـهرام  کـه  گور  مي‌گرفتي  همه  عمر                          ديدي   کـه   چگونه   گور  بهرام  گرفـت

Alas the youthful fire is a dying ember
The spring of life has reached December
What is termed youth, I vaguely remember
But know not whence and how from life's chamber.

افـسوس  که  نامه  جواني  طي  شد                        و   آن   تازه   بـهار  زندگاني  دي  شد

آن  مرغ  طرب  که  نام  او  بود شـباب                             افـسوس  ندانم  که کي آمد کي شد

Those who went in pursuit of knowledge
Soared up so high, stretched the edge
Were still encaged by the same dark hedge
Brought us some tales ere life to death pledge.

آنانکـه    مـحيط    فـضـل   و   آداب   شدند                         در   جمـع   کـمال   شمع  اصـحاب  شدند

ره    زين    شـب    تاريک    نـبردند    برون                        گفتـند   فـسانـه‌اي   و   در   خواب  شدند

O friend, for the morrow let us not worry
This moment we have now, let us not hurry
When our time comes, we shall not tarry
With seven thousand-year-olds, our burden carry.

اي  دوست بيا تا غم فردا نخوريم                           وين يکدم عمر را غنيمت شمريم

فردا  کـه  ازين  دير  فـنا  درگذريم                          با هفت هزار سالگان سر بسريم

Khayyam, if you are intoxicated with wine, enjoy!
If you are seated with a lover of thine, enjoy!
In the end, the Void the whole world employ
Imagine thou art not, while waiting in line, enjoy!

خيام  اگر  ز باده مستي خوش باش                            با ماهرخي اگر نشستي خوش باش

چون عاقبت کار جهان نيستي است                                 انگار که نيستي چو هستي خوش باش

All my companions, one by one died
With Angel of Death they now reside
In the banquette of life same wine we tried
A few cups back, they fell to the side.

ياران موافق همه از دست شدند                                در پاي اجل يكان يكان پست شدند

خورديم ز يك شراب در مجلس عمر                                  دوري دو سه بيشتر ز ما مست شدند

The hands of fate play our game
We the players are given a name
Some are tame, others gain fame
Yet in the end, we're all the same.

ما لعبت كانيم و فلك لعبت باز                                از روي حقيقتي نه از روي مجاز

يك چند در اين بساط بازي كرديم                           رفتيم به صندوق عدم يك يك باز

The caravan of life shall always pass
Beware that is fresh as sweet young grass
Let's not worry about what tomorrow will amass
Fill my cup again, this night will pass, alas.

اين   قافله   عمر  عجـب  ميگذرد                            درياب  دمي  کـه با طرب ميگذرد

ساقي غم فرداي حريفان چه خوري                               پيش  آر پياله را که شب ميگذرد

 

 

جستارهای وابسته :

حضرت حافظ از ديدگاه گوته شاعر آلماني

خیام فیلسوف از دید دکتر اسلامی ندوشن

 پژوهش شادروان صادق هدایت پیرامون عمر خیام

پژوهش دکتر امیر حسین خنجی پیرامون رباعیات عمر خیام

 

پژوهش و گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آريارمن است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com