پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران - خراسان بزرگ آریایی

   

 

 

 تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ ایران

صفحه 1   2  

 نقشه ایران بزرگ-خراسان بزرگ شامل تاجیکستان-ازبکستان-قزاقستان- ترکمنستان و افغانستان است . شهرهای ایرانی الاصل آنان شامل سمرقند - بخارا - مرو - بلخ - هرات-IRAN REAL MAP -Afghanistan Map

بخشي از مرزهای شرقی ایران (خراسان بزرگ) در زمان آل زيار

 

گستره خوراسان بزرگ ايران شامل شهرهاي زير است :

قندهار - بلخ - بدخشان - بادغيس - تخار - زابل - كابل - هرات - هلمند - بخارا - سمرقند - عشق آباد - دوشنبه - خجند - كافرنهان - مرو - خوارزم - تاشكند و . . . است كه متاسفانه امروزه همگي با توتطئه استعمار روس و انگليس از ايران بزرگ جدا شدند . امروزه اين شهرها در افغانستان - جنوب ازبكستان - تركمنستان و تاجيكستان  است .

 

گذری بر تاریخچه سرزمنیهای پهناور خراسان بزرگ ایران

خراسان بزرگ ايران پس از تجزیه در طي سيصد سال گذشته و در دوره قاجار توسط روس و انگليس امروزه با اين حال دارای 320 هزار کیلومتر مربع مساحت پهناورترین استان ایران زمین محسوب می شود . به گفته مورخان نژادهای آریایی "که پارثوکا" در این منطقه سکونت داشته اند . منطقه افغانستان كنوني در كتب تاريخي ايران آريانا ايران ناميده مي شد و در تمامی سلسله های هخامنشی و پارتی و ساسانی و ساماني حتی دولت یونانی سلوکی خراسان به صورت متحد و بزرگ در خاك ايران برقرار بوده است . با قدرت گرفتن استعمار روس و انگليس در فلات ايران و بخصوص دست يابي به مراكز ثروتهاي خداداي افغانستان ( خراسان بزرگ ايران ) مانند نفت - گاز - مس - اورانيوم - گوگرد - سرب - روي - كروميت - سولفات باريم و . . . . بناي تجزيه و دست اندازي به اين شهرهاي ايران پايه گذاري شد . در سال 1744 ميلادي از بطن سرزمينهاي غصبي كشور سياس و متجاوز بريتانيا كشوري ساختگي به نام افغانستان ( آريانا ايران يا همان خراسان بزرگ ايران ) بنا نهاده شد و نخستين پادشاهي به ظاهر مستقل اين كشور را احمد شاه ابدالي تشكيل داد . در سال 1919 افغانستان اعلام استقلال كرد و از از آن روز تا كنون افغانستان در فقر - فساد - مواد مخدر و عقب ماندگي گسترده دست و پنجه نرم مي كند و از يكسو حاصل اين سيصد سال اسعتمار روس و انگليس در اين كشور به وضوح ديده مي شود و از سوي ديگر حاصل جداشدن شهري ايراني از پيكره ايران بزرگ آشكارا ديده مي شود و امروز نيز متاسفانه آريانا ايران ( افغانستان كنوني ) در دستان طالبان - ارتش ناتو و آمريكا در خون و عقب ماندگي غوطه ور است . بزرگ ترین قیام مردم خراسان قیام تاریخی اشک اول می باشد که منجر به رهایی ایران از زیر یوش یونانیان شد . در سال 250 قبل از میلاد اقوام پارت آریایی در شهر آساک ( قوچان امروز ) به فرماندهی اشک اول دست به اقدامی تاریخی در ایران زدند که به اشغال ایران توسط قوای سلوکی پایان داد و سلسله ملی شاهنشاهی اشکانیان را پایه گذاری کردند . بعدها بار دیگر امپراتوری هخامنشی توسط پارتیان زنده شد و مرزهای ایران گسترش یافت و امپراتوری پارتیان شکل گرفت . سلسله اشکانی پس از حدود 400 سال امپراتوری در نهایت رو به زوال رفت و سلسله ملی دیگری به نام ساسانی در سال 241 پس از میلاد روز کار آمد . ساسانیان بناها - امارتهای و آتشکده های بسیاری در خراسان به جای گذاشتند . ولی خراسان پس از اسلام بارها مورد یورش اعراب قرار گرفت . خراسان بزرگ و واقعی از شمال تا سواحل رود جیحون و از مشرق قسمت زیادی از خاک قوم پشتو یا افغانها بوده است . شامل سمرقند - بخارا - مرو - خوارزم - خیوه - هرات و . . .بوده . به عبارتی می توان گفت که همه تیره های آن منطقه بخشی از ایران و ایرانیان هستند . منجمله تاجیکها - بلوچها - تركمنها  - پشتو ها . پس از اسلام در سال 31 هجری مردم خراسان چون حکومتشان سقوط کرده بود و دولتی برای دفاع نداشتند تسلیم سپاه مسلمانان عرب می شود . ربیع ابن زیاد فرمانده سپاه اسلام که مردی بلند قامت و سیاه چهره و خشک و چروکیده بود بعد از فتح سیستان قبل از آنکه مرزبان آن شهر را به حضور بپذیرد دیواری قطور از اجساد ایرانی بنا نهاد که صف عظیمی را تشکیل داده بود . وی در بالای این دیوار بر روی اجساد ایرانیان نشست و بعد از آن مرزبان سیستان را فراخواند و قراردادی را در آن حالت منعقد ساخت که مرزبان باید هزار جوان ایرانی را به همراه خراج سالیانه تحویل عربها دهد . بعد از آن ایرانیان از قرارداد سرباز زدند و دوباره لشگری راهی سیستان شد و اینبار 2000 هزار جوان اسیر و مبلغ 2 میلیون درهم اهدایی از ایرانیان گرفتند . بعد از آن خراسان و نیشابور فتح شد و خراجهای بسیار سنگینی منعقد گشت . در سال 32 شخصی از خاندان کارن در خراسان پرچم مبارزه و طغیان بر ضد اعراب مسلمان را بلند کرد . او با سپاهی که بالغ بر 40 هزار تن بود . متشکل از مردمان طبیس - بادغیس - هرات - کهستان و گرگان . بلاذری مینویسد : خاندان کارن در خراسان که از مشهور ترین خاندهای ساسانی بوده است با اسلام بنای جنگ نهاند و در شبیخونی از طرف عبدالله خازم فرمانده آنان به قتل رسید و مردمانش به کلی کشتار شدند .

بار دیگر در سال 36 ایرانیان ساکن خراسان کارگزار امام علی را به کلی از خراسان بیرون راندند . زیرا خراسان در کنترل فرمانده امام علی بود . به گفته طبری "ماهویه سوری" که شاهنشاه یزدگرد را کشته شده بود برای بستن قراردادی به کوفه به نزد علی رفت . امام علی به جهت خشنودیش از کار ماهويه - وی را به ریاست شهر مرو خراسان گماشت و در نامه ای به ساکنان مرو خواست تا همگان از وی اطاعت کنند . ولی بعدها ماهویه سوری از بیم کشته شدنش توسط مردم به نیشابور گریخت و در همانجا درگذشت . زیرا در نزد ایرانیان آن زمان شاه از فر ایزدی بر خوردار بوده است و کشتن شاه گناهی نابخشودنی به حساب می آمده است . تاریخ طبری

بلاذری در این باره مینویسد : مردم شهر مرو کفر ورزیدند - به عبارتی از سلطه عربان خارج شدند . سپس دروازه های شهر نیشابور را بستند و سپاه اسلام را از انجا بیرون راندن و در نتیجه خراسان به کلی از زیر فتوحات اسلام خارج شد . امام علی که در آن زمان گرفتار جنگهای داخلی بود نتوانست خراسان را دوباره فتح کند . لیکن در سال 38 هجری پس از جنگهای حکمیت علی توانست خواهرزاده جعده ابن هبیره مخزونی را با سپاهی راهی خراسان نماید تا شورشیان ایرانی را سرکوب نماید . ولی از آنجا که اکثر سپاه علی درگیر شورشهای خوزستان و پارس و کرمان بودند سپاه او نتوانست موفقیتی در خراسان کسب کند . طبری اضافه میکند : "جعده" به ابرشهر ( نیشابور) رسید و ایرانیان آنجا کافر شده بودند و از دادن خراج به اعراب خودداری می نمودند . مردم نیشابور مقاومت کردند و سپاه علی بی نتیجه به کوفه بازگشت . طبری مینویسد : بعد از ناکام ماندن خراسان علی "خلید ابن قره یربوعی" را روانه خراسان نمود سپاه شهر ها را محاصره کرد و بعد از مدتی شهر به تسلیم گشوده شد و قرارداد باجگذاری با مردم خراسان بسته شد .

بعدها ایرانیان به سرکردگی ابومسلم خراسانی قیام بزرگی را بر ضد خاندان جنایت پیشه بنی امیه به راه انداختند . پس از آن طاهر ذوالیمینین که از طرف مامون خلیفه عباسی حاکم خراسان شده بود دعوی استقلال خراسان کرد و از فرمان خلیفه تازی روی گرداند ولی به دست ماموران خلیفه کشته شد . ولی پس از آن سلسله ایرانی طاهریان اساس استقلال ضد عربی را در ایران پایه گذارند . پس از طاهریان در سال 287 هجری قمری اسماعیل سامانی خراسان را متصرف شد و حکومت ایرانی سامانیان بعدها شکل گرفت . سامانیان با اینکه مجبور بودند به اعراب و خلیفه تازی باج پرداخت کنند ولی خدمات بسیاری در جهت احیای مجدد فرهنگ و هنر ایرانی کردند تا از زیر یوق فرهنگ و ادب تازی خارج شوند . تاجيكستان زيباترين دوره هاي تاريخي اش را در دوره ايراني سامانيان ثبت كرده است .

در سال 384 هجزی قمری خراسان به دست محمود غزنوی این مرد خون آشام و متعصب افتاد . بسیاری از مردم خراسان که شیعه شده بودند مورد ظلم وی قرار گرفتند . در سال 429 طغرل سلجوقی بر قسمتی از خراسان از جمله نیشابور دست یافت اما مسعود غزنوی در سال 430 سلجوقیان را از خراسان اخراج کرد . ولی بعدها طغرل بر خراسان چیره شد . چون سلطان سنجر و حکومت پرماجرایش با مرگ او به پایان رسید در سال 552 ترکهای مغول از اطراف چین و مغولستان به خراسان یورش آوردند و خرابی های بسیاری به جای گذاشتند . چندی بعد خوارزمشاهیان بر خراسان مسلط شدند . بعد از مرگ سلطان ابو سعید بهادر خان در سال 736 هجری قمری آل کرت و سربداران بر خراسان مسلط شدند . . بعدها تیمور لنگ یکی دیگر از سرداران وحشی تاریخ بر خراسان چیره شد و کشتار و ویرانی ها بسیاری به جای گذاشت . . پس از مرگ تیمور شاهرخ به سرداری خراسان رسید . در سال 913 خراسان مورد حمله شیبک خان ازبک قرار گرفت . در در زمان ناصر الدین شاه قاجارشاه خیوه به خراسان حمله کرد ولی از دولت ایران شکست خورد . بعدها تورکمنها به ایران یورش آورند ولی باز هم شکست خوردند و عقب نشینی کردند . دولت شوروی سابق که همیشه در اندیشه تصاحب خاکهای ایران بود بالاخره حمله ازبکها را بهانه قرار داد و خاکهای شمالی ایران به اشغال کشورش در آورد . دولت قاجار هم با بستن قرار ننگین در سال 1249 هرات را از پکره ایران جدا کرد و خفت بزرگی در تاریخ ایران به جای گذاشت و سالهای پس از آن نیز برخی دیگر از شهرهای خراسان را به اشغال بیگانگان در آورد .

Afghanistan map نقشه بخشی از خراسان بزرگ ایران - افغانستان امروزی

برخی از بزرگ مردان سرزمین ايراني خراسان بزرگ

خطه خراسان نیز مانند دیگر شهرهای فلات ایران بزرگان بسیاری را تقدیم فرهنگ و ادب جهان کرده اند منجمله :

شیخ الرئیس حجه الحق ابو علی سینا حسین بن عبدالله بن حسین بن علی بن سینا مشهور ابن سینا استاد فلسفه و نجوم و پزشکی ایران از اهالی بلخ در خراسان

مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولانا پدر عرفان جهان از بلخ

فردوسی طوسی خداوندگار فرهنگ و ادب و تاریخ ایران 

سنباد سردار دلیر ایرانی که بر ضد اعراب قیام نمود

برادران بنو موسی از استادان هندسه و ریاضی

حکیم عمر خیام نیشابوری فیلسوف - ریاضی دان و عارف بزرگ جهان

خالد ابن عبدالملک مرو رودی ستاره شناس بزرگ ایران از مرو خراسان بزرگ

ابومعشر جعفر ابن محمد ابن عمر بلخی ستاره شناس و منجم بزرگ از بلخ در خراسان بزرگ ایران

سهل بن بشر منجم ایرانی

ابو جعفر خازن ریاضی دان خراسانی

عبدالرحمن خازنی فیزیک دان و مخترع خراسانی

ابوبکر علی ابن محمد خراسانی کیمیا گر و شیمی دان ایرانی

شیخ احمد جامی

رودکی سمرقندی

عبدالرحمن جامی

مولانا زین الدین ابوبکر تایبادی

شیخ ابوذر بوزجانی

ابومسلم خوراسانی

اشو زرتشت نخستین پیام آور یکتاپرستی و خرد جهان

بسیاری از خاورشناس و محققین دین زرتشتی معتقدند : گاتها به لهجه خوراسانی سروده شده است و هجای گاتها هجای رگ ویدی است . این لهجه در باختر رود سند رایج بوده است . زرتشت از خاندانهایی نام می برد که متعلق به خراسان بزرگ و سرزمینهای سند و پنجاب در شرق ایران است . در تمامی سروده های او از مردمان آریایی نژاد سخنهایی دیده می شود . وی به کشور هفتم اشاره میکند که همان ایرانویچ - ائیرانه ویچه - یا ایران بزرگ بوده است . گفتگوی ها اوستا بیشتر از خراسان بزرگ است . شاه گشتاسب نیز از بلخ بود و بیشتر شواهد حاکی از آن است که زرتشت از شرق ایران بوده است . عده ای دیگر هم بر این باورند زادگاه زرتشت در آتروپاتکان یا آذربایجان آریایی بوده است . به هر روی یکی از احتمالات این است که زرتشت همگانوگه که در خراسان بزرگ زندگی میکرده متعلق به همانجا باشد ولی هنوز هیچ یک از این نظریه ها اثبات نشده است .

نام خراسان بزرگ و شهرهای آن

خوراسان در زبان پهلوی ( واژه نامه پهلوی ) از خور + سان آمده است . خور به معنی خورشید و روشنایی است . ایرانیان باستان به سرزمینهای شرق که جایگاه طلوع خوردشید بوده است خوراسان می گفته اند . به عبارتی دیگر سرزمین خورشید معنی می دهد . خوراسانیک پهلوی همان خراسانی امروزی است . اما خراسان بزرگ سرزمین آریایی پهناوری بوده است که متاسفانه توسط استعماگران انگلیس و روس و شاهان وطن فروش قاجار به بیگانگان واگذار شد . آنچه در نوشتارهای پایین خواهید دید ذکر چند اقلیم مشهور خراسان ایران و دهکده و روستاهای آن می باشد که بزرگ ترین جغرافی دانان مشرق زمین به آن اشاره نموده اند . امید بر این داریم که روزی فرزندان ایران زمین برای برداشتن مرزهای استعماری بیگانگان گام بردارند و خراسان بزرگ را که ریشه در تاریخ و هویت ملی ما دارد را باردیگر تشکیل دهند . شهر ایرانی خوارزم که امروزه بین ازبکستان و ترکمنستان اشغال گردیده است یکی از نخستین سرزمینهای ایران است که درارای شهر نشینی و تمدن شده است و نام خوارزم نیز بر گرفته از دو بخش خوار(خورشید) و زم(زمین) دانسته‌اند به معنای سرزمینی که خورشید از آن بیرون می‌‌آید . بزرگان ایران سروده های پیرامون خراسان گفته اند  

فخر الدین اسد گرگانی در مثنوی ویس و رامین می گوید

به لفظ پهــلوی هرکــو شناسد                     خراسان آن بود کز وی خور آید

خراسان را بود معنی خورآیان                       کجاز و خور برآید سـوی ایران

جامی نیز می گوید

هرجا که رفت زورق حافظ به بحر شعر                   جامی سفینه تو به دنباله می رود

نظم تو می رود ز خراسان به شاه فارس                   گر شعر او ز فارس به بنگاله می رود

به گفته اصطخری : شهرهای بزرگ خراسان چهار شهر است : نیشابور - مرو - هرات - سمرقند - بلخ ( مسالک الممالک - ابواسحق ابراهیم اصطخری برگ 203 ) نیشابور که همان ابرشهر باستانی است امروز جزوی از ایران ماست ولی شهرهای دیگر یکی پس از دیگری توسط بیگانگان اشغال شده است 

هرات : شهری است که در گذشته به نام آریا شناخته شده است . امروزه جزوی از افغانستان است . تا دوره نادرشاه افشار هرات در تمامی دوره های تاریخی جزوی از ایران بود . پس از مرگ نادر افغانها بر هرات مسلط شدند . ولی کماکان جزوی از ایران بود . در نهایت ماموران کشور فخیمه انگلستان که همیشه با مزدوران خود در کشورهای دیگر دخالت می کنند در هرات مامور جدایی هرات از ایران شدند . در سال 1249 عباس میرزا از سوی فتح علی شاه قاجار مامور پس گرفتن هرات از دست افغانها شد تا آنجا را به شیوه ایرانی اداره کنند . مرگ عباس میرزا این کار را ناتمام گذاشت . محمد شاه قاجار کوششی برای پس گیری هرات کرد که ناکام ماند . در زمان ناصر الدین شاه قاجار محمد خان افغان هرات را از ایران جدا کرد . ناصر الدین شاه و یارانش هرات را محاصره کردند و در سال 1273 این شهر را به ایران متصل کردند . ولی در نهایت با مداخلات بریتانیا قرار بر این شد که انگلستان همیشه مزدور که جنوب ایران را که اشغال کرده بود آنجا را ترک کند و ایران هم تعهد دهد هرات را به افغان ها واگذار کند 

مرو: امروزه جزوی از ترکمنستان است . مرو جزوی از خراسان بزرگ بوده است . روزگاری هم پایتخت دولت ایرانی طاهریان بود . مرو به گفته احمد ابن یعقوب (جغرافی دان مشهور در کتاب البلادان - برگ 55 ) مهمترین شهر خراسان ایران بوده است . همچنین نیز مرو به گفته ابرهیم اصطخری ( جغرافی دان در کتاب مسالک الممالک برگ 205 ) به نام شاه جان معروف است . گفته می شود این شهر را طهمورث ایرانی بنا کرده است . خوش ترین شهر خوراسان بزرگ مرو است که دارای میوه ها و رودها بسیار است . برزویه طبیب ایرانی نیز از مرو برخواست . آبهای زیبای مرو در هیچ جای دگر نیست . اصل ابریشم از مرو به شهرهای دیگر فرستاده شده است. مسعودی در مروج الذهب جلد یکم گوید ( برگ 278 ) یزدگرد سوم آخرین شهریار ایران هنگامی که کشته شد دو پسر به نامهای بهرام و فیروز داشت و سه دختر به نامهای ادرک - شاهین و مرداوند . بیشتر فرزندان شاه ایران در مرو زندگی میکنند و به همین روی خود یزدگرد نیز پس از حمله تازیان به مرو گریخت . مسعودی گوید در سال 219 معتصم "محمد بن قاسم بن علی بن عمر" را بترساند و او را مجبور کرد از کوفه به سوی خراسان و شهرهای مختلف آن منجمله مرو و سرخس و طالقان فرار نماید . او مدتی در شهرهای خراسان زندگی کرد .مسعودی گوید : یحیی بن اکثم از اهالی خراسان و از شهر مرو بود . جلد 2 برگ 436 ذکر شمه ای از اخبار 

بخارا : شهری ایرانی است که امروزه در ازبکستان قرار گرفته . بخارا پایتخت سلسله ایران سامانیان و طاهریان نیز بوده است و در تمامی روزگاری پیش از قاجار توسط ایرانیان اداره می شد . به گفته یعقوبی در البلدان ( برگ 69 ) بخارا شهری است که مردمان آنجا را ( پس از اسلام ) اعراب و ایرانیان تشکیل میدهند . اصطخری در مسالک المالک ( برگ 231 ) می نویسد بخارا شهری زیبا و سرسبز است چنانکه تا چشم کار می کند تنها سبزی و خرمی دیده می شود . به طوریکه گویی سبزی زمین بخارا و کبودی آسمان شهر با هم یکدیگر آمیخته شده اند . در تمامی شهر ویرانی یا بیابان دیده نمی شود . در خراسان هیچ شهری خرم و انبوه تر از بخارا نیست . بخارا هفت دروازه دارد . زمینهای سغد و بخارا همگی نزدیک به آب است . گویند ملیت مردم بخارا قومی بودند ایرانی که از استخر پارس به آنجا مهاجرت کرده اند . مردمانش با جمال و نیکو چهره هستند و باوقار رفتار میکنند . 85 درصد مردم آنجا به پارسی تاجیکی سخن می گویند ولی دولت ازبکستان آنان را از این حق خود محروم کرده است و ضدیت خواصی با زبان فارسی دارد . بخارا پایتخت ادبی و فرهنگی ایران پس از اسلام به شمار می آمده است . مسعودی گوید فریدون شاه ایران فرمان داد تا آتشکده ای در بخارا ساختند به نام بردسوره ( ج 1 - برگ 603 ) . مسعودی گوید گروهی از شاهان دیلیمان پیرو اسلام شده بودند . اسفاربن شیرویه ( کافر شد ) قزوین را که مردمانش مسلمان شده بودند ویران کرد و پوشش از زنان برداشت . شیرویه وقت شنید که موذن از گلدسته مسجد شهر اذان می گوید فرمان داد تا مسجد را بروی موذن ویران کنند . اسفار بن شیرویه نماز را منع کرد . فرمانروای خراسان که پایختش در بخارا بود راهی نبرد با شیرویه شد مروج الذهب جلد دوم برگ 744 خلافت المطیع .

بلخ : بلخ امروزه جزوی از افغانستان شده است که شامل شهرهای زیر است : بشمول شبرغان، جوزجان و اندخوی و فارياب و سمنگان و باميان . نام بلخ در زبان پهلوی ایران باستان به صورت باخل خوانده میشده است . بخل روت پهلوی همان رود بلخ کنونی است . به گفته اصطخری جغرافی دان پادشاهان سامانی از فرزندان ویند از اهالی بلخ بوده اند . بلخ دارای نواحی تخارستان - ختل - پنجهیر - بدخشان و بامیان است . بلخ نیشکر و نیلوفر بسیار دارد . میوه هایش گرمسیر است ولی خرما ندارد . یعقوبی جغرافی دان ( برگ 63 ) می نویسد بلخ شهری بزرگ در خراسان است . پادشاه خراسان شاه طرخان آنجا منزل دارد . مرو شهری با عظمت است . به گفته او بلخ وسط خراسان بزرگ قرار داشته است . مسعودی  مروج الذهب - ج 1 - برگ 53  می نویسد پادشاه ایران در زمان دانیال نبی پایتخت اش در بلخ بوده است . به گفته مسعودی ( ج 1 - برگ 222 ) بلخ را لهراسب شاه ایران بنیاد نهاد و آنجا را که درختان بسیار دارد بنا کرد . مدت پادشاهی لهراسب و خاندانش یکصد و بیست سال بود که در نهایت بدست ترکان اطراف چین کشته شد . مسعودی گوید هفت آتشکده در ایران بود که بسیار اهمیت داشته است . یکی از آنها نوبهار است که در بلخ خراسان وجود دارد ( برگ 586 ) این را منوچهر شاه ایران بساخت . یکی از راویان اهل تحقیق در درب این آتشکده نوبهار بلخ خراسان خوانده است که ایرانیان چنین نوشته اند : پادشاه به سه چیز نیازمند است : عقل - صبر و مال

 

جستارهای وابسته :

آنچه ایران به جهان آموخت

زبان فارسی در تاجیکستان

جشن ملی نوروز درافغانستان

جشن ملی نوروز در تاجیکستان

فرهنگ غنی ایرانی چیست ؟

گفتگو با یک هموطن تاجیکستانی

جایگاه زبان پارسی در ازبکستان

مشکلات زبان در تاجیکستان

زبان اوستایی سرزمین خوارزم

ایران سرزمین همیشگی آریایی ها

گذری بر زبان پارسی - فارسی دری

آداب و رسوم ایرانیان راستین در گذر تاریخ  

تاریخچه جشن ملی چهارشنبه سوری در سرزمینهای ایران

نقشه های ایران بزرگ و سرزمینهای حقیقی ایران  و اقوام آریایی آن 

 

بن مایه این نوشتار :

فرهنگ زبان پهلوی یا فهلوی : دکتر بهرام فره وشی

پایگاه اطلاع رسانی ابر شهر  - دانشنامه جهانی ویکی پدیا

دایره المعارف بزرگ ایران شناسی استاد عبدالحسن سعیدیان

البلدان : احمد ابن ابی یعقوب - متوفی سال 290 هجری - ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتی

مروج الذهب : ابوالحسن علی ابن حسین مسعودی - 2 جلدی ترجمه شادروان ابوالقاسم پاینده

مسالک الممالک : ابواسحق ابراهیم اصطخری جغرافی دان مشهور متوفی سال 346 - ترجمه خواجه نصیرالدین طوسی - دکتر ایرج افشار

 

 

صفحه 1   2  

 

پژوهش و گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com