
سخنان پادشاهان و سرداران بزرگ ایران زمین
از 6000 سال پیش تاکنون
کتیبه شاهنشاه شاهپور اول ساسانی بر سر درب دانشگاه بین المللی جندی شاپور خوزستان
( تاجگذاری 20 مارس 242 پس از میلاد )ای مردم سلاح هایمان مرزها را می گشاید و دانش ما مغزها را . . .
سخنان شاهنشاه هرمز فرزند نوشیروان دادگر در هنگام تاجگذاری ( 250 پس از میلاد )
ای مردم نیکی ستون پادشاهی است و خرد ستون دین . نرمش بزرگترین بنیاد فرمانروایی است و هوشیاری سرچشمه اندیشه . خداوند من را به پادشاهی برگزید و سپس مرا توانگر ساخت و شما را با توانایی من نیرومند ساخت . من را عهده دار فرمانروایی بر شما و شما را به فرمانبرداری مکلف ساخت مردم ما دو گروه هستند . نخست زیر دستان و دیگری زبر دستان . زنهار مبادا توانمندان ناتوانان را طعمه خویش سازند و یا ناتوان با زبردستان با نیرنگ رفتار کند . زیرا این کار به سستی دولت می انجامد و پایه های کشور را متزلزل خواهد نمود . ای مردم بدانید که روش کشور داری من بر اساس رحمت و مهربانی به زیر دستان و بالا بردن شئون آنهاست و نه چیرگی بر آنان . ترحم و ارفاق بر زیردستان و دفاع از حقوق آنها خواست ماست و نه خوار شمردن آنان . آگاه باشید که نیازمندی های شما به ما در نیازمندی های ما به شماست . ای مردم از کارهای همانند یکی را برگزینید : پارسایی را ریا کاری - ریا کاری را کاردانی - مهر به خویشان را تملق - تظاهر را نیکو کاری - اسراف را گشاده دستی - و . . . شما در مفاهیم متشابه از کارهای پست بپرهیزید و بر آنچه موجب رضای خاطر ماست پایداری کنید . عدل و دادی را که برای رسیدن به آن می کوشیم به یاری آن ما با شما کارهای نیک انجام خواهیم داد پس در پرتو آن همه شما مردمان چه زبر دست و چه زیر دست در برابر من یکسان هستید . این کار زمانی بر شما روشن خواهد شد که ما زبر دستان را برای شما سرکوب خواهیم کرد . همانطور که نیاکان ما کردند . ما در اندیشه این هستیم که همگان را در جای خویش بنشانیم و هیچ حقی ضایع نگردد . ناتوانانی که هوای بلند پروازی در سر دارند مقامی دهیم که در پرتو آن دلاوری و شایستگی آن جایگاه را داشته باشند . پس خویش را برای اجرای یکی از دو مورد آماده کنید : یا راستی که از آن کار شما را بهبود خواهد آمد . یا ترس که شما را ویران خواهد نمود .
از اخبارالطوال - ابو حنیفه الدینوری
سخنان شاهنشاه انوشيروان دادگر ( 513 پس از میلاد )
شاهنشاه انوشیروان دادگر خوان بزرگی داشت از طلا مرصع با اقسام جوهرات نوشته بود : هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد . نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت :
اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .
دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .
سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .
چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .
از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری
از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار.
مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ساسانی
بهرام گور پادشاه ساسانی ( 430 پس از میلاد )
شاهنشاه بهرام گور پس از غلبه بر خاقان چنین گفت : وقتی گروههای او را پراکندم گفتم گویی قدرت بهرام را نشنیده بودید که من نگهبان ملک ایرانم و ملکی که نگهبان نداشته باشد به چه کار آید ؟
مسعودی - مروج الذهب - ذکر شاهان ساسانی
آخرين گفتار نوشيروان دادگر به فرزندش هرمز ( به سال 579 پس از میلاد )
اگر مایل به حفظ تاج و تخت شاهنشاهی کهن ایران هستی درویشان و مستمندان را یاری ده . پادشاه همچون درختی است که مردم کشورش حکم ریشه های آن درخت را ایفا میکنند . درخت زمانی مستحکم خواهد بود که ریشه هایش گسترده و قوی باشد زیرا در غیر این صورت تو نابود خواهی شد . دل مردمانت را مرنجان که اگر چنین کنی ریشه خودت را ضعیف کرده ای . اگر راه پارسایی و نیک اندیشی را ا نتخاب کنی و دیگران را به آن دعوت کنی - سرزمین و تاج و تخت ات در پناه خواهد بود . بخشندگی و امید دادن را قوت ببخش . تو باید مردمانت را از گزند دشمنان و دشواریها محفوظ داری و با ناراحتی آنان اندوهگین شوی . نیز به خاطر داشته باش که نباید همیشه در اندیشه گسترش مرزهای سرزمین ات باشی . زیرا با ابن کار رعیت ها و مردم مستضعف از تو دلگیر خواهند شد . همیشه از مال اندوزان شجاع در هراس باش زیرا تو را تضعیف خواهند کرد . همیشه پروردگار را در خاطر داشته باش و از او بترس . بدون شک جور و ستم کشور رو به ویرانی خواهد کشاند . در مدت پادشاهی ات دهقانان را یاری ده و آنان را در پناه خود بگیر و از مزدوران و چاپلوسان که دهها برابر دهقانان کار می کنند دوری کن و پاداش کسانی را که نیک میکنند بده و برایش ارزش گذار .
شنیده
ام که خسرو به
شیرویه چنین
وصیت کرد
در
اندیشه این
باش که همیشه
صلاح رعیتان
کشور را در نظر
داشته باشی
زیرا آنان از
ظالمان و
بیدادگران
فراری هستند و
به فکر نابودی
ظالم در
خواهند آمد .
در جهان هستی
برتر از انصاف
و عدل چیزی
نیست . مردمان
جهان همگی می
گذرند ولی این
نام نیک است که
خواهد ماند و
آیندگان تو را
ستایش می کنند
خدا
ترسان را
مامور
دهقانان و
مستضعفان کن
زیرا آنان ظلم
نخواهند کرد .
مطمئن باش
کسانی که فقط
نفع و صلاح تو
را در نظر می
گیرند به
مردمان جفا
خواهند نمود .
اگر خواهی که
نامت جاودانه
برای آیندگان
بماند-
خردمندان و
نیک اندیشان
کشور را مخفی
مکن و آنان را
به مردم معرفی
کن . پادشاهان
و بزرگان
گذشته ایران
همه رفتند و تو
نیز خواهی رفت
پس در اندیشه
گذاشتن خاطره
نیک از خودت
باش . افرادی
را که ذاتا بد
اندیش هستند
به سزای
اعمالشان
برسان . هنگامی
که تو را داور
قرار دادند و
تو نیز از گناه
مجرم خشمگین
شدی کمی صبر و
تفکر کن و اگر
پسندیده بود
وی را عفو کن
بوستان سعدی
گفتاراردشیر پاپکان شاهنشاه بزرگ و بنيانگذار دولت مقتدر ساساني پس از نشستن بر تخت پادشاهی ایران ( به سال 226 پس از میلاد )
گفتار شاهنشاه اردشير يکم به فرزندش شاپور ( به سال 241 پس از میلاد )
بدان فرزندم دين و شاهي برادراني توامانند و بدون تخت پادشاهي دين دوام نمي آورد و رو به زوال ميرود و شهرياري بدون دين برجاي نخواهد ماند و به فساد کشيده خواهد شد و بدان که دين بنياد شهرياري و شاهي ستون دين است . ( برگفته از مروج الذهب مسعودي )
گفتار انوشه روان دادگر پس از نشستن بر تخت پادشاهی ایران ( به سال 513 پس از میلاد )
اگر من در جشن و شادی و نوشیدن شراب هستم - اگر در حال رایزنی و مشورت با ا نجمن دربار هستم - اگر در دشت و صحرا مشغول چوگان هستم - اگر در هنگام خواب یا بیداری هستم به پیش من آیید و از مشکلات خود با من سخن بگویید و تا هنگامی که آسوده خاطر نشده اید نباید از کنار من دور شوید . زیرا من زمانی شاد خواهم بود که رنج ستمدیدگان را کم کنم . مبادا از کارگزان و لشگریان و پیش کاران من کسی با دلی دردناک شب را سر به بالین گذارد و من مطلع نباشم . زیرا از رنج و درد آنها من نیز اندوهگین می شوم . ( فردوسی بزرگ - شاهنامه )
کتیبه داريوش بزرگ در نقش رستم / پارس ( به سال 522 – 486 قبل از میلاد )
داریوش
بزرگ : خدای
بزرگ است
اهورامزدا. که
این جهان را
بیافرید . که
خرد و نیروی
کوشش را بر من
ارزانی داست
به خواست و
نیروی
اهورامزدا
شاهم و
فرمانهای او
را اجرا میکنم
این چنین
دوستدار
و پیرو راستی
هستم و بدی را
دشمنم . خواهان
داد و عدل هستم
. نه می خواهم
که از سوی
توانایی به
ناتوانی ستم
شود و نه
میخواهم که
ناتوانی به
توانایی بد
کند
تو
كه بعد از من
شاه خواهي بود
از دروغ سخت
بپرهيز . مردي
كه خواهد
دروغزن بود
نيك كيفر ده.
اگر چنين مي
انديشي بايد
كشورم در امان
باشد . آنهايي
كه پيشتر شاه
بودند در آن
مدت ، آنچه را
كه من در يك
سال و اندي به
خواست
اهورامزدا
كردم نكردند .
از آن رو
اهورامزدا
مرا ياري كرد،
چون بدكردار
نبودم ،
دروغزن نبودم
، خطاكار
نبودم ، نه من
، نه دودمانم .
بر پايه راستي
رفتار كردم :
نه به ناتوان و
نه به توانا بد
كردم ، مردي كه
با خاندانم
همكاري كرد او
را نيك پاداش
دادم و آنكه
زيانكاري كرد
، او را نيك
كيفر دادم . تو
كه سپس شاه
خواهي بود ،
مردي كه
دروغزن يا
خطاكار است او
را دوست مباش و
او را نيك كيفر
ده . تو كه سپس
اين نوشته ها
را كه من نوشتم
، يا اين نگاره
ها را ببيني ،
آنها را ويران
مكن ، تا جايي
كه ممكن است
آنها را بپاي ،
تا زماني كه
تندرست باشي .
هر
آنكه
اهورامزدا را
بپرستد ، بخشش
وي از آن او
خواهد بود ، هم
در زندگي و هم
پس از مرگ
اهورا
مزدای بزرگ
بزرگترین
خدایان . او
داریوش را شاه
آفرید . او به
وی شاهی را
ارزانی فرمود
و به خواست
اهورامزدا
داریوش شاه شد
. این کشور
پارس که
اهورامزدا
بمن ارزانی
فرمود زیباست
و دارای اسبان
خوب و مردان
خوب است به
خواست
اهورامزدا
داریوش شاه از
هیچکس نمی
ترسد . خدای
بزرگ این کشور
را از دشمن -
خشکسالی و
دروغ محفوظ
فرماید
خشایارشاه هخامنشی فرزند داریوش بزرگ ( به سال 486 – 465 قبل از میلاد )
خشیارشا بزرگ : بسیار کارهای زیبای دیگر در این پارسه انجام شد که من و پدرم کرده ایم . هر کاری که به دیده زیبا می باشد به یاری خداوند ما کردیم . تو که در روزگار پسین ( آینده ) می آیی به آن دستورهایی که اهورامزدا فرموده رفتار کن تا در زندگانی شاد و پس از مرگ خجسته باشی . تو اي بنده ! نيك بدان كه - که هستي توانايي هايت كدام و رفتارت چه گونه است . مپندار كه زمزمه هاي پنهاني و در گوشي بهترين سخن است . بيش تر به آني گوش فرا دار كه بي پرده ميشنوي . تو اي بنده ! بهترين كار را از توان مندان ندان و بيش تر به چيزي بنگر كه از ناتوانان سر ميزند . ( برگفته از کتيبه نقش رستم در پارس )
از بیانات شاهنشاه بهرام گور به مناسبت تاجگذاری اش ( به سال 420 پس از میلاد )
بهرام گور پس از جلوس بر تخت شاهنشاهی کارگزاران دولتی خود را نصیحت میکند و میگوید مبادا بر مردم تنگدست و ضعیف سختگیری کنید . سعی کنید در جهت نیکی به مردم قدم بردارید زیرا این جهان به کسی باقی نیست و همگان رفتنی هستیم . بی آزار باشید و به مردم و همسایگان نیکی کنید . من برای راحتی مردم رنج تن را تحمل میکنم و دوست دارم مردم در همه حال شاد باشند زیرا دین زرتشت مرا فرمان به شاد بودن میدهد و دوست دارم مردمانم شاد زندگی کنند . از یزدان پرستی دور نشوید که تنها اوست که یاری دهنده ماست . خرد و دانش را برای مردم هدیه کنید و دانش پژوهان را قدرت دهید تا مردم آگاه شوند . خردمندان و عاقلان را از بارگاه من دور نکیند که آگاه بودن مردم مایه خوشبختی من است . از بودجه کشور برای نیازمندان بردارید و آنان را بی نیاز کنید مخصوصا خردمندان را بال و پر دهید تا دیگران را فرهنگ دهند . سعی کنید رنجهای مردم را کم کنید زیرا این وظیفه ماموران پادشاه است و به جای غم و اندوه آنان - شادی و نشاط و زندگی خوش هدیه بیاورید
سی باقی نیست و همگان رفتنی هستیم . بی آزار باشید و به مردم و همسایگان نیکی کنید . من برای راحتی مردم رنج تن را تحمل میکنم و دوست دارم مردم در همه حال شاد باشند زیرا دین زرتشت مرا فرمان به شاد بودن میدهد و دوست دارم مردمانم شاد زندگی کنند . از یزدان پرستی دور نشوید که تنها اوست که یاری دهنده ماست . خرد و دانش را برای مردم هدیه کنید و دانش پژوهان را قدرت دهید تا مردم آگاه شوند . خردمندان و عاقلان را از بارگاه من دور نکیند که آگاه بودن مردم مایه خوشبختی من است . از بودجه کشور برای نیازمندان بردارید و آنان را بی نیاز کنید مخصوصا خردمندان را بال و پر دهید تا دیگران را فرهنگ دهند . سعی کنید رنجهای مردم را کم کنید زیرا این وظیفه ماموران پادشاه است و به جای غم و اندوه آنان - شادی و نشاط و زندگی خوش هدیه بیاورید . ( برگفته از گفتار فردوسي بزرگ درباره پادشاهي بهرام گور )
متن کتیبه شاهنشاه شاپور یکم برای امپراتوری بزرگ ایران در کعبه زرتشت / پارس ( به سال 245 پس از میلاد )
و چون ایزدان شاهنشاهيهاي ما را یاری دادند و به کمک آنان همه شاهنشینها را به تصرف در آوریدم بنابراین ما در این شهرها آتشکده های بسیاری بنا نمودیم و موبدان بسیاری را از خود خشنود ساختیم تا اهورامزدا بزرگ را ستایش کنیم و فرمان دادیم تا در کنار این نبشته بیادبود و شادی روان ما و نیاکان ما آتش افتخار به نام شاپور بنا شود . و باز هم آتش افتخار دیگری به نام آذر ناهید یا آتورناهید به خاطر شادی روان فرزند ما هرمزد اردشیر بزرگ شاه ارمنستان بنا گردد و سپس آتش افتخار دیگری به نامهای نرسی و روان آریایی مزداپرست او بپا کردند . سپس برای این آتشکده ها هدایای تقدیم شد که همگی در لیست فهرستهای نظامی دولت به ثبت رسید . به خاطر شادی روان ما هر روز یک بره و یک مودی و نیم ( 40 لیتر ) غله و شراب هدیه تقدیم شد . ( تمدن ايران ساساني اثر لوکونين )
آخرین گفتار بابک خرمدین سردار بزرگ ایران ( به سال 216 هجری قمری )
تو
این معتصم
خیال مکن که با
کشتن من فریاد
استقلال طلبی
ایرانیان را
خاموش خواهی
کرد . نه ! این
حماقت است اگر
فکر کنی چون
افشین وطن
فروش را با زر
خریده ای
میتوانی
ایرانیان را
اسیر کنی . من
مبارزه ای را
آغاز کرده ام
که ادامه
خواهد داشت
من
درسی به
جوانان ایران
داده ام که
هرگز آنرا
فراموش
نخواهند کرد .
من مردانگی و
درس مبارزه را
به جوانان
ایران آموختم
و هم اکنون که
جلاد تو
شمشیرش را
برای بریدن
دست و پاهای من
تیز میکند
صدها ایرانی
با خون بجوش
آمده آماده
طغیان هستند
" پاینده ایران "
از کتاب حماسه بابک خرمدين - نوشته نادعلی همدانی
گفتار شاهنشاه انوشه روان دادگر در باره شیوه برگزیدن قوانین جدید کشورایران بزرگ ( به سال 520 پس از میلاد )
ما
- در آیین سازی
جدید دولتی
خود نخست به
مطالعه آیین
نیاکانمان
پرداختیم
زیرا آنان حق و
اولویت بر ما
دارند . همچنین
در قبول آداب و
نظامات فقط پی
حق را گرفتیم و
آنان را با
عدالت پیوند
زدیم . بعد از
مطالعه و
صرافی قوانین
نیاکانمان به
سراغ آیین روم
و هندوستان
پرداختیم و از
میان آنان هر
قانونی که
پسندیده بود
برگزیدیم .
تنها معیار-
عقول ما و ممیز
آن حواس ما بود
. پس همه آیین و
نظامات را گرد
آوردیم و دولت
خویش را به
آنها مزین
نمودیم
از
جمله
بزرگترین و
زیباترین
زیورهایی که
سلطنت یک
پادشاه را
شکوه و زیبایی
می بخشد آن است
که به حق
اعتراف کند . و
علم و دانش را
محترم شمارد و
در برابر این
مهم تعظیم کند
و از آن پیروی
نماید و همین
طور مهمترین
عاملی که به
چهره پادشاه
زیان می رساند
این است که از
فراگیری دانش
و معرفت دوری
کند و نسبت به
علم نخوت و
غرور نشان دهد
و تعصب اش مانع
از کسب علم
گردد . زیرا تا -
کسی علم را از
دیگری
نیاموزد
چگونه
میتواند دانا
شود . پس هر چه
در نزد ملت روم
و هند پسندیدم
و با عقل
هماهنگ بود و
همچنین
قوانین نیکوی
پدرانمان را
اخذ نمودم و
تجربیات شخصی
خویش را به آن
اضافه نمودم .
در این راه مهم
از تجارب
پادشاهان
ممالک دیگر
بهره جستم و به
راستی هم
اکنون احساس
میکنم به
آرزوی دیرینه
خود رسیده ام
زیرا چیزی را
که مایه خیر و
ظفر کشور و
ملتم است را به
چنگ آورده ام و
هم اکنون به
همه آیین و
رسوم کشورهای
دیگر پشت پا
زدم و کشورم را
با قوانین
خردمندانه
میهنی اداره
میکنم