پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران - واژه های ایرانی

   

 

 

 

Persian Language زبان پارسی

 

جداسازی واژه های بیگانه از زبان ملی ایرانیان

بیگانه

پارسی

بیگانه

پارسی

وحشی

دد

وصیت , نصیحت

 اندرز

بالاخره

در نهایت , سرانجام

عاصی

اپارون, گنهکار

علمدار

درفشدار

نیشابور

اپرشتر , ابرشهر

تاخیر

درنگ , دیرپای

متصدی , مامور

اپرمان

سلام

درود

بلندی , عظمت , جلال

اپروند , ورجاوند

خلیج فارس

دریای پارس

جاسوس

اپیشه

دریای خزر

کاسپین , آبسکون , مازندران

دشمن شیطان

ادیوه

دریای عمان

دریای مک کران , مکران

فیروز آباد فارس

ارتخشر خوره , اردشیرخوره

دریای عمان

دریای اریتره

مطلوب

ارتشت

مشکل

دشوار

نظامی , مبارز

ارتشتار

مغشوش , مضطرب

دگرگون

عزیز , شریف

ارجهوت , ارجمند

نیت خالص

دل سپید

ساعد

ارش

شجاع

دلاور

شط العرب ( نامی جعلی ) اروند رود

زشت , قبیح

دوش

اغفال , اتهام

ارنگ

ملاقات

دیدار

از صمیم قلب

ازدل راستی

عطا کننده

راد , بخشنده

اصطبل

اسپستان

حقیقی , واقعی

راستین

قیم

استور

طریق

راه

حق

اشا , رساتی

مشاور

رایزن

تعالی

افراز

مشاور

رایزنی

دریغ و حسرت

افسوس

قیام

رستاخیز

 معیوب

اک

خلاص شدن

رستن

الان

اکنون

حسادت

رشک

مرداد

امرداد

عملکرد

رفتار

عمومی

امرکان

خلاص شدن

رهایی یافتن

شریک

انباز

ولی , هادی , امام

رهنما

حزب

انجمن

جاری

روان

داخل

اندرون

عالم

روزگار

صغیر

اندک , کوچک

ایام

روزها

غصه دار

اندوهگین , انداکن

صریح , واضح

روشناک

غم انگیز

اندوهناک

حاصل کردن

رویاندن

متفکر

اندیشمند

هوس

ریژ

تفکر

اندیشه

طناب

ریسمان

تصور کردن

انگاشتن

تولد

زادروز

عسل

انگبین

ولادت

زایش , زادروز

قصد , هدف

انگیزه

ذیل

زیر

غیر و ضد ایرانی

انیران

حیات

زیستن , زندگانی

ابلیس , شیطان

اهریمن

عمیق

ژرف

الله

اهورا

بعد

سپس

دارای نیروی خارق العاده

اوجومند

مقدس

سپنتا

مقام وعظمت

اورنگ

موقت , عاریت

سپنج

ودیعه

اوستان

عرش

سپهر

رود جیحون

اوشان

کامل و تمام

سپوریک

نخست

اول

نجم , نجوم

ستاره , اختر

اللهی آمین

ایدون باد

قابل تقدیر

ستایش

الله

ایزد , یزدان

بزرگ , عظیم

سترگ

مقاومت

ایستادگی

اجحاف

ستم

قائم بالذات

ایستاده به خود

صد ستون تخت جمشید

ستیستون - پارسه

استعداد

آتاویه

متعصب

ستیهنده

آذربایجان ( معرب شده )

آتورپاتکان آتروپاتان

حرف , نطق

سخن

صاعقه

آذرخش , ویر

مستقیما

سراسر

مهیا , حاضر , تزئین

آراستن

مفتخر

سرافراز

ساکن

آرامیده

به آخر رسیدن

سرآمدن

راهنما , راهبر

آریاز

منبع , ماخذ

سرچشمه , بن مایه

متاثر کردن

آزردن

محافظ , مدافع

سردار

حرمت , احترام

آزرم

ملک

سرزمین

امتحان , تست

آزمایش , اوزماییشن

آقا

سرور

راحت

آسان

مقامات

سروران

مطمئن

آسوده , ابیم

صدای وجدان

سروش

صدمه

آسیب

لایق

سزاوار , شایسته

غضبناک

آشفته , پریشان

حساس

سنهیشن

واضح , ظاهر

آشکار

منفعت

سود

استعلام

آفراس , آگاهی

منجی , هادی

سوشیانت

تشکر , لطف

آفرین , سپاس

قسم

سوگند

مطلع , مستحضر

آگاه

مرحوم

شادروان

ذیحساب

آمارگر

امر به شادی

شادزی

تعلیم دادن

آموختن

خوشحال

شادمان , خرم

معلم

آموزگار

لایق

شایسته

قصد , عزم

آهنگ

صبر , تحمل

شکیبایی

عیب دار

آهوکناک , آلوده

تعجب

شگفتی

احتراما

با بزرگ داشت

محاسبه

شمارش

موضوع

باره

شهر سلوکیه در کنار دجله

شهر به اردشیر

استیضاح

بازپرسی

تخت جمشید

شهر پارسه

ممنوع کردن

بازداشتن

امیر , سلطان

شهریار , شاهنشه

نتیجه

بازده

نور

شید

مرجوع

بازگشت

عظمت

فر , شکوه , مهی

ارتقاء

بالا بردن , افزایش

بالا

فراز

صبح

بامک , بامدادان

پروسه

فرآیند

واجب , حتما

بایست

تصویر , عکس

فرتور